پس از فروپاشي شوروي و رويكارآمدن غربگرايان و كمونيستهاي سابق در باكو، انجام عمليات رواني ـ تبليغاتي از اين شهر عليه ايران آغاز شد.گرايش مسلمانان شيعة قفقاز جنوبي به ايران، تأثير انقلاب اسلامي در گسترش بيداري اسلامي در آن سامان، ايراني بودن هويت مسلمانان قفقاز جنوبي و عوامل اقتصادي مانند وجود منابع فراوان نفت در سواحل باكو از جمله علل مهم غرب و حاكميت ضداسلامي باكو در فعاليت عليه ايران است.
پس از فروپاشي شوروي و تشكيل دولت باكو، ابوالفضل علياف (معروف به ابوالفضل ايلچيبيگ) كه با كمك آمريكا و فضاسازيهاي ناسيوناليستي توانسته بود، ايازمطلباف (امضا كنندة سند استقلال دولت باكو) را از صحنة قدرت بيرون براند، آشكارا از تجزية ايران سخن ميگفت، در حالي كه هر روز، بخشي از خاك كشور را به نيروهاي ارمنستان واگذار ميكرد!
عليرغم موضعگيريهاي ايلچيبيگ عليه ايران، وي كه پس از چندين ماه حكومت و انتظار از آمريكا براي پيشگيري از پيشروي نيروهاي ارمني، عملاً از آمريكا مأيوس شده و مردم را آمادة شورش عليه خود ميديد، براي پيشگيري از پيشروي ارامنه دست به دامن ايران زد و عدهاي از نيروهاي سابقهدار ميدان جنگ اعم از ايرانيها و مجاهدين افغاني به باكو و جبهة قرهباغ رفتند تا جوانان آذري را آموزش دهند و با نيروهاي متجاوز بجنگند. ورود نيروهاي داوطلب ايراني و مجاهدين افغان به ميدان جنگ قرهباغ، دستاوردهاي درخشاني دانست. در مدت كوتاهي صدها جوان مسلمان و با ايمان تحت آموزشهاي نظامي قرار گرفته و با روحيهاي شهادتطلبانه به ميدان رفتند و توانستند ضربات كاري به نيروهاي مهاجم وارد كنند. مجاهدين افغان توانستند شايستگي خود را در نبرد با متجاوزين به اثبات برسانند و عده اي از آنها نيز به شهادت رسيدند. حكومت جبهة خلق به رياست ابوالفضل ايلچيبيگ در سال 1993 (1372) سقوط كرد و حيدرعلياف كه دورة بازنشستگي خود را در نخجوان به عنوان رييس مجلس اين منطقة كوچك سپري ميكرد، به قدرت رسيد. وي، توافق آتشبس با ارمنستان امضا كرد (1994/1373) و بدينگونه ارمنستان توانست، حضور نظامي خود را در قرهباغ و ساير مناطق اشغالي كه 20 درصد از خاك جمهوري شيعهنشين شمالي ايران بود، تثبيت كند. اقدام ديگر حيدرعلياف، سركوب شديد مدافعان داوطلب جنگ قرهباغ بود كه «آمونلار» (آمونها) ناميده ميشدند. روشنجواداف كه به عنوان قهرمان ملي شهرت داشت و رهبري آمونها را عهدهدار بود، طي يك درگيري از سوي نيروهاي امنيتي حيدرعلياف در باكو به شهادت رسيد و بعد از آن، عدهاي از چهرههاي مشهور جنگ قرهباغ از لشكر آمونها دستگير و زنداني شدند.
حيدرعلياف در حالي اين طرحها را اجرا كرد كه با آمريكا وارد معامله شده بود و آمريكاييها به او وعده داده بودند كه براي سرمايهگذاري در امور انرژي جمهوري آذربايجان، بايستي «ثبات» برقرار شود. جنگ پايان يابد و نيروهاي اسلامي سركوب شوند. حيدرعلياف پس از سركوب مدافعان قرهباغ و امضاي توافق آتشبس با ارمنستان، مجاهدين افغان را مورد اذيت و فشار قرارداد و پس از ترور برخي از مجاهدين افغان، آنها مجبور به خروج از جبهة قرهباغ شدند.
