در حالي كه پنج كشور ساحلي خزر بينتيجه سعي ميكنند درباره رژيم حقوقي اين دريا به توافق برسند، اين منطقه به تدريجي به يكي از نقاط انفجارآميز جهان تبديل ميشود. طبق برآوردهاي كارشناسان، ممكن است بزودي ما شاهد اوجگيري تشنجات در اين منطقه شويم.
كشورهاي ساحلي خزر با سرعت زيادي توان نظامي خود را افزايش ميدهند. طي 10 سال اخير تعداد ناوهاي جنگي در خزر تقريباً دو برابر افزايش يافته و زيرساخت نظامي ساحلي نيز تقويت شده است. كشورهاي غير ساحلي و به خصوص ايالات متحده به نمايش زور خود در منطقه پرداختهاند.
سياست خارجي واشنگتن در منطقه خزر چند هدف دنبال ميكند. هدف اساسي، ممانعت از آن است كه مسكو پروژههاي انرژتيك آمريكا را كنترل كند. در رابطه با احتياج به تأمين امنيت كريدور باكو-تفليس-جيهان بحث درباره حضور نيروهاي ناتو در منطقه خزر گسترش يافته است.
مسأله ايران، بهانه مهم ديگري براي گسترش حضور نظامي آمريكا در خزر است. در صورت توسل به زور براي حل مسأله ايران، پنتاگون به پايگاههايي در پشت جبهه احتياج دارد. آمريكاييها در نوبت اول قصد دارند از سرزمين آذربايجان استفاده كنند كه تا كنون به تكميل زيرساخت گارد ساحلي اين كشور 30 ميليون دلار اختصاص داده و حاضرند در چارچوب برنامه «نگهبان خزر» 135 ميليون دلار خرج كنند. مي توان به ساخت ستادها و دو رادار و تجهيز نيروي دريايي و مرزباني آذربايجان توسط ناتو اشاره كرد.
كشورهاي ساحلي درباره حضور نظامي غرب در منطقه نظر واحدي ندارند. روسيه مانند ايران با مداخله كشورهاي ثالث در امور منطقه مخالفت ميورزد. كشورهاي گروه 5 به ابتكار روسيه و ايران در جريان اجلاس اخير خود در تهران بيانيهاي را امضا كردند كه مانع از حضور نيروهاي مسلح كشورهاي غير ساحلي در دريا-درياچه نفتي و هر گونه توسل به زور نظامي در روابط بين كشورهاي منطقه ميشود. به عبارت ديگر، خزر به عنوان درياي صلح اعلام شده است.
كرملين اعتقاد دارد كه برنامههاي نظامي واشنگتن در منطقه خزر متوجه نه تنها تهران بلكه امنيت و حاكميت روسيه است. مسكو با استفاده از طرحهاي مختلف انرژتيك سعي ميكند تلاشهاي غرب را در جهت تشديد نفوذ آن در خزر، خنثي كند. به عقيده تحليلگران، يكي از اهداف اساسي روسيه در مرحله كنون، ممانعت از ساخت خط لوله انتقال گاز «نابوكو» است كه 5 كشور ساحلي خزر در راستاي توافقاتي كه در اجلاس تهران حاصل شدند، به آساني ميتوانند جلوي اجراي اين پروژه را بگيرند.
ولي بسياري از كارشناسان، اسناد تهران را چيزي جز اعلام تمايل محسوب نميكنند و نسبت به اين اسناد اظهار ناباوري ميكنند. بعيد است كه مقامات آذربايجان مانع از استفاده آمريكا از خاك كشور خود شوند. باكو كه با تهران بر سر ميادين نفتي مورد بحث با تهران برخورد داشت، در صورت بروز مناقشات جديد با طرف ايراني وجود نيروهاي آمريكايي را مفيد مي داند.
قزاقستان و تركمنستان كه نتوانستند از شركت در پروژه خط لوله زيردريايي خزر كه مورد حمايت غرب است، خودداري كنند، احتمالاً با حضور نظامي آمريكا در خزر مخالفت شديدي نخواهند ورزيد.
تنها چين ميتواند در زمينه مقابله با آمريكا در اين منطقه، با روسيه و ايران همبستگي كند. اين كشور حضور خود را در منطقه خزر مشخص كرده و به عقيده تحليلگران، بودي به مركز مكمل نفوذ منطقهاي تبديل خواهد شد. پكن كه مشغول ساخت يك خط لوله از تركمنستان است، به گونهاي بايد از منافع نفتي و گازي خود دفاع كند. لذا بعيد نيست كه در نبودن كنوانسيون درباره رژيم حقوقي خزر، در آبهاي خزر ناوهايي زير پرچم چين نيز ظاهرشوند.
تحليلگران اين امكان را منتفي نميكنند كه ايران كه صاحب 2% ذخاير جهاني نفت است و مسكو را به عنوان رقيب بالقوه تلقي كرده و احتمال برخورد با طرف روسي را بعيد نمي كند، از پكن به عنوان نيروي مقابل نه تنها ايالات متحده بلكه روسيه نيز استفاده كند. ظاهراً ايران حاضر است به بازيگر جديد منطقه خزر متكي شود. در عين حال قزاقستان و تركمنستان فقط براي دفاع از منابع طبعي خود توان نظامي خود را در خزر افزايش مي دهند. ليكن با عنايت به ناسازگاري منافع ژئوپلتيكي كشورهاي خزر و فقدان توافقات جدي در زمينه امنيت منطقهاي، مي توان آنها را به عنوان حريفان بالقوه جنگي تلقي كرد. ولي كسي نمي تواند سناريوي نبرد در درياي بسته را تصور كند. فقدان اين راهبرد بر نظريه نظامي كشورهاي منطقه (فقدان اصطلاح «خطرات مرزي») نيز اثر گذاشته است.
هفته نامه "اخبار مسکو"