ديپلماتها دوست ندارند نتايج عملكرد خود را جمعبندي كنند. سياست خارجي، به ويژه سياست خارجي كشور بزرگي چون روسيه، يك روند بيوقفه است كه از اين نظر به توليد فولاد شباهت دارد. تصادفي نيست كه سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در جواب به خواهش هيأت تحريريه مبني بر جمعبندي «مخارج و درآمدهاي» سياست خارجي در سالي كه ميگذرد، با قاطعيت گفت: «هنوز زود است كه نتايج سال را جمعبندي كنيم. ولي حاضرم درباره مبرمترين مسايل سياست جهاني اظهار نظركنم». اظهارات او بسيار مشخص و گاهي شديد بوده است.
سئوال: روابط ما با تفليس چگونه تنظيم خواهد شد و ارزيابي شما از اقدامات اخير مسئولان گرجستان چيست؟
لاوروف: كاري كه رياست گرجستان ميكند، نمي تواند به عنوان گامهاي دوستانه ارزيابي شود. حتي نمي توان اين اقدامات را بيطرفانه و آميخته به خويشتنداري دانست. اين خط آشكار ضد روسي است. اگر گمانه پزشكي در نظر گرفته نشود، رهبران گرجستان به اين خط سياسي احتياج دارند تا شكستهاي سياست داخلي و خارجي خود و از جمله شكستها در برابر روابط با آبخازستان و آستياي جنوبي را توجيه كنند. بارها با گلا بژواشويلي همتاي گرجي خود ملاقات كرده و بدون اينكه چيزي پنهان كنم، مواضع ما را براي او توضيح دادهام. همچنين راههاي عاديسازي اين روابط را تشريح كردم. ما حتي زماني فهرست گامهايي را كه گرجستان بايد بردارد، به آنها منتقل كرديم. اين گامها شامل امتناع از شعارهاي ضد روسي و خودداري از حل و فصل نظامي مناقشات آستياي جنوبي و آبخازستان است.
شكي نيست كه بعضي محافل تفليس براي اين كار آماده ميشوند. اين امر از مقادير سلاحهاي تهاجمي معلوم ميشود كه گرجستان به صورت آشكار و نهان خريداري ميكند. همچنين بايد تعداد تحريكاتي را در نظر گرفت كه در منطقه صحنهسازي ميشوند از جمله عليه نيروهاي روسي حافظ صلح. طرف گرجي به خوبي ميداند براي عاديسازي روابط ما بايد چكار كند. ولي گويا عمداً هر دفعه كه آنها از ما خواهش ميكنند كه «روابط خود را به راستاي متمدنانه برگردانيم» و ما اظهار آمادگي ميكنيم، تحريكات جديد از سوي تفليس بروز مي كنند. در تابستان سال جاري همينطور شده بود. ما با گلا بژواشويلي ملاقاتي داشتيم كه در جريان آن همه مسايل را مورد بحث و بررسي قرار داريم و همانطور كه من اعتقاد داشتم، ما همديگر را درك كرده و توافق كرده بوديم روابط خود را از خط مناقشه دور سازيم كه بلافاصله عمل تحريكآميز با موشك رخ داد. با وجود خواههاي ما مبني بر انجام اين تحقيقات تا آخر و به طور صادقانه، اين پرونده هنوز مورد تحقيق نهايي قرار نگرفته است.
سئوال: اگر غرب استقلال كوزوو را به رسميت بشناسد، سابقهاي براي مناقشه مناقشهزده ديگر فراهم خواهد شد. روسيه چگونه رفتار خواهد كرد؟ آيا دست ما براي شناسايي رسمي آبخازستان باز خواهد شد؟
لاوروف: اولاً، من هنوز اميدوارم كه اين وضع در مسير اعلام يكجانبه استقلال كوزوو و شناسايي استقلال آن بر خلاف تصميمات شوراي امنيت سازمان ملل متحد حركت نكند. ثانياً، روسيه با پايبندي قطعي به اصول حقوق بين الملل رفتار خواهد كرد. از جمله قطعنامه 1244 شوراي امنيت كه راه حلهاي مسأله كوزوو را تصريح كرد. طي بيش از 8 سالي كه از زمان صدور آن قطعنامه گذشت، چه چيزي نمايان شده است. از صربها با قاطعيت و به طور روزمره اجراي همه تعهدات آنها را خواستند. ولي در مورد مردم آلبانيتبار كوزوو درخواست اجراي تعهدات به دست فراموشي سپرده ميشد.