اقدام بعدي حيدرعلياف كه مشخصاً با توصية آمريكا صورت گرفت، اخراج رزمندگان ايراني توام با اجراي عمليات رواني عليه ايران بود. علياف، پادگانهاي آموزشي جنگ قرهباغ را تعطيل كرد. در اين حال كتابي با عنوان «سس سيز محاربه» (جنگ بيصدا) با تيراژ وسيع از سوي دستگاه امنيتي حيدرعلياف با هماهنگي سازمان سيا منتشر شد. در اين كتاب، رزمندگان ايراني در جنگ قرهباغ، به عنوان جاسوس معرفي شده بودند. اقدام بعدي حيدرعلياف ، سركوب گستردة حزب اسلامي و دستگيري رهبران و چهرههاي شاخص حزب بود. در اين مرحله «علياكرام علياف» و ديگر اعضاي شوراي رهبري حزب اسلامي دستگير شدند. سركوب حزب اسلامي نيز، با عمليات رواني گسترده عليه ايران توأم بود و رسانههاي دولتي، غربگرا و ضدايراني باكو به طور مستمر دربارة ارتباط اين حزب با ايران تبليغ ميكردند. پس از آن حيدرعلياف، از جبهة خلق كه در موضع مخالفت با وي قرار داشت، درخواست كرد كه به جاي فعاليت عليه وي، عليه ايران فعاليت كند و در عوض از كمكهاي دولتي بهرهمند شود! در اين مرحله فعاليت برخي مطبوعات وابسته به دولت و نيز برخي نشريات جبهة خلق ايران افزايش يافت و تشكلي به نام «باب» با حمايت آمريكا و دولت حيدرعلياف در باكو تشكيل شد. اين تشكل در راستاي «آذربايجان بزرگ!» فعاليت ميكرد. در حالي كه استقلالطلبان ارمني، قرهباغ را از كشور جدا كرده بودند!
برپايي «كميتة دولتي آذريهاي جهان» و «كنگره آذريهاي جهان (1380)» از ديگر عملياتهاي رواني و تبليغاتي حكومت حيدرعلياف عليه ايران بود. كميته و كنگره ياد شده ارتباط گستردهاي با رژيم صهيونيستي و لابي جهاني يهودي دارد. پس از مرگ حيدرعلياف نيز عملياتهاي رواني گسترده عليه ايران در باكو تداوم يافت. برپايي همايش دولتي موسوم به دومين كنگره آذريها (اسفند 1384) در باكو و سخنراني عليه تماميت ارضي ايران در اين همايش در حضور الهامعلياف از جمله عملياتهاي رواني رژيم باكو عليه ايران ميباشد. حدود دو سال پيش، «نيكلاس برنز» معاون سياسي وزير امورخارجه آمريكا از داير شدن شعبههاي ويژه ايران در برخي شهرهاي جهان از جمله باكو خبر داد، چندي پس از آن، برخي منابع و مطبوعات از ايجاد كارگاههاي ويژه در باكو براي ارتباط با عناصر تجزيهطلب و ايجاد اغتشاش در ايران خبر دادند. اندكي پس از برپايي همايش ضدايراني موسوم به دومين كنگره آذريها توسط دولت باكو، شورشها و اغتشاشات اوايل خرداد 1385 در برخي شهرهاي شمالغرب ايران به وقوع پيوست. مدتي پيش « اطلس جغرافيايي» از سوي انستيتو تاريخ آكادمي علوم باكو كه يك مركز دولتي است، منتشر شد كه در اين نقشة جغرافيايي، ايران جزو اراضي تاريخي دولت باكو شناسانده بود! (اكنون 17 سال از پيدايش دولت باكو و شناسايي رسمي آن در جهان ميگذرد)
انتشار اين نقشه واكنش گسترده نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ايران را برانگيخت و بيش از 20 تن از نمايندگان مجلس طي تذكري به وزير امورخارجه خواستار واكنش قاطع در مقابل اقدامات وقيحانة دولت باكو شدند، طي روزهاي اخير نيز خبر پخش فيلمي دربارة صفويه از شبكة دولتي تلويزيوني باكو انتشار يافت كه در اين فيلم، دولت ايران در عهد صفوي به عنوان «دولت آذربايجان!» معرفي شده است.
تداوم عملياتهاي رواني ، سياسي و تبليغي دولت باكو، اهداف متعددي را دنبال ميكند، از جملة آنها مقابله با تفكر ايرانگرايي در ميان شيعيان قففاز جنوبي و همراهي با آمريكا در جنگ رواني عليه ايران است.
