راهپيماييهاي مخالفان در سن پترزبورگ و مسكو كه بايستي سازمان «روسيه ديگر» را احيا كنند، با شکست كامل روبرو شدند.
در مسكو راهپيمايي مخالفان برگزار شد. ممكن است اين راهپيمايي 7 دقيقهاي به خاطر زمان كوتاه و تعداد ناچيز شركت كنندگان در تاريخ به ثبت برسد. مقامات رسمي شهرداري اجازه برگزاري اين راهپيمايي را نداده بودند كه به همين دليل تني چند از شركت كنندگان و از جمله نيكيتا بليخ رهبر حزب «اتحاديه نيروهاي راستگرا» و لئو پنومارف رهبر جنبش حقوق بشر موقتاً بازداشت شدند. در همان حال رهبران «روسيه ديگر» در سن پترزبورگ در مسير مجاز راهپيمايي بر پا كردند. به گزارش راديوي «پژواك مسكو» در آن راهپيمايي جمعاً 500 نفر شركت كردند، از جمله 200 نفر روزنامهنگار.
اين شكست واقعي بود. ولي گاري كاسپاروف رهبر جنبش «روسيه ديگر» به شكستها عادت كرده است. «روسيه ديگر» از زمان تأسيس هميشه با شكستهاي مختلف روبرو ميشد. فقط ميتوان از لجاجت و سرسختي كاسپاروف تعجب كرد كه بدون اينكه يك انديشه سازنده يا متحد معتبر داشته باشد، طي قريب به دو سال اخير به حاميان غربي خود تلقين مي كرد كه «روسيه ديگر»، نيروي واقعي است. ايرينا هاكامادا در كنفرانس مؤسسين سال 2006 به سازندگان ائتلاف گسترده مردم معترض گفته بود: «شما مي خواهيد در روسيه به قدرت برسيد؟ شما نمي توانيد حتي كنار هم بنشيند و به توافق برسيد. مردمي كه در مناطق رنج ميبرند، مي خواهند بشنوند كه ما مسايل آنها را چگونه حل خواهيم كرد».
ولي رهبران «روسيه ديگر» وقت نكردند به مسايل ساكنان مناطق روسيه توجه كنند. آنها كارهاي مهمتري داشتند. ابتدا سعي كردند از بلشويكهاي مليگرا، وطنپرستان، كمونيستها، دمكراتها و فاشيستها «شتر مرغ پلنگي» درست كنند. بعداً سعي ميكردند طرفداران فراري خود را باز گردانند. بعد از آن خيال كردند كه چگونه زنده بمانند و چه كار تندي بكنند كه حاميان خيال نكنند كه اين جنبش از بين رفته است. در گرماگرم اين كارهاي مهم براي هيچ كاري جز راهپيماييها با آتش مصنوعي و كشمكش با پليس وقت باقي نماند.
اين تظاهرات با وجود رنگارنگ بودن، كمتر كسي را به خود جلب ميكردند. در راهپيماييهاي اخير جنبش كه در تابستان سال گذشته برگزار شدند، تعداد شركت كنندگان نه صدها بلكه دهها نفر بود. سعي كرده بودند خود را لاي ستونهاي تظاهر كنندگان ديگر بر بزنند و پرچم خود را بر افرازند ولي نيروهاي مخالف ديگر به اين كار رضايت ندادند. گريگوري ياولينسكي درباره «روسيه ديگر» گفت: «ما نه از خواستهاي آنها حمايت ميكنيم و نه اهداف فعاليت آنها را درك مي كنيم». ويكتور انپيلوف، كمونيست چپگرا گفت كه تظاهرات «روسيه ديگر» بدون هدف، بدون برنامه و معلوم نيست براي چه برگزار ميشوند». گنادي زوگانوف رهبر حزب كمونيست گروه سه نفري كاسپاروف – ليمونوف – كاسيانوف را «جذام نارنجي» خواند.
در ماه ژوئيه سال 2007 روزنامه «وال استريت جورنال» آگهي وفات جنبش «روسيه ديگر» را منتشر كرد. نويسنده اين مطلب خاطرنشان كرد كه كاسپاروف «سعي ميكند از تعقيب مخالفان از طرف كرملين را به نفع خود استفاده كند. ولي ائتلاف ناپايدار او كه از وصلههاي رنگارنگ تشكيل شده است، به وضوح نشان مي دهد براي مخالفان چقدر دشوار است كه با كرملين مقابله كنند».
