سئوال: آقاي رئيس جمهور! چندي پيش اعلام شد كه آقاي مدودف نامزد مقام رياست جمهوري خواهد شد. رسانه هاي گروهي آمريكا در تفسير اين انتخاب نامزد انتخاباتي نوشتند كه شما به احتمال قوي نخست وزير روسيه خواهيد شد. اين يكي از روشها براي تبديل شدن به رهبر ملي است. آمريكاييها اين رفتار را خوب درك نميكنند. شما چندي پيش از فرانكلين روزولت به عنوان الگويي براي خود نام برده بوديد. روزولت براي دوره سوم و چهار رياست جمهوري. انتخاب شده بود. فقط بعد از او رياست جمهوري به دو دوره محدود شد. آمريكاييهاي زيادي معتقدند كه «پوتين سعي ميكند از اين موانع عبور كند، براي آينده خود مواضع رهبري تأمين كند، اختيارات نخست وزير را تقويت كرده و اختيارات رئيس جمهور را تضعيف كند».
پوتين: شما در پايان سئوال مهمترين نكته را ذكر كرديد. اگر من قانون اساسي را به نفع خود تغيير داده و از جمله محدوديت دورههاي رياست جمهوري را حذف مي كردم يا در تناسب اختيارات حقوقي بين رئيس جمهور و دولت تغييرات ايجاد ميكردم، ميشد اينطور فكر كرد. فكر ميكنم كه هر دو كار مذكور براي روسيه جايز نيست و مضر است. من قطعاً مخالف تضييع اختيارات قانوني رئيس جمهور روسيه هستم. قصد دارم در چارچوب قانون اساسي و قوانين ديگر تنها اختياراتي را اجرا كنم كه به رئيس هيأت دولت محول شده است يعني حل و فصل مسايل جاري اقتصادي و اجتماعي كشور اين همان چيزي است كه بيش از هر چيز ديگر شهروندان عادي را نگران ميكند. ولي اختيارات كليدي سياسي، اداري، در زمينه عزل و نصب مقامات، دفاع و امور بين الملل در دست رئيس جمهور باقي مانده و بايد در چارچوب اين نهاد قدرت باقي بماند.
در مورد مفكوره رهبر ملي بايد بگويم كه اين يك مقام اداري يا حتي سياسي نيست بلكه يك مفهوم اخلاقي است كه بر اعتماد ملت استوار است.
در مورد الگوي روزولت بايد گفت كه روزولت شخصيت برجستهاي در مقياس بين المللي است. او در سالهاي ركود شديد اقتصادي رئيس جمهور شده بود. او بود كه به ملت آمريكا خوشبيني و اعتماد به آينده كشور بخشيد، به عنوان متحد ما برنده جنگ با فاشيسم شد. درست است كه اين پيروزي همراه با مردم روسيه حاصل شد ولي در آن زمان او در رأس ايالات متحده قرار داشت. فكر ميكنم كه در آن زمان فقدان محدوديت تعداد دورههاي رياست جمهوري هم براي نظام سياسي و دولتي مفيد بود. بعداً ملت آمريكا تصميم ديگري گرفت. ولي اينكه ما چگونه قدرت دولتي خود را تنظيم كنيم، حق ملت روسيه است. نظر شخصي من اين است كه تعداد دورههاي رياست جمهوري بايد محدود باشد.
سئوال: همانطور كه اطلاع داريد، در ايالات متحده نيز مبارزه انتخاباتي شروع ميشود. هر نامزد ما ميتواند به ارقام محبوبيت شما حسادت بورزد. به همين دليل خوانندگان آمريكايي ما نميفهمند چرا مبارزه انتخاباتي چندان باز نيست، چرا آقاي كاسپاروف حد اقل براي مدت كوتاه بازداشت شده بود؟ چرا شما كه اينقدر محبوب مردم هستيد، به مطبوعات و مخالفان اجازه نمي دهيد كه كاملاً آزاد فعاليت كنند؟
پوتين: فكر ميكنيد چرا آقاي كاسپاروف به هنگام توقيف به زبان انگليسي صبحت مي كرد و نه به زبان روسي؟ به اين خاطر كه تمام انرژي او متوجه نه ملت خود بلكه مخاطبين غربي بود. كسي كه براي مخاطبين كشور ديگر تلاش ميكند، در كشور خود هيچ وقت به عنوان شخصيت سياسي شناخته نميشود.
