ایران،روسیه،آمریکا - October 25, 2007 07:25 AM

افسانه آمريكايي درباره چالش اسلامي از سوي ايران

روسيه صرف نظر از فشار بي‌سابقه از سوي ايالات متحده، در مواضع خود نسبت به ايران تجديد نظر نمي كند. كشورمان پيش از اينكه از منافع ايران دفاع كند، از منافع و مصالح خود پاسداري مي‌كند.

در مورد ايران خيالهاي واهي زيادي وجود دارند ولي كسي به اين واقعيت شك نمي كند كه ايران يكي از كشورهايي است كه با سياست جهان تك‌قطبي ايالات متحده مقابله مي‌كند. با وجود اينكه ايران از امكاناتي نابرابر با امكانات آمريكا برخوردار است، اين كشور براي سلطه‌جويي امريكا چالش ايجاد كرده و اشاره مي‌كند كه آمريكا كه الگوهاي تقسيم نفوذ در چارچوب خاور ميانه بزرگ، با مداخله در كشورهاي مستقل افغانستان و عراق وبا وادار كردن ملت‌ها به پيروي از كليشه‌هاي فرهنگي و عقيدتي آمريكايي، از نظر سياسي، حقوقي و اخلاقي حق ندارد.

محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور فعلي ايران، مرد ساده‌اي است كه بر توده‌هاي وسيع مردم عادي ايران متكي مي‌شود. وي با وضوح و صراحت تمام حرف دل ميلياردها ساكن كره زمين درباره آمريكايي‌ها را بر زبان مي‌آورد. او مي‌گويد كه آمريكايي‌ها لغايت گستاخ شده و به ناحق منافع ملي خود را با منافع سراسر جهان يكسان محسوب مي‌كنند. آنها به بهانه برقراري دمكراسي در كشورهاي مستقل مداخله مي‌كنند و با بركناري سياستمداراني كه دوست ندارند، مقررات خود را بر قرار مي‌كنند.

ايران را مي توان ناو يخ‌شكن سياست جهاني دانست. محمود احمدي‌نژاد همراه با هوگو چاوز راهي به سوي جهان چند قطبي صاف و هموار ميكنند. ميلياردها نفر اعم از مسلمانان و اروپايي‌ها، با انديشه‌هاي آنها موافق هستند. محمود احمدي‌نژاد از آينده نه تنها ايران بلكه اديان و فرهنگهاي مستقل، از حق ملت‌ها براي برقراري دولت‌هاي ارتدوكس، شيعه يا ملي دفاع مي‌كند در حالي كه جهان‌شمولي آمريكايي همه اين مفاهيم را با غلتك خود يكنواخت مي‌كند. و حالا ايران بر سر راه اين غلتك آمريكايي قد علم كرده است. ولي آمريكا در جواب از ايران چه ايرادي مي‌گيرد؟ بالاخره اين استدلال كه محمود احمدي‌نژاد با سياست خارجي آمريكا و سلطه جهاني آمريكا مخالفت شديدي ميكند، كفايت نمي كند.

ادعاي واهي نفي هلوكاست

يكي از نكات اساسي در انتقادات آمريكا از شخص محمود احمدي‌نژاد، اظهارات وي در خصوص هلوكاست است. واقعاً، اين موضوع از نظر جلب ارادت جامعه جهاني چندان سودآور نيست. معلوم است كه كسي فاجعه و رنج‌هاي يهوديان را منكر نمي‌شود. محمود احمدي‌نژاد هم آن را نفي نمي كند و درباره چيز ديگري صحبت مي كند.

وي با اظهار نظر درباره هلوكاست به طور كمي ناشيانه و نامناسب، مي خواهد به اين نكته توجه جلب كند كه هلوكاست يك مفهوم مذهبي است. واقعاً، هلوكاست ذاتاً پديده غير تاريخي است. اين فاجعه‌اي است كه از نظر سنت يهودي، مقدم بر بازگشت يهوديان به ارض موعود بود. نه از نظر سياست بلكه از نظر دين يهودي. مي توان به اين پديده احترام گذاشت ولي در هر حال اصلاح «هلوكاست» (يا Sho’a) دقيقاً در راستاي جهانبيني مذهبي يهودي قرار دارد.

