در سال 2007 تركمنستان از انزوا خارج شده و اكنون سياست چند محوري را دنبال ميكند. در سال جاري رئيس جمهور تركمنستان به عربستان سعودي، روسيه، قزاقستان، ايران، چين و آمريكا سفر كرده و از بعضي از اين كشورها چند بار بازديد كرده است. قربانقلي برديمحمدوف به همه كشورهاي آسياي مركزي غير از ازبكستان سفر داشته است (البته اسلام كريموف رئيس جمهور ازبكستان خود از عشقآباد بازديد كرده است) و حتي در ماه اوت در اجلاس سران سازمان همکاري شانگهاي در بيشكك به عنوان مهمان حضور داشت.
و بالاخره بايد به ديدارهاي 7-6 نوامبر وي از بروكسل، پايتخت اتحاديه اروپا اشاره كرد كه نشانه جديد فعاليت گسترده خارجي جانشين صفرمراد نيازوف است. گفتني است كه تركمنباشي در پايان حكومت خود فقط سالي يكي دو بار به خارج ميرفت در حالي كه وزير امور خارجه او از ميهن خارج نميشد.
ولي دورنماي سياست چند محوري رهبر جديد تركمنستان مانند سابق روشن نيست. در حال حاضر مسكو. پكن، واشنگتن و بروكسل برنامههاي خاصي در زمينه روابط با عشقآباد دارند. همه به منابع انرژتيك اين كشور علاقهمندند.
اول از همه روسيه به موفقيت رسيد. اين كشور در ماه مي سال 2007 با تركمنستان موافقتنامه مقدماتي درباره ساخت خط لوله انتقال گاز ساحلي خزر را امضا كرد كه قزاقستان نيز در اين توافقات شركت مي كند. البته تا 1 سپتامبر كه تاريخ از قبل تعيين شده هماهنگي همه پارامترهاي فني بود، اين كار انجام نگرفته و مذاكرات همچنان ادامه دارد. ولي در ماه جولاي قربانقلي برديمحمدوف در جريان سفر به پكن موافقتنامه درباره ساخت خط لوله انتقال گاز از تركمنستان به چين را تجديد كرد. در حال حاضر تداركات براي آغاز عمليات ساختماني در جريان است.
طي يك سال اخير نمايندگان ايالات متحده از اين كشور ديدارهاي زيادي كردهاند. واشنگتن مايل است عشقآباد را متقاعد كند كه خط لوله زيردريايي خزر را بسازد كه اين كار سودمند و تحققپذير اعلام ميشود. بسياري از ناظران معتقدند كه در گفتگوي تركمني-آمريكايي همچنين مسأله حضور نظامي آمريكا در خزر مطرح ميشود.
اتحاديه اروپا به نوبه خود تركمنستان را به عنوان منبع گاز براي خط لوله «نابوكو» تلقي ميكند كه اين پروژه با پروژه خط لوله زيردريايي خزر ارتباط ناگسستني دارد.
همه مي خواهند با تركمنستان دوستي كنند و قراردادهاي حاوي تعهدات مشخص را منعقد كنند. روسيه سادهترين راه فني را پيشنهاد ميكند كه در دوران شوروي برنامهريزي شده بود. ساخت خط لوله به چين مي تواند با بعضي مشكلات سياسي روبرو شود ولي امكانپذير است. پيشنهادهاي روسيه و چين مي توانند در شرايط معيني هماهنگ شوند.
ولي پروژه زيردريايي خزر كه توسط ايالات متحده و اتحاديه اروپا پيشنهاد ميشود، نمي تواند به سرعت پروژههاي روسي و چيني اجرا شود چرا كه ابهامات سياسي، فني و اقتصادي در اين زمينه فراوان است. ولي انديشه دسترسي به مصرف كنندگان اروپايي از مسير غير روسي براي تركمنستان جذابيت زيادي دارد. روسيه، ايالات متحده، اتحاديه اروپا و چين ضمن پيشبرد پروژههاي خود بر اين عقيده هستند كه همه اين پروژهها اجرا نخواهند شد چرا كه آنها با هم رقابت ميكنند. وجود پيشنهادهاي مختلف به عنوان پديدهاي موقت براي مرحله انتخاب يكي از آنها در نظر گرفته ميشود.
عشقآباد احتمالاً از آستانه الگو ميگيرد. ولي قزاقستان كه با شركاي مختلف روابط برقرار ميكند و بين روسيه، چين و آمريكا و منافع و شبهات آنها تعادل حفظ ميكند، رفتار شفافي از خود نشا نميدهد. بالاخره قزاقستان عضو سازمان پيمان امنيت دستهجمعي، جامعه اقتصادي اورآسيايي و سازمان همکاري شانگهاي است.
ولي به نظر ميآيد كه تركمنستان از سياست چند محوري برداشت ابتدايي دارد: در مجموع، با همه سر و كار دارد ولي در هر مورد مشخص با كسي معامله ميكند كه به نفع خود مي داند. اين يك نوع حسابگري است. تصادفي نيست كه قربانقلي برديمحمدوف در فرصتهاي مختلف اظهار نظر كرده است كه مسايل اقتصادي را نبايد سياسي كرد. ولي اين امر نشان ميدهد كه رئيس جمهور اهميت مسايل ژئوپلتيكي را دست كم ميگيرد.
در رفتار تركمنستان سياست چند محوري عامل ابهام است. ولي دير يا زود رئيس جمهور تركمنستان بايد گامهاي واقعي بر دارد تا كارهاي او باعث سئوال و سوءتفاهم شركاي خارجي نشوند.
نیزاویسیمایا گازیتا