طي چند روس اخير مسكو از محمود عباس رئيس فلسطين پذيرايي ميكرد. وي تا كنون دهها بار به كشور ما آمده بود، در زمان خود در انستيتوي شرقشناسي آكادمي علوم شوروي از تز دكترا دفاع كرده بود و بارها عضو هيأتهاي نمايندگي فلسطيني بود. او كه يكي از هم رزمان نزديك ياسر عرفات است، از سهم اتحاد شوروي در پشتيباني از جنبش آزاديبخش ملي فلسطينيها اطلاع كامل دارد.
يكي از موضوعات اصلي گفتگوها در مسكو، احياي وحدت فلسطينيها بود كه در نتيجه حوادث در نواز غزه مختل شد. در نتيجه نبردها بين نيروهاي امنيتي فلسطين وابسته به محمود عباس (اين نيروها عمدتاً از اعضاي فتح تشكيل شدهاند) و اعضاي جنبش حماس، زمام امور غزه به حماس منتقل شد. فتح تلفات زيادي متحمل شد و از اين شكست و كشته شدن بسياري از اعضاي فعال و رؤساي سازمان خود به شدت ناراحت است.
ولي فتح و حماس درك ميكنند كه انشعاب فلسطيني يك امر غيرطبيعي است كه تنها به نفع اسراييل، دشمن الي عربهاست. به عبارت ديگر، آنها دير يا زود بايد با هم آشتي كنند. عباس چنين شرطي را براي آشتي مطرح كرد: بايد به آن وضعيت نوار غزه برگشت كه قبل از كودتاي نظامي به دست حماس وجود داشت. حماس بايد عذرخواهي كند و عوامل مرگ فعالان فتح بايد مجازات شوند. ولي حماس اعلام ميكند كه براي مذاكرات بدون پيششرطها آماده است (محمود عباس كه از تماسهاي مسكو با حماس اطلاع دارد، نگران آن بود كه مسكو درصدد عوض كردن طرف اصلي همكاري در فلسطين بر نيامده باشد. ولي كرملين به او اطمينان داد كه فتح مانند سابق متحد اصلي روسيه باقي مانده است).
به عبارت ديگر، طرفين احتياج به نزديكي روابط را درك ميكنند ولي معلوم است كه راه بسيار طولاني در پيش است. ليكن مسكو قصد ندارد در مسير عربي و اسراييلي (انزواي كامل حماس) حركت كند. در جهان سياست خاورميانه بايد پيچيدگي منافع كشورهاي همسايه را هم در نظر گرفت.
حماس از حمايت سوريه و ايران برخوردار است كه روسيه با اين كشورها روابط خوبي دارد (كه غرب سعي ميكند اين روابط را تيره كند). مسكو در اين زمينه بايد نقطه نظر شركاي خود را در نظر بگيرد. از سوي ديگر، داشتن روابط با حماس به مسكو در گروه چهارگانه خاور ميانه وزن مكملي ميدهد. اين جنبش كه اعضاي غربي گروه بر سركوبي آن تأكيد ميكنند، از شناسايي رسمي حق موجوديت اسراييل و توافقات سالهاي اخير فلسطيني-اسراييلي سرپيچي كرده و مايل است به مبارزه مسلحانه عليه اسراييل ادامه دهد.
بعيد است كه مسكو به محمود عباس پول زيادي بدهد. اين كار واشنگتن است كه پول به اندازه نيازهاي خود چاپ ميكند. ولي قدرت دولتي روسيه هر كاغذ سبزي را كه در جيبش پيدا شود، سعي ميكند به محل انتشار يعني به بانكهاي امريكايي منتقل كند.
لذا كمك مي تواند فقط به صورت جنس باشد. 50 دستگاه زرهپوش و نيز مقداري كالاشنيكوف (براي جبران سلاحهاي از دست رفته در نبردها با حماس در غزه) براي برقراري نظم عمومي واگذار خواهدشد. ولي براي عباس حمايت سياسي اهميت بيشتري دارد. رهبر فلسطينيها قدر واقعي دوستان متعدد غربي را كه ناگهان در صدد خفه كردن او در آغوش خود بر آمدهاند، ميداند.
در آستانه ديدار محمود عباس از مسكو بحثهايي درباره آغاز پيشرفت جدي در مناسبات بين فلسطيني ها و اسراييل شروع شده بود ولي عباس اين انتظارات داغ را سرد كرد و اعلام نمود كه اين فقط يك بحث عمومي است.
ايالات متحده بلافاصله بعد از اعلام تمايل به برگزاري كنفرانس بين المللي در جهت حل و فصل مناقشه فلسطيني-اسراييلي، روند گسترده مسلح كردن خاورميانه را اعلام كرد. به كشورهاي عربي و به اسراييل 30 ميليارد دلار براي خريد اسلحه طي 10 سال آينده در نظر گرفته شده است. بنا براين، اهداف راهبردي ايالات متحده هيچ تغييري نكرده است: اين نه تعديل اوضاع سياسي بلكه سوءاستفاده از توازن نيروها بين اسراييل و اعراب است. بنا براين، اتفاق آرا بين اعضاي غربي و روس گروه ميانجيگران خاور ميانه قابل پيشبيني نيست و بد بيني نسبت به «ابتكارات صلح» بوش و اولمرت» كاملاً موجه است.
ولي فكر ميكنم كه خوانندگان ما سئوال ميكنند كه روسيه از امور فلسطين دو افتاده چه سودي ميبرد؟ اولاً، نبايد تاريخ خود را فراموش كنيم. فلسطين در زمان تزارها هم يكي از تكيهگاههاي نفوذ روسيه در خاور ميانه بود. بخش زيادي از فلسطينيها مانند سابق پيرو دين ارتدوكس هستند. عده عظيمي از آنها در دانشگاهها و مدارس نظامي شوروي تحصيل كردهاند. عدهاي زن روس گرفته و حالا كودكان زيادي به زبانهاي عربي و روسي صحبت ميكنند.
در رابطه با منافع راهبردي كشورمان مي توان گفت كه اكنون خاورميانه، مركز جهاني توليد مواد انرژتيك است كه بدون آن صنايع اروپا، آمريكا و آسيا (چين و ژاپن) از كار خواهد افتاد. ولي نفت و گاز خاور ميانه در دست متحدان عربي فلسطين است. اتفاق نظر با آنها درباره مسأله مهم پايان دادن به اشغال اسراييلي فلسطين، به توافقات در مورد قيمتهاي نفت و گاز كمك مي كند.
ما در خاور ميانه منافع ديگري هم داريم. صنايع دفاعي روسيه كه به تدريج احيا ميشود، به بازارهاي جديدي براي جنگافزار خود احتياج دارد كه كشورهاي عربي، خريداران مهم اين نوع محصولات هستند. بنا بر اين، حتماً بايد با آنها دوستي كرد. از جمله از طريق اتخاذ مواضع اصولي در قبال مناقشه اسراييلي-فسلطيني. اتحاد شوروي اين واقعيت را خوب درك مي كرد و مطابق با آن رفتار ميكرد. گويا اين انديشههاي نه چندان پيچيده به اذهان طراحان راهبرد خارجي فدراسيون روسيه معاصر نيز خطور ميكنند.
ساویتسکایا راسیا