در روابط روسي-آمريكايي سال 2008، سال سادهاي نخواهد بود. مسايل، مشكلات، ناراحتيهاي مسكوت و ناسازگاريهاي زيادي انباشته شدهاند. نقطه مبدأ توسعه روابط بين دو كشور در سال جاري هم اميدبخش نيست. به عقيده اكثر كارشناسان، تنها دستاورد مهم سال گذشته اين بود كه كار به دعواي آشكار نرسيده است. ولي با توجه به اينكه روسيه و آمريكا در سال 2007 دويستمين سالگرد برقراري روابط ديپلماتيك بين دو كشور را برگزار كردند، اين «دستاورد» بسيار محدود و ناچيز جلوه ميكند.
ابتدا قراربود كه تا 13 دسامبر، سالگرد برقراري روابط ديپلماتيك بين دو كشور كه تاريخدانان بعد از بحثهاي طولاني آن را تعيين كردند، تبادل پيامها صورت بگيرد و يك بيانيه مشترك صادر شود. ولي اين تاريخ در جو بيتوجهي برگزاري شد كه اين امر پايان سال مهم از نظر ديپلماسي، تاريخ و فرهنگ را تيره كرد. ولي در مجموع سالي مملو از حوادث و تحولات بود.
مانند سابق، حسن تفاهم پايدار شخصي بين دو رئيس جمهور، وسيله تثبيت كننده گفتگوي روسي-آمريكايي بوده است. ولاديمير پوتين و جرج بوش در سال 2007 سه ملاقات داشتند:» در اجلاس گروه 8 بزرگ در هايليگندام (آلمان) در ماه ژوئن، ملاقات در ويلاي خانواده بوش در كنبانكپورت در ماه جولاي و ملاقات در ماه سپتامبر در اجلاس سران سازمان همكاري آسياي و اقيانوسيه در سيدني. از گزارشهاي كرملين و كاخ سفيد مي توان دريافت كه همچنين چند گفتگوي تلفني رهبران دو كشور به عمل آمده است كه همه آنها با يك استثنا به ابتكار طرف آمريكايي صورت گرفتند.
بديهي است كه اين ملاقاتها و گفتگوها عاري از اختلاف نظر نبودند. ولي همانطور كه نمايندگان طرفين تأكيد ميكنند، جو اين مذاكرات هميشه آميخته به احترام و حسن نيت بوده است. دو رهبر از همديگر با لحن مؤدبانهاي تعريف ميكنند كه جرج بوش در آمريكا مرتباً به خاطر درك نكردن ولاديمير پوتين مورد انتقاد قرار ميگيرد. اين برخورد انتقادي تا حدي در مطبوعات آمريكا ريشه دوانده است كه اين موضوع به طور غيرمستقيم حتي در يك سخنان دانا پرينو سخنگوي كاخ سفيد منعكس شد. وي اواخر ماه اكتبر با عصبانيت به روزنامهنگاران آكروديته شده در كاخ سفيد گفت: «هر موقعي كه از من تفسير اظهارات رئيس جمهور پوتين را ميخواهيد، گويا انتظار داريد كه از طرف رئيس جمهور ما در حق رهبر جهاني ديگر حرفهاي منفي و تحقيرآميزي بزنم. ولي من اين كار را نخواهم كرد».
چند روز قبل از عيد كريستمس از دانا سئوال كردم كه آيا تا پايان سال برخورد كاخ سفيد با روسيه و رهبر روسيه تغيير كرده است يا خير. او به من اطمينان داد كه چنين چيزي نشده است. وي در مورد روابط ولاديمير پوتين اين و بوش گفت: «رئيس جمهور ما روابط شخصي آنها را دوستانه مي داند. آنها با هم دوست هستند و به همين دليل مي توانند با هم اختلاف نظر داشته باشند و با صداقت زيادي گفتگو كنند. در عين حال در زمينههاي فراواني با هم همكاري ميكنند». يك كارشناس نزديك به دولت آمريكا نيز اظهار داشت كه در روابط شخصي رهبران دو كشور نه تنها احترام متقابل بلكه «مهرباني» وجود دارد.
