سازمان تروريستي پ . ك . ك كه از بدو تشكيل تاكنون موجب قتل حدود چهل هزار تن از مردم كشورهاي تركيه، ايران، عراق و سوريه شده است، روابط دور و درازي با مقامات دولت باكو دارد. اين سازمان مخوف تروريستي كه موجب مرگ حدود سي و سه هزار تن از اهالي تركيه ( كردها، تركها و ...) و عدة زيادي از اهالي ايران و عراق و سوريه بخصوص كردها شده است، در دورة جنگ سرد توسط اتحاد جماهير شوروي ايجاد شد. در دورة جنگ سرد يكي از مهمترين اقدامات دولت شوروي در كشورهايي كه روابط نزديكي با غرب داشتند يا عضو پيمان ناتو بودند، ايجاد گروهها و سازمانهاي مسلح تجزيهطلب بود تا از طريق اين گروهها و سازمانهاي مسلح، بخشي از منافع شوروي در رويارويي با رقيب خود تأمين شود. اينگونه گروهها و سازمانها علاوه بر اينكه اقدامات سياسي، تبليغاتي و جاسوسي به نفع شوروي انجام ميدادند، مهمترين كاركردشان ايجاد تهديد براي تماميت ارضي كشورهاي مخالف شوروي بود. بدينگونه بخشي مهم از توان نظامي ـ اطلاعاتي كشور مخالف يا رقيب، صرف مبارزه با يك سازمان تجزيهطلب ميشد. همچنين ثبات سياسي و اجتماعي كشور مخالف، توسط سازمان تجزيهطلب مورد حمايت شوروي در حد امكان در هم ميريخت. يكي ديگر از اهداف شوروي، از ايجاد سازمانهاي تجزيهطلب و مسلح در كشورهاي مخالف كمونيسم، بخصوص كشوري كه عضو ناتو بود ( مانند تركيه)، اين بودكه اگر نبردي بين شوروي يا يك كشور كمونيستي با غرب يا كشور متعلق به اردوگاه غرب رخ ميداد، سازمانها و گروههاي تجزيهطلب ايجاد شده توسط شوروي، ميتوانستند در درون آن كشور به عمليات خرابكارانه اقدام كنند.
در دورة جنگ سرد، شوروي تعدادي سازمان تجزيهطلب و كمونيستي مسلح را در ايران تشكيل داد كه از آن جمله ميتوان به فرقة دمكرات در آذربايجان، حزب دمكرات در كردستان، حزب توده ( كمونيست) و چريكهاي فدايي خلق اشاره كرد. حزب توده سازمانها و گروههاي متعددي نيز با نامهاي مختلف مانند سازمان زنان، سازمان افسران، سازمان درجهداران و ... ايجاد كرده بود.
سياست « ايجاد سازمانهاي مسلح تجزيهطلب و ترويج افكار تجزيهطلبانه» در كشورهاي مخالف كمونيسم در پوشش شعارهايي مانند خودمختاري، حقوقي قومي و فدراليسم يكي از سياستهاي دايمي دولت شوروي از زمان حاكميت استالين تا سالهاي آخر فروپاشي شوروي بود. در اجراي همين سياست نيز پ . ك . ك در تركيه تأسيس شد. حيدرعلياف كه در سال 2003 درگذشت، از چهرههاي مهم امنيتي و سياسي حزب كمونيست شوروي بود. وي مدتها رييس ك . گ . ب ( سازمان جاسوسي شوروي) در باكو و سپس دبيركل حزب كمونيست باكو و بعد از آن مسوول ميز ايران در سازمان ك . گ . ب، عضو مهم ادارة كشورهاي شرق در ك . گ . ب ، و در نهايت معاون نخستوزير شوروي بود. وي چهرهاي مهم در دولت شوروي براي بسط فعاليتهاي كمونيستي و تجزيهطلبانه در ايران و تركيه بود و هنگام تشكيل پ . ك . ك نيز از چهرههاي قديمي ك . گ . ب به شمار ميرفت. گفته ميشود، روابط حيدرعلياف با پ . ك . ك به زماني باز ميگردد كه وي در سازمان ك . گ . ب بود و طبيعي است كه تأسيس و راهاندازي پ . ك . ك جزو كارهاي ك . گ . ب بود. بعد از به قدرت رسيدن مجدد حيدرعلياف در سال 1993 در باكو، اخبار و شايعات زيادي در مطبوعات و رسانههاي گروهي و محافل سياسي ايران شمالي پيرامون روابط وي با پ . ك .ك شنيده ميشد. اين نكته نيز قابل ذكر است كه برخي محققان برآنند كه عليرضا، پدرحيدرعلياف از كردهاي ايراني بود كه پيش از روي كار آمدن حكومت كمونيستي در روسيه به نخجوان مهاجرت كرده و به عنوان كارگري ساده مشغول كار بوده است. درهر حال گفته ميشود، تبار كردي حيدرعلياف نيز در سپردن بخشي از كارهاي تشكيل پ.ك.ك به وي در دورة شوروي و تداوم ارتباط وي با اين سازمان تأثير داشته است.