و حالا ما شاهد نتيجه اين سياست هستيم. سياست شركاي غربي ما در زمينه اغماض از كارهاي آلبانيتبارهاي كوزوو و خودداري غرب از اقداماتي كه بايستي براي اجراي كامل اين قطعنامه اتخاذ شوند، باعث شكل گيري روحيه روانشناختي مستقل شدن پريشتينا شد. آلبانيتبارهاي كوزوو براي به اثبات رساندن ضرورت مطلق اين اقدام به شانتاژ متوسل ميشوند.
شركاي غربي ما زير بار اين شانتاژ رفته و حالا اشاره ميكنند كه اگر به كوزوو استقلال واگذار نشود، شاهد اوجگيري زورگويي خواهيم شد. اگر اين استدلال را بتوان به عنوان معيار كار در نظر گرفت، چنين سئوالي مطرح ميشود كه فلسطيني را چكار كنيم كه سازمان ملل 60 سال قبل به آن قول استقلال را داده بود و سطح زورگويي و تعداد قربانيان در اين منطقه با كوزوو قابل مقايسه نيست؟ ترساندن ما با زورگويي و ناآراميها در صورت عدم اتخاذ يك تصميم، راه بسيار خطرناك و لغزاني است كه دور از حدود كوزوو نيز پژواك خواهد داشت. ما بر لطمه نزدن به حقوق بين الملل تأكيد خواهيم كرد. ازجمله اينكه سازمان امنيت و همکاري اروپا به عنوان حافظ سند نهايي هلسينكي كه يكي از بزرگترين دستاوردهاي قرن گذشته است، با قاطعيت تمام بر اعتبار اصول اين سند و از جمله اصل خللناپذيري مرزها كه تنها با توافق متقابل طرفين ميتواند تغيير كند، تأكيد كند.
ثالثاً، به نظر ميآيد كه بسياري از شركاي غربي، به ما سوءظن ميكنند كه گويا ما فقط در انتظار نشستهايم كه كوزوو به صورت يكجانبه مستقل شود تا به قول خودتان، دست خود را در مورد مناطق مناقشه زده در فضاي شوروي سابق باز بدانيم. همه خيال ميكنند كه روسيه ديگران را با ايجاد سابقه ميترساند ولي خودش مي خواهد كه چنين سابقهاي ايجاد شود. رئيس جمهور كشورمان و اينجانب در ملاقاتها با همتايان خارجي خود به دفعات و با نهايت صداقت توضيح دادهايم كه واقعيت كاملاً بر عكس است. منظورمان واقعاً اين است كه براندازي اصل تماميت ارضي دولتها قابل قبول نيست. وقتي كه ميگوييم كه اقدامات يكجانبه در مورد كوزوو سابقه ايجاد خواهد كرد، ما همينطور رفتار ميكنيم تا از تخلف از حقوق بين الملل و ايجاد اين سابقه جلوگيري كنيم. ما عواقب اين سابقه براي مناطق شناخته نشده ديگري را كه نه تنها در نزديكي مرزهاي ما بلكه در سراسر روسيه وجود دارند، درك ميكنيم.
ما در قبال نه تنها امنيت دولت و شهروندان خود بلكه امنيت سراسر اروپا احساس مسئوليت ميكنيم. ما نسبت به آينده اروپا بيتفاوت نيستيم. براي ما اهميت دارد كه اروپا منطقهاي سالم، آرام، راحت براي همكاريهاي بازرگاني و اقتصادي، روند همگرايي و سرمايهگذاريها مناسب باشد يا اينكه آنجا هر از گاهي كانونهاي مناقشات ايجاد شده و امكانات براي مشاركت سازنده به عقب انداخته شوند.
