در نيمه دوم ماه اوت رمضان قادروف رئيس جمهور چچن به دو كشور خاور ميانه (عربستان سعودي .و اردن) سفر كرده و بين اين دو سفر در گودرمس كنگرهاي تحت شعار «اسلام، دين صلح و سازندگي» برگزار كرد. با وجود اينكه همه ستارههاي فقه اسلامي كه رهبران چچن بعد از جنگ ميخواستند پيش خود دعوت كنند، در كنگره گودرمس حضور نيافتند، با اين حال اين ابتكار عاري از موفقيت نبود. ولي سفرها به عربستان سعودي و اردن باعث شد كه رمضان قادروف در واقع در يك رديف با پادشاهان اين دو كشور كه رهبران امت اسلامي هستند، قرار بگيرد. هر دوي آنها رئيس جمهور چچن را به حضور پذيرفتند و در مكه قادروف به شركت در مراسم پر افتخار شست و شوي كعبه نايل آمد.
و حالا قادروف علاوه بر حمايت ولاديمير پوتين كه اين ديدارها را تأييد كرد. در خاور ميانه هم حاميان با نفوذي دارد كه اين امر در شرايط عوض شدن رياست جمهوري روسيه اهميت دارد. مسأله اين است كه ولاديمير پوتين طي مدت زيادي تنها منشأ مشروعيت حكومت قادروف بوده است.
هدف اصلي سفرها به خاور ميانه و برگزاري كنگره، معرفي چچن جديد به جهان اسلام بود. چچني كه آنجا صلح احيا شده و كار سازنده انجام ميگيرد و بر خلاف ادعاهاي رهبران شبه نظاميان، كسي به خاطر دين خود تحت تعقيب قرار نميگيرد. از زمان آغاز جنگ دوم چچن، مقاومت در اين منطقه بيش از پيش حالت جداييطلبانه خود را از دست داده و ديني اعلام ميشد. شبه نظاميان همه عمليات تخريبي و حملات خود را به عنوان بخشي از جهاد جهاني اعلام ميكردند ولي پشت سر آنها به صورت كمابيش مبهم جوامع مسلمان خاور ميانه مشاهده ميشدند كه حتي اگر كمك مالي و نظامي ارسال نكرده باشند، در هر حال كمك معنوي فراهم ميكردند. قادروف كه با پادشاهان منطقه در وطنشان ملاقات كرده و علماي نامدار اسلامي مانند شيخ محمد كفترو (سوريه) را پيش خود دعوت كرد، اين برگ برنده را از دست مخالفان «جنگلي» خود سلب كرد. اكنون قادروف در مشرق زمين به عنوان رهبر مسلمانان چچن شناخته شده است كه در چارچوب روسيه هم منطقهاي كاملاً اسلامي باقي مانده است. قادروف براي تكميل اين موفقيت تبليغاتي خود در ملاقات با نمايندگان جمعيت چچن اين كشور به همه آنهايي كه هنوز ميجنگند يا خارج از وطن زندگي ميكنند، قول عفو داد.
چچن در زمان قادروف از چچن قبل از جنگ مذهبيتر شده است. به عنوان مثال، در مركز گروزني كه در زمان خود صحنه ميتينگهاي خروشان جداييطلبان بود، مسجد عظيمي ساخته ميشود. در مدارس چچن مباني علوم اسلامي تدريس ميشود. اوايل سالهاي1990 كه چچن از اينگوشتيا (و از روسيه) جدا شد، جنبش ديني فقط جنبش قومي را همراهي ميكرد. برندگان جنگ اول سالهاي 1995-1994 نيروهاي جداييطلب غيرديني بودند ولو اينكه در آن زمان نيز در ميان فرماندهان صحرايي يك جناح بانفوذ طرفداران مبارزه در راه ايمان و برقراري حكومت شرعي وجود داشت. به مرور زمان جداييطلبان لاييك (به خصوص اصلان ماسخادوف سرهنگ سابق توپخانه ارتش شوروي) ابتكار عمل را به «اسلامگرايان» واگذار كردند. ماسخادوف تحت فشار اسلامگرايان قانون اساسي را با شريعت تطبيق داد. همچنين شوراي فرماندهان صحرايي و كنگره مسلمانان ايچكريا و داغستان به رياست باسايف تشكيل شدند كه اعضاي اين سازمانها پنهان نميكردند كه هدف آنها، تشكيل دولت شرعي در حدود مرزهاي دولت امام شامل است.
شامل باسايف همانند امام شامل كه امامت او بيشتر نه تحت ضربات نيروهاي روس بلكه زير بار سنگين قوانين بيش از حد سختگيرانه ديني فرو پاشيده بود، ذهنيت هم ولايتيهاي خود را درست درك نكرده بود. در چچن كساني وجود داشتند كه از اين نوآوريهاي اسلامي ناراضي بودند. تازه خودشان از محيط كاملاً اسلامي بودند و احمد قادروف مفتي ايچكريا رياست اين گروه را بر عهده گرفت. مفتي اعلام كرد كه خوشبختي چچن به آن است كه حد اقل براي مدت 100 سال از مبلغين خارجي رها باشد. تني چند از فرماندهان صحرايي همفكر او در مسير مبارزه با «اصولگرايي بيگانه» قرار گرفتند. آنها با نيروها فدرال ائتلاف منعقد كردند كه در نتيجه آن، اين دسته از چچنيها در جمهوري خود به قدرت رسيدند و مقامات فدرال موفق شدند مسئوليت در قبال اوضاع جمهوري را بر عهده خود چچنيها بگذارند.