طي سالهاي گذشته نيز اخبار و مطالبي در برخي مطبوعات باكو پيرامون روابط مقامات دولتي با پ . ك . ك منتشر شده است. روابط پ . ك .ك با دولت باكو، همزمان با حملات تركيه به شمال عراق براي از بين بردن اين سازمان تروريستي، از سوي محافل و نشريات پانتركيستي و مورد حمايت تركيه در باكو بيشتر مورد توجه قرار گرفت، به نحوي كه روزنامههاي « آزادي » و « مساوات نوين » بيشترين اخبار و مطالب را در اين باره منتشر كردهاند. برخي از نمايندگان پارلمان باكو نيز از حضور كردهاي خارجي و عناصر پ . ك .ك در ايران شمالي خبر دادهاند، چند ماه پيش در بحثي پيرامون مسأله تروريسم در پارلمان باكو، برخي نمايندگان از جمله « پناه حسيناف» خواستار آن شدند كه دولت باكو، سازمان پ . ك .ك را در ليست سازمانها وگروههاي تروريستي قرار دهد، اما اين پيشنهاد پذيرفته نشد و پناه حسين اظهار داشت كه روابط برخي مقامات با اين سازمان مانع از آن ميشودكه دولت باكو پ . ك . ك را به عنوان يك گروه تروريستي اعلام كند.
از چند ماه پيش، برخي مطبوعات باكو و حتي يك افسر ارشد امنيتي بازنشسته به نام الهام اسماعيل از حضور كردها در نخجوان خبر داد. اين افسر امنيتي طي گفتگويي با روزنامة مساوات نوين از احتمال جدا شدن نخجوان از ايران شمالي به واسطه حضور كردها در اين منطقه سخن گفت.
الهام اسماعيل گفت: « در صورتي كه در مرز ارمنستان و نخجوان درگيري ايجاد شود، حضور كردها در نخجوان ميتواند به اشغال آن توسط ارمنستان منجر شود.» به دنبال انتشار اين خبر حركت آزاديبخش ايران شمالي (شعبة نخجوان) بيانيهاي منتشر كرد و خواستار اجراي خواست تاريخي اهالي نخجوان براي پيوستن به ايران شد.
حركت آزاديبخش ايران شمالي، شعبة نخجوان، در بيانية خود با اشاره به اينكه اهالي نخجوان بعد از انعقاد عهدنامة تركمانچاي، در موقعيتهاي مختلف تاريخي از جمله هنگام وقوع جنگ جهاني اول خواستار پيوستن به وطن اصلي خود ايران بودهاند، يادآور شده بود كه در سال 1991 (1370) به دليل جنگ قرهباغ، نخجوان نيز در معرض اشغال بود، چنانكه در «صدهرك» نيروهاي ارمني به نخجوان تعرض كردند. ارمنستان ميخواست نخجوان را نيز تصرف كند كه با هشدار دولت ايران روبرو شد. در اين هنگام نيروهاي ايراني در سواحل ارس مستقر شدند و حتي گردانهايي از رزمندگان ايراني، طي عملياتي شبانه ارامنه را از كنار مرزهاي ايران دور كرده و بخشهايي از ايران شمالي را نيز آزاد كردند. در اين وضعيت حيدرعلياف به عنوان رييس مجلس عالي (فرماندار) در نخجوان بسر ميبرد. وضعيت نخجوان به قدري وخيم بود كه حتي براي خودروي حيدرعلياف نيز بنزين پيدا نميشد. در چنين وضعيتي ايراني ها به كمك نخجوان شتافتند و كاروانهاي حامل آرد، مواد غذايي، سوخت، دارو و ... از سوي ايران به نخجوان سرازير شد. در اين هنگام، نخجوان همانند يك منطقة ايراني تحت كمكهاي همهجانبة ايران قرار داشت، حيدرعلياف زود زود به تبريز و تهران سفر ميكرد... در اين شرايط، هنگامي كه استاندار وقت آذربايجانشرقي (عبدالعلي زاده) براي بازديد به نخجوان سفر كرده بود، حيدرعلياف به وي گفت: اين منطقهاي ايراني است، كافي است كه پرچم ايران را هم در اينجا برافرازيد...