سئوال: ولي اگر اين سابقه ايجاد شود، روسيه چگونه رفتار خواهد كرد؟
لاوروف: ضمانت صد در صدي مي دهم كه روسيه بر اساس حقوق بين الملل رفتار كند.
سئوال: در مورد روابط با شركاي اساسي ما چه نظري داريد؟
لاوروف: بايد از روابط با جامعه مشترک المنافع شروع كنم كه اولويت مطلق اين روابط ناگفته هم مسلم است. ما در جلسات سران جامعه مشترک المنافع، جامعه اقتصادي اورآسيايي و سازمان پيمان امنيت دستهجمعي كه در ماه اكتبر در دوشنبه برگزار شدند، به پيشرفتهايي دست يافتهايم كه ضرورت همگرايي در چارچوب روند جهاني شدن در قاره اورآسياي را به عرصه كاربردي منتقل ميكنند. نشريه ادامه توسعه جامعه مشترک المنافع و برنامه تدابير اساسي در جهت اجراي اين برنامه تصويب شده است. در جامعه اقتصادي اورآسيايي روند تشكيل اتحاديه گمركي راهاندازي شده است كه فعلاً از سه كشور روسيه، بلاروس و قزاقستان تشكيل شده است. سازمان پيمان امنيت دستهجمعي در مسير تبديل شدن به سازمان معاصر منطقهاي در زمينه تأمين امنيت پيشرفت زيادي كرده است. در زمان اخير روابط مشاركت با كشورهايي چون چين، هند، برزيل و آفريقاي جنوبي به سرعت توسعه مييابد كه ما با اين كشورها از ميزان بالاي اتفاق نظر درباره جهان معاصر و راهحلهاي مسايل مبرم بين المللي برخورداريم.
علاوه بر روابط دوجانبه، با مشاركت اين كشورها گروههاي چند جانبه نيز تشكيل ميشوند، از جمله گروه سهگانه با شركت هند و چين تشكيل شده است. در حال حاضر گروه BRIC تشكيل ميشود كه علاوه بر روسيه، چين و هند، برزيل نيز عضو آن خواهد شد. در چارچوب «گروه 8» گفتگو با شركاي هميشگي يعني چين، هند، برزيل، مكزيك، جمهوري آفريقاي جنوبي و اتحاديه آفريقا در جريان است. ما در چارچوب سازمان همکاري شانگهاي با چين و هند مشاركت داريم. ما با كشورهاي آسيا و اقيانوسيه و اتحاديههاي آنها و نيز با كشورهاي اصلي عربي و اسلامي و از جمله اتحاديه كشورهاي عرب و سازمان کنفرانس اسلامي روابط توسعه يافتهاي داريم.
معلوم است كه روابط ما با ايالات متحده و دولتهاي اتحاديه اروپا توجه ويژه كارشناسان را به خود جلب ميكند. روابط در فضاي اين كشورها دستخوش تغييرات جدي ميشود كه اين نتيجه پايان جنگ سرد است. با وجود اينكه اصل متحد كننده سابق يعني «خط نظامي شوروي» از بين رفته است، اكنون سعي ميكنند مبناي جديدي براي يكپارچگي اختراع كنند. دعوتها به همبستگي تمدني و يك نوع حكم مقابله با «سرمايهداري خودكامه» شنيده ميشوند. معني اين حرفها فقط آن است كه انضباط بلوكي بر مبناي جديد معرفي شود. از دست دادن انحصار غرب در زمينه جهاني شدن نيز بيتأثير نيست. در حقيقت امر، پايان جنگ سرد اين «دريچه» را باز كرد. لذا اگر از مفاهيم نيروهايي استفاده كنيم كه خود را برنده جنگ سرد مي دانند، معلوم ميشود كه غرب قرباني پيروزي خود شده است. ترسها از جهاني شدن از همينجا سرچشمه ميگيرند.
