با وجود اينكه مرحله حاد مناقشه بين گرجستان و آستياي جنوبي پشت سر گذاشته شده است، واكنش جهاني به اين مناقشه باعث تأمل و تفكر در باره اين موضوع ميشود كه آيا ساهاكاشويلي به ابتكار خود يا در چارچوب طرح ديگران رفتار ميكند و اينكه تجاوز به آستياي جنوبي با چه هدفي شروع شده بود؟ خبرنگاران و كارشناسان روزنامه «ايزوستيا» در نتيجه تجزيه و تحليل واقعيات جداگانه فرضيهاي را تهيه كردند كه با وجود اشكالاتي كه ممكن است داشته باشد، شايان بررسي جدي ميباشد.
همانطور كه ما بارها پيشبيني كرده بوديم، اگر انتظار ضربه نظامي ميرفت، بايستي ضربه آمريكا به ايران باشد. انتخاباتي كه قرار است در ماه نوامبر برگزار شود، دولت جمهوريخواه آمريكا را به اتكا بر جنگ وادار كرده بود. قبل از همه حملات موشكي به تأسيسات هستهاي و نظامي ايران مد نظر بودند. وقت تنگ بود و بهانهاي لازم بود.
هنگامي كه ميخاييل ساهاكاشويلي در آستياي جنوبي گير كرده بود، خبر رسيد كه ايران يك ماهواره يا به عبارت دقيقتر، ماكت ماهواره را به مدار فضايي پرتاب كرد. معلوم است كه خود ماهواره هنوز آماده نشده است. پس اين شتابزدگي چه علتي داشت؟ ناظران از قبل پرتاب اين ماهواره را پيشبيني كرده بودند ولي زمان ديگر، اواخر سپتامبر يا اوايل ماه اكتبر را عنوان كرده بودند.
كارشناسان نظامي ما ادعا ميكنند كه بايد نه به مدل «خام» ماهواره بلكه به وسيله حمل كننده آن توجه كرد. ايران نشان داد كه از حمل كنندههايي برخوردار است كه در واقع موشكهاي باليستيكي هستند. كارشناسان نظامي-فني معتقدند كه ايران از چهار يا حتي شش حمل كننده از اين نوع برخوردار است چرا كه طراحان هميشه چند دستگاه بيشتر به عنوان ذخيره توليد ميكنند.
فرض جسورانه ما اين است كه اگر ميخاييل ساهاكاشويلي ساكت نشسته بود، ما در ماه اكتبر شاهد پرتاب ماهواره واقعي ايراني و سپس انبوه ضربات «نقطهاي» به تأسيسات هستهاي، نظامي و حياتي ايران ميشديم. و حالا ماكت ماهواره پرواز خود را ميكند ولي از ضربات موشكي خبري نيست. چرا اينطور شده است؟ جايي نيست كه بتوان از آنجا ضربات را وارد كرد!
يك پايگاه يا به عبارت ديگر، منطقهاي در شعاع 600-500 كيلومتري اهداف مذكور براي حمله آمريكا به ايران تهيه شود. كدام كشور مي توانست رضايت بدهد كه نقش محل پرتاب موشكها را بازي كند؟
امكان استفاده از آذربايجان منتفي است. يكي از استدلالات مهم در اين زمينه، تعداد فراواني آذريهاي مقيم ايران است. تركيه هم به حساب نميآيد چرا كه موافقت آن با ايفاي اين نقش مي توان در روابط با برادران ايماني مشكلات عديدهاي ايجاد كند و واكنش تند اسلامگرايان را بر انگيزد كه همينطور هم بيميل نيستند حكومت لاييك اين كشور را بر اندازند. تركيه همچنين اعلام كرد كه از عبور ناوها و كشتيهاي ايالات متحده به درياي سياه از طريق تنگههاي تركي ممانعت ميكند. حتي اگر آنها حامل كمكهاي انساني باشند. معلوم است كه اجازه عبور ناو هواپيمابر آمريكايي را هم نخواهد داد و لذا آمريكا نميتواند از روي اين ناوها به ايران ضربه بزند. ارمنستان هم به دلايل روشني در نظر گرفته نميشود. اسراييل دور است و معلوم نيست آيا اين كشور حاضر است در حمله به ايران شركت كند يا خير.
