شخص جديد به مسابقه غيررسمي بهترين تعظيم در برابر ولاديمير پوتين پيوسته است. عبدالحكيم سولتيگوف نماينده دائمي سابق رئيس جمهور فدراسيون روسيه در زمينه حقوق بشر در چچن و مقام مهم فعلي حزب «روسيه واحد» برنامه بازسازي روسيه بعد از انتخابات پارلماني را پيشنهاد كرد. پيشنهاد شد كه پوتين «رهبر سراسري ملي» اعلام شود و در «مجمع سراسري» سوگند وفاداري به او ياد شود.
اثر آقاي سولتيگوف كه در سايت رسمي حزب منتشر شد، مي تواند شاهكار هنر قديمي تملق محسوب شود. در صورت لزوم مي توان اسامي، تاريخها و عناوين آن را عوض كرده و براي هر رهبر خودكامه عصر حاضر اعم از صدام حسين و صفرمراد نيازوف فقيد تا معمر قذافي «رهبر انقلاب ليبي» از آن استفاده كرد.
برنامه سولتيگوف بسيار ساده است. او هميشه تكرار ميكند كه انتخابات قريب الوقوع نمايندگان دوماي كشوري، رفراندومي درباره اعتماد به پوتين است. ولي در انتخابات رياست جمهوري مردم روسيه فقط بايد به «جانشين رئيس جمهور پوتين و نه جانشين پوتين به عنوان رهبر ملي» رأي بدهند. از اينجا معلوم ميشود كه بايد در سال 2008 يك نوع مجمع سراسري را برگزار كرد كه در آن ولاديمير پوتين به عنوان رهبر ملي با اختيارات «نظارت بر قوههاي مقننه و مجريه» انتخاب شود.
در متن اين پيشنهاد به تجربه كشورهاي پيشرفته غرب اشاره زيادي شده است. ولي اگر بيشتر تأمل كنيم، متوجه ميشويم كه كنه اين برنامه، تبديل روسيه به چيزي شبيه به دولت «پيشرفته دمكراتيكي» چون ايران است. آنجا هم رئيس جمهور منتخب مردم به نام محمود احمدينژاد وجود دارد. ولي بالاي سر او آيتالله خامنهاي رهبر روحاني قرار دارد. در هيچ كشور ديگر دنيا چنين چيزي وجود ندارد. وجود اين نوع نظام در ايران علت مذهبي دارد ولي در روسيه چه علتي مي تواند داشته باشد؟ آيا مسئولين كشور مي خواهند ثابت كنند كه ما بعد از رهبران بزرگي چون لنين، استالين و برژنف صاحب رهبر بزرگ ديگري شدهايم؟
شكي نيست كه اثر سولتيگوف از قبل در كرملين مطالعه شده بود. ولي بعيد است كه برنامه او به طور تحتاللفظي اجرا شود. درست است كه پوتين بعد از سال 2008 در نظام سياسي كشور مقامي خواهد داشت ولي فكر نميكنم كه او با برپايي «مجلس سراسري» و انواع ديگر «بال ماسكه سياسي» بخواهد كشور خود را به هدف تمسخر تبديل كند.
برنامه سولتيگوف بايد هدف ديگري داشته باشد و آن بيش از پيش پيوند دادن پوتين به مبارزه انتخاباتي پارلماني است. روزنامه ما بارها نوشته است كه به نفع ولاديمير پوتين است كه نخبگان كشور را در حالت ابهام و عدم اطمينان به آينده نگه دارد. ممكن است دعوت به برگزاري مجلس سراسري، يكي از عناصر كوچك اين راهبرد باشد. برنامه سولتيگوف مي تواند به پوتين كمك كند كه سيماي خود را به عنوان سياستمدار دمكراتيك رياست روسيه تقويت كند. هر موقعي كه او اين برنامه را رد كند. همه نفس راحتي خواهند كشيد.
با اين وجود، مطالعه طرح سولتيگوف انسان را تكان مي دهد. آيا ما از ايران و ساير دولتهايي كه «رهبر بزرگ ملي» دارند، پيشرفت بيشتري كردهايم؟
ما با آقاي سولتيگوف تماس گرفتيم تا جزئيات اين پروژه را از او بپرسيم. سولتيگوف گفت كه فعلاً نميداند حزب در باره پيشنهاد او چه نظري دارد چرا كه اين مقاله تازه منتشر شده است (والودين، مقام ديگر حزب «روسيه واحد» اظهار داشت كه اين مقاله منعكس كننده نقطه نظر شخصي نويسنده آن است).
سئوال: به نظر شما، مجمع يا مجلس سراسري مدني چگونه بايد برگزار شود؟
سولتيگوف: مجمع سراسري، مجمع رسمي نيست. تنها كساني كه در زندگي اجتماعي فعال هستند، در آن شركت خواهند كرد. همه احزابي كه در نتيجه انتخابات وارد دوما شوند، نهادهاي بانفوذ قدرت در همه سطوح تا سطح محلي و مي توانند در آن شركت كنند. هيچ حزبي نسبت به ضرورت وجود رهبر ملي شك نمي كند.
سئوال: شخصيت رهبر ملي با شخصيت رئيس جمهور از نظر قانون اساسي چه تناسبي دارد؟
سولتيگوف: اختيارات قانوني رئيس جمهور دقيقاً بر شمرده شده است. ولي در جامعه كساني هستند كه اعتبار آنها بسيار بالاست. در تاريخ ما چنين كساني نبودند ولي در تاريخ ايالات متحده روزولت چنين بود. رهبر ملي به ضامن تسلسل خط سياسي و تكيم نهادهاي جامعه مدني تبديل ميشود. پوتين به تجسم شخصي قدرت عالي دولتي تبديل ميشود.
سئوال: به نظر شما، رهبر ملي بايد از طريق مجلس سراسري پيامهاي خود را اعلام كند. ولي رئيس جمهور هم پيامهايي تهيه ميكند. كدام پيام مهمتر خواهد بود؟
سولتيگوف: پيام رئيس جمهور مطابق با قانون اساسي قرائت ميشوند كه چيزي بالاتر از آن وجود ندارد. پيام رهبر ملي در مجلس مدني قرائت شده و بر خلاف پيام رئيس جمهور ميتواند مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
سئوال: آيا شخصيت رهبر ملي در نظام قانوني كشور قيد خواهد شد؟
سولتيگوف: رهبر ملي در قانون اساسي موضوعيت ندارد. اين پديده تاريخ نوين كشورمان است. رهبر ملي ضمانت مي دهد كه نظام حكومتي تحت نظارت شديد مدني قرار بگيرد. اين بهترين راه حل براي مردم و نظام سياسي ماست.
ماسکوفسکی کامسامولتس