محمود احمدي‌نژاد بدون اينكه ماهيتاً قرباني تاريخي ملت يهودي را نفي كند و بدون اينكه تلفات ملت‌هاي ديگري را كه از وحشي‌گري‌هاي نيروهاي هيتلري آسيب ديدند، فراموش كند، خاطرنشان مي‌كند كه اين يك پديده مذهبي است كه تنها براي كساني اهميت دارد كه پيرو دين يهودي هستند يا تحت تأثير آن قرار دارند. ولي براي مسلمانان و مسيحياني كه بسياري از آنها قرباني مجرمين فاشيست شدند، مفهوم مذهبي هلوكاست وجود ندارد. به عبارت ديگر، بعد از فاجعه‌اي كه يهوديان در زمان جنگ جهاني دوم پشت سر گذاشتند، در جهان‌بيني مذهبي مسيحيان و مسلمانان چيزي تغيير نكرد. مي‌توان اين واقعيت را درك كرد، مي توان شريك احساسات يهوديان شد، مي‌توان تعقيب يهوديان را توسط هيتلر و رژيم جنايي او را به رسميت شناخت چرا كه همه و از جمله ايرانيان آن رژيم را محكوم كرده‌اند. ولي محمود احمدي‌نژاد درباره موضوع ديگري صحبت مي‌كند و آن تعبير مذهبي هلوكاست در چارچوب سنت مذهبي يهودي است. هر يهودي متدين مي داند كه اين اصطلاح فقط در چارچوب برداشت‌ها از رسالت خاص «ملت برگزيده» قابل استفاده است ولي خارج از سنت يهودي براي تعريف پديده‌هاي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرد. براي شيعيان، شهادت ائمه آنها مي‌تواند هلوكاست محسوب شود، براي ما، فداكاري عيسي مسيح (ع) هم يك نوع هلوكاست است. اين تنها هلوكاستي است كه ما حقيقتاً در تاريخ خود تجربه كرديم كه ياد آن اساس دين مسيحي ارتدوكس ما را تشكيل مي‌دهد. ولي اين امر به هيچ عنوان از احترام ما به تلفات وحشتناك ملت يهودي در سال‌هاي وحشي‌گري‌هاي فاشيستي نمي‌كاهد.

افسانه چالش اسلامي از سوي ايران

يك افسانه واهي ديگر تبليغات ضد ايراني آمريكا عبارت از آن است كه ايران از طرف تمام اسلام با جهان‌شمولي مبارزه مي‌كند. ولي حتي مطالعه سطحي اين مسأله كوچكترين شك و شبهه‌اي باقي نمي‌گذارد كه جهان اسلام بسيار متنوع است. در درون اسلام اختلافات فراوان ملي و مذهبي وجود دارند. گروه‌هاي حريف مختلف با ايدئولوژي كاملاً متفاوت، در درون اسلام وجود دارند. اختلاف اساسي، تقسيم به شيعيان و سني‌هاست كه در طول تاريخ شيعيان معمولاً اقليت تحت تعقيب را تشكيل مي‌دادند. آنها هميشه جدا از ديگران بودند و فقط در ايران به عنوان جريان غالب مذهبي تلقي مي‌شوند. شيعيان در عراق هم كم نيستند ولي آنها در اين كشور درزمان رژيم سني صدام حسين تحت تعقيب قرار داشتند. ولي در كشورهاي اسلامي ديگر، شيعيان اقليت را تشكيل مي دهند.

بنا بر اين، سنت مذهبي ايران از مابقي جهان اسلام كمي كنار رفته و هدف بزرگ صدور اسلام را براي خود مطرح نمي‌كند. نفوذ ايران به قسمت‌هاي نه چندان بزرگ جمعيت لبنان، عراق و گروه‌هاي كوچك افغانستان گسترش يافته است. نخبگان حاكم بر سوريه به جريان افراطي شيعه تعلق دارند ولي ايرانيان به آنها علاقه مذهبي ندارند چرا كه در داخل مذهب شيعه هم اختلافات وجود دارند.

اگر ببينيم ايران از طرف چه كسي با جهان‌شمولي مقابله مي‌كند، خواهيم ديد كه اين كار نه از طرف تمام جهان اسلام انجام مي‌شود و نه از طرف اصولگرايي اسلامي. ايران از طرف فرهنگ و دولت ايران اين كار را مي كند، مي خواهد كه آن را به حال خود بگذارند و اجازه بدهند كه ايران به طور مستقل و بدون تحميل ارزش‌هاي اخلاقي و معيارهاي اقتصادي از سوي غرب توسعه يابد و حق حاكميت خود را حفظ كند. درست است كه عامل مذهبي در اين نظام نقش مهمي بازي مي‌كند ولي اين بيشتر مسأله دروني ايراني است.