حسادت، حس خوبي نيست كه اعمال نادرستي را سبب ميشود. فقط تجزيه و تحليل سالم اوضاع و واكنش مناسب لازم است. اين واكنش بايد تقويت روابط بين ملتها و دولتها را هدف خود قرار دهد. اميدواريم كه در آينده با همين واكنش روبرو شويم.
نمي خواهيم كسي را ناراحت كنيم ولي يادمان نرفته است كه انتخابات اول رئيس جمهور فعلي ايالات متحده براي دوره اول رياست جمهوري با مشكلات معيني توأم بود. در واقع، سرنوشت مقام رياست جمهوري در دادگاه و نه در همهپرسي مستقيم مردمي حل شده بود. ما در روسيه انتخابات مستقيم و مخفي رئيس جمهور را داريم ولي انتخابات شما از طريق سيستم انتخاب كنندگان صورت ميگيرد. اگر درست يادم باشد، در انتخابات اول، مردم كمتري به انتخاب كنندگاني رأي داده بودند كه به رئيس جمهور فعلي رأي دادند. مگر اين مشكل سيستمي حقوق انتخاباتي آمريكا نيست؟ ما كه شما را به تغيير قوانينتان وادار ميكنيم و مي دانيم كه اين حق حاكميتي ملت آمريكا و قانونگذاران آمريكاست. پس چرا شما خيال ميكنيد كه حق داريد در امور ما دخالت كنيد؟
سئوال: آيا شما نگران وجود بذرهاي مخالفت بي ثبات كننده در كشور هستيد؟ محبوبيت شما بالاست ولي آيا اين وضع شما را تهديد ميكند؟
پوتين: به نتايج انتخابات اخير توجه كنيد. آنها حتي 0.9 درصد را هم به دست نياوردند. چطور ميتوان احساس نگراني كرد؟ از نظر سياسي جاي نگراني نيست. مسأله كاملاً متفاوت است. مسأله اين است كه به اين كار به عنوان وسيله مداخله كشورهاي خارجي در امور داخلي روسيه مينگرم.
سئوال: مايلم به مسأله رهبر ملي برگردم. همانطور كه اشاره كرديد اين يك مفهوم اخلاقي است و نه سياسي و اداري. فرض كنيم در يك كشور رهبر ملي به عنوان مفهوم اخلاقي وجود دارد ولي در عين حال اين شخص بخشي از نهادهاي حكومتي باقي مانده و در سلسله مراتب دولتي در بالاترين مقام فعاليت نمي كند. آيا يك نوع بيتعادلي ايجاد ميشود؟
پوتين: اين وضع بدان معناست كه چنين شخصي خود را در معرض خطر بزرگي ميگذارد چرا كه مسئوليت بزرگي در قبال اتخاذ تصميماتي بر دوش او افتاده است كه ممكن است با سوءتفاهم و حتي مقاومت روبرو شوند. ولي اين شخص بايد با مردم صادقانه رفتار كند و ثابت كند كه اين اقدامات نه چندان خوشايند در نهايت امر بايد در ميانمدت يا بلندمدت نتيجه مثبتي بدهند. بسيار مهم است كه مردم اين را باور كنند. بنا بر اين، چنين شخصي هيچ وقت نبايد دروغ بگويد. هر كس حق دارد اشتباه بكند ولي بايد در كارهاي خود صداقت به خرج داد و نتيجه مثبت را به دست آورد.
سئوال: گاهي مينويسند كه ولاديمير پوتين، بازار را درك ميكند. خواستم بدانم چگونه يك افسر شوروي كميته امنيت دولتي به طرفدار اقتصاد بازار تبديل ميشود؟
پوتين: اولاً من دانشگاه دولتي لنينگراد را تمام كردم و تحصيلات پايه حقوقي كسب كردم. درست است كه اقتصاددان نيستم ولي در زمينههاي زيادي حقوق و اقتصاد به هم نزديك ميشوند. انسان نبايد علامه دهر باشد كه اين واقعيت آشكار را بفهمد كه اقتصاد بازار نسبت به اقتصاد برنامهاي مزاياي بزرگي دارد.