بدون اغراق ميتوان گفت كه سخنان ماه فوريه ولاديمير پوتين در مونيخ، لحن روابط بين روسيه و ايالات متحده و كل غرب را تعيين كرد. آن سخنان از همان ابتدا به عنوان يك نوع بيانيه استقلال سياست خارجي روسيه تلقي شده بود. سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در مقاله بحثآميز ماه اوت «بازدارندگي از روسيه: بازگشت به آينده؟» و در سخنرانيهاي مهم ديگر خود . از جمله در شصت و دومين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در مورد نتايج سال سياسي، همان سخنان ولاديمير پوتين را پايه و اساس قرار داده بود. بعد از آن «دوش آب سرد» مونيخ در آمريكا در طول سال بحث درباره بازگشت روسيه به سياست بزرگ جهاني و معناي اين كار براي روسيه ادامه داشت.
معلوم است كه لحن و محتواي اين بحث به موضعگيري انسانهاي مشخص بستگي داشت ولي در مجموع اعتلاي روسيه نوين باعث خوشحالي مسئولان و كارشناسان امور سياسي امريكا نشد، به خصوص با عنايت به اينكه اين روند با تضعيف آشكار خود آمريكا و افت حمايت از سياست دولت فعلي ايالات متحده چه در داخل كشور و چه در خارج مصادف شد.
مقامات رسيم آمريكا فقط از روي نيروي جبر و بسيار بندرت اصل جاافتاده سالهاي گذشته را مبني بر اينكه «ايالات متحده به روسيه نيرومند علاقهمند است» تكرار ميكردند. كارشناس نزديك به دولت آمريكا كه در فوق ذكر شد، به شرط فاش نشدن نام خود حاضر شد با ما گفتگو كند. به عقيده وي، مهمترين دستاورد سال 2007 در روابط روسي-آمريكايي اين است كه «آنها گفتگو با همديگر را از سر گرفتهاند». به عقيده وي، اين نتيجه سخنان پوتين در مونيخ است كه بعد از آن طرفين متوجه شدند كه اختلاف نظر جدي وجود دارد و اينكه كار نبايد به حال خود گذاشته شود بلكه گفتگو بايد در جهت بررسي نه تنها مسايل مورد اختلاف بلكه اعمال مشترك احتمالي، گسترش يافته و فعالتر شود.
ديميتري سايمس مدير مركز نيكسون در واشنگتن و يكي از آگاهترين كارشناسان معتبر آمريكايي در زمينه روسيه، به خاطره مان سخنان مونيخ رئيس جمهور روسيه. سال 2007 را نقطه عطفي در روابط روسي-آمريكايي محسوب ميكند. وي گفت: «ولاديمير پوتين در مونيخ و بعد از مونيخ دندان «خرس روسي» را نشان داد در حالي كه عدهاي خيال كرده بودند كه اين خرس از بين رفته و مي تواند از حسابها خارج شود». سايمس افزود كه اين واقعيت عده زيادي را ناراحت كرده و تا كنون كسي را خوشحال نكرده است. اين كارشناس ادامه داد: «اين سخنان همراه با اقدامات جديد روسيه باعث شد كه روسيه را دوباره جدي بگيرند. گاهي به منظور دگرگون كردن مسير تحولات در روابط بايد از همينگونه نقاط حساس و دردناك شروع كرد چرا كه در غير اينصورت كسي حاضر نيست حرف شما را گوش كند».
سايمس حاضر نيست فرجام اين تحولات را پيشبيني كند. ولي او بر اين عقيده است كه سال پيچيده و ضد و نقيض 2007 باعث شد كه «دوباره از روسيه حساب ببرند».
واقعيت اين است كه در مطبوعات ايالات متحده، علاوه بر حملات پيشپا افتاده به روسيه به خاطر عدم تمايل به تقليد كوركورانه از الگوي رفتار آمريكايي چه در امور جهاني و چه در زندگي داخلي، صداهاي هشياري هم دوباره شنيده شدهاند. همانطور كه در فوق اشاره شد، به علاقه و دوستي اميدي نيست ولي معلوم است كه عدهاي بالاخره مباني برخورد روسي را درك كرده و آماده ميشوند از آن حساب ببرند. به عنوان مثال، روبرت بلاكويل معاون سابق برنامهريزي راهبردي رئيس شوراي امنيت ملي ايالات متحده در روزنامه «وال استريت جورنل» به «بخشيدن» روسيه و تن دادن به «سازش معتدلانه» با روسيه در يك سري زمينهها دعوت كرد.