در مجموع، شركاي غربيم ا در مراحل مختلف تطبيق خود و شناسايي واقعيات جديد قرار دارند. در بعضي موارد ايدئولوژي برتري دارد و در موارد ديگر حسابگري. به اصطلاح ارزشهاي مشترك با درجه متفاوت قاطعيت اعلام ميشوند. عدهاي اين ارزشها را به صورت مفهوم مطلق «همبستگي غربي» معرفي ميكنند و براي منافع مشترك جايي باقي نميگذارند ولي ديگران با اعتدال بيشتري رفتار ميكنند. مي توان گفت كه در روابط ما با ايالات متحده و اتحاديه اروپا «لحظه حقيقت» نضج ميگيرد كه با اختلاف نظرهاي جدي بر سر مسايلي چون قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا، كوزوو، اجراي برنامههاي آمريكايي در زمينه پدافند ضد موشكي و برنامه هستهاي ايران ارتباط دارند. اين اختلاف نظرها گاهي بسيار جدي هستند. ولي اين بدان معني نيست كه جايي براي سازش وجود نداشته باشد. در هر حال، ما از وقت و نيروي خود دريغ نميورزيم تا راهحلهاي قابل قبول براي همه را پيدا كنيم.
سئوال: خط قرمزي كه بعد از آن راه سازش بسته ميشود، كجا واقع شده است؟
لاوروف: آنچه كه به امنيت ما و به نظم حقوقي بين المللي كه شكل گرفته است، لطمه ميزند، براي ما خط قرمز است. ما حق نداريم در اين زمينه عقب نشيني كنيم. فكر ميكنم كه ما مثل بعد از رعد و برق، در نتيجه اين توسعه بحراني مي توانيم اوضاع شكل گرفته را روشنتر كنيم، از همديگر انتظارات مناسبتري داشته باشيم و بتوانيم در آينده شرايط مشاركت را هماهنگ كنيم. لذا در همه شرايط بحراني جنبه مثبت هم وجود دارد.
ولاديمير پوتين رئيس جمهور فدراسيون روسيه در سخنان ماه فوريه خود در مونيخ به روشن كردن روابط ما و از جمله چگونگي مشاركت دعوت كرده بود. در اينجا بايد خاطرنشان كرد كه تمام ساختار امنيت اروپايي كه روند استحاله آن كند شده و تمام سياست اروپايي را به عقب ميكشاند، بايد روشنترشود. و حالا بايد اين گرايش را برگرداند و مشتركاً به پيش، بر اساس برابري حقوقي و احترام متقابل حركت كرد. در غير اينصورت، شركاي غربي ما مجبور خواهند شد بدون مشاركت ما امنيت فضاي خود را تأمين كنند، تسليحات خود را كنترل كنند و همديگر را تربيت كنند و با استفاده از يك نوع نمونه آرمان دمكراتيك درجه «پاكيزگي ايمان» را بگيرند. درست نمي دانم ولي فكر نميكنم كه اين كار براي آنها جالب باشد. در نهايت امر همه به حركت در جهت تأمين وحدت اروپايي-آتلانتيك از وانكوور تا ولاديواستوك كه مشكل بتوان آن را به اجزاي سياسي، نظامي-سياسي، اقتصادي و انساني تقسيم كرد، علاقهمند خواهند شد.