گرجستان را اجاره دادند
غير از گرجستان كسي باقي نمانده است. اين همان «ميدان موشكي» است كه ميخاييل ساهاكاشويلي با رغبت در اختيار آمريكا گذاشت. كارشناسان معتقدند كه اوكراين، كشور دوم در اين رديف است. بسيجيان آبخازي كه از خاك گرجستان برگشته بودند، براي خبرنگار جنگي ما تعريف كردند كه مزدوران اوكرايني تنها در دستههاي مسلح گرجي حضور نداشتند. آبخازيها در محل استقرار سيستمهاي ضدهوايي گرجي با چشم خود اسنادي را ديدند كه دال بر آن بودند كه نظاميان حرفهاي اوكراين برروي هواپيماهاي روسي آتش گشوده بودند. اگر فرض كنيم كه اوكراين آماده شده بود تا در تأمين ضربات به ايران شركت كند، اين اطلاعات درست «جا ميافتد». اوكراين سيستمهاي ضدهوايي را به گرجستان صادر و مستقر كرده بود كه باستي از اماكن استقرار هواپيماهاي آمريكايي دفاع كنند. موشكهاي بالدار بايستي از روي همين هواپيماها به سوي ايران شليك شوند. نه تنها جنگافزار بلكه نفرات تربيت شده به محل عمليات انتقال داده شده بودند. آنها مي توانستند از اين وسايل ضد هوايي براي دفع ضربه مقابله به مثل ايران به واحدهاي نيروي هوايي و يگانهاي مستقر در فرودگاهها استفاده كنند.
اوكراين و گرجستان به اين كارها چه احتياجي دارند؟ ميخاييل ساهاكاشويلي و ويكتور يوشنكو در عوض اين كمكها خواسته بودند كه دو كشورشان را در برنامه آمادگي براي عضويت در ناتو بگنجانند. آنها در بخارست به علت واكنش منفي بعضي اعضاي اروپايي ناتو به اين هدف نرسيده بودند ولي معلوم است كه آمريكاييها به تداركات خود در اين زمينه ادامه دادند.
تحولات بعدي چنين بود. ميخاييل ساهاكاشويلي خود را براي ايالات متحده ضروري دانست (چرا كه در زمينه مبارزه با ايران به آمريكا كمك ميكند) و تصميم گرفت از اوضاع جاري براي حل مسايل دروني خود استفاده كند. محاسبات او اصولاً درستبود. واشنگتن در عوض واگذاري سرزمين گرجستان براي ضربات به ايران مجبور ميشد از جرم تجاوز به آستياي جنوبي و آبخازستان بگذرد و حتي از رئيس جمهور گرجستان حمايت كند كه اين حمايت ميتوانست حتي جنگي باشد. بديهي است كه ساهاكاشويلي روي موفقيت سريع حساب ميكرد و مي خواست ظرف يكي دو روز مسأله را حل كند. جنبه تاكتيكي اين عمليات نيز مشاهده ميشود. واكنش طرف روس مي توانست با تأخير نمايان شود در حالي كه ضربات سيستمهاي آتش متراكم به شهر تسخينوالي سيلاب آوارگان را به وجود آورده و باعث مسدود شدن تونل «روك» ميشد. در اين شرايط ارتش روسيه نميتوانست واحدهاي خود را وارد منطقه بكند كه طرف گرجي با استفاده از اين فرصت زماني تمام شهر تسخينوالي را گرفته و پرچم خود را بالاي ساختمان ويران شده دولت بر ميافراشت. ساناكويف، دستنشانده گرجيها به رياست آستياي جنوبي نشانده ميشد و اعلام ميشد كه اين منطقه تماماً تحت كنترل مقامات گرجستان قرار گرفته است. بعد از اين ميشد مكانيزم بين المللي را راه انداخت. ايالات متحده مي تواند دهان هر كس را ببندد و از قتل عام و جنايات جنگي رژيم گرجي چشم بپوشد.
