در سال جاري 200 سال از زمان برقراري روابط سياسي بين روسيه و آمريكا ميگذرد. اين روابط طي دو قرن اخير بر اوضاع كلي سياست جهاني اثر گذاشته و گاهي اين سياست را تعيين ميكرد. عقل سليم ديكته ميكند كه روسيه و ايالات متحده با هم مشاركت كنند.
زماني كه سياستمداران و كارشناسان روابط روسي-آمريكايي را «مشاركت راهبردي» قلمداد ميكردند، گذشته است. الآن از اصطلاحات همكاري گزينشي، پايينترين نقطه روابط طي 20 سال اخير، بازگشت به سياست بازدارندگي و حتي به جنگ سرد، به كار گرفته ميشود. واقعاً اگر جنبه شعاري در نظر گرفته شود، روابط ما بدون شك سرد شده است. ولي در جهان معاصر اين سرد شدن روابط، امر طبيعي نيست. گويا طرفين در مبارزه با چالشها و تهديدات جديد عمداً خود را تضعيف مي كنند.
به علاوه چالشها و تهديدات قديمي نيز هنوز برطرف نشدهاند. در اين شرايط بذل توجه و نيروها براي رويارويي با هم ديگر، «اقتصادي» نيست. حكم عقل سليم است كه ايالات متحده و روسيه با تشريك مساعي در همه زمينههاي سياست جهاني به نفع همديگر همكاري كنند. گفتگوي منظمي با رعايت اين اصول نيز لازم است. بايد «به وجوه اشتراك بسنده كنيم و به وجود اختلاف احترام بگذاريم».
روابط بين كشورهايي چون روسيه و ايالات متحده حتماً بايد دربرگيرنده مهمترين مسايل جهان و منطقه و همه محورهاي سياست جهاني باشد. ابتكارات مشترك در اين زمينهها هم فقط در صورت پشتيباني از سوي كشورهاي ديگر محقق خواهند شد.
همكاري بين روسيه و ايالات متحده براي هر دو كشور سودآور است چرا كه در اين صورت امكانات ما در جهت رسيدن به اهداف خود مضاعف ميشوند. براي روسيه، قطع روابط با رهبر جهاني به معني قطع روند مدرنيزاسيون است. الآن مد شده است كه بر اصالت راه خود تأكيد كنيم. همه نواقص و نارساييهاي خود را به همين «اصالت» نسبت ميدهيم. ولي راههاي مدرنيزاسيون تقريباً يكسان هستند. بخش عمده نوآوريهاي اجتماعي-سياسي و اقتصادي نه از شرق بلكه از غرب وارد روسيه شده است. الآن هم روسيه تجربه و استانداردهاي اروپايي را فرا ميگيرد.
دو كشورمان در زمينههاي مهم با هم اختلاف نظر دارند. براي مثال، روسيه و ايالات متحده به يكسان به حل و فصل صلاحآميز اوضاع خاور ميانه علاقهمند هستند. روسيه معتقد است كه تشكيل كنفرانس بزرگ خاور ميانه با شركت اعضاي گروه 4، كشورهاي ديگر منطقه و گروههاي مختلف سياسي مفيد خواهد بود. ولي ايالات متحده برخورد گزينشي از خود نشان داده و اين كشورها و گروهها را «فاقد استعداد توافق» محسوب ميكند.
روسيه، تحريمات را وسيله مؤثر تأثيرگذاري بر متخلفين از توافقات بين المللي محسوب نميكند. ولي ايالات متحده چپ و راست به اين روش متوسل ميشود و كشورها، شركتها و اشخاص را مورد تحريم قرار مي دهد. به عقيده روسيه، گسترش دمكراسي در جهان اسلام با توسل به زور اسلحه فقط موجب گسترش افراط ميشود. مصاديق اين ادعا فراواناند. ولي در جواب به ما ميگويند كه گويا روشهاي ديگر مدرنيزه كردن كشورهاي عضو «محور شرارت» كارآيي ندارند.
روسيه و آمريكا در موارد زيادي با هم رقابت ميكنند ولي رقابت با جنگ فرق ميكند چرا كه در اين زمينه ميتوان سازش كرد. ولي كليشههاي ذهني پايدار مانع از رسيدن به سازش ميشوند. براي مثال، عده زيادي از سياستمداران غربي شك ميكنند كه در روسيه امكان برقراري نظام دمكراتيك وجود دارد.