احمد قادروف (و پسرش) به طريقت سنتي چچني «قادريه»، يكي از چهار طريقت موجود در جهان اسلام تعلق دارد. آنها بر همين اساس خود را در مقابل اصولگرايان قرار دادند. قادريون چچن از شيخ كنتا حاجي كيشيف پيروي ميكنند كه در قرن 19 زندگي كرده و عدم مقاومت تبليغ ميكرد. آنها اعتقاد دارند كه بر خلاف شواهد مستند، اين شيخ در زندان روسي جان خود را از دست نداده بلكه مخفي شده و در ساعت موعود ظاهر خواهد شد. اظهارات غير محتاطانه درباره مرگ كنتا حاجي باعث بركناري قبل از موعد آلو آلخانوف از مقام رئيس جمهور چچن شد. او نه تنها افسر پليس شوروي و حقوقدان حرفهاي بلكه عضو طريقت ديگر «نقشبنديه» بود.
انديشههاي كنتا حاجي مانع از آن مي شد كه قادريون در زمان خود با روسها جنگ بيرحمانهاي بكنند. خود احمد قادروف در سال 1995 جنگ چچن را جهاد مقدس اعلام كرد. اختلافات با اصولگرايان در آستانه جنگ دوم چچن نيز خود ويژه بود. فرماندهاني كه خود را مخالف حكومت شرعي محسوب ميكردند، بدون هيچ مشكلي در اراضي تحت نظارت خود تعزيرات بدني و گاهي تيرباران مجرمين بنا به حكم دادگاه شرعي را معرفي ميكردند.
با اين حال، ميتوان گفت كه در چچن معاصر اسلام سنتي تصوفي فرمانروايي ميكند كه با اصولگراياني يا «سلفيوني» (به قول خودشان) مقابله مي كند كه خود را پيرو اسلام ناب و پاكسازي شده از نوآوريهاي بعدي (بدعت) مي دانند. در چچن امروزي تصوف قادريه برتري دارد در حالي كه رژيم شوروي بر نقشبنديه متكي ميشد. طبق بعضي اطلاعات، اين دو طريقت در پايان جنگ بزرگ قفقاز با هم توافق كرده بودند كه طي مدت 40 سال با روسها نجنگند. آن توافق ناشي از ضرورتهاي جمعيتي بود. ولي در زمان جنگ داخلي در روسيه اعضاي طريقت نقشبنديه به حكومت شوروي نزديكترشدند كه حتي تبعيد چچنيها در زمان استالين اين ائتلاف را ويران نكرد.
در حال حاضر سيد امين جبرئيلوف رئيس اطاق اجتماعي چچن ميگويد كه پيروان دو طريقت حاضرند ائتلافي براي مقابله با اصولگرايي تشكيل دهند. اعضاي دو طريقت در كنگره گودرمس كنار هم نشسته بودند. با اين وجود، اعضاي نقشبنديه احساس ميكنند كه نقش ثانوي براي آنها در نظر گرفته شده است. اين امر به خصوص بعد از بركناري حسين جبرئيلوف تاجر معروف از صحنه سياسي چچن (او رئيس انجمن اخلاف مشايخ چچن است) عيان شده است. مناقشه در حال رشد بين رمضان قادروف و سعيد كاكيف، فرمانده گردان «غرب» كه تنها واحد مسلح چچني خارج از كنترل قادروف ميباشد، به «ائتلاف» دو جناح صوفي ثبات ميبخشد. كاكيف، عضو متدين طريقت نقشبنديه است كه در زادگاه دني آرسانوف شيخ معروف نقشبندي قرنهاي20-19 به دنيا آمده است.
جنگ قادروف و طرفداران وي عليه پيروان «اسلام ناب»، جنگي بيامان و صادقانه است. ولي نبايد فراموش كرد كه مرز بين اسلام ناب و اسلام سنتي چندان مشخص نيست. در كتابهاي راهنماي اسلامي آمده است كه بنيانگذاران مذهب شافعي اسلام سني خود را «سلفي» محسوب ميكردند. همين مذهب اساس اسلام «سنتي» چچن را تشكيل داده و با سنت حنفي قسمت غربي شمال قفقاز و كرانه رود ولگا تفاوت قابل توجهي دارد. عربستان سعودي كه رمضان قادروف، مسلمان سنت گراي تصوفي از آنجا بازديد كرد، رسماً پيرو وهابيت است. و اما در اردن سازمان «اخوان المسلمين» مجاز است كه در بسياري از كشورها به عنوان سازمان اصولگرا ممنوع اعلام شده است.
شرح حال بعضي شخصيتهاي قفقازي هم نشان مي دهد كه اين تفاوتهاي دروني بسيار مشروط هستند. شيخ محمد قرهچاي معاون فعلي رئيس اداره روحانيت مسلمان بخش اروپايي روسيه، اواخر سالهاي 1980 و اوايل سالهاي 1990 اولين امام خودخوانده قرهچاي و عضو فعال حزب تجديد حيات اسلام بود كه بذرهاي افراط ديني را در جمهوري قرهچاي چركسيا افشانده بود. البته، الآن شيخ قرهچاي طرفدار اعتدال و برقراري ثبات است.
ورمیا نووستی