علاقه انتخاب كنندگان در روسیه به سياست بسيار پايين است - November 21, 2007 09:21 AM

والري فئودوروف مدير كل مركز سراسري مطالعه افكار عمومي در اين مصاحبه با تشريح اوضاع سياسي روسيه در آستانه انتخابات پارلماني 2 نوامبر و وضعيت آينده نظام حزبي روسيه در دور جديد سياسي پرداخته است.

سئوال: به نظر شما، مبارزه انتخاباتي جاري با انتخابات گذشته چه تفاوتي دارد؟

جواب: مي توان سه ويژگي اساسي را مشخص كرد. اولاً علاقه انتخاب كنندگان به سياست بسيار پايين است. علت اساسي اين بي‌توجهي به سياست، تثبيت اوضاع اجتماعي است. در اين زمان آرام هر كس از فرصت‌هاي موجود براي اصلاح وضعيت منالي خود استفاده مي‌كند. مردم سياست را به عنوان وسيله حل و فصل مسايل و مشكلات خود تلقي نمي‌كنند. آنها براي حل اين مسايل راه‌هاي راحت‌تري دارند. ثانياً، رئيس جمهور مستقيماً در انتخابات پارلماني شركت مي‌كند در حالي كه قبلاً اين كار را نميكند. اين وزنه سنگين بر روي كفه تراوي حزب «روسيه واحد» افتاد. بدين وسيله، همه احزاب سياسي ديگر به رديف سياسي پايين‌تر منتقل شده‌اند. ويژگي سوم اين است مه مبارزه انتخاباتي فعلي حالت ايدئولوژيكي ندارد. معلوم شده است كه هيچ ايدئولوژي خالص ليبرال، سوسياليستي يا كمونيستي به مسايل معاصر روسيه و راه حلهاي اين مسايل ربطي ندارد. همه احزاب برنامه‌هاي انتخاباتي خود را نه بر ايدئولوژي كلاسيك بلكه بر اهداف و وعده‌هاي مشخص مبتني مي‌كنند.

سئوال: ولي احزاب مانند سابق خود را راست و چپ اعلام مي كنند.

جواب: اين تقسيم‌بندي كه در دوران انقلاب بزرگ فرانسه به وجود آمده بود، مدتهاست كه منسوخ شده است ولي طي 200 سال اخير قاموس جديد سياسي به وجود نيامده است. به همين دليل ما اغلب از اصلاحاتي استفاده مي كنيم كه جوابگوي شرايط فعلي نيست. در حال حاضر ليبرال‌هاي خالص وجود ندارند. همان «اتحاديه نيروهاي راست‌گرا» بيش از اين نمي توان يك حزب ليبرال محسوب شود. محافظه‌كاران خالص نيست در كشورمان نيستند چرا كه معلوم نيست آنها بايد از چه چيزي «محافظت» كنند؟ كمونيست‌ها هم وجود ندارند. اگر برنامه حزب زوگانوف را مطالعه كنيد، متوجه خواهيد شد كه او طرفدار مالكيت خصوصي است. در حال حاضر ايدئولوژي «خالص» تقاضا ندارد، فقط مخلوط ايدئولوژيكي طرفدار دارد. احزاب سعي مي‌كنند اين تقاضا را اجرا كنند. براي مثال، از «اتحاديه نيروهاي راست‌گرا» انتقاد مي كنند كه آنها در برنامه خود شعارهاي سوسياليستي دارند. از نظر ايدئولوژي قرن 20 اين كار معني ندارد ولي از نظر مقتضيات جاري سياسي كاملاً درست است.

حزب «روسيه واحد» بهتر از همه اين مخلوط ايدئولوژيكي را تهيه مي‌كند. اين حزب در سراسر ميدان انتخاباتي بازي مي‌كند و سعي مي‌كند تمام ميدان سياسي را از آن خود سازد. براي مثال، ما از انتخاب كنندگان سئوال مي‌كنيم كه آيا آنها حاضرند به حزب وطن‌پرست رأي دهند؟ بخشي از آنها پاسخ مي دهند كه بله. وقتي مي‌پرسيم آنها كدام حزب را ترجيح مي دهند، دو سوم مردم از «روسيه واحد» نام مي‌برند. دمكرات‌ها و سوسياليست‌ها همين كار را مي‌كنند و از «روسيه واحد» نام مي‌برند.