غرب نسبت به روسيه پيشداوريهاي زيادي دارد. ادعا ميشود كه مردم روسيه به طور موروثي مخالف دمكراسي هستند كه از اين قالب ذهني نتيجه عملي ميگيرند و ميگويند كه حكومت چنين ملتي ناگزير بايد خودكامه باشد. گويا «همبستگي ارتدوكس» باعث خصومت لاعلاج با غرب ميشود. از سوي ديگر، بخشي از مردم روسيه غرب را مزور و خودخواه محسوب مكنند. آنها اعتقاد دارند كه غرب در صدد تجزيه روسيه است، عليه كشورمان برنامههاي خوفناكي در سر ميپروراند و از معنويت بويي نبرده است. بدين وسيله، كليشههاي ضد روسي غربيها به وسيله كليشههاي ضد غربي روسها تقويت ميشوند.
آيا مي توان بر اين كليشهها فايق آمد؟ بله، مي توان زيرا اين كليشهها دور از واقعيت هستند. در روسيه حد اقل دو سوم توليد ناخالص ملي توسط بخش خصوصي تأمين ميشود، كمونيستها در انتخابات 10% آرا را هم دريافت نميكنند، تعداد روزنامهها و شبكههاي خصوصي راديو و تلويزيون از سالهاي 1990، 3 برابر بيشتر است. در روسيه هر سال 7-6 ميليون شهروند به دادگاهها و از جمله به دادگاه اروپايي حقوق بشر مراجعه مي كنند و برنده دعاوي عليه دولت ميشوند. فكر ميكنم كه اين فاليهاي ذهني منسوخ شده و به تدريج از بين ميروند و تنها زماني آن را به خاطر ميآورند كه برخورد«كاري» منافع صورت ميگيرد.
در آستانه ملاقات رؤساي جمهوري روسيه و آمريكا در مسكو نشست گروه كاري «شوراي فدراسيون – مجلس سناي كنگره امريكا» برگزار شد كه در آن هيچ كس از شركت كنندگان از كليشههاي ذهني استفاده نكرد. ما درباره مسايل شايان توجه نمايندگان دو كشور صحبت كرديم. به ما يك بار ديگر وعده دادند كه تا قبل از انتخابات رياست جمهوري، اصلاحيه جكسون-ونيك را فسخ كنند. لحن گفتگوهاي منظم ما باعث خوشبيني ميشود. ما از توان بالقوه همكاري ثمربخش برخورداريم.
حدود 10 سال پيش مركز تبادل اطلاعات درباره پرتاب موشكها ايجاد شده بود، ما بايد در زمينه كنترل فناوريهاي موشكي همكاري كنيم و استانداردهاي بين المللي استفاده از مواد هستهاي را مقرر كنيم. دو كشور مسئول رژيم عدم اشاعه سلاح هاي کشتار دسته جمعي هستند كه بايد اين رژيم را شدت بخشيد. ما مي توانيم در فضاي شوروي سابق و از جمله در آسياي مركزي نه رقابت بلكه همكاري كنيم. قاچاق مواد مخدر، تروريسم و افراط اسلامي، تهديدات مشتركي هستند كه با آنها مواجه ميشويم.
سرمايهگذاريهاي مستقيم آمريكا در اقتصاد روسيه بالغ بر 11 ميليارد دلار است. سرمايهگذاري روسي در امريكا نيز در همين سطح است. طي سه سال اخير رشد صادرات ايالات متحده به روسيه هر سال برابر 20% بوده است. از سال 2005 تا 2006 تبادلات بازرگاني بين دو كشور به ميزان 40% افزايش يافته و از حد 15 ميليارد دلار گذشته است. ولي اين فقط 3% تبادلات بازرگاني روسيه و زير 1% تجارت خارجي آمريكاست.
سالهاي رهبري يابه عبارت دقيقتر، سلطه ايالات متحده در جهان، فرآيندهاي بين المللي را هدايتپذيرتر نكرده است. رژيمهاي حقوقي اساسي بينالمللي تضعيف شدهاند. بحث درباره بازسازي سازمان ملل ادامه داشت، مناقشات بيشتر شدند. خود آمريكاييها معتقدند كه بار مسئوليت جهاني براي اين كشور بيش از حد سنگين از آب در آمده است. عراق را اشتباه راهبردي مي دانند و به مشكلات جنگي در افغانستان اشاره ميكنند. كارشناسان اظهار عقيده ميكنند كه جهان تكقطبي ترك برداشته است. كسي درباره نظم جديد جهاني صحبت نمي كند ولي همه احتمال بروز هرج و مرج عمومي را مي دهند.
در اين شرايط رويارويي بين روسيه و ايالات متحده براي تمام جهان خطر فراهم ميكند. برخورد حسابگرانه و كاربردي با روابط ما، بدون تأكيد بيش از حد بر دوستي متقابل لازم است. درست ميگويند كه براي همراهي در يك مسير نبايد حتماً همديگر را در آغوش گرفت.
راسیسکایاگازیتا