سئوال: غرب مسكو را به پاسخ منفي روسيه به ابتكارات غربي متهم ميكند. رسانه هاي گروهي خارجي خط مستقيم اخير رئيس جمهور روسيه را به عنوان اتمام حجت و علامت آغاز مسابقه تسليحاتي جديد تلقي كردند. ارزيابي شما از اين سرزنشها چيست؟
لاوروف: ما هرگز به شركاي غربي خود اين نوع جواب منفي كذايي را ندادهايم. ما هميشه مواضع خود را توضيح داده و راهحلهاي سازنده جايگزين را پيشنهاد كردهايم. فراموش نكنيم كه روسيه از كشورهاي غرب پشتيباني نخواسته است بلكه غرب به ما مراجعه ميكرد. البته، غرب امروزي، مفهومي مشروطتر از 15 سال قبل شده است. در چارچوب جامعه غربي روند «آزادسازي متقابل» جريان دارد كه منافع ملي كشورهاي منفرد كه گاهي با هم مطابقت ندارند، جاي منافع ايدئولوژيكي مشترك را ميگيرند. اعتقاد دارم كه ما به شركاي خود خدمت خوبي ميكنيم كه براي آنها توضيح ميدهيم چرا به موفقيت بعضي اقدامات اعتقاد داريم. ما رفتار شفاف و صادقانهاي از خود نشان مي دهيم. خيلي بهتر بود اگر شركاي ما نيز همين مواضع را احراز مي كردند تا ما مشتركاً اوضاع مشخص را مورد ارزيابي قرار داده و بر اساس اين ارزيابي دستهجمعي تصميمات مشتركي ميگرفتيم و با هم رفتار ميكرديم. آنگاه هيچ مشكلي وجود نداشت.
اگر معناي سخنان پوتين در مونيخ در چند كلمه بيان شود، مي توان چنين گفت: ابتدا با هم مشورت مي كنيم، سپس اقدام مي كنيم و از اعمال يكجانبهاي كه به منافع مشروع شركاي ديگر لطمه ميزنند، خودداري ميكنيم. ما ميفهميم كه اين طرز تفكر بايد در اذهان شركاي ما نقش ببندد. براي اين كار فرصت زماني لازم است. جاي تأسف خواهد بود چنانچه اشتباهات فاجعهبار ديگري چون اشتباه عراقي هم لازم شود.
فعلاً دليلي براي بحث درباره اتمام حجت و علامتهاي آغاز مسابقه جديد تسليحاتي وجود ندارد. رولي رئيس جمهور ولاديمير پوتين بارها تأكيد كرده است كه اگر اقدامات يكجانبه ديگران به امنيت كشورمان لطمه بزنند، ما مجبور خواهيم شد براي تأمين امنيت خود اقدام كنيم. همچنين روند طبيعي توسعه نظامي و نوسازي تسليحات جريان دارد كه در اين اثنا تعهدات ما در زمينه حفظ موازنه راهبردي جهاني در نظر گرفته ميشود. اين به اصطلاح ثبات راهبردي است كه جوابگوي منافع تمام جامعه بين المللي است. ما در اين زمينه همانند زمينههاي ديگر راههاي جايگزين مثبت را پيش ميبريم. اين امر به خصوص در مورد مسايل پدافند ضد موشكي صحت دارد. در حقيقت امر، ولاديمير پوتين پيشنهاد كرد ارتباط راهبردي ما با ايالات متحده براي مشاركت كشورهاي ديگر و قبل از همه كشورهاي اروپايي باز شود تا ما بتوانيم به تهديدات بالقوه موشكي واكنش از خود نشان دهيم و اين كار را با تجزيه و تحليل جدي و صادقانه به صورت دستهجمعي، شروع كنيم. بدين وسيله مي توان موضوعات پدافند ضد موشكي را از جزء تركيبي موازنه جهاني به وسيله بازسازي روابط راهبردي و همپيماني واقعي تبديل كرد كه با مشاركت كشورهاي ما در ائتلاف ضد هيتلري قابل مقايسه باشد. طبيعتا، رفع نيروي جبر فكري دوران جنگ سرد و امتناع از پيشداوريهايي كه در گذشته دورتر ريشه دارند، لازمه اين كارهستند. اميدوارم كه شركاي ما همه امتيازات اين چرخش ريشهاي سياست اروپايي و جهاني را بفهمند. اروپا در حال حاضر مي تواند دوباره مسئوليت در قبال آينده خود را بر عهده خود بگيرد و در سطح روانشناختي و سياست كاربردي بر عقده وابستگي به ارث رسيده از زمان حمايت دوقطبي واشنگتن و مسكو غلبه كند. استقلال اروپا مشاركت برابر حقوق سه جانبه بين اتحاديه اروپا، ايالات متحده و روسيه را منتفي نمي كند بلكه ناظر بر وجود اين نوع مشاركت است.