از ماهها پيش، آمريكا اقدامات مشخصي را عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي دنبال كرده است. اين اقدامات كه در قالب جنگ رواني و عملياتهاي امنيتي از جمله آدمربايي دنبال ميشود، حاكي از ناتواني آمريكا در اقدام نظامي و مستقيم عليه ايران، و ناراحتي شديد سران كاخ سفيد از نقش فعّال سپاه پاسداران در دفاع از ايران و انقلاب اسلامي است. برخي كارشناسان پيشبيني ميكردند كه علاوه بر جنگ رواني عليه سپاه كه نهادهاي امنيتي و رسانههاي آمريكا و غرب آن را اجرا ميكنند، عملياتهاي رواني در برخي كشورهاي اسلامي و شيعه عليه سپاه پاسداران اجرا خواهد شد. در اين راستا، با هماهنگي دولت آمريكا اقداماتي در برخي كشورها عليه ايران و مشخصاً سپاه پاسداران انجام گرفت.
در دي ماه سال گذشته، وزارت امنيت دولت باكو، عدهاي از جوانان اسلامگراي باكو را كه در قالب يك هيأت ديني با عنوان گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» فعاليت ميكردند، دستگير و زنداني كرد و پس از آن مطبوعات و خبرگزاريهاي تحت پوشش وزارت امنيت باكو، از گرايشات فكري اين گروه به انقلاب اسلامي و سفرهاي اعضاي گروه به مشهد و قم خبر دادند. پس از مدتي همان مطبوعات و خبرگزاريها، از مالكيت غيرقانوني اسلحه توسط اعضاي گروه خبر دادند و در نهايت با شدّت گرفتن عمليات رواني آمريكا عليه سپاه پاسداران، ناگهان خبر ارتباط گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در برخي از مطبوعات و خبرگزاريهاي باكو مطرح گرديد كه پيش زمينههاي عمليات رواني رسمي دولت باكو عليه سپاه بود.
اطلاعیه روابط عمومی وزارت امنیت دولت باکو ، متنی سرشار از تناقض و فاقد انسجام
در نهايت در تاريخ 23/9/86 روابط عمومي وزارت امنيت دولت باكو اطلاعيهاي را منتشر كرد. اين اطلاعيه كه متن آن از طريق مطبوعات، خبرگزاريها و شبكههاي تلويزيوني دولتي و مراكز رسانهاي تحت پوشش مالي دولت باكو به طور هماهنگ در تاريخ 23/9/86 پخش گرديد، كه دليلي آشكار بر فضاسازي و اوج عمليات رواني رژيم باكو عليه سپاه و ايران است.
در اطلاعيه وزارت امنيت دولت باكو اعضاي گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» اينگونه معرفي شدهاند:
1ـ سعيد داداش بيگي(داداشبيگلي) متولد 1975/1354
2ـ جيحون علياف متولد 1983/1362
3ـ جهانگير كريم اف متولد 1983/1362
4ـ ميكاييل ادريساف متولد 1974/1353
5ـ راسيم كريماف متولد 1981/1360
6ـ رشاد علياف متولد 1976/1355
7ـ رشاد اسماعيلاف متولد 1979/1358
8 ـ فايق اسماعيلاف متولد 1983/1362
9ـ مبارز سليماناف متولد 1983/1362
10ـ فريد آقايف متولد 1981/1360
11ـ اميل محبعلياف متولد 1977/1356
12ـ زاير اروجاف متولد 1980/1359
13ـ سامر قوجايف متولد 1979/1358
14ـ فتحالله بابراف متولد 1979/1358
15ـ بيگبالا قلياف متولد 1981/1360
دقت بيشتر در اطلاعيه وزارت امنيت دولت باكو، به خوبي نشان ميدهد كه اين اطلاعيه سرشار از موضوعات ضد و نقيض است و همين مسأله، دليل روشني است بر اينكه درباره گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» وزارت امنيت ملي باكو به داستانپردازي پرداخته، اما اين داستان استادانه تنظيم نشده است و حتي در تنظيم اطلاعيه هماهنگي دقيق ميان مأموران وزارت امنيت با دستگاه قضايي باكو به عمل نيامده است! از جمله نكات مورد توجه چنين است:
1ـ در اطلاعيه وزارت امنيت دولت علياف، گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» به عنوان يك گروه «تجزيهطلب ديني» معرفي شده است. در حالي كه دادگاه «تجزيهطلبي» را حتي جزو اتهامات اعضاي گروه نيز ذكر نكرد!