سئوال: فكر نمي كنيد كه اين وضع نمي تواند بي‌پايان باشد و اينكه در اين حزب دير يا زور جناح چپ و جناح راست و فراكسيون‌هاي مختلف شكل خواهند گرفت؟

جواب: در يك حزب بزرگ جناح‌ها و فراكسيون‌ها هميشه وجود دارند ولو اينكه مكانيزم فعاليت آنها مي تواند نامريي باشد. جريان‌هاي معيني در داخل «روسيه واحد» نيز قابل تشخيص هستند. اگر اين حزب بادوام باشد و طي مدت زيادي روي صحنه بماند، روند گروه‌بندي داخلي آن قطعاً توسعه خواهد يافت. شكل فعاليت فراكسيون‌ها در داخل اين حزب فعلاً مشخص نيست. در زمان خود تلاشي براي راه‌اندازي فراكسيون‌هاي داخلي به عمل آمده بود. ايسايف اعلام كرده بود كه او جناح چپ حزب را تشكيل مي دهد و پليگين خود را رئيس جناح راست معرفي كرده بود.

سئوال: آيا در حال حاضر «روسيه واحد» نيروي واقعي سياسي است يا پروژه‌اي است كه از بالا ايجاد شده است؟

جواب: اين حزب مانند احزاب ديگر از بالا تشكيل شده است. هيچ وقت چنين اتفاقي نمي‌افتد كه مردم جمع شوند و از درون خود يك حزب به وجود آورند. همه احزاب از بالا به صورت گروه‌هاي كوچك تشكيل مي‌شوند و سپس در همين سطح باقي مي‌مانند يا به احزاب بزرگ تبديل مي‌شوند. «روسيه واحد» به حزب بزرگي تبديل شده است كه فكر نمي‌كنم كه اراده يك شخص براي نابودي آن كافي باشد. ولي اين حزب هنوز اهداف مهمي دارد كه تشكيل دولت حزبي براي آن اهميت حياتي دارد. اگر اين فرصت عملي شود، «روسيه واحد» مي تواند در چند دوره رياست جمهوري به عنوان نيروي سياسي حاكم فعاليت كند.

سئوال: اگر رقابت واقعي در زمينه ايدئولوژي صورت نمي‌گيرد، صحنه اين رقابت كدام است؟

جواب: قدرت دولتي وجود دارد كه عده‌اي با آن مقابله مي‌كنند. اختلاف سياسي همين است. در اردوگاه قدرت و در اردوگاه مخالفان قدرت دولتي كساني با اعتقادات سياسي كاملاً متفاوت وجود دارند. بديهي است كه اردوگاهي كه به پوتين وابسته است، فعلاً برتري دارد چرا كه پوتين محبوب‌ترين سياستمدار كشور بوده و مي‌باشد. پوتين 7 سال حكومت موفقيت‌آميز را پشت سر دارد و به آساني مي‌تواند دستاوردهاي خود را نشان دهد. ولي اپوزيسيون رهبر واحدي ندارد. اپوزيسيون نمي داند با مردم به چه زماني صحبت كند. آنها سعي كردند به جاي استفاده از رسانه هاي گروهي، به تظاهرات و اقدامات خياباني ديگر متوسل شوند ولي مردم آنها را جدي نگرفتند.

سئوال: به نظر شما انتخابات 2 دسامبر مي تواند چه نتيجه‌اي بدهد؟

جواب: بعيد نيست كه دوما دوحزبي شود و غير از «روسيه واحد» فقط حزب كمونيست وارد پارلمان شود. تنها علت موفقيت حزب كمونيست اين است كه بر بازنشستگان متكي مي‌شود كه هميشه رأي ميدهند.

