نبايد به مغز خود فشار آورده و در «اجلاس خرچنگخواري» بوش و پوتين چيزي فوقالعادهاي جستجو كنيم. ايالات متحده در هر حال كاري ميكند كه لازم مي داند. هدف شماره يك اين كشور، امن كردن خود در برابر هر كس و همه چيز است. از جمله در برابر روسيه زيرا ما درصورت لزوم ميتوانيم به آنها جوابي بدهيم كه بگويند «اي والله». هيچوقت نمي توانستم بفهمم چرا آنها اينقدر گستاخانه درباره ايران دروغ ميگويند. بارها براي آنها ثابت كردهاند كه خطر موشكي ايراني، دروغ محض است، كافي است به نقشه جغرافيايي نگاه كنيد. ولي کندوليزا رايس در جواب ميگفت كه «شما جغرافيا و هندسه خود را داريد».
ولي ما چه جوابي ميدهيم؟ وانمود ميكنيم كه حرفشان را باور مي كنيم. و آمريكاييها وانمود ميكنند كه باور ميكنند كه ما حرفشان را باور كردهايم. صلح و صفا برقرار ميشود. اين نتيجه اساسي ملاقات اخير سران دو كشور است. خرچنگ خوردند، سگي نوازش كردند. راستي، سگ بدي نبود، من هم بي ميل نبودم دستي به پشمش بكشم.
ما به واشنگتن پيشنهاد ميكنيم در رادار گابالا با هم همكاري كنيم. آمريكاييها ايراد مي گيرند كه اين رادار قديمي است. پوتين ميگويد: خيلي خوب، نوسازياش ميكنيم. مي توانيم از رادار مدرن جديدي استفاده كنيم كه در قسمت جنوبي روسيه، در نزديكي آرماوير ساخته ميشود. بياييد دو مركز تبادل اطلاعات در مسكو و بروكسل بسازيم. بياييد بالاخره در «ميدان» روسيه-ناتو و با مشاركت خود اروپا در امور امنيت اروپا، كار كنيم. مگر از اروپا نيست كه شما در برابر ايران دفاع ميكنيد؟
ممكن است بگويند كه اين چيزي جز «تكان دادن وقت نيست». عجله نكنيد. ما از نظر سياسي آمريكاييها را در حالت دشوار اخلاقي قرار ميدهيم. دو گزينه وجود دارد. يكي اين است كه آنها بالاخره سيستم پدافند ضد موشكي خود را در اروپا خواهند ساخت كه معلوم خواهد بود اين سيستم عليه كدام كشور ساخته شده است. قبل از همه عليه روسيه و در نوبت دهم عليه ايران. ما براي اين مورد سيستم موشكي داريم كه هيچ پدافند ضد موشكي حريف آن نميشود. گزينه دوم كه احتمال آن خيلي ضعيف است، اين است كه آنها واقعاً پيشنهاد ما را قبول كرده و از ساخت پدافند ضد موشكي در لهستان و چك دست بكشند. بوش پيشنهاد ولاديمير پوتين را جالب و جسورانه خوانده است. ولي او نگفت كه حاضر است اين پيشنهاد را قبول كند. از نظر نظامي، اين پيشنهاد ضرورت پرداختن به مسابقه تسليحاتي را برطرف كرده و مانع از آن ميشد كه رادار مستقر در اروپا بر همه فعاليتهاي كشورمان نظارت بكند. در مجموع، يك نوع تشنجزدايي ميشد.
البته، بعيد نيست كه در وراي اظهارات پرسروصداي سياسي، در واقع يك گفتگوي مشخص محرمانه در جريان باشد. از جمله درباره فعاليتهاي ايالات متحده و روسيه در بعضي مناطق و عواقب احتمالي اين فعاليتها، درباره منافع و عرصههاي نفوذ دو كشور و غيره. معلوم است كه احتياجي به علني كردن اين مباحثات نيست.
روزنامه «كامسمولسكايا پراودا»