2ـ در بخشي از اطلاعيه قيد شده كه گروه در ازاي ارايه اطلاعات به ايران مبلغ دههزار دلار پول گرفته است. و در بخشي ديگر از اطلاعيه آمده است: « داداش بيگي براي گسترش و فعاليت اين سازمان [گروه مهدي صاحب الزمان (عج)] صندوق مالي ويژهاي با اخذ حق عضويت، كمكهاي مالي و همچنين اخذ حدود 10 تا 15 درصد از درآمد حاصله از فعاليتهاي بازرگاني اعضا به وجود آورده بود.»
در اطلاعيه، اعضاي گروه به عنوان بازرگان معرفي شدهاند و آنقدر سرمايه داشتهاند كه در يك مورد فقط شصت هزار دلار ضرر كردهاند، با اين وصفها، اين سؤال پيش ميآيدكه اگر اعضاي گروه بازرگان متمول بوده و حتي صندوق ويژهاي براي تأمين هزينههاي فعاليتهاي خود از طريق سودهاي بازرگاني كلان داشتهاند، چه نيازي به گرفتن ده هزار دلار از ايرانيها داشتهاند؟
3ـ در اطلاعيه وزارت امنيت باکو آمده است: «سعيد داداشبيگي، تمرينهاي نظامي اعضاي سازمان [گروه مهدي صاحب الزمان (عج)] را از محل وجوه مالي صندوق [صندوق مشترك اعضا] در ساختمان انجمن پيشكسوتان جنگ قرهباغ واقع در قصبة گونشلي و سالن تيراندازي وزارت كشور جمهوري آذربايجان و همچنين تمرينات جسماني آنها را در انجمن ورزشي اين سازمان، سازماندهي نموده است.» حال سؤال اين است كه چگونه عدهاي بازرگان جوان در مراكز نظامي دولتي مانند سالن تيراندازي وزارت كشور تيراندازي تمرين ميكردهاند؟ و از سوي ديگر، با ايران نيز در ارتباط بودند؟ اين گروه كه در اطلاعيه وزارت امنيت باكو يك گروه مخفي معرفي شدهاند، چگونه مخفي بودهاند كه در سالن تيراندازي وزارت كشور تمرين تيراندازي ميكردند؟ در صورت واقعيت داشتن موضوع تمرين تيراندازي اعضاي گروه در سالن تيراندازي وزارت كشور، به يقين ميتوان گفت كه طبق نقشة طراحي شده وزارت امنيت باكو، عدهاي جوان به عنوان طعمه مورد استفاده قرار گرفتهاند تا سوژهاي براي عمليات رواني عليه ايران پرداخته شود. به عبارت روشن، مأموران وزارت امنيت باكو طي ارتباط مداوم با اعضاي گروه آنها را به سوي مورد نظر خود سوق داده و امكانات لازم از جمله سلاح و سالن تيراندازي را برايشان مهيا ساختهاند تا به اصطلاح «مستندات!» لازم را براي تكميل نقشه فراهم كنند!
4ـ در بخشهاي مختلف اطلاعيه وزارت امنيت باكو، گاهي از ارتباط گروه مهدي صاحب الزمان (عج) با «سپاه پاسداران» و گاهي از ارتباط گروه با «سازمان اطلاعاتي ايران» و گاهي از ارتباط آن با «ارگان امنيتي خارجي» سخن رفته است. ظاهراً حتي براي تنظيمكننده اطلاعيه وزارت امنيت باكو نيز مسأله ارتباط گروه با خارج و يا نام تشكيلات خارجي مبهم و نامعلوم بوده است. اين باور نيز وجود دارد كه اطلاعيه وزارت امنيت باكو با فشار آمريكا و ايستگاه سيا در باكو تنظيم شده و مقامات وزارت امنيت باكو براي بياهميت جلوه دادن اطلاعيه در نزد كارشناسان، به طور عمد از عناوين گوناگون مانند سپاه پاسداران يا سازمان اطلاعاتي ايران يا ارگان امنيتي خارجي استفاده كردهاند تا با انتشار اطلاعيهاي غيرحرفهاي و فاقد انسجام، تحميلي بودن آن را براي كارشناسان نشان دهند.