سئوال: شما كه نفت زيادي داريد، حتماً احساس مي كنيد كه شانس آورديد؟
پوتين: فقط ابلهان شانس ميآورند ولي ما از صبح تا شب كار ميكنيم. درست است كه عوامل مثبت در زمينه اقتصاد خارجي هم وجود دارند ولي فراموش نكنيم كه در دوران شوروي هم گاهي قيمتهاي نفت و گاز نيز گاهي سر به فلك ميزدند ولي نتيجهاي حاصل نميشد. ما سياست اقتصادي ديگري دنبال ميكنيم. ما مشغول بازسازي نظامي مالياتي و ايجاد شرايط براي توسعه شاخههاي كامل اقتصاد هستيم. هدف ما، متنوع كردن اقتصاد و نوآورانه كردن آن است.
سئوال: شما با اليگارشيها مشكلات داشتيد و آنها هم با شما مشكلات داشتند. ممكن است درباره نقش دولت در تنظيم يا محدود كردن فعاليت بعضي اليگارشيها توضيحاتي بدهيد چرا كه بعضي از آنها جلاي وطن كردند و ديگران در زندان به سر ميبرند. چرا دولت به آنها توجه مي كند؟
پوتين: اگر دزدي نكنند، دولت به آنها توجه نخواهد كرد. مسأله اين است كه آنها در روابط با ملت روسيه و با قانون مشكلات داشتند. وقتيكه كساني از قانون تخلف ميكنند، عده انگشتشماري پولدار ميشوند ولي دهها ميليون نفر پساندازهاي ناچيزي را كه در طول عمر خود جمع كرده بودند، از دست ميدهند. اين امر باعث بيگانگي اكثريت مطلق مردم با يك مشت شخصيتهايي ميشود كه طي 7-5 سال دارايي چندين ميلياردي به دست آوردند. مهمترين مسأله اين است كه بياعتمادي بروز مي كند. هدف من اين بود كه به همه ياد بدهم كه صرف نظر از ثروتهايي كه داشته باشند، از قانون پيروي كنند. هدف دوم اين بود كه چهره تجارت روسي را اصلاح كنم و بر مسئوليت اجتماعي آن بيافزايم و نيز ديوار بيگانگي بين مردم و بخش تجاري را بردارم. بايد كاري كرد كه بخش تجاري بفهمد كه مسئوليت اجتماعي دارد و اينكه هدف اساسي آن، نه انباشتن پول در حسابها و بردن پول به خارج از كشور بلكه عملي كردن امكانات شخصيت خود در ميهن است.
ما بايد هر كاري بكنيم كه فقر را از بين ببريم چرا كه اگر كسي از وسايل ابتدايي برخوردار نباشد، تيرمان هميشه به سنگ خواهد خورد، ما نمي توانيم براي چنين شخصي چيزي توضيح بدهيم. حق با او است چرا كه معلوم ميشود كه دولت و بخش تجاري هيچ كاري نكردهاند كه زندگي او بهترشود. از مردم متشكرم كه احساس ميكنند كه من طي 8 سال اخير صادقانه، مثل برده در كشتي، زحمت كشيدهام.
سئوال: يك هفته است كه در روسيه هستم و مرتباً در اينترنت اخبار روسيه را ميخوانم. به نظر ميآيد كه بعضي از افراد نزديك به شما از طريق فساد مالي پولدار شدهاند. سئوال من اين است كه آيا خطر انفجار اجتماعي ميرود چنانچه ادامه رشد سطح زندگي متوقف شود و وضعيت در زمينه فساد مالي وخيمتر شود؟
پوتين: اگر رشد سطح زندگي ادامه يابد، خطر انفجار اجتماعي وجود ندارد. ولي ما با اين وضع با فساد مالي و اداري موافق نيستيم. اشاره كرديد كه عدهاز از طريق اين نوع فساد پولدار شدهاند. پس حتماً آنها را ميشناسيد؟ لطفاً طي عريضهاي به وزارت امور خارجه يا دادستاني در خبر بدهيد. به شما و به همه آنهايي كه مطالب اين ملاقات را بخوانند،اطمينان مي دهم كه واكنش فوري در چارچوب قوانين جاري روسيه صورت خواهد گرفت. من در طول همه اين سالها نه تنها درباره اين موضوع صحبت ميكردم بلكه با كارهاي خود ارگانهاي انتظامي و سازمانهاي اجتماعي را به عدم سازش با اين پديدهها وادار مي كردم.