بايد گفت كه در حال حاضر مسئولان آمريكايي سعي ميكنند درباره روسيه با لحن دوستانهاي صحبت كنند، انتقادات در حق مسكو را در حد توان كاهش دهند و به حركات انتقادي از روسي روسيه كه گاهي بسيار تند هستند (مانند تشبيه آمريكا به «رايش سوم») با خويشتنداري واكنش از خود نشان دهند. كافي است شما سئوالبكنيد تا مقامات واشنگتن تعريف كنند براي همكاري با روسيه در زمينه مسايل كليدي عصر حاضر مانند مبارزه با تروريسم بين المللي و عدم اشاعه سلاحهاي هستهاي چه ارزشي قايل است و اينكه در زمينههاي مورد نگراني مسكو جهت در نظر گرفتن مواضع روسيه چه تلاشي به عمل آوردهاند. البته، در اين اظهارات صداقت چنداني احساس نميشود و در زمينه اثبات اين حرفها با نمونههاي رفتار عملي هم مشكلي پيش ميآيد.
اين امر در مورد اكثر مسايل كليدي كه در طول سال گذشته مورد بحث و بررسي قرار گرفته بودند و بله خصوص مسايل ثبات و امنيت راهبردي، صحت دارد. از قرار معلوم، مسكو در واكنش به برنامههاي يكجانبه آمريكايي در زمينه پدافند ضد موشكي، يك سري پيشنهادهايي را در جهت رفع نگرانيهاي ايالات متحده از حملات احتمالي موشكي از سوي ايران بدون بر هم زدن تعادل راهبردي نيروها در اروپا، مطرح كرد. واشنگتن در سطح لفظي از اين پيشنهادها استقبال كرد ولي فقط تا حدي كه اين پيشنهاد را به عنوان آمادگي مسكو براي سازش تلقي كرد، آن هم سازش با شرايط آمريكايي. صرف نظر از اينكه اواسط ماه اكتبر در مسكو مكانيزم رايزنيهاي وزيران امور خارجه و دفاع در اين مورد از سر گرفته شد، راه حل قابل قبول اين وضعيت پيدا نشده و در آينده قابل پيشبيني پيدا نخواهد شد.
بدتر از همه آن است كه در نتيجه اين «مناظره» بيمورد فرصت واقعي براي رسيدن به توافق در زمينههاي ديگر از دست ميرود. ولاديمير پوتين در جريان ملاقات در كنبانكپورت توضيح داده بود كه اگر روابط روسي-آمريكايي در زمينه حساس امنيت بين المللي و از جمله پدافند جهاني ضد موشكي به سطح بالاتري ارتقا يابد، اين روابط دچار تغييرات كيفي شده و به تدريج حالت راهبردي كسب خواهد كرد.
ولي اكنون حتي مسئولاني موضوع «روابط راهبردي» را فراموش كردهاند كه بر حسب مقام خود بايد اين روابط را برقرار كنند.
اواخر ماه نوامبر، ويليام برنس سفير ايالات متحده در مسكو، در پاسخ به اين سئوال مستقيم اظهار داشت كه روابط بين روسيه و ايالات متحده مي تواند و بايد «روابط مشاركت» باشد ولي نه در همه زمينهها بلكه در «نكات راهبردي منفرد».
كمبود اعتماد متقابل از هر دو طرف احساس ميشود. تحولات پيرامون قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا، يك بار ديگر اين واقعيت را به اثبات رساند. طي چند سال وضعيت پوچي حفظ شده بود كه روسيه شرايط حقوقي قرارداد را اجرا كرده و مرتباً «درس اخلاق» درباره تعهدات سياسي خود را از سوي شركايي گوش مي كرد كه حتي اين قرارداد را تصويب نكرده بودند.
