در شصت و دومين مجمع عمومي سازمان ملل متحد روسيه و ايالات متحده بيانيه مشتركي درباره قرارداد درباره اضمحلال موشكهاي ميانبرد و برد كوتاه را منتشر كردند. در اين سند تأكيد شده است كه اين قرارداد در آينده نيز اهميت خود را حفظ خواهد كرد. ولي محتواي بيانيه با اظهارات اخير ژنرالها و سياستمداران روس مبني بر خروج قريب الوقوع روسيه از اين قرارداد و استقرار موشكهاي ميانبرد به خاطر استقرار عناصر پدافند ضد موشكي آمريكايي در اروپا، مغايرت شديدي دارد.
بيانيه مشترك روز 28 اكتبر در سازمان ملل پخش شد. دو روز قبل از آن نيكلاي سولوفتسف فرمانده كل نيروهاي موشكي استراتژيكي اظهار داشت كه روسيه از تمامي امكانات لازم براي توليد موشكهاي باليستيكي با برد 5000-500 كيلومتري برخوردار است. مطابق با قرارداد، ساخت اين موشكها در سال 1988 متوقف شده بود.
اسناد فني حفظ شده است ولو اينكه خط توليد مطابق با قرارداد منفصل شد. ليكن اصولاً مي توان توليد اين موشكها (مانند سيستم «پيونر») را از سر گرفت. مسأله اين است كه نيروي كار متخصص آگاه به اين فناوري بازنشسته شده و موشك «پيونر» منسوخ شده است. اين موشك در شرايطي طراحي شده بود كه سيستمهاي نظارت شبانهروزي فضايي، شبكههاي اطلاعاتي آنلاين، سيستمهاي «پاتريوت» و ساير وسايل مقابله با اين موشكها وجود نداشتند.
اين موشكها را در كارخانه «وتكينسكي» ميساختند كه الآن محل توليد موشكهاي باليستيكي قارهپيماي «توپول» شده است. ولي از سرگيري توليد موشك قديمي و راهاندازي توليد موشك جديد، روند طولاني و پر هزينهاي است. بهتر است كه در همان كارخانه همان موشك «توپول» ولي به صورت دو مرحلهاي توليد شود كه در اين صورت به موشك ميانبرد تبديل خواهد شد. ولي بهتر است كه از وسوسه تصميمات ساده دوري جوييم. مي توان به موشك دريايي «بولاوا» اشاره كرد كه قرار بود ساخت آن با صرفهجويي زيادي توأم باشد و اين موشك تا حالا در اختيار نيروهاي مسلح گذاشته شده باشد ولي چنين نشد.
اول از همه، 15 فوريه 2007 ارتشبد يوري بالويفسكي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح روسيه به احتمال خروج يكجانبه روسيه از قرارداد موشكهاي ميانبرد اشاره كرد. اين يك نوع جواب نامتقارن به استقرار سيستم پدافند ضد موشكي آمريكا در لهستان و چك بود. وجود چنين موشكهايي در بعضي كشورها به عنوان علت ديگر اين تصميم ذكر شده بود.
در ماه اوت روند ترساندن اروپا و آمريكا با بازگرداندن جهان به رويارويي هستهاي مرحله متأخر جنگ سرد به اوج خود رسيد. در آن زمان آلكساندر سوريكوف سفير فدراسيون روسيه در بلاروس به احتمال استقرار سيستمهاي هستهاي روسي در خاك اين كشور اشاره كرد. با وجود اينكه خود سفير و وزارت امور خارجه روسيه سپس اعلام كردند كه حرف سفير درست تعبير نشد، همه فهميدند كه منظورش موشكهاي ميانبرد با كلاهكهاي هستهاي بود.
چك و لهستان واقعاً ترسيدند ولي واكنش آنها نقطه مقابل انتظارات مسكو بود. آنها به دعوت پايگاههاي آمريكايي پرداختند تا از اين طريق از خود در برابر تجاوز روسي دفاع كنند. آلكساندر وندرا معاون نخست وزير چك اظهار داشت: «مسكو الآن مثل سالهاي1990 كه براي اولين بار بحث گسترش ناتو شروع شد، زور خود را به نمايش ميگذارد».
در سالهاي 1990 نمايش زور كمك نكرد و همه متحدان روسيه در پيمان ورشو داوطلبانه حق حاكميت خود را با عضويت در پيمان ورشو محدود كردند كه آنجا همه تصميمات توسط آمريكا گرفته ميشوند. هدف آنها اين نبود كه در آينده با تشريك مساعي به روسيه حمله كنند. آنها به بهانه دفاع در برابر روسيه مي خواستند زودتر وارد ميدان اقتصاد اروپايي شوند. تهديد موشكي عزم آنها را به مستقركردن سيستم پدافند ضد موشكي آمريكا در خاك خود تقويت كرد.
در روسيه استقبال عمومي از اظهارات پيكارجويانه مقامات رسمي مشاهده ميشد. صنايع دفاعي اين كار را به فال نيك گرفته و منتظر سود بزرگ مالي شد. «كارخانه ووتكينسك» كالاهاي نهايي را به سفارش دهنده تحويل مي دهد ولي صدها كارخانه پيمانكار قطعات مورد نياز اين كارخانه را توليد ميكنند. توليدات جديد مستلزم سرمايهگذاريهاي چندين ميلياردي در احيا و توسعه ظرفيتهاي كارخانه ميشد. اين كارخانه براي سالهاي متمادي سفارش ساخت جنگافزاري را دريافت ميكرد كه قسمت آنها هر سال به ميزان 30% افزايش مييابد.