سئوال: در مناطق روسيه انتخابات مستقيم استانداران لغو شده است. آيا شما اعتقاد داريد كه در مرحله كنوني نمي توان به مردم به قدري اطمينان كرد كه انتخابات مستقيم استانداران برگزار شوند. يا اينكه دلايل ديگري وجود دارند؟
پوتين: اين مسأله مردم نيست. مسأله اين است كه به اصطلاح جامعه مدني در كشورمان هنوز به اندازه كافي شكل نگرفته است كه ما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم. در اين شرايط، هر موقعي كه يك شخص با استفاده از وسايل قدرتي يا پولي كه دارد، به كرسي استاندار ميرسد، از مردمي جدا ميشود كه با كمك آنها استاندار شده است. تأثير نهادها و دستگاههاي دولتي ديگر بر اين شخص بسيار كم است. در شرايط امروزي روسيه و با توجه به سرزمين پهناور و وجود مناطق ملي و دولتي، فكر ميكنم كه گزينهاي كه پيشنهاد كردم، براي روسيه از همه مناسبتر است. مطابق با آن، مردم در انتخابات مخفي مستقيم نمايندگان را انتخاب ميكنند و نمايندگان به كانديداي پيشنهادي رئيس جمهور رأي مي دهند.
فكر مي كنم كه ما از اين طريق شرايطي را فراهم مي كنيم كه رئيس منطقه با منافع كل ملت پيوند ناگسستني دارد ولي در عين حال نسبت به مسايل منطقهاي هم حساس است.
سئوال: شما در كميته امنيت دولتي كار كرديد. تجربه كار در اين نهاد بر شما چه اثري ميگذارد؟ گاهي ميگويند كه مأمور اطلاعاتي هميشه اين كيفيت خود را حفظ ميكند.
پوتين: دروغ ميگويند. همه ما انسانهاي زندهاي هستيم. درست است كه از تجربه گذشته چيزي باقي مي ماند و ما از بعضي جنبههاي سابقه خود در زندگي امروزي استفاده ميكنيم و چيزهاي معيني از بين ميروند. ولي در دانشگاه و در كا.گ.ب. كه بعد از پايان تحصيل آنجا فرستاده شده بودم، اين را مهمتر از همه ميدانم كه به ما ياد مي دادند به طور مستقل تفكر كنيم، اطلاعات عيني را جمعآوري كنيم، آن را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و بر اساس اطلاعات عيني تصميم بگيريم. مايلم براي شما يك چيز خيلي «مخفي» درباره كار با مأموران گماشته را بگويم. همكاري با آنها ميتواند اساس مختلفي داشته باشد. از جمله وابستگي انسان به سرويسهاي ويژه، انگيزه مالي، يگانگي نظريات سياسي. ولي مهمتر از همه، اعتماد و احترام به طرف همكاري است. بايد كسي را كه با او همكاري ميكنيم، برابر خود و حتي بهتر از خود بداني. زماني كه در سازمان اطلاعات شوروي كار ميكردم، هميشه فكر ميكردم كه اين اشخاص از من بهترند چرا كه خيلي بيشتر از من خطر ميكنند. همين امر باعث ميشد كه به آنها با چشم احترام بنگرم.
سئوال: يك سئوال شخصي ديگر: وقتي كه رشد ميكرديد، يك افسر اطلاعاتي درجه متوسط بوديد. آيا فكر مي كرديد كه زماني به كشورداري خواهيد پرداخت، آن هم در دوران ناآرام تحولات؟
پوتين: هيچ وقت در اين مورد فكر نميكردم و. چنين چيزي به ذهنم خطور نمي كرد.
