به گزارش روسیران، خبرگزاري فرانسه در گزارشي از مسکو به قلم کريستوفر بويان نوشت .... براي روسيه سال دو هزار و هفت سالي بود که هر تحولي در داخل يا خارجي از اين کشور بر محور يک مرد قرار داشت و ان ولاديمير پوتين رييس جمهور اين کشور بود.
در دوازده ماه سال دو هزار و هفت ، پوتين به رويارويي با غرب پرداخت و اقتدار خود را در داخل روسيه تحکيم و تقويت کرد به طوريکه برخي احياي تنشهاي جنگ سرد و خودکامگي دوران شوروي سابق را گوشزد مي کنند. براي ناظران خارجي سال دو
هزار و هفت براي روسيه اغازي اتشين داشت هنگاميکه پوتين در ماه فوريه اشکارا امريکا را به چالش کشيد و واشنگتن را به تلاش براي سلطه بر جهان متهم کرد. اين سخنان مهم درباره سياست خارجي درحالي بيان شد که جهان براي يک انفجار غير منتظره ژئوپولتيک و زنجيره اي از رويدادهاي دنبال ان امادگي نداشت. تهديد روسيه به تعليق پيمان نيروهاي متعارف اروپا ، تهديد به تعليق پيمان موشکهاي ميان برد هسته اي درحاليکه اين پيمانها استقرار نيرو ، تجهيزات نظامي و موشکهاي هسته اي ميان برد را در اروپا محدود مي کند برخي اقدامات روسيه است که نشان داد اين کشور از موانه قوا در جهان ناخرسند است. در حاليکه روابط ميان روسيه و غرب در سال دو هزار و هفت هر روز وخيمتر مي شد ، پوتين استدلال کردکه اقدامات روسيه پاسخي به اقداماتي است که قبلا غرب برضد روسيه به عمل اورده است. روسيه به گسترش ناتو به شرق ، عدم پايبندي امريکا به پيمان ضد موشکهاي بالستيک ، خودداري کشورهاي عضو ناتو از اجراي يک پيمان کنترل تسليحات متعارف و گشت زني هواپيماهاي ناتو در نزديکي حريم هوايي روسيه به عنوان نمونه هايي از فشار غرب بر اين کشور اشاره داشت. بزرگترين نقطه چالش در روابط روسيه و امريکا وقتي پديدار شد که امريکا از طرحهاي خود براي استقرار سامانه دفاع موشکي در اروپاي شرقي خبر داد. اگرچه امريکا سعي کرد با مطرح کردن توجيهاتي نگراني روسيه را از اين طرح خود کاهش دهد اما روسيه به هيچوجه کوتاه نيامد و اين طرح امريکا را تهديدي امنيتي براي خود دانست و اين طرح امريکا را به شدت به چالش کشيد. در بسياري مسائل ديپلماتيک بين المللي ديگر مانند برنامه هسته اي ايران و اينده کوزوو نيز روسيه نشان داد که بر خلاف خواست غرب حرکت خواهد کرد. پس از سالها ديپلماسي به ظاهر بي نتيجه در قبال مسئله هسته اي ايران ، سال دو هزار و هفت درحالي پايان يافت که روسيه نخستين محموله هاي سوخت هسته اي را براي نخستين نيروگاه هسته اي ايران تحويل اين کشور داد. در عرصه ورزشي نيز سال دو هزار و هفت براي روسيه خوشايند بود، در ماه ژوئيه روسيه ميزباني بازيهاي المپيک زمستاني دو هزار و چهارده را بدست ارود و تيم ملي فوتبال اين کشور نيز جواز حضور در رقابتهاي جام ملتهاي اروپا در سال دو هزار و هشت را کسب کرد. پوتين در داخل کشور نيز قدرت خود را تحکيم بخشيد و حتي زمينه اعمال نفوذ و قدرت خود را پس از کنار رفتن از سمت رياست جمهوري در بهار اينده نيز فراهم کرد. در داخل روسيه از ابتداي سال دو هزار و هفت گمانه زنيهاي شديدي دراين باره وجود داشت که پوتين پنجاه و پنج ساله چگونه در پايان دومين و اخرين دوره رياست جمهوري خود کرملين را ترک خواهد کرد. اين گمانه زنيها وقتي تشديد شد که پوتين در بهار سال دو هزار و هفت اعلام کرد قصد دارد نفوذ خود را در عرصه سياسي روسيه حتي پس از ترک کرملين حفظ کند و تا پاييز امسال ديگر جاي ترديدي باقي نماند که پوتين قصد دارد قدرت را در دستان خود حفظ کند. اما چگونگي اين حفظ قدرت در اخرين ماه سال دو هزار و هفت روشن شد وقتي که پوتين رهبري حزب روسيه متحد را در يک پيروزي چشمگير در انتخابات پارلماني برعهده گرفت و حتي جانشين خود را نيز انتخاب کرد و تاکيد کرد که اگر جانشين مورد نظر او وارد کرملين شود خود او نيز در راس دولت به عنوان نخست وزير باقي خواهد ماند. الکسي سيدورنکو تحليلگر سياسي در مرکز کارنگي مي گويد به طور کلي روسيه در سال دو هزار و هفت حرکت برگشت ناپذيري به سمت يک حکومت نيمه خودکامه داشت. انتخابات پارلماني روسيه دوم دسامبر برگزار شد و انتخابات رياست جمهوري نيز قرار است دوم مارس برگزار شود. به نظر ميرسد تمام سال دو هزار و هفت براي تدارک اين انتخابات سپري شد و به نحوي اين انتخابات برنامه ريزي ، تدارک و برگزار مي شود که نامزدهاي مورد نظر پوتين به پارلمان و سپس کرملين راه يابند تا بدين ترتيب پوتين بتواند به عنوان نخست وزير به قدرت ادامه دهد. سيدورنکو گفت هر چيزي که در سال دو هزار و هفت در روسيه اتفاق افتاد با اين هدف و انگيزه صورت گرفت که زمينه ادامه قدرت پوتين را فراهم کند. نقش مرکزي پوتين هم در سياستهاي داخلي و هم در روابط خارجي در سال دو هزار و هفت وقتي عينيت يافت که مجله امريکايي تايم پوتين را به عنوان مرد سال دو هزار و هفت انتخاب کرد. انتخاب تايم در واقع خوب يا بد ، به منزله برسميت شناختن جهاني سياستهاي پوتين بود. درحاليکه نخبگان حاکم صفوف خود را در پشت سر پوتين تحکيم بخشيدند تا قدرت را در کشور در دستان خود نگاه دارند انها براي اطمينان از اين امر کنترل خود بر رسانه ها را نيز تقويت کردند و مخالفان را به حاشيه راندند. بدين ترتيب بود که مخالفان و حتي گري کاسپاروف قهرمان سابق شطرنج که اکنون به
يکي از رهبران مخالفان تبديل شده است نتوانستند کاري در برابر پوتين از پيش ببرند و حزب روسيه متحد با کسب حدود شصت و چهار درصد ارا در انتخابات پارلماني به پيروزي چشمگيري رسيد و به نظر ميرسد ديميتري مدودوف جانشين احتمالي پوتين نيز در انتخابات رياست جمهوري ماه مارس کار دشواري پيش رو نخواهد داشت.