سئوال: آيا تحولاتي در رابطه با ابتكار رئيس جمهور فدراسيون روسيه در زمينه پدافند ضد موشكي مشاهده ميشود؟
لاوروف: در حال حاضر اين مسايل در ناتو، سازمان امنيت و همكاري اروپا و در چارچوب تماسهاي دوجانبه ما با شركاي آمريكايي و اروپايي در دست بررسي است. جا دارد عناصر كليدي مواضع روسيه را يادآوري كنم.
پيشنهاد ما اين است كه مكانيزم روشن و قابل فهم جمعآوري اطلاعات درباره پرتاب موشكها در منطقه خاور نزديك و ميانه، ارزيابي دستهجمعي و بيطرفانه خطرات موشكي براي كشورهاي اروپايي، تعيين گزينههاي واكنش مناسب به اين خطرات ايجاد شود. طرف روس حاضر است اطلاعات دريافت شده از ايستگاه راداري جنوبي ما در گابالا در آذربايجان و در آينده نزديك از رادار در حال ساخت آرماوير را به ايالات متحده و كشورهاي ذي علاقه اروپايي واگذار كند. مي توان براي تحليل اين اطلاعات از مركز مشترك روسي-آمريكايي تبادل اطلاعات در مسكو و مركز مشابهي كه مي تواند در يكي از كشورهاي اروپايي مستقر شود، استفاده كرد. ايالات متحده به نوبه خود بايد از برنامههاي استقرار پايگاه پدافند ضد موشكي در اروپا دست كشيده و متعهد شود در فضاي كيهاني وسايل ضد موشكي را مستقر نكند.
ما اصولاً اين احتمال را كه زماني ممكن است استفاده از سيستم پدافند ضد موشكي لازمباشد، نفي نميكنيم ولي هدف پيشنهاد ما اين است كه تصميم درباره استقرار اين سيستمها به طور سنجيده و بر اساس تحليل خطرات و تهديدات واقعي اتخاذ شود و رشد رويارويي و مسابقه تسليحاتي را تحريك نكند. به ما ميگويند كه استقرار رادار و ضد موشكهاي سيستم پدافند ضد موشكي در اروپا چند سال طول ميكشيد و اينكه اگر اين كار از حالا شروع نشود، ميتوان از توسعه موشكهاي دوربرد در ايران عقب ماند. ولي كارشناسان ميدانند كه ساخت چنين موشكهايي براي هر كشوري روند طولاني و پرهزينهاي است. در ايران توان صنعتي كه به طور عيني براي انجام اين كار لازم است، وجود ندارد. وجود تصميم سياسي مربوطه مسئولان ايراني هم امري قابل بحث است.
به ما اطمينان ميدهند كه ناحيه موضعي سوم پدافند ضد موشكي ايالات متحده عليه روسيه ساخته نميشود. ولي ما در اين زمينه هيچ ضمانتي نداريم. بر عكس، رادار مستقر در چك تقريباً تمام روسيه را تا كوههاي اورال زيرنظر خواهد داشت. در جريان مذاكرات اخير با ايالات متحده به فرمات «2 به اضافه دو» (وزيران امور خارجه و دفاع دو كشور) شركاي ما در باره آمادگي خود براي رفع عملي نگرانيهاي ما صحبتهاي زيادي كردند. چندي پيش ايالات متحده پاسخ كتبي خود را به ما منتقل كرده است. مسكو به مطالعه اين سند پرداخته است. ببينيم برخورد ايالات متحده با اين مسأله چگونه توسعه خواهد يافت. ما مانند سابق براي همكاري جدي با ايالات متحده و ساير كشورهاي ذي علاقه در زمينه پدافند ضد موشكي آمادگي داريم. اين همكاري بايد توان واكنش مناسب به تكامل احتمالي تهديدات موشكي را ايجاد كند، بدون اينكه به امنيتي هيچ يك از شركا لطمه بزند و براي ثبات راهبردي خطر فراهم كند.