سئوال: آيا آنچه را كه رخ داد، هنوز تعجبآور محسوب ميكنيد؟
پوتين: فكر مي كنم كه همينطور است. در تابستان سال 1996، در ماه اوت از سن پترزبورگ به مسكو آمدم. سه سال بعد، در ماه اوت سال 1999 رئيس دولت روسيه شدم. نيم سال بعد رئيس جمهور شدم. ولي در سال 1996 كه به مسكو آمده بوديم، اينجا نه «پارتي» بزرگي داشتم و نه دوستاني كه بتوانم بر آنها متكي شوم. فكر ميكنم كه نزديكان آقاي يلتسين رئيس جمهور اول روسيه فهميده بودند كه من كاملاً صادقانه و با بذل همه نيروهاي خود وظايف خود را اجرا كرده و نسبت به رئيس جمهور اول با صداقت رفتار خواهم كرد و هر كاري انجام خواهم داد كه منافع كشور را تأمين كنم.
سئوال: طبيعتاً متوجه بوديد كه اين كار براي شما دشوار خواهد بود. حتماً آگاهي به پيچيده بودن مأموريت، شما را دودل مي كرد؟
پوتين: البته. زمان بعد از ورشكستگي مالي سال 1998 بود. به يلتسين گفته بودم كه اين سرنوشت بسيار سختي است كه من مطمئن نيستم كه براي آن آماده هستم يا خير. ولي رئيس جمهور يلتسين با اصرار گفت: «ما به اين گفتگو بر خواهيم گشت و از شما خواهش ميكنم جواب رد ندهيد». گفتم: «خيلي خوب، يك بار ديگر در اين مورد به گفتگو مينشينيم».
سئوال: ممكن است به اختصار درباره روابط فعلي خود با آقايان يلتسين و گورباچف توضيحاتي بفرمائيد؟
پوتين: همانطور كه شما اطلاع داريد، آقاي يلتسين فوت كرده است. بنا براين مي توان درباره برخورد من با زماني صحبت كرد كه او رئيس جمهور روسيه بود. فكر ميكنم كه يلتسين و گورباچف كاري كردند كه احتمالاً از دست من بر نميآمد. آنها گامي به سوي برچيدن نظامي برداشتند كه مردم روسيه بيش از آن نمي توانستند تحمل كنند. مطمئنم نيستم كه مي توانستم به اين كار تن دهم. گورباچف گام اول را برداشت و يلتسين اين روند گذر بسيار مهم براي روسيه و ملت روسيه را تكميل كرد. آنها و قبل از همه يلتسين به روسيه آزادي اعطا كردند كه اين دستاورد مطلق تاريخي دوران يلتسين است.
سئوال: روسيه با كشورهاي جامعه مشترک المنافع يعني جمهوريهاي شوروي سابق چگونه همكاري خواهد كرد؟
پوتين: شما حتماً اطلاع داريد كه من فروپاشي اتحاد شوروي را فاجعه محسوب ميكنم. ولي اين كار شده است و من معتقدم كه مابايد روابط با جمهوريهاي شوروي سابق را بر اساس كاملاً برابر حقوق تنظيم كنيم.
سئوال: ولي شما با همديگر بر سر قيمتهاي گاز بحث ميكنيد...
پوتين: كدام بحث؟ قيمت جهاني گاز وجود دارد. ما گاز را به همه به قيمتهاي جهاني ميفروشيم. چرا بايد گاز را به كسي به قيمتهاي پايينتر از قيمتهاي جهاني بفروشيم؟ مگر آمريكاييها به كسي چيزي ارزانتر از قيمتهاي جهاني ميفروشند؟
سئوال: كاليفورنيا ميتواند جنسي به نوادا با تخفيف بفروشد، ايالات مي توانند به همديگر امتيازاتي بدهند. اگر اتحاد شوروي سابق به يك نوع اتحاديه اروپا تبديل شود، چرا به آنها كمك نكنيد؟
پوتين: فكر ميكنم كه اين امر به معني تخلف از اصول اقتصاد بازاري بوده و به ضرر كشورهايي تمام خواهد شد كه اين كار را بكنند. ما هم در داخل كشور و هم در روابط با همسايگان نزديك خود روابط بازاري پياده ميكنيم. اگر هم به كسي كمك كنيم، بر اين عقيده هستيم كه معاوضه مناسبي دريافت خواهيم كرد كه فعلاً مشاهده نميشود. ما با درك مشكلات شركاي خود طي 15 سال به آنها منابع انرژتيك را به قيمتهاي پايين، خيلي پايينتر ا قيمتهاي جهاني تحويل مي داديم و بدين وسيله اقتصاد آنها را سوبسيد ميكرديم.