معلوم است كه «شركاي» روسيه اين وضعيت را از هر نظر مفيد و سودمند محسوب ميكردند و اينكه تصميم روسيه مبني بر تعليق اجراي قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا از 12 دسامبر سال 2007 باعث نگراني جدي آنها شد. آمريكاييها ميگويند (و نمايندگان روسيه حرفهاي آنها را تصديق مي كنند) كه بعد از هشدار روسي، ايالات متحده به شركت گسترده در روند مذاكرات و رايزنيها درباره سرنوشت معاهدهنامهاي پرداخته است كه اكنون آن را «پايه و اساس نظام امنيت اروپا» محسوب ميكند. آمريكا در اين زمينه اصل گامهاي موازي را مطرح كرده است. البته، آمريكاييها بيشتر به متحدان اروپايي خود اشاره ميكردند كه گويا حاضرند به سرعت گامهايي در جهت تصويب قرارداد بردارند در حالي كه قرار شد مشورتها با مجلس سنا بدون اتخاذ تصميم سريع شروع شود.
در زمينه مسأله سوم حائز اهميت براي ثبات راهبردي يعني آينده تحديد و كاهش تسليحات تهاجمي استراتژيكي در پي انقضاي مهلت اعتبار قرارداد «استارت-1» در سال 2009، نيز هنوز توافق حاصل نشده است. روساي جمهوري روسيه و ايالات متحده در جلسه كنبانكپورت به مسئولان دولتي خود دستور دادند تا پايان سال 2007 گزارشي درباره توافقات در اين مورد تهيه كنند. ولي قرائن نشان ميدهد كه اين يك گزارش درباره حفظ اختلاف نظرها خواهد بود.
ايالات متحده و روسيه در نبودن پيشرفت محسوس در اين زمينهها سعي كردند درباره فراگير كردن قرارداد درباره موشكهاي ميانبرد و برد كوتاه به توافق برسند. مسكو هشدار داد كه اگر اين قرارداد كه 20 سال پيش توسط اتحاد شوروي و ايالات متحده منعقد شده بود، حالت دوجانبه خود را حفظ كند. براي روسيه دشوار خواهد بود كه آن را رعايت كند و از آن خارج نشود زيرا كشورهاي ديگر و از جمله كشورهاي همسايه، مشغول توسعه گسترده اين سيستمهاي تسليحاتي هستند.
ابتدا به نظر ميآيد كه كار در حال پيشرفت است. اواخر اكتبر در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك بيانيه مشترك روسي-آمريكايي توزيع شد. ولي پيشرفت بعدي اين ابتكار متوقف شد. يك ماه بعد در نشست ساليانه شوراي وزيران امور خارجه سازمان امنيت و همکاري اروپا در مادريد، پيشنهاد روسيه مبني بر تهيه پيشنويس مشترك تصميم درباره اين قرارداد با پشتيباني ايالات متحده روبرو نشد. وزارت امور خارجه آمريكا اطلاع داد كه امتناع داوطلبانه همه كشورها از داشتن اين نوع موشكها را تنها راه حل عملي عمومي كردن اين قرارداد محسوب ميكند. ديپلماتهاي آمريكايي افزودند: «ايالات متحده اعتقاد ندارد كه طراحي يك وسيله الزامي حقوق پشت ميز مذاكرات، بهترين راه حل اين مسأله باشد».
البته، در كنار انبوه مسايل منفي سال گذشته، نكات مثبتي هم به چشم ميخورند. در ماه فوريه در آنكارا دومين گردهمايي كشورهاي عضو ابتكار جهاني مبارزه با تروريسم هستهاي كه توسط رؤساي جمهوري روسيه و ايالات متحده در جلسه سال 2006 در «سترلنيا» (سن پترزبورگ) مطرح شده بود، برگزار شد. تعداد شركت كنندگان در اين برنامه رو به رشد است كه مبتكران آن از اين امر خوشحال و خرسند ميشوند. قرار است در چارچوب اين برنامه يك سري رزمايشهاي امدادي و ضد تروريستي برگزار شود.
ولي در زمينه مسايل كليدي منطقهاي بين روسيه و ايالات متحده حسن تفاهم و اعتماد متقابل وجود ندارد. مسكو به خصوص نسبت به مغازله آمريكاييها با همسايگان نزديك روسيه حساسيت از خود نشان ميدهد چرا كه تجربه عملي نشان داده است كه تشويق انواع و اقسام پروژههاي انقلابهاي رنگين در اين كشورها ناگزير موجب تشديد روحيات ضد روسي ميشود.