اپوزيسيون راستگرا واقعاً نتوانست كرملين را به چالش بطلبد. آراي ناچيزي كه اين جريان در انتخابات دوما دريافت كرد، به آن اجازه نداد كه بر «حمايت گسترده مردمي» تأكيد كند. كانديداي واحد اين جناح براي انتخابات رياست جمهوري هم معرفي نشد. هر كس از رهبران آن فقط خود را به عنوان كانديداي واحد مد نظر داشت. همين اختلاف نظر اصولي باعث شد كه ميخاييل كاسيانوف با كاسپاروف دعواي شديد بكند. ولي با توجه به اينكه آنها نتوانستند خود يا نامزدهاي خود را از صافي كميسيون مركزي انتخابات بگذرانند، آنها اختلافات گذشته را كنار گذاشته و از قبل انتخابات رياست جمهوري را جعلي اعلام ناميده بودند.
نقطه نظر آنها براي كمتر كسي اهميت داشت كه همين امر باعث غمزدگي بيشتر اعضاي سابق ائتلاف شد. ميخاييل كاسيانوف حتي خواست ميتينگي بر پا كند ولي از اجراي اين طرح خودداري كرد. گاري كاسپاروف كه مردي مصمم تر است به اين نتيجه رسيد كه نمي تواند به غرب اجازه بدهد بيش از آن به شخصيت او بيتوجهي بكند. فرصت معيني براي دو برابر كردن نيروها به وجود آمد. به 1% مردمي كه طبق نظرسنجي بنياد «افكار عمومي» شش ماه قبل «روسيه ديگر» را نيروي واقعي محسوب ميكردند، ميشد 1% متعلق به حزب «اتحاديه نيروهاي راستگرا» (نيكيتا بليخ و بوريس نمتسوف) را اضافه كرد. ولي نيروي دو درصدي اجازه مي دهد كه كارهاي زيادي انجام شوند.
آنها دست به كار شدند و عمليات مشترك «من در اين انتخابات جعلي شركت نمي كنم. تو چطور؟» را برگزار نمودند. براي كميسيون مركزي انتخابات 5 هزار امضاي كاربران اينترنت را جمع آوري كردند كه درصدد تحريم انتخابات بر آمدند.
ولي معلوم نيست فهرستهايي كه در سايت «مجله يوميه» منتشر شدند، كنترل شده بودند يا خير. اسامياي كه آنجا ديده شدند، باعث تعجب معين كاركنان كميسيون مركزي انتخابات شدند. براي مثال، واكنش آنها به اسامي «ايوان ايوانويچ تارانوف (قهرمان آگهي تجاري – مترجم)، آبجو پز» و «تروفيم دنيسويچ ليسنكو، مهندس كشاورزي (شخصيت تاريخي – مترجم)» بايستي چگونه باشد؟
معلوم است كه اين عمليات پژواك خوب تبليغاتي نداشت. بعد از آن تصميم گرفتند به راهپيمايي مخالفان به عنوان وسيله آزموده و مطمئن متوسل شوند. اين كار هميشه نتيجه مي دهد، به خصوص اگر توسط مقامات رسمي ممنوع اعلام شود. در اين صورت مي توان از زورگويي مقامات رسمي فرياد زد و تعداد طرفداران خود را برابر دهها هزار نفر اعلام كرد.
ولي راهپيمايي 3 مارس را فقط در مسكو ممنوع كردند. آن هم نه به دليل سياسي بلكه به خاطر مشكلات ترافيك در بولوار «چيستوپرودني» كه كاسپاروف و ليمونوف مي خواستند آنها تظاهرات برپا كنند. معلوم شد كه برگزار كنندگان تظاهرات از هماهنگي مسيرهاي ديگر با مقامات رسمي خودداري كردند. سرويس روابط عمومي شهرداري مسكو اطلاع داد: «نمايندگان كاسپاروف و ليمونوف تظاهرات خو در ابا شهرداري هماهنگ نكرده و درخواست استفاده از نقاط آزاد شهر براي راهپيمايي را نكردند». در نتيجه، رهبران خللناپذير «روسيه ديگر» به طرفداران خود دستور دادند بر خلاف محاصره پليسي به پيش بروند و خودشان با شجاعت و دليري تمام به سن پترزبورگ رفتند كه آنجا اجازه برگزاري تظاهرات داده شد.
البته، حضور آنها مراسم را جالبتر نكرد. انتخابات با حضور بالاي مردم برگزار شد و انتظار نميرفت كه رأي دهندگان براي شركت در اين ميتينگ بدوند كه آراي خود را پس بگيرند. در مجموعه، شو بسياري كمرنگي از آب در آمد. ولي گاري كاسپاروف نوميد نميشود. او براي 23 مارس مراسم مهمتري تحت عنوان «مجمع ملي» برنامهريزي كرده است كه همه نيروهاي راديكال در جريان آن سعي خواهند كرد يك بار ديگر متحد شوند. آنها در اين زمينه تجربه سرشاري دارند.
نیزاویسمایا گازیتا