ما نيستيم كه مسايل انرژتيك را سياسي جلوه ميكنيم. بايد موضوع را صادقانه بيان كنيم و به قول روسها، مثل گربه دور آش داغ نگرديم. ايالات متحده به دليلي خيال كرده است كه بخشي از نخبگان سياسي اوكراين به آمريكا گرايش دارند و بخش ديگر به روسيه. آنها تصميم گرفتند از آن قسمت حمايت كنند كه طرفدار آمريكا محسوب ميكردند يعني به اصطلاح انقلابيون نارنجي.
خيلي خوب، ميخواهيد از آنها حمايت كنيد، حمايت بكنيد. البته، ما اين كار را درست نميدانيم چرا كه در حقيقت امر درميان آنها افرادي با ديدگاهها و سليقههاي سياسي مختلف وجود دارند ولي در مجموع اگر يك سياستمدار بخواهد در كشور خود محبوب باشد، او بايد از منافع ملي كشور خود دفاع كند. آنها بايد به تعبير خوب كلمه، مليگراي اوكرايني باشند. آنها در واقع همينطور هستند، آنها طرفدار اوكراين هستند. ولي شما به طور تصنعي آنها را به دسته اروپايي، غربي و روسي تقسيم كرديد. تصميم گرفتيد از آنها حمايت كنيد كه ما اين كار را اشتباه مي دانيم چرا كه بهتر است كه به آنها اجازه داده شود مسايل داخلي خود را حل كنند. ما در كارهايي از آنها حمايت كرديد كه آشكارا با قانون اساسي مغايرت داشتند. همه كارهاي آنها با قانون اساسي مغايرت داشت. نتيجه اين كار، عدم اعتماد نيروها و گروههاي سياسي مختلف در داخل اوكراين نسبت به همديگر بود. ما همين را گفته بوديم كه آنها را به حال خودشان بگذاريد كه بتوانند از مسايل داخلي خود برايند. ولي ما حاضريم از خارج از آنها پشتيباني كنيم ولي نبايد كسي را ترجيح بدهيم. ولي وقتي كه همه ديدند كه اوضاع بيثبات ميشود، به منظور اجتناب از ويراني و بيثباتي نهايي اوكراين سعي كردند روسيه را وادار كنند به اقتصاد اوكراين يارانه بپردازد. ولي چرا ما بايد اين كار را بكنيم؟ اگر شما مي خواهيد از كسي حمايت كنيد، خودتان هزينهاش را بپردازيد. ولي كسي نمي خواهد هيچ هزينهاي بپردازد. من با يك وزير اقتصاد اروپايي صحبت كردم و گفتم: «پس خودتان به آنها پول بدهيد». او گفت: «مگر عقلم را از دست دادهام؟» من هم گفت: «مگر من به يك ابله شباهت دارم؟».
ما بايد واقعيات را در نظر بگيريم و با مفاهيم عمومي صحبت نكنيم. وضعيتي كه مشاهده ميشود، از نظر من خطرناك است. آنها بايد هر كاري بكنند كه جامعه و كشور خود را يكپارچه سازند. كار درست اين است كه نيروهاي به اصطلاح روسيهگرا و غربگرا متحد شده و درباره آينده دولت خود فكر كنند و ساختار قدرت را بسازند كه وحدت ملتها را تحكيم كند و مردم را به گروههاي غربي، شرق يا جنوبي تقسيم نكند.
سئوال: جرج بوش رئيس جمهور فعلي آمريكا اظهار داشت كه به درون چشمان و روح شما نگاه انداخت. سئوال اين است كه آيا شما با نكاه در چشم رئيس جمهور بوش روح او را حس كرديد و آن را چگونه ديديد؟
پوتين: با رئيس جمهور آمريكا روابط شخصي خوبي داريم، براي اين روابط ارزش زيادي قايلم و او را شريك مطمئن و مرد صادقي محسوب ميكنم. با كساني موافق نيستم كه بوش را عاري از صداقت، درستكاري و حتي صلاحيت محسوب مي كنند. درست است كه همه ما اشتباهات مرتكب ميشويم. براي مثال، فكر ميكنم كه در رابطه با عراق اشتباه رخ داد. ولي او مردي با تجربه بزرگ شخصي و دولتي است كه هر كاري كه او ميكند، هدف پاسداري از منافع ايالات متحده را دنبال ميكند.
