مارك اورنوف، رئيس دانشكده علوم سياسي كاربردي مدرسه عالي اقتصاد:
- اگر جنبه اقتصادي به صورت جداگانه در نظر گرفته شود، كاري كه روسيه در اين زمينه انجام داده است، سودآور است. ولي با عنايت به اينكه رژيم ايراني قابل پيشبيني نيست و اينكه اين كشور به احتمال قوي به طرحهاي هستهاي نظامي دست خواهد زد، ما در عوض سود امروزي با خطر به دست آوردن همسايه غيرقابل كنترل با اسلحه خطرناك در دست روبرو خواهيم شد. اين همسايه اوضاع خاور ميانه و مناطق ديگر را بيثبات كرده و به بازي مفيد براي خود خواهد كشاند. معلوم است كه از اين نظر بر آرامش مرزهاي ما افزوده نخواهد شد. به عبارت ديگر، روسيه به خطرات جدي سياسي، ژئوپلتيكي، ژئو استراتژيكي و نظامي تن مي دهد و در عوض سود آني دريافت ميكند. ولي اين طرز تفكر و ذهنيت ماست كه همه چيز را با سود جاري مبادله ميكنيم. براي مثال، چرا ما به چين تجهيزات نظامي درجه بالايي را صادر ميكنيم كه خودمان نداريم؟ ولي ما اين كار را هم مي كنيم.
آلكسي مالاشنكو، عضو هيأت علمي مركز كارنگي مسكو:
معلوم است كه همه چيز با هم ارتباط دارد چرا كه در روابط ميان روسيه و ايران اقتصاد و سياسي دوشادوش هم حركت ميكنند. روسيه به يكپارچگي كشورهاي توليد كننده گاز علاقهمند است. در زمينه ايران سياست خاصي وجود دارد كه با سياست آمريكا و اروپا مطابقت ندارد. ولي بايد گفت كه رفتار نامناسب ايران ما را خسته كرده است. فكر ميكنم كه مي توان هر سندي امضا كرد ولي اصل كار اين است كه در عمل چه ميشود. بزودي در ايران انتخابات برگزار ميشود و اسنادي كه امضا شدهاند، حالت سمبوليك دارند. فراموش نكنيد كه در زمينه بوشهر هم چيزهاي زيادي امضا شده بودند. ولي نتيجه اين روند، يك رآكتور، قرارداد تقريباً 1 ميليارد دلاري، دعواهاي مستمر و تأخير با راهاندازي رآكتور است.
آلكسي ميتروفانوف، نماينده سابق دوماي كشوري روسيه:
- در حقيقت امر، روسيه چيزي مبادله نكرده است. ايرانيان، طرف همكاري دشواري هستند. قراردادهايي كه با آنها امضا شدند، معني دارند ولي كاملاً تعيين كننده نيستند. همكاري با ايرانيان كار دشواري است. آنها مي خواهند با ما به گونهاي بازي كنند كه ما با آنها بازي ميكنيم. در حالي كه ما هميشه از عامل نيروگاه بوشهر در روابط با غرب استفاده ميكرديم، ايرانيان هميشه از ما به عنوان يك اهرم استفاده ميكردند.
به عبارت ديگر، طرفين بازي پيچيده سياسي خود را ميكنند. آنچه كه امضا شد، نبايد به عنوان مبادله يا پيشرفت بزرگ تلقي شود. در زمان خود گازپروم بر سر پارس (جنوبي) مبارزه زيادي كرده بود. طي سالهاي زيادي روي اين مسأله كار ميكردند. ولي ايرانيان از ادامه بررسي اين موضوع خودداري كردند. اگر روسيه 10 سال قبل پول كم داشت و حاضر بود به هر پروژه و هر امكاني براي دريافت درآمد ارزي روي آورد، اكنون اوضاع تغيير كرده است. از نظر اقتصاد بزرگ پروژههاي ايراني در مقايسه با پروژهها و منافع موجود در غرب آش دهنسوزي نيستند.
لذا همه اين كارها بازي خالص سياسي است. ما گاهي اوقات درصورت نياز به ايران متمسك ميشويم و به غرب دهنكجي ميكنيم. ايرانيان همين كار را ميكنند. غرب هم بازيهاي خود را دارد. ولي يك نكته واقعاً باعث نگراني ميشود. غرب جداً نمي خواهد كه اين بجههاي شرقي صاحب سلاحهاي جهاني شوند (ولي ما عمق مسأله را درك نميكنيم) چرا كه در اين صورت بازي بسيار خطرناك خواهد شد. بازي و شوخي را بايد از مسايل جدي تشخيص داد. بايد فهميد كه موشكهاي ايراني ميتوانند به شهرهاي ولگاگراد و راستوف برسند. ايران، بر خلاف چين، تمدن جواني است و جوانان هميشه جسورند.
يوگني ساتانوفسكي، رئيس انستيتوي خاور ميانه:
- به نظر من، اين سئوال نابجاست. روسيه حمايت اتمي ايران را با نفت و گاز اين كشور عوض نكرده است. نفت و گاز ايران مال ايران باقي مانده است در حالي كه حمايت اتمي مسأله پيچيدهاي است. ما در چارچوب تحريمات موجود با ايران تجارت مي كنيم و فراتر از آن هيچ كاري نمي كنيم. به عبارت ديگر، روسيه هميشه در راستاي توافقات بني المللي حركت ميكند كه راه ديگري ندارد. تنها ايالات متحده است كه اكنون به خود اجازه ميدهد قالبهاي موجود بين المللي را ناديده بگيرد. ولي روسيه از اين اقتدار برخوردار نيست و در چارچوب عرف بين المللي رفتار ميكند.
گازیتا