سئوال: اين نتيجه‌گيري با ميزان محبوبيت احزاب مذكور مطابقت دارد. ولي در پيشبيني انتخاباتي كه مركز مطالعه افكار عمومي منتشر كرد، احتمال ورود 4 حزب به پارلمان داده مي‌شود. فرق بين جدول محبوبيت انتخاباتي و پيشبيني نتيجه انتخابات چه علتي دارد؟

جواب: اولاً، بخشي از جمعيت آماري هميشه در آخرين لحظه تصميم مي‌گيرند به چه كسي رأي بدهند. ثانياً، بايد ببينيم آيا مردم حاضرند پاي صندوق‌هاي اخذ رأي بروند و برگ رأي را داخل آن بياندازند يا اينكه در خانه خود نشسته و از يك حزب طرفداري مي‌كنند. از اين نظر انتخاب كنندگان حزب كمونيست با انضباط هستند و انتخاب كنندگان «روسيه واحد» فعال نيستند. به همين دليل هميشه فرق بين نتايج نظرسنجي‌هاي ما قبل انتخاباتي و نتايج رأي‌گيري وجود دارد. ما اين فرق را با توجه به انتخابات مجالس محلي قانونگذاري طي 1.5 سال اخير به حساب مي‌آوريم. بنا براين، پيشبيني نتيجه انتخابات با نتايج نظرسنجي‌ها فرق مي‌كند. در نتيجه معلوم مي‌شود كه شانس 4 حزب براي ورود به دوما برابر صفر نيست.

سئوال: به نظر شما، ميزان طرفداري از كدام حزب مي تواند طي مدت باقي‌مانده تا انتخابات رشد كند؟

جواب: «روسيه واحد». قبل از آنكه پوتين سرليست آنها شود، به نظر مي‌آمد كه اين حزب به سقف امكانات انتخاباتي خود رسيده است. ولي در ماه اكتبر سقف جديد به وجود آمد كه توسط محبوبيت رئيس جمهور تعيين شد. اكنون حد اكثر آرايي كه اين حزب مي تواند به دست آورد، 65% است. ما فعلاً شاهد نوسانات معيني هستيم. طي هفته‌هاي اول ميزان طرفداران «روسيه واحد» رشد مي كرد و بعد كمي پايين آمد. مردم فهميدند كه پوتين طرفدار اين حزب است ولي خود حزب بايد كاري بكند كه مردم در انتخابات شركت كنند. عده زيادي فكر مي‌كنند كه اگر پوتين سرليست «روسيه واحد» شد، اين حزب بي چون و چرا برنده خواهد شد. معلوم است كه بعضي‌ها نمي‌خواهند در زمينه مبارزه انتخاباتي فعاليت خاصي از خود نشان دهند چرا كه نتيجه را از قبل تعيين شده مي دانند كه اين اشتباه آنهاست.

تأثير ارقام بالاي محبوبيت انتخاباتي يك حزب مي تواند دوگانه باشد. از يك سو، عده‌اي وسوسه مي‌شوند به اكثريت ملحق شوند ولي از سوي ديگر، مردم ما دوست ندارند كه يك حزب فرمانروايي كند و مي ترساند كه ما به دوران حزب كمونيست شوروي برگرديم. همين ترس از انحصار يك حزب ممكن است باعث شود كه عده‌اي به يكي از احزاب فرعي رأي دهند. البته، احتمال پايين ورود احزاب كوچك به پارلمان باعث مي‌شود كه مردم از رأي دادن به آنها بترسند و بيشتر متمايل باشند آراي خود را به حزب كمونيست تقديم كنند.

سئوال: آيا تعيين سد 7 درصدي براي ورود به دوماي كشوري مي تواند بر شكلگيري نظام حزب اثر منفي بگذارد؟