تهديدات در حق غرب باعث ميشوند كه مردم به اعتبار قدرت دولتي اعتقاد پيدا كرده و جبران روانشناختي تحقير سالهاي 1990 را به دست آورند. ژنرالها طبق عادت حرفهاي خود به محاسبه كردن راههاي تقويت توان نظامي كشور پرداختند. كسي نخواست يادآوري كند چرا اتحاد شوروي كه در زمينه موشكهاي ميانبرد برتري قابل توجهي داشت، 20 سال پيش مبتكر تدوين قرارداد درباره نابودي كامل اين نوع موشكها شده بود.
اوايل سالهاي 1980 آمريكاييها در آلمان غربي بيش از صد موشك ميانبرد «پرشينگ-2» مستقر كرده و به استقرار موشكهاي بالدار زمينپايه پرداخته بودند. اين اقدام در رويارويي آمريكايي-شوروي، موازنه را به نفع آمريكا بر هم زد. زمان پرواز موشكهاي«پرشينگ» تا اهداف راهبردي شوروي در منطقه اورال از چند دقيقه تجاوز نمي كرد. اصل كار اين بود كه نه آمريكا شمالي بلكه كشورهاي اروپاي غربي هدف ضربه مقابله به مثل ميشدند. در اين شرايط دولت روسيه سعي ميكرد كاخ سفيد را به انجام مذاكرات متقاعد كند ولي در دوران يوري آندروپوف و كنستانتين چرننكو اين مذاكرات شروع نشد.
تنها ميخاييل گورباچف در اين زمينه موفق شد. وي از كمك محافل اجتماعي اروپاي غربي هم استفاده كرد كه بالاخره فهميده بودند كه به گروگان سياست جنگجويان واشنگتن مبدل شدند. در آن زمان احزاب «سبز» كه مخالف مصمم هر نوع اتم اعم از جنگي و صلحآميز بودند، به اوج توانمندي خود رسيده بودند. فاجعه چرنوبيل نيز نقش خود را بازي كرده و ترس همگاني از مواد راديواكتيو را به وجود آورده بود. نيروهاي «سبز» با سرعت فراواني حضور خود را در پارلمانها گسترش مي دادند و مناطق فزايندهاي به عنوان مناطق عاري از سلاحهاي هستهاي اعلام ميشدند.
گورباچف بابت قرارداد موشكهاي ميانبرد قيمت گزافي پرداخته بود. مطابق با اين قرارداد، ايالات متحده مجبور شد 120 موشك مستقر شده پرشينگ-2 و 127 موشك مستقر نشده، 309 عدد موشك بالدار مستقر شده و 133 عدد موشك بالدار مستقر نشده را از بين ببرد. اتحاد شوروي فقط 84 موشك بالدار RK-55، 166 موشك ر12 و ر14، 660 موشكي «پيونر» (از جمله 405 موشك با سكوي پرتاب) و نيز 926 موشك «تمپ-اس» و «اوكا» با همه سكوهاي پرتاب را از بين برد.
حتي اگر روسيه از اين قرارداد خارج شود و به توليد موشكهاي ميانبرد و استقرار آنها در مرز غربي كشور مبادرت ورزد، معلوم است كه ايالات متحده «پرشينگ» جديد را به اروپا منتقل نخواهد كرد. در نظريه جنگ معاصر آمريكا جايي براي اين سلاحهاي منسوخ وجود ندارد. پنتاگون صاحب هزارها موشك بالدار دقيق درياپايه و هواپايه است. اين موشكها در جنگهاي منطقهاي مورد آزمايش قرار گرفته و تابع هيچ گونه محدوديت نيستند.
در اين شرايط، روسيه در برابر جهانيان به عنوان كشور جنگافروز جلوه خواهد كرد. اين پاسخ روسيه به استقرار 10 عدد ضدموشك آمريكايي در لهستان و يك رادار در چك را نمي توان جواب نامتقارن خواند. اين جواب نامتناسب خواهد بود. بديهي است كه اين كار نتيجهاي جز تقويت ناتو و تشديد رويارويي نخواهد داد.
بايد اعتراف كرد كه تهديدات از سوي روسيه از ساخت سيستم پدافند ضد موشكي آمريكايي در امتداد مرزهاي روسيه جلوگيري نكرده است. حركت با پيشنهاد همكاري در ايستگاه راداري «گابالا» به مراتب مؤثرتر بوده و باعث رشد اعتماد متقابل شد. معلوم شد كه گفتگو امكانپذير است. اروپا از انديشه روسيه براي خروج از قرارداد موشكهاي ميانبرد ترسيده است كه در اين شرايط بيانيه مشترك در سازمان ملل با دعوت از همه كشورها با امتناع از اين نوع سلاحها بسيار اميدبخش جلوه ميكند. اگر اين روند راهاندازي شود و تهران و پيونگيانگ به مذاكرات جلب شوند، ميتوان انديشه عنصر اروپايي سيستم پدافند ضد موشكي آمريكا را «درونتهي» كرد چرا كه اين سيستم رسماً عليه ايران و كره شمالي ساخته ميشود.
نزاويسيمايا گازتا