در هر حال، سخن پيرامون حضور اعضاي پ . ك .ك در نخجوان است، آخرين خبري كه در روزنامه « مساوات نوين» باكو دربارة حضور اعضاي پ.پ. ك در نخجوان منتشر شده، علاوه بر اينكه خبري دقيق است، حاكي از روابط اقتصادي گسترده بين پ . ك ك و حكومت باكو ميباشد.
روزنامه مساوات نوین چاپ باکو که تاکنون اخبار و گزارشهای متعددی درباره حضور سازمان تروریستی پ پ ک در ایران شمالی بخصوص باکو و نخجوان و ارتباط این سازمان با برخی محافل و دستگاههای باکو منتشر کرده است ، در شماره مورخ 29 فروردین 1387 بار ديگر از حضور اعضای پ پ ک در نخجوان خبر داد . این روزنامه نوشت :
« چند نفر از اهالی نخجوان با وجود ممانعت مقامات نخجوان از سفر آنها به باكو، موفق شدهاند خود را به باكو برسانند. پيش بيني مي شود كه اين گروه نيز در تظاهرات عليه واصف طالباف (فرماندار نخجوان) شركت كنند و اين تظاهرات روز جمعه (30فروردين) پس از خاتمه جلسه پارلمان باکو، در مقابل ساختمان پارلمان برگزار شود. از دو روز پيش تعدادي از كاركنان شركت ساختمانسازي اوچار كه به عنوان نمايندگان پ. ك. ك شناخته ميشوند، با خودروهاي پلاك دولتي در شهر نخجوان تردد ميكنند. گفتني است كه رياست اين شركت را اميل اوچار، شهروند كردتبار تركيه برعهده دارد. وي شريك واصف طالباف است و عمليات احداث بزرگراه نخجوان ـ شرور ـ ايغدير نيز كه به تازگي آغاز شده، به اوچار سپرده شده است. اوچار كسي است كه به رغم بيكاري جوانان نخجواني، كاركنان كردتبار از تركيه به نخجوان آورده و شرايط اسكان آنها در نخجوان را نيز فراهم كرده است. واصف طالباف همه طرحهاي ساختمانسازي در نخجوان را به وي محول كرده است.
افراد نزديك با اميل اوچار با خودروهايي كه شماره آنها با 70AA و 85 AA در شهر تردد ميكنند و همه ميدانند كه اين شمارهها دولتي هستند. حتي پليس راهنمايي نخجوان نيز جرات متوقف كردن اين خودروها را كه سمپاتهاي پ. ك. ك هدايت ميكنند، ندارد. »
به راستي علت روابط ميان سازمان تروريستي پ . ك .ك و كمك دولت باكو به ادامة حيات اين سازمان تروريستي چيست؟ كارشناسان سياسي در اين باره نظرهاي مختلفي دارند؛ مانند وجود روابط ميان برخي مقامات ارمنستان با پ . ك .ك و تلاش دولت باكو براي بهرهبرداري از اين روابط به نفع خود، استفاده از پ . ك . ك در چالش با تركيه (مانند حمايت تركيه از استقلال كوزوو و برخي احزاب مخالف دولت باكو مانند حزب مساوات و جبهه خلق)، روابط نزديك پ . ك . ك (وپژاك) و سازمانهاي تجزيهطلب كردي با اسراييل و آمريكا و ... كه هر يك از اينها ميتواند مورد بررسي و ارزيابي قرار گيرد.
دکتر عارف محمدزاده