جواب: اين اصل و چند اصل ديگر قانون باعث مي‌شود كه ما از نظام چند حزبي به نظام كم حزبي گذر كنيم. در سال 1995 در انتخابات بيش از 40 حزب با هم رقابت مي‌كردند كه با وجود اينكه براي ورود به پارلمان 5% آرا لازم بود، حدود نيمي از آراي مردم به هدر رفته بود. بعد از آن تعداد احزاب كمتر شده و خود احزاب بزرگتر شدند. اين گرايش درستي است. در هيچ كشور دمكراتيك جهان معاصر بيش از3 حزب واقعي وجود ندارد. ما هم بايد چند حزب بزرگ داشته باشيم كه همه آنها بايد به هم شبيه باشند. شايد اين ادعا كسي را متعجب سازد ولي در غرب مبارزه بين احزاب بر سر نه مسايل اصولي بلكه جزئيات مختلف زندگي صورت مي‌گيرد. براي مثال. در ايالات متحده يكي از نكات اساسي مبارزه بين احزاب، اجازه يا منع سقط جنين و نكاح هم‌جنس‌بازان است. يك حزب نمي تواند به خود اجازه دهد با اتخاذ مواضع قاطعانه و شديد، انتخاب كنندگان را از خود دور كند. مسايل حقيقتاً مهم در مباحثات حزبي مطرح نمي‌شوند. علت اين رفتار احزاب آن است كه احزاب نه گروه‌هاي اجتماعي و طبقات مشخص بلكه تمام جامعه را مخاطب قرار مي دهند. زمان احزاب طبقاتي گذشته است. احزاب حق ندارند برنامه‌هاي راديكالي مطرح كنند چرا كه راديكال‌ها هميشه در حاشيه ميدان سياسي قرار دارند و در انتخابات هيچ شانسي ندارند. ولي در كشورمان يك حزب به فراموشي راه تاريخي كشور و دويدن به سوي اروپا دعوت مي كند و حزب ديگر مي‌گويد كه بايد 15 سال اخير توسعه كشور را فراموش كرده و به سال 1980 بر گشت. در هيچ كشور توسعه يافته‌اي اين گونه جهش‌هاي تند امكان‌پذير نيست.

سئوال: پس چرا سياستمداران مانند سابق برنامه‌هاي تند سياسي مطرح مي‌كنند؟

جواب: جامعه ما به اندازه جامع باثبات غربي تشكل نيافته و از وضعيت خود راضي نيست. طبقه متوسط كشورمان از حد 15% جمعيت نمي‌گذرد. با وجود رشد سريع اقتصادي سالهاي اخير، ما از اين نظر حتي از كشورهاي اروپاي شرقي عقب مانده‌ايم. در شرايط انبوه مشكلات، تبليغ بهبودي تدريجي اوضاع به ميزان يك درصد در سال كمك نمي كند. مردم مي خواهند كه زندگي آنها بي‌درنگ اصلاح شود. در اينجا قانونمندي معروف آلكسيس دتوكويل، انديشمند سياسي فرانسوي قرن 19 وارد عمل مي‌شود كه مردم زماني طغيان مي‌كنند كه اوضاع خيلي بد نيست و زندگي آنها حتي كمي بهتر شده است. همه مي خواهند كه رشد درآمدها سريع‌تر باشد ولي رشد اقتصادي نامتوازن است و شكاف در درآمدهاي گروه‌هاي مختلف شدت مي‌يابد. مردم دولت را متهم مي‌كنند كه دولت نمي تواند ثمرات رشد اقتصادي را درست تقسيم كند.

سئوال: به نظر شما، احزابي كه وارد پارلمان نمي‌شوند، چه سرنوشتي خواهند داشت؟

جواب: از تاريخ معاصر سياسي مي توان دو نتيجه گرفت. اولاً، احزابي كه وارد دوماي كشوري نمي شوند، براي زنده ماندن و تقويت شدن براي انتخابات بعدي شانس چنداني وجود ندارد. براي مثال، در حال حاضر ميزان حمايت از حزب «يابلوكو» و «اتحاديه نيروهاي راست‌گرا» از نتايج آنها در انتخابات 4 سال قبل پايين‌تر است. آنها طي اين مدت بخشي از انتخاب كنندگان خود را از دست داده‌اند. نتيجه‌گيري دوم اين است كه گروهي از انتخاب كنندگان روس به انديشه‌هاي احزاب غير پارلماني علاقه‌مندند. براي مثال، چرا حزب «يابلوكو» فرداي روز شكست در انتخابات دوما منحل نشد؟ اين كار از طرف آنها كاملاً منطقي مي‌شد. ولي آنها معتقدند كه از انتخاب كنندگان خود برخوردارند كه هيچ وقت كه كمونيستها، «اتحاديه نيروهاي راست‌گرا» و «روسيه واحد» رأي نخواهند داد.

