جامعه مشترک المنافع براي روسيه نقش «منطقه ضربهگير» بين مسكو و كشورهاي اروپايي و شرقي را بازي ميكند. ولي در جمهوريهاي شوروي سابق قشر جديد نخبگان به وجود آمده است. آنها بر خلاف رهبران دوران شوروي سابق نسبت به روسيه احساسات چندان دوستانهاي ندارند.
در اوكراين، بيثباتي سياسي دولت جديد و سياست ناسنجيده اقتصادي ميتواند ظرف 5-3 سال آينده موجب تقسيم جديد قدرت شود. اين كشور تا 10-5 سال آينده شاهد نشديد جداييطلبي منطقهاي و قومي و منطقه غربي كارپات و كريمه خواهد شد.
مولداوي طي 7-5 سال آينده بايد به يك كشور فدراتيو با عضويت برابر حقوق مولداوي، منطقه دنستر و گاگاوزيا تبديل شود.
بلاروس: غرب از تلاشهاي خود براي حل و فصل «مسأله آلكساندر لوكاشنكو» دست نخواهد كشيد. اين امر ميتواند هم به سرنگوني رژيم از طريق انقلاب و پيوستن بلاروس به غرب و هم تسريع ايجاد دولت متحد روسيه و بلاروس با ارز واحد، انتخابات پارلمان و رئيس جمهور واحد و همكاري نزديك نهادهاي قدرت دو كشور منجر شود.
استوني بايد جاي خود را در روابط با اسكانديناوي پيدا كند، ليتواني با لهستان و لتوني با روسيه. نخبگان حاكم بر لتوني در سالهاي آينده عضو خواهند شد كه اين كار مبرم شده است. ليتواني و لتوني در آينده نيز «ضعف دولتي» از خود نشان خواهند داد.
آغاز انقلابها در آسياي مركزي نشاندهنده پايان مرحله ثبات نسبي سالهاي 2005-1995 است.
قرقيزستان در آستانه جنگ داخلي قراردارد كه مي تواند اين كشور را به عقب انداخته و حتي موجب تفرقه سرزميني شود.
قزاقستان با تغييرات در قشر حاكم روبرو خواهد شد كه در اين صورت جهتگيري توسعه سياسي آن تغيير كرده و مسأله «گسترش ناتو به آسياي مركزي» مطرح خواهد شد.
اوضاع ازبکستان كه در آينده نزديك شاهد عوض شدن قشر حاكم خواهد شد، به خاطر فعاليت نيروهاي اسلامي پيچيدهتر ميشود. روسيه در عوض حمايت از رژيم اين كشور مي تواند ميادين گاز و معادن ارزنده اين كشور را به دست آورد.
در تاجيكستان خطر سرنگوني انقلابي رژيم همچنان به قوت خود باقي است. با وجود استقرار پايگاه نظامي روسيه و كمك اقتصادي، نمي توان امكان تكرار حوادث سالهاي 1993-1991 را منتفي كرد.
درصورت عوض شدن حكومت ايران يا برخورد مستقيم جنگي ايالات متحده با ايران، رياست تركمنستان نيز ميتواند عضو شود.
در قفقاز كشور ضعيف گرجستان سعي خواهد كرد نقش قلعه مقدم ناتو را بازي كند ولي اين نقش به وسيله مناقشات آبخازستان و آستياي جنوبي محدود ميشود كه به احتمال قوي در سالهاي آينده حل و فصل نخواهند شد.
ارمنستان مي توان ثبات و اراضي قرهباغ را حفظ كند كه اين امر به كمك روسيه وابسته است.
آذربايجان نيز به اوضاع ايران وابسته است كه احتمالاً در سالهاي آينده تغيير خواهد كرد. ممكن است روسيه در آذربايجان با منافع آمريكا و اتحاديه اروپا كه به عوض شدن رژيم علاقهمند هستند، برخورد كند.
کامسامولسکایا پراودا