افسانه تجاوز هسته‌اي

در مجموع، تيره كردن چهره محمود احمدي‌نژاد و مذهب شيعه معاصر، يك نشانه ديگر كذب و بي‌پايگي سياست آمريكاست. محمود احمدي‌نژاد در جريان سخنان اخير خود در سازمان ملل چنين سئوالي را مطرح كرد: «چرا كشوري كه از سلاح‌هاي هسته‌اي عليه جمعيت صلح‌آميز ژاپن استفاده كرده و اكنون آزمايشات انواع جديد و جديدتر تسليحات براي به عمل مي‌آورد، ايران را به توسعه برنامه هسته‌اي صلح‌آميز خود سرزنش مي كند؟» يكي از استدلالات اساسي آمريكا عليه ايران، نگراني از آن است كه «ملايان ايراني صاحب بمب هسته‌اي شوند».

ولي اين امر با اعتقادات اسلامي ايران مغايرت دارد كه ايرانيان مرتباً براين امر تأكيد مي‌كنند. ايران به تروريسم دست نمي‌زند و هدف صدور گسترده مذهب شيعه را دنبال نمي كند. در اين صورت، چطور ممكن است كه ايرانيان كه مسايل داخلي خود را حل مي كنند و هيچ وقت سعي نكرده‌اند اراده خود را به ملت‌هاي ديگر تحميل كنند يا از طريق نظامي كشورگشايي بكنند و نفوذ سياسي خود را افزايش دهند، ناگهان بيانيد و تمام جهان را تهديد كنند؟

جهان، از دوران ايران باستان نمونه‌هاي تجاوز ايراني را تجربه نكرده است. ايران زندگي خود را دارد كه انديشه انداختن بمب بر سر اروپا يا ايران به سر ايرانيان هيچ وقت خطور نخواهد كرد. نه محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهور محبوب ملت و نه رياست روحاني كشور هيچ وقت به فكر اين كار نخواهند افتاد. واقعيت اين است كه آمريكايي‌ها به دشمن احتياج دارند كه علت اصلي تيره كردن چهره ايران همين است. به تعبير آمريكا، نه متجاوز بلكه قرباني او به منشأ شر تبديل مي‌شود. اگر كار اينطور پيش برود، آمريكايي‌ها بزودي در بلاروس و سپس در روسيه مي توانند ادعاهاي سلطه‌جويانه و توان بالقوه تجاوز را كشف كنند. بعيد نيست كه ما هم در جاي ايران قرار بگيريم.

بايد فهميد كه ايران نمي تواند ما را تهديد كند. ما با اين كشور هيچ عرصه اختلافات اقتصادي، ژئوپلتيكي و مذهبي نداريم. بر عكس، منافع راهبردي و ژئوپلتيكي ما كاملاً سازگار است. همه چيز ما را با هم متحد مي‌كند و چيزي ما را از هم جدا نمي كند. پوتين و لاوروف ضمن دفاع از ايران سعي كند با نظم جهاني تك قطبي مقابله كنند (البته نه به صراحت محمود احمدي‌نژاد و چاوز) كه آمريكا به بهانه دمكراسي، ليبراليسم و حقوق بشر به جهان معاصر تحميل مي كند.

روسيه بايد بفهمد كه ايران، شريك راهبردي آن است. پيشگيري از تجاوز به ايران، ضامن امنيت كشور ماست. اگر ما از چگونگي تقسيم عرصه‌هاي نفوذ آمريكا در جهان (به بهانه به اصطلاح پيروزي در جنگ سرد) چشم بپوشيم، واقعاً به شكست تخيلي خود اعتراف خواهيم كرد كه اين يك نكته مهم روان‌شناختي است.