سئوال: ايران: جنگ يا صلح؟
لاوروف: فكر ميكنم كه اين سئوال شما منعكس كننده نه تنها نگراني جامعه جهاني از تحولات پيرامون ايران بلكه نگراني مشترك ما براي صلح و امنيت در خاور نزديك و ميانه است. ما با همه بازيگران اساسي گفتگوي تنگاتنگي داريم تا راه حل قابل قبول مسأله برنامه هستهاي ايران را پيدا كنيم. روسيه تلاش مي كند كه اوضاع در راستاي سياسي و ديپلماتيك حل و فصل شود. هيچ آلترناتيو ديگري وجود ندارد. در عين حال، ما به يك نوع دوگانگي مواضع دولت آمريكا توجه ميكنيم. از يك سو، نمايندگان آن در سطوح مختلف از پايبندي ايالات متحده به تلاشهاي دستهجمعي براي حل و فصل مسأله برنامه هستهاي ايران فقط در راستاي سياسي و ديپلماتيك خبر مي دهند. ولي از سوي ديگر عليه ايران و كشورهاي ثالث، از جمله روسيه، تحريمات يكجانبهاي اعلام ميكنند و همزمان سخنان آنها مبني بر اينكه «راه نظامي» روي ميز باقي مانده است، همچنان ادامه دارد و حتي شدت مييابد. ما راه حل قهري اوضاع را غيرقابل قبول و غير سازنده محسوب ميكنيم. تشديد تشنجات پيرامون ايران زمينه نامناسب خارجي و جو عدم اعتماد را ايجاد ميكند كه جستجوي راه حلهاي قابل قبول طرفين را مشكلتر ميسازد.
توسعه اوضاع پيرامون ايران در رابطه با برنامه هستهاي اين كشور تا اندازه زيادي منوط به نتايج تعامل تهران با آژانس بينالمللي انرژي اتمي است. در حال حاضر ايران همكاري با آژانس در زمينه روشن كردن سئوالات مبهم در باره برنامه هستهاي خود را فعالانهتر كرده است. بايد صبر كنيم تا در چارچوب موازين بين المللي جاري راهحلهاي واقعي را جستجو كنيم.
سئوال: اوضاع عراق چگونه توسعه خواهد يافت؟
لاوروف: ما اعتقاد داريم كه در آينده قابل پيشبيني ميتوان به عاديسازي باثبات اوضاع عراق دست يافت. ولي روشهاي سياسي و نه نظامي بايد اولويت داشته باشند. گفتگوي وسيع بين نيروهاي عراقي با مشاركت همه اقشار جامعه از اعم از قوميت، مذهب و اعتقادات سياسي . دستيابي به آشتي ملي حقيقي را كليد حل اين بحران محسوب ميكنيم. ما از سال 2003 به همين كار دعوت ميكنيم. در حال حاضر تقريباً همه كشورهاي منطقه و جهان شريك نقطه نظر ما هستند. در داخل عراق نيز همه حداقل در سطح حرف و شعار، با اين برخورد موافقاند. در حال حاضر مهمتر از همه اين است كه هر چه زودتر از حرف به عمل گذركنيم. سازمان ملل متحد و همسايگان منطقهاي عراق و به خصوص كشورهايي كه ميتوانند در اوضاع سياسي داخلي اين كشور نفوذ واقعي داشته باشند، نقش مهمي دارند. اصل كار اين است كه از اين نفوذ براي احياي صلح و ثبات در عراق استفاده شود. نبايد كاري كرد كه اين كشور به ميدان استقرار دائمي نيروهاي خارجي و وسيله تصفيه حسابها بين نيروهاي رقيب منطقهاي كه سعي ميكنند ادعاهاي سياسي خود را عملي كنند. استفاده شود. ما بر اساس همين برخورد با مسأله، در ملاقاتهاي چندجانبه درباره عراق كه در ماههاي مي و نوامبر سال جاري در شارم الشيخ و استانبول برگزار شدند، شركت كرديم. اميدواريم كه گرايش شكل گرفته به تحكيم هماهنگي چند جانبه مساعدت به حل و فصل اوضاع عراق توسعه يابد. اعتقاد دارم كه اين كار هم به نفع مردم عراق تمام خواهد شد و هم به نفع جامعه جهاني.
