به گزارش روسیران و به نقل از گازیتا بوريس برزفسكي از اعضاي سابق اليگارشي روسيه كه در بريتانيا سكونت دارد از دول غربي دعوت كرد به منظور «برقراري دوباره دولت مطابق با ظاهر و باطن قانون اساسي روسيه» بر كرملين فشار وارد كند و طرح مفصلي براي سرنگوني رژيم پوتين پيشنهاد كرد. برزفسكي در مقاله منتشره در «ساندي تايمز» اعلام نمود رژيم پوتين بلاترديد سقوط ميكند زيرا وي سعي دارد سيستم مديريت سياسي و اقتصاد برنامهاي دوران شوروي را احيا كند كه محكوم به شكست هستند. وي در عين حال نوشته كه اگر فروپاشي شوروي امر مثبت بود كه به آزادي ملتهاي اوكراين، بالتيك، قفقاز و آسياي مركزي منجر شد، فروپاشي روسيه به معني از ميان رفتن تمدن منحصر بفردي خواهد بود كه بخش لاينفك تمدن جهاني است. بنظر برزفسكي، روسيه دو راه توسعه دارد: يا همراه با رژيم استبدادي پوتين سقوط كند يا نيروي غلبه بر اين رژيم و متوقف كردن فروپاشي جامعه را در خود پيدا كند. سپس وي سخنان جان لوك فيلسوف بريتانيايي را نقل ميكند كه مقاصد وي را بطور كامل عيان مينمايد: «اگر حكومت قانون را نقض ميكند سرنگوني آن نه تنها حق بلكه وظيفه اعضاي بامسئوليت جامعه ميباشد». در اين رابطه وي دعوت ميكند غرب بطور جهت دار بر كرملين فشار وارد كند تا «شكل حكومت مطابق با قانون اساسي روسيه در كشور احيا شود». قانون اساسي كشور حقوق و آزاديهاي بشر را تأييد ميكند. وي ميافزايد كه همه از انقلابهاي خونين بيم دارند ولي انقلابهاي بدون خونريزي آخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم در اروپاي شرقي و شوروي سابق درس جديدي داد.
وي سپس طرح اقداماتي را بيان ميكند كه بنظر وي ميتواند اثر لازم را داشته باشد. براي اين منظور غرب ابتدا بايد بر اساس اقدامات دولت روسيه در داخل و قتل ليتويننكو، رژيم پوتين را غير قانوني اعلام كند. سپس بايد تمام اهرمهاي فشار وارد كردن بر نهادهاي حكومت روسيه بكار گرفته شود. بنظر برزفسكي، كليد سرنگوني پوتين در وابستگي كامل وي به نخبگان فاسد ميباشد كه سرمايه خود را در خارج نگاه ميدارند و ضربه اصلي بايد به آنها وارد شود. به گفته وي، استفاده غرب از اهرمهايي كه ميتواند روسيه را به راه اصلاحات دمكراتيك برگرداند نميتواند شرم آور باشد. غرب بايد به بازرسي حسابهاي بانكي نخبگان روسيه بسته به درجه نزديكي آنها به كرملين بپردازد.
برزفسكي همچنين از واكنش كند اروپا به اقدامات مشهود پوتين در لهستان، چك و استوني انتقاد كرده است. بنظر وي علت امر انحطاط عقلاني نخبگان سياسي غرب و بطور اخص آمريكا ميباشد. بنظر وي همانا اين انحطاط از همگرايي اوكراين، مولداوي و گرجستان در اروپا و انزواي بيشتر بلاروس جلوگيري ميكند. برزفسكي در خاتمه نتيجه گيري ميكند كه «اخاذي اتمي ايران، جنگ محكوم به شكست در عراق، بحران فلسطين و بطور كلي خاورميانه نتيجه مستقيم درك نادرست نقش روسيه در جهان معاصر ميباشد. بازگشت روسيه به جامعه دمكراتيك امكان پذير است، حتي اين مأموريت اصلي سياستمداران مسئوليتدار غرب است».