تعبير تهران از اوضاع درست بود
ولي واكنش روسيه از محاسبات ميخاييل ساهاكاشويلي و احتمالاً حاميان آمريكايي وي سريعتر و مؤثرتر بود. عمليات روسي بسيار باسواد بود: نه تنها نيروهاي گرجي را كه به تسخينوالي حمله كرده بودند. بيرون انداختند بلكه به همان عناصر زيرساخت نظامي و حمل و نقل ضربه زدند كه نيروهاي مسلح گرجستان از آنها استفاده كردند يا مي توانستند براي حمله به نيروهاي روسي در آستياي جنوبي استفاده كنند. ضربات نقطهاي به فرودگاهها موجب از كار افتادگي باندهاي آنها شدند. چهارراههاي كه جادههاي گرجستان را كنترل مي كردند، توسط نيروهاي روسي گرفته شده بودند كه در اين شرايط انتقال واحدهاي ارتشي مكمل گرجي به منطقه مناقشه و طولاني كردن آن از بين رفت. همين امر باعث واكنش آنقدر شديد آمريكاييها به ورود نيروهاي روسي شد. واكنش واشنگتن به يك نوع هيستري جنونآميز تبديل شد. ميخاييل ساهاكاشويلي نه تنها خود را هدف ضربه قرار داد بلكه به عمليات عليه ايران لطمه زد. ولي تهران تمام اين سناريو را درست تعبير كرده و از موقعيت ايدهآل استفاده كرد تا موشك حمل كننده خود را حتي بدون ماهواره پرتاب كند. معلوم است كه آمريكاييها در آن روزها براي ابراز واكنش شديد به ماهواره ايراني و وارد كردن ضربه به ايران از خاك گرجستان آماده نبودند. تازه هر گونه انتقال واحدهاي نظامي آمريكا به گرجستان توسط روسيه به عنوان احتمال تجاوز به روسيه تلقي شده و با مقاومت نيروهاي مسلح روسيه روبرو ميشد. آمريكا حتي در هيستري عصبي نمي توانست به خود اجازه دهد به رويارويي مستقيم با روسيه تن دهد.
نقش کندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا در اين جريانات، بحث جداگانهاي است. او بارها گفته بود كه ميخاييل ساهاكاشويلي را كه حالت روحي نامناسبي دارد، «كاملاً كنترل ميكند». ولي رئيس جمهور «كراوات خور» گرجستان عكس اين موضوع را به اثبات رساند. ولي اتكاي رايس بر ساهاكاشويلي چيزي بالاتر از كمك به پيروزي جمهوريخواهان در انتخابات جديد بود. رايس حتماً قصد داشت 4 يا 8 يال بعد معاون رئيس جمهور شود. يا شايد حتي رئيس جمهور؟ شكست فعلي رايس در اروپا كه مواضع ايالات متحده را الزامآور و غيرقابل بحث ندانسته است (كه در جلسه ناتو همين امر مشاهده شد)، مي تواند دور آينده سياسي کندوليزا رايس خط بطلان بكشد. همين امر باعث سخنان عصبي و دور از منطق او شده است.
