نمايندگان دوماي كشوري روسيه متفقالقول به اعلام تعليق شركت روسيه در قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا رأي دادند. بديهي است كه واشنگتن و نزديكترين متحدان آن بلافاصله از اين تصميم انتقاد كردند ولي من اين تصميم را درست ميدانم.
لازم به يادآوري است كه قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا در سال 1990 كه اتحاد شوروي هنوز از هم نپاشيده بود، منعقد شد. اين قرارداد تناسب نيروهاي كشورهاي عضو ناتو و پيمان ورشو را منعكس كرده بود. ناگفته پيداست كه اوضاع از آن زمان تا كنون به طور ريشهاي تغيير كرده است.
درست است كه روسيه تا اندازه زيادي وارث اتحاد شوروي سابق است ولي واقعيت اين است كه آن قرارداد، قراردادي بين دو بلوك متخاصم بود. ناتو هنوز وجود دارد و حتي توسعه مييابد و پيمان ورشو از بين رفته است. بعضي كشورهاي عضو سابق پيمان ورشو عضو ناتو شده يا براي عضويت در اين پيمان «دوست» ما آماده ميشوند. چه رسد به ظهور چالشهاي جديد براي امنيت ما. چرا ما در اين شرايط بايد بر اساس قواعد قبلي بازي كنيم؟ فقط به اين خاطر كه اين وضع به نفع واشنگتن و متحدان نزديك آن است؟
اين وضع واقعاً به نفع امريكاست. آنها مي خواهند بر سر اين موضوع همانگونه چانه زني را راه بياندازند كه با عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني بر پا كردند. آنها لطف فرمودند و به ما پيشنهاد كردند قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا را با سازش در زمينه كوزوو و ايران مبادله كنيم. خوشبختانه، ما زير بار اين حرفها نرفتيم. انديشه اين مبادله خود به خود پوچ و ضد و نقيض است. اين همان است كه وبا را با يرقان عوض كنيم. اينجا موضوعي براي بحث وجود ندارد.
در مجموع، اين چانهزني از حدود حقوق بين الملل خارج است. آمريكاييها حق ندارند قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا را به ما تحميل كنند و نيز حق ندارند قصهگويي كنند كه تعليق اجراي اين قرارداد بر امنيت اروپايي اثر منفي خواهد گذاشت.
ارتشبد يوري بالويفسكي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح روسيه براي همه صريحاً توضيح داده است كه تعليق اجراي اين قرارداد توسط روسيه به معني افزايش گروههاي نظامي آن در غرب و در قفقاز نيست. ولي آمريكاييها و متحدانشان حتي از احتمال افزايش اين نيروها واهمه دارند. آنها شرايطي را ميخواهند كه ما خلع سلاح شويم و به ساز آنها برقصيم. از نظر آنها، هيچ اشكالي ندارد كه ناتو به مرزهاي ما نزديك شده است.
مانند سابق به ما تلقين ميكنند كه اين پيمان حريف، اهداف ديگري دنبال ميكند. عجيب است كه اين اهداف از مرزهاي در حال توسعه ناتو دورهستند. ولي ما نزديك هستيم.
همين امر مدتهاست كه باعث نگراني ما ميشود. ما به نوبه خود مي توانيم به آمريكاييها بگوييم كه تعليق شركت ما در قرارداد نيروهاي متعارف در اروپا عليه ناتو و به خصوص عليه ايالات متحده كه در آن سوي اقيانوس واقع شده است، طراحي نشده است. مگر ما حق نداريم خود را براي حملات بالقوه تروريستها آماده كنيم؟ البته، همه مي دانند چه كسي روي كره زمين بزرگترين «تروريست» و منشأ دائمي خطر براي صلح و امنيت است.
ميخاييل لئونتيف