سئوال: روسيه به منظور حل و فصل بحران خاور ميانه چه تلاشي مي كند؟
لاوروف: اوضاع روند صلح خاور ميانه مختلف است. هم نكات اميدبخش وجود دارند و هم نكات نگران كننده براي ما جاي خوشحالي است كه در چارچوب تداركات براي ملاقات در ايالات متحده، تماسهاي شخصي آلمرت و عباس مرتب شده و اينكه گروههاي مذاكره كننده آنها مشغول هماهنگي پيشنويس سند مشترك هستند. ما از ملاقات قريب الوقوع در آناپوليس استقبال كرده و اميدواريم كه در آن ملاقات، راهي جهت تنظيم پارامترهاي اساسي دولت فلسطيني و مسايل رژيم حقوقي نهايي (مسايل مرزها، اورشليم و آوارگان) پيدا شود. مهم اين است كه بازيگران بانفوذ منطقهاي در آن ملاقات حضور داشته باشند، از جمله اعضاي كميته اتحاديه كشورهاي عرب در زمينه پيشبرد ابتكار صلح عربي كه اساس شالوده حقوقي شناخته شده تنظيم اوضاع خاور ميانه را تشكيل داده است. البته، شركت سوريه و لبنان به عنوان كشورهايي كه در مناقشه اعراب و اسراييل مشاركت مستقيم دارند، بسيار مطلوب است. اين امر براي هموار كردن راه به سوي از سرگيري روند گستردهتر مذاكرات با شركت نه تنها فلسطينيها و اسراييليها بلكه عوامل ديگري منطقهاي به منظور دستيابي به صلح فراگير است. بعد از آن مي توان كنفرانس تمام عيار بين المللي خاور ميانه را برگزار كرد كه رئيس جمهور روسيه در سال 2005 مبتكر برگزاري آن شد. ما معتقديم كه در آناپوليس بايد پيام صريحي درباره ازسرگيري بيدرنگ گفتگو بين سوريه و اسراييل و احياي محورهاي ديگر تعديل اوضاع اعراب و اسراييل صادر كرد.
همزمان با تدارك اين ملاقات در ايالات متحده، بايد موضوع حفظ انشعاب در فلسطين را مد نظر داشت. ما بر اين عقيده هستيم كه توافق عمومي در فلسطين، ضامن آن است كه آمال ملي ملت فلسطين و قبل از همه اميد به تشكيل دولت ملي، برآورده شود.
سئوال: آيا شما از عملكرد خود در سال جاري احساس خرسندي ميكنيد؟
لاوروف: هيچ وقت از كار خود احساس رضايتمندي كامل نداشتهام چرا كه زندگي توقف نمي كند و به پيش حركت ميكند. سال جاري، سال فشردگي بيسابقه فعاليت ديپلماتيك بوده است. نقش ديپلماسي چند جانبه در امور بين الملل بيوقفه رشد ميكرد. همه مسايل مبرم بين المللي هدف اين تلاشها با مشاركت سازمان ملل شده است. ما به اين تحول مساعدت زيادي كرديم چرا كه طرفدار اصولي تحكيم مباني دستهجمعي در مناسبات بين الملل هستيم. به نظر من، اين نتيجه اساسي سال جاري در زمينه سياست خارجي است.
مجله ایتوگی