5ـ در اطلاعيه وزارت امنيت باكو نام گروه تحت عنوان ارتش شمالي امام مهدي، (ارتش مهدي (عج) در ايران شمالي) به زبان انگليسي نيز درج شده است:
(NORTH IMAM MEHTY ARMY ) كه در اين عبارت انگليسي، «مهدي» با لفظ «مهتي» نوشته شده، در حالي كه مردم باكو كه اكثريت آنها شيعهاند و بخصوص اعضاي يك گروه مذهبي حداقل نام مبارك امام مهدي (عج) را ميدانند. درج عنوان گروه به ترجمة انگليسي (و البته ناشيانه) نيز حاكي از آن است كه افرادي غيرمسلمان و انگليسي زبان (ايستگاه سيا در باكو) اين عبارت را ترجمه كردهاند تا خبرگزاريها و رسانههاي غربي با همين عنوان، گروه را معرفي كنند.
6ـ توجه دامنهدار رسانههاي مشهور آمريكايي و انگليسي و بخصوص رسانههاي اسراييل به مسأله گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» و تداوم جنگ رواني با استفاده از اين سوژه عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيز نشانة ديگري است حاكي از اينكه، موضوع گروه « مهدي صاحب الزمان (عج)» يك عمليات رواني از سوي دولتين باكو و واشنگتن با مشاركت رژيم صهيونيستي عليه سپاه است.
در پايان، آنچه گفتني است اينكه؛ عدم واكنش قاطع و عملي مراجع و وزارتخانههاي تصميمگير در مقابل عملياتهاي رواني مستمر دولت باكو عليه كشورمان، موجب شده كه دولت باكو به رفتار ناشايست و مستمر خود ادامه دهد. مقامات باكو حتي برخي مواقع در گفتگو با ايرانيها، اقدامات خود عليه كشورمان را ناشي از فشارهاي آمريكا داشته و حتي اظهار ميدارند كه: « ما كشور و دولت كوچكي هستيم كه نميتوانيم در مقابل درخواستها و فشارهاي آمريكا مقاومت كنيم». و بدينگونه اقدامات ضدايراني خود را توجيه ميكنند. كه متأسفانه گاهي نيز اين توجيهات و عذرها پذيرفته ميشود!؟ آنها البته راست ميگويند كه نميتوانند در مقابل فشارهاي آمريكا مقاوت كنند، ولي آيا تاوان ناتواني آنها را بايستي ملت ايران پرداخت كند؟
در هر حال، تا زماني كه سياست مقابله به مثل و اعمال فشار در مقابل دولت باكو به كار گرفته نشود، جمهوري اسلامي ايران همچنان هزينة اقدامات مشترك باكو ـ واشنگتن را پرداخت خواهد كرد.
نكتة مهم ديگر اينكه، هرگاه روابط جمهوري اسلامي با كشوري گسترش مييابد، آمريكا و متحدانش و بخصوص اسراييليها براي تخريب اين روابط اقدامات متعددي انجام ميدهند. طي سالهاي اخير روابط تهران ـ باكو روند روبه رشدي داشته و علاوه بر سفرهاي متقابل آقاي خاتمي و آقاي الهامعلياف به باكو و تهران، آقاي احمدينژاد نيز سه بار به نخجوان و باکو سفر كرده است و ايران در مجامع بينالمللي از تماميت ارضي اين كشور حمايت كرده است. اگر چه مسايل متعددي در روابط تهران ـ باكو از جمله تلاش برخي كشورهاي خارجی و جريانهاي داخلي براي تبديل باكو به كانون تجزيهطلبي عليه ايران و نيز موضوع رژيم حقوقي درياي مازندران وجود دارد. با اين حال روابط دو كشور همسايه و شيعه، عليرغم فشارهاي خارجي بر دولت باكو روند مثبتي داشته و بخصوص شخص الهامعلياف، همواره از سالها قبل بر حلّ ديپلماتيك مسأله هستهاي ايران و صلحآميز بودن فعاليتهاي هستهاي كشورمان و بر عدم همكاري باكو در حملة احتمالي آمريكا عليه ايران تأكيد داشته است. در اين شرايط، كارشناسان از مدتها پيشبيني ميكردند كه طرفهاي خارجي، اقدامي در راستاي تخريب روابط تهران ـ باكو انجام خواهند داد كه به یقین عمليات رواني طراحي شده با سوژة يك هيأت مذهبي ـ فرهنگي و داستانپردازيهاي عجيب و غريب درباره آن، بخشي از اقدامات انجام شده طرفهاي خارجي براي متوقف كردن روند به رشد روابط تهران ـ باكو ميباشد.
عارف محمدزاده – کارشناس مسایل قفقاز جنوبی