سئوال: شما با رئيس جمهور كلينتون هم ملاقات داشتيد. ممكن است سبك رفتار و امكان فكري آنها و واكنش آنها به سئوالات را با هم مقايسه كنيد؟
پوتين: ميتوانم آنها را با هم مقايسه كنم ولي آيا شما واقعاً فكر ميكنيد كه من اين كار را خواهم كرد؟ براي هر دو سياستمدار احترام زيادي قايلم تا به خود اجازه دهيم به اين مقايسه دست بزنم يا ملاحظهاي مطرح كنم.
ولي يادم است چگونه كار خود را شروع كرده بودم. يلتسين مرا به زلند نو فرستاده بود. تا در اجلاس سران سازمان همكاري آسيا و اقيانوسيه شركت كنم. در آن زمان نخست وزير با دورنماي سياسي مبهم بودم. ولي كلينتون در آن زمان رهبر شناخته شده جهاني بود. يادم است كه در حين ناهار، كلينتون از پشت ميزي كه بسياري از رهبران كشورهاي عضو سازمان پشت آن نشسته بودند، بر خاست، به من نزديك شد و در گوشم پچپچ كرد: «ولاديمير، پيشنهاد ميكنم كه ما باهم از اينجا خارج شويم». اين پيشنهاد براي من ناگهاني بود. بعداً چنين صحنهاي رخ داد: ما با هم بلند شديم، همتايان ديگر ما يك نوع كريدور ايجاد كردند و ما از اين كريدور با كفزدنهاي ديگران حركت كرديم. از اين كار كلينتون قدرداني ميكنم و هيچ وقت آن را فراموش نميكنم.
سئوال: ممكن است سئوالي درباره خدا كنم. شما در يكي از پاسخهاي خود اعلام كرديد كه منع دزدي، اصل زندگي در روسيه است. آيا شما كتاب مقدس مسيحي را ميخوانيد؟
پوتين: بله. پروازهاي زيادي ميكنم و در هواپيمايي كه از آن استفاده ميكنم، كتاب مقدس و يك شمايل گلدوزي شده دارم. وقتي كه پرواز طولاني (كشورمان بزرگ است و به خارج نيز اغلب ميروم)، امكان خواندن كتاب مقدس هم فراهم ميشود.
سئوال: فرموديد كه تعداد زياد تلفنها در اطاق كار رئيس، سيماي عصر گذشته است. آيا شما از فناوريهايي چون پست الكترونيكي يا «بلاكبري» استفاده ميكنيد. آيا بلاگ خود را داريد؟
سئوال: خيلي خيلي شرمندهام ولي از هيچ يك از اين وسايل استفاده نميكنم. حتي از تلفن استفاده نميكنم. اين كار بر عهده كارمندان دستگاه اداري من است كه آنها با مهارت درخشاني اين كار را ميكنند كه به آنها حسوديام ميشود.
سئوال: براي اينكه آمريكاييها شخصيت شما را بهتر بفهمند، مايلم سئوال بكنم چه چيزي ارادت شما را به خود جلب ميكند، نسبت به چه چيزي عواطف خاصي بروز ميكند؟
پوتين: اعتماد مردم، تنها معيار قدرت است. هيچ معيار ديگري وجود ندارد. بقيه، خيال واهي خطرناك قدرت است. ولي اعتماد، مهمترين جنبه قدرت ميباشد. براي اعتماد مردم ارزش قايلم. از مردم متشكرم كه احساس ميكنند كه من طي 8 سال اخير صادقانه، مثل برده در كشتي، زحمت كشيدهام. البته، ميبينم كه عدهاي احتمالاً اين واقعيت را درك نمي كنند. ولي اين تقصير آنها نيست، اين تقصير من است كه نتوانستم اين انديشه را به آنها برسانم. پس كمتر از حد لازم كار كردهام. در مجموع، از اعتماد مردم بيش از هر چيز ديگر سپاسگزارم.