در سال گذشته ايالات متحده از استوني در بحث آن با روسيه بر سر جابجايي مجسمه «سربازان برنجي» قاطعانه حمايت كرده بود. تضييع حقوق جمعيت روسيزبان و تشويق روحيات نازيستي در كشورهاي بالتيك مسكوت نگه داشته ميشود ولي در ماه ژوئن سران نهادهاي سياست خارجي آمريكا و سه كشور بالتيك در واشنگتن طي مراسم باشكوهي هشتاد و پنجمين سالگرد برقراري روابط سياسي را برگزار كردند. دوران شوروي به عنوان دوران غير موجود تلقي شد.
ميخاييل ساهاكاشويلي رئيس جمهور گرجستان به حاميان آمريكايي خود نارو زد. در زمان اخير رژيم او به عنوان موفقترين پروژه آمريكا در زمينه پيشبرد دمكراسي در فضاي شوروي سابق تلقي ميشد كه دولت آمريكا از آن ستايش فراواني ميكرد. ولي اواخر سال مقامات گرجستان اعتراضات مردمي را با خشونت سركوب كردند و ضمن اعلام حالت فوقالعاده، فعاليت رسانه هاي گروهي را محدود نمودند. نمايندگان ايالات متحده شدت تعجب خود را پنهان نكردند. ميخاييل ساهاكاشويلي مي خواست در سال 2007 يك بار ديگر به ايالات متحده سفر داشته باشد ولي او را قبول نكردند.
ايالات متحده «ديپلماسي مردمي» و توسعه تبادلات مدني را يكي از جهتگيريهاي كليدي سياست بين المللي خود تلقي كرده و آن را وسيله آزموده و مؤثر گسترش «نيروي ملايم آمريكا به سراسر جهان و از جمله به روسيه مي داند.
ديپلماتهاي آمريكايي با افتخار تأكيد ميكنند كه طي 15 سال اخير، بيش از 60 هزار شهروند روسيه در چارچوب برنامههاي تبادلات به ايالات متحده سفر داشتند.
ولي در اين زمينه هم اشكالي پيش آمد. در ماه آوريل با موافقت كرملين و كاخ سفيد در جو تبليغاتي گستردهاي تشكيل سازمانت اجتماعي جديد يعني گروه كاري يوگني پريماكوف و هنري كيسينجر «روسيه و ايالات متحده: نگاهي به آينده» اعلام شد. در ماه جولاي در مسكو نخستين نشست آن تشكيل شد كه ولاديمير پوتين هم اعضاي گروه را به حضور پذيرفت. قرار بود جلسه دوم در ماه دسامبر برگزار شود ولي چنين نشد ولو اينكه نشست هاي دوم اين سازمانها معمولاً از نشست اول اهميت بيشتري دارند.
سال 2008، آخرين سال رياست جمهوري 8 ساله بوش خواهد شد. به گفته نمايندگان كاخ سفيد، بخش عمده تقويم سياسي رئيس جمهور تدوين شده و دربرگيرنده حد اقل شش سفر خارجي و سفرهاي گسترده در سطح كشور در چارچوب مبارزه سياسي است. منابع مطلع ميگويند كه مسكو و واشنگتن همچنين برگزاري ملاقات سران روسيه و آمريكا را هم بررسي ميكنند. البته، ديدار تمام عياري كه الآن نوبت بوش است كه آن را انجام دهد، در كار نيست. ولي برگزاري يك ملاقات در اروپا امكان دارد. تا زمان برگزاري آن ممكن است روسيه همزمان دو رئيس جمهور داشته باشد كه يكي از آنها هنوز مقام خود را ترك نكرده و ديگري تا آن موقع انتخاب شده باشد. لذا فرمات اين ملاقات كمنظير خواهد بود. موضوع آشكار اين ملاقات، روند انتقال قدرت از رئيس جمهور سابق به رئيس جمهور جديد روسيه خواهد بود. در حال حاضر هم مسكو و هم واشنگتن اعتقاد دارند كه روابط دوجانبهاي كه براي سراسر جهان اهميت دارد، به تسلسل، پايداري و آينده شفاف احتياج دارد.
مجله پژواک سیاره