اگر فردا جنگ شروع شود

اگر آمريكايي‌ها بالاخره جرأت كنند جنگي عليه ايران شروع كنند، جهان در آستانه روز قيامت قرار خواهد گرفت. ايرانيان و ميلياردها نفر ديگر هيچ وقت اين تجاوز را مشروع نخواهند دانست. ايراني ها، ملتي يكپارچه وفداكارند كه تا آخرين قطره خون از كشور خود دفاع خواهند كرد. اگر آمريكايي‌ها بالاخره «مهر مكاشفه» را بشكنند، اين بدان معنا خواهد بود كه بعد از آن نوبت ما خواهد رسيد. اين جام از كنار هيچ كس رد نخواهد شد. در ايران براي تمام بشريت چالش ايجاد خواهد شد . ما بايد اين تجاوز را به عنوان تجاوز به خودمان تلقي كنيم. وقتي كه صربها، برادران ارتدوكس ما را بمباران مي كردند، ما ساكت بوديم و بدين وسيله به متجاوز نشان مي داديم كه مي تواند در آينده نيز هر كس را بمباران كند. آنها سپس به بمباران‌هاي افغانستان و مردم صلح‌دوست عراق پرداختند و بذرهاي مرگ، قتل و فاجعه انساني را در سراسر جهان پخش كردند. اين «حاملان دمكراسي» تا زماني كه مرگ را به هر خانه‌اي نبرند، توقف نخواهند کرد. تجاوز به ايران، آخرين زنگ خطر نه تنها براي ما و مسلمانان بلكه براي تمام جهان خواهد شد. آنگاه جهانيان بايد براي جنگ تمام عيار جهاني عليه تجاوز و سلطه‌جويي آمريكايي بر خيزند.

آمريكايي‌ها بيش از پيش از خود سئوال مي‌كنند كه چرا ديگران از آنها متنفرند. آمريكا حامل مرگ، كذب و ويراني همگاني است. آمريكا نظام‌هاي اقتصادي خود را ترويج مي كند كه نخبگان ملي را فاسد مي‌كنند، نسل‌هاي كامل را از بين مي‌برند و با فرهنگ مصنوعي چندش‌آور خود جان و بدن ملت‌ها را مسخ مي‌كنند. در اين شرايط چطور مي توان از آنها متنفر نشد؟

روسيه هم اكنون، قبل از آغاز تجاوز به ايران، بايد نزديكي تاريخي سرنوشت دو كشورمان را درك كند. تصادفي نيست كه اكنون روسيه مانند كوه بر سر راه اين تجاوز ايستاده است. روسيه بايد نه فقط اعتراض كند بلكه در جبهه بزرگ نظام چند قطبي شركت كند.

بعيد است كه آمريكايي‌ها از تجاوز به ايران امتناع كنند و بدون هيچ مقدمه‌اي از تحميل سياست تك‌قطبي خود به جهانيان دست بكشند. نخير، تا زماني كه آنها را وادار نكنند، اينكار را نخواهند كرد. متأسفانه، با روي كار آمدن سركوزي به جاي شيراك و مركل به جاي شرودر، اروپا از تشكيل جبهه چند‌قطبي منحرف شده است. ولي چين، فضاهاي عظيم كشورهاي جهان سوم عضو اين جبهه هستند كه روسيه هم بايد عضو آن شود. بايد هم اكنون بدون انتظار اين تجاوز جديد اين كار را بكند چرا كه بعداً نوبت ما خواهد رسيد.
مجله «پروفيل»، 15 اكتبر 2007، نوشته آلكساندر دوگين

 
 

 حمایت از فیلم های ملی و میهن پرستانه در روسیه

 

 همايش بين‌المللي اسلامي در چچن

 

 روگوزين: روسيه و بلاروس هرگز وارد ناتو نمي‌شوند

 

 انتصاب كونووالوف به سمت نماينده ويژه رئيس جمهور روسيه در روابط با اتحاديه اروپا

 

 سيزده کشته و زخمي در خشونت هاي استان هاي جنوبي روسيه

 

 چشم انداز روابط روسیه و اسراییل

 

 معاون وزير امور خارجه روسيه: حملات برخي رسانه‌هاي گروهي روسيه به سفير روسيه در اوكراين غير اخلاقي مي‌باشد.

 

 یوکاس و درخواست آزادی زندانیان سیاسی

 

 همكاري حزب روسيه عادل با حزب سوسياليست‌هاي اروپا

 

 بررسي روابط انرژتيك توسط روسيه و اتحاديه اروپا

 

 اخذ مسئولیت هماهنگي سياست مرزباني توسط سرگي ايوانوف

 

 روابط روسیه و آمریکا از منظر سفیر جدید آمریکا در روسیه

 

 نخست وزيران روسيه و اوكراين 28 ژوئن در مسكو ملاقات مي‌كنند

 

 روسيه و ارمنستان همكاري نظامي – سياسي را توسعه مي‌دهند

 

 اتباع روسيه از اواخر سپتامبر مي‌توانند بدون رواديد به اسرائيل سفر كنند

 

 

 

 صفحه اصلی

موضوعات

مقالات و تحلیل ها
مراکز
مصاحبه
گالری تصاویر
ایران در روسیه
احزاب سياسي
اخبار
روسیه
شخصیت ها

روسیران

 در باره ما

تبلیغات