اگر ما خارج شويم، چه ميشود؟
ولي سئوالي كه براي ما اهميت بيشتر دارد اين است كه در صورت خروج نيروهاي روسي از مواضع كنوني چه ميشود؟ اگر خواست آمريكا را اجرا كنيم كه نيروهاي آنها به صورت نيروهاي ناتو يا بين المللي به اين منطقه ارسال شوند و در واقع بتوانند جلوي نيروهاي حافظ صلح ما را بگيرند، چه ميشود؟ ممكن است آمريكاييها با شتاب سعي كنند باندهاي فرودگاهها را تعمير كنند و نيروي هوايي خود را آنجا منتقل كنند تا بالاخره ضربه بزنند. واشنگتن فرصت كمي دارد چرا كه بايد تا قبل از انتخابات اين كار را بكند. در اين صورت دولتي كه از صحنه خارج ميشود، مسئول اين عمليات محسوب خواهد شد. اين امر براي بوش اهميت ندارد: او به راحتي به كار خود در شركت نفتي خانوادگي ادامه خواهد داد. ولي مككين كاري را كه شروع شده است، ادامه خواهد داد.
واقعيت اين نيست كه روسيه سعي ميكند به هر وسيله ممكن به آمريكا نارويي بزند. شكست ايران تنها نقطه مبدأ بازسازي ريشهاي جهان پيرامون كشورمان خواهد شد. روزنامه «ايزوستيا» بارها در اين مورد مطالبي درج كرده است. سياستمداران اين واقعيت را مي دانند. ولي مردم عادي گرجستان و اوكراين حتي نمي توانند حدس بزنند ميخاييل ساهاكاشويلي و ويكتور يوشنكو، رؤساي جمهوري در خدمت آمريكا، آنها را به گروگان كدام بازي تبديل مي كنند.
«كمكهاي انساني» آمريكايي زير نظر پنتاگون و نه سازمانهاي اجتماعي براي ساهاكاشويلي ارسال ميشود. به «افراد متفرقه» اجازه داده نمي شود كه به اين محمولهها نزديك شوند. پس عمليات «ايران» همچنان ادامه دارد؟
نقطه نظر رسلان پوخوف، مدير مركز تحليل راهبردها و فناوريها:
- پرواضح است كه آمريكايي ها ضمن تدارك عمليات عليه ايران از الگوي عمليات عراق استفاده ميكنند. معلوم نيست اين عمليات بالاخره صورت بگيرد يا خير ولي تداركات با سرعت تمام ادامه دارد. با عنايت به اينكه همه همسايگان ايران حاضر نيستند سرزمين خود را براي استقرار نيروهاي متجاوز، پايگاهها و عمليات تخريبي واگذار كنند، آمريكاييها به گرجستان به عنوان چنين تكيهكاهي احتياج زيادي دارند. به ويژه به علت امتناع تركيه از شركت در اين ماجراجويي. علتش رفتار تركيه، حمايت فزاينده آمريكا از كردها تا حد تشكيل دولت مستقل كردستان و جدا كردن بخشي از خاك تركيه است. طبيعي است كه جامعه و. ارتش تركيه (كه در اين كشور نقش كليدي بازي ميكند) حاضر نيستند در اين مورد سكوت كنند و سازش نمايند. آنها در سال 2003 عبور نيروهاي آمريكايي از خاك خود را ممنوع كرده و از افتتاح جبهه دوم عليه صدام حسين ممانعت كرده بودند كه همين امر باعث طولاني شدن عمليات در عراق شده بود.
آذربايجان نيز به چنين دليلي سرزمين خود را در اختيار آمريكاييها نمي گذارد. اكنون اين كشور از رشد اقتصادي پايداري بهره ميگيرد كه با قيمتهاي بالاي مواد انرژيزا ارتباط دارد. معلوم است كه دست ايران به ايالات متحده نمي رسد ولي ايران مي تواند براي جمهوري آذربايجان مشكلات يايد ايجاد كند، از جمله به وسيله ضربات موشكي. آذربايجانيها هم اهل تشيع هستند. تهران از شيعيان سراسر جهان حمايت ميكند و مي تواند عناصر اسلامي را بر انگيزد و حتي آنها را براي كودتا تحريك كند. طبيعي است كه الهام علييف اين واقعيت را درك ميكند. ولي ميخاييل ساهاكاشويلي به اميد امتيازاتي كه ممكن است نصيب اوشوند، حاضر بود كشور خود را قرباني كند.
ایزوستیا