ميخاييل مارگلوف، رئيس كميته امور بين الملل شوراي فدراسيون روسيه:
- ما در آينده نزديك در خاور ميانه بزرگ بازيهاي بزرگي در پيش داريم. مفهوم «خاور ميانه بزرگ» كه دربرگيرنده كشورهايي از مراكش تا پاكستان است، توسط محققان آمريكايي به گردش انداخته شد. اين مفهوم نسبتاً كاربردي است چرا كه علم ژئوپليتيك در زمينه نقشهبرداري و تحديد حدود راهكارهاي خاص خود را دارد. به احتمال قوي اوضاع اين منطقه شدت خواهد يافت. مناقشات اين منطقه سالهاست كه ادامه دارند و همه آنها سيستمي هستند. در اين منطقه منافع كشورهاي زيادي با منابع ايالات متحده برخورد ميكند. برخورد منافع در نقاط تشنجات ژئوپلتيكي ناظر بر فعالگرايي ويژه سياست خارجي كشورهاي شريك در اين برخورد است. دولتهايي كه فعاليت از خود نشان نميدهند، امنيت خود را به خطر مياندازند. اگر كشوري مدعي نقش رهبر جهاني است، ناگزير بايد در بازي ژئوپلتيكي در خاور ميانه بزرگ شركت كند.
همينطور بود كه نظريه آمريكايي گسترش دمكراسي در اين منطقه به وجود آمد. اين نظريه به هنگام انتشار، كاملاً منطقي به نظر ميآمد. ولي زندگي آن را تصحيح كرده است. ايالات متحده آمريكا در تلاش خود براي رسيدن به سلطه جهاني اشتباهات فراواني را روا داشته است. واشنگتن در عراق شكست سياسي خورد و حالا اختلالات در اقتصاد آمريكا براي تمام نظام اقتصادي جهاني خطرناك هستند. ولي ايالات متحده با وجود همه ناكاميهاي خود رهبر جهاني باقي مانده است.
كنترل خاور ميانه بزرگ كارآيي مبارزه با تروريسم را بالا ميبرد. طبق پيشبينيهاي نظريهپردازان آمريكايي، اگر در اين منطقه دمكراسي بر پا ميشد، جايي براي افراطيون باقي نميماند. ولي واقعيت عملي اين است كه تلاشها براي صدور دمكراسي فقط به راديكالها الهام مي دهند. تعداد شبه نظاميان زير پرچم سبز اسلام مرتباً رشد ميكند. اين يكي از آن موارد است كه دمكراسي شفا نمي كند بلكه باعث تشديد بيماري ميشود.
كنترل خاورميانه بزرگ امكان اعمال نفوذ در روندهاي سياسي آسياي مركزي، مناطق ساحلي درياي سياه و قفقاز جنوبي را مي دهد كه مناطق منافع سنتي روسيه هستند. آسياي مركزي و حوزه درياي خزر، از نظر توليد نفت و گاز اهميت دارند. روسيه به هيچ عنوان نبايد از اين مناطق مهم ژئوپلتيكي خارج شود. ولي اكنون روسيه به دليل عيني نمي تواند از روشهاي اتحاد شوروي استفاده كند.
برخورد منافع ما و ايالات متحده و اختلاف نظر موجود به هيچ عنوان «جنگ سرد» نيست. به همين دليل نبايد در ميان افراطيون اسلامي خاور ميانه دنبال متحدان بگرديم و بنياد سعي كنيم با آنها عليه آمريكا ائتلاف تشكيل دهيم. آنها در هر حال به ما اعتماد نمي كنند و ما نمي توانيم به وفاداري آنها اميدوار باشيم. از اين نظر، وضعيت ما در منطقه ساده نيست: غرب روسيه را كشور كاملاً غربي محسوب نمي كند و شرق ما را شرقي محسوب نميكند. با اين حال، ما نمي توانيم از نقش ميانجي در خاور ميانه بين جهان اسلام و غرب دست بكشيم. ما بايد در سياست خود در خاورميانه در همين زمينه تمركز كنيم چرا كه اين نقش براي روسيه مسيحي-مسلمان كاملاً طبيعي است.
برنامه هستهي ايران يكي از مسايل حاد خاور ميانه باقي مانده است. اطمينان ندارم كه مواضع روسيه و ايالات متحده در اين زمينه زماني يكسان شود. واشنگتن به اعمال فشار بر ايران ادامه داده و اعتقاد دارد كه نه تنها برنامه هستهاي بايد متوقف شود بلكه رژيم حاكم بر اين كشور بايد سرنگون شود. آمريكا ترجيح مي دهد با توسل به روشهاي ديپلماتيك به اين هدف دست يابد ولي جنگجويان آمريكايي راه حل زورگويانه را هم مد نظر دارند. ولي از نظر روسيه، عمليات جنگي در ايران بدترين سناريو است. اين كشور به مرزهاي ما نزديك است. جنگ در ايران باعث خروج انبوه آوارگان از كشور، رشد جهشي قيمتهاي نفت و ايجاد لانه جديد تروريسم خواهد شد. كشورهاي هممرز با ايران با عنايت به رويارويي ميان تهران و واشنگتن زرادخانههاي خود را نوسازي و تكميل ميكنند. به عبارت ديگر، مسابقه تسليحاتي در كار است و اعضاي جديد مي خواهند وارد كلوپ هستهاي شوند. ايران به غنيسازي اورانيم ادامه مي دهد. كارشناسان معتقدند كه اين كشور ظرف 10 سال آينده مي تواند بمب هستهاي بسازد. اگر اينطور شود، همسايگان ايران نيز به فكر دريافت اين نوع سلاحها خواهند افتاد. در اين شرايط خطر تروريسم هستهاي كاملاً واقعي ميشود.
آرتیوم گازلف