سئوال: آيا مي توان سناريويي را تصور كرد كه احزابي كه وارد پارلمان نشدند، به تظاهرات خياباني دست بزنند؟

جواب: آنها ميتوانند اين كار را بكنند ولي همه آنها را در كوتاه‌ترين مدت بازداشت خواهند كرد. مردم به شعارهاي انقلابي علاقه ندارند و از حركت آنها حمايت نخواهند كرد. مردم حتي اگر از وضعيت كنوني خود راضي نباشند، بيش از اين شريك خيال‌هاي واهي اواخر سال‌هاي 1980 نيستند كه انقلاب و سرنگوني نظامي اجتماعي مي تواند اوضاع را بهتر سازد. مخالفان مي‌توانند مردم را به قيام دعوت كنند ولي كسي از آنها پيروي نخواهد كرد.

سئوال: و بالاخره يك سئوال درباره انتخابات رياست جمهوري. ولاديمير پوتين بارها تأكيد كرده است كه براي دوره سوم رياست جمهوري معرفي نمي‌شود و اينكه در سال 2008 روسيه صاحب رئيس جمهور جديد خواهد شد. ولي كسي از سياستمداران از نظر مقبوليت و محبوبيت با ولاديمير پوتين قابل مقايسه نيست. پس شخصيت جديدي كه مردم به او رأي بدهند، از كجا پيدا خواهد شد؟

جواب: در تيم رياست جمهوري سه نفر وجود دارند كه از شانس خوبي براي كسب آراي كافي در دور اول انتخابات رياست جمهوري برخوردارند. منظور ويكتور زوبكوف نخست وزير روسيه و نيز سرگئي ايوانوف و دميتري مدودف دو معاون اول نخست وزير هستند.

سئوال: فكر مي كنيد چه كسي كانديدا مي‌شود؟

جواب: ما ار مردم سئوال كرديم كه آيا شما حاضريد به كسي رأي بدهيد كه ولاديمير پوتين او را جانشين خود اعلام كند؟ از كسي هم نام نبرديم. حدود دو سوم جمعيت آماري پاسخ مثبت دادند. بنا براين، حمايت رئيس جمهور فعلي، عامل تعيين كننده‌اي خواهد بود.
ورمیانووستی

 
 

 جبهه ی ضد روسی

 

 محبوبیت مدودیف پس از جنگ

 

 مصاحبه ی روزنامه ی کامرسانت با سفير آمريكا در روسيه

 

 كمك نظامي آمريكا به گرجستان بيش از كمك آن به توسعه دمكراسي است

 

 ديدار معاون رئيس جمهور آمريكا از گرجستان

 

 ناتو مشغول تشكيل گروه موشكي ضربتي در درياي سياه است

 

 معاون وزير امور خارجه: چسباندن برچسب تجاوزگر به روسيه خطرناك است

 

 گريزلف: قفقاز هميشه در حوزه منافع راهبردي روسيه بوده و خواهد بود

 

 تحلیلگر روس: تلاش مسکو براي تغييرحکومت گرجستان

 

 گردهمايي دانشمندان جهان اسلام در قازان روسيه

 

 ساهاكاشويلي و شکست برنامه ضد ایرانی

 

 اشتباه ایوانوف

 

 کاهش ذخاير ارزي بانک مرکزي روسيه

 

 سرويس فدرال امنيت روسیه: افسر ارشد ارتش روسيه به نفع گرجستان جاسوسي مي‌كرد

 

 اعتراض مردم گرجستان نسبت به ايجاد پاسگاه هاي روسي

 

 

 

 صفحه اصلی

موضوعات

مقالات و تحلیل ها
مراکز
مصاحبه
گالری تصاویر
ایران در روسیه
احزاب سياسي
اخبار
اسلام در روسیه
روسیه
شخصیت ها

روسیران

 در باره ما

تبلیغات