در آستانه سفر نمايندگان پارلمان روسيه به واشنگتن و ملاقات ولاديمير پوتين با جرج بوش، عدهاز از نمايندگان كنگره آمريكا به انتقادات شديد توهينآميز از كشورمان و رياست فدراسيون روسيه دست زدند. آنها هيچ چيز تازهاي نگفتهاند و همه حرفهاي آنها جنون و هذيان محض است.
تام لانتوس بدخواه شناخته شده، اظهار داشت كه رهبران روسيه «اسفناج سود نفتي را مي خورند كه با هر ميليارد جديد، عضلات پوتين مشخصتر ميشوند». وي همچنين اظهار اطمينان كرد كه زماني كه شور و شعف پول نفتي سپري شود، رايت كرملين خواهد فهميد كه آينده آن در راستاي همكاري با ايالات متحده و اروپا و احترام متقابل متمدنانه قرار دارد.
در جواب مايلم به آقاي لانتوس بگويم كه زماني شور و شعف پول منتشر شدهاي كه از هر نقطه جهان به آمريكا ميريزد، رفع خواهد شد و اسفناج آمريكايي نيز ته خواهد كشيد. آنگاه آمريكا خواهد فهميد كه نه رهبر جهاني بلكه يكي از كشورهاي جهان است كه البته، كشوري نيرومند و بزرگ است. در غير اين صورت سرنوشت اتحاد شوروي در انتظار آمريكاست. ولي فعلاً آنها سعي ميكنند نقطه نظر خود را به ديگران تحميل كرده و به تنوير افكار ما بقي بشريت دست بزنند. در نبودن نيروي مقابل در صحنه جهاني به طور گستاخانه اين كار را ميكنند. ولي اين وضع نمي تواند بيپايان باشد.
پيشبيني من اين است كه ايالات متحده يا مواضع اول جهاني را از دست خواهد داد يا اينكه عمر آن به پايان خواهد رسيد. آنها از ارتفاعي بلندتر سقوط خواهند كرد تا اتحاد شوروي افتاده بود. روسيه توانست همه مصيبتهاي خود را به گردن نظام كمونيستي انداخته و در مسير توسعه سرمايهداري قرار گيرد. ولي آنها چه چيزي را متهم كرده و در كدام راه جديد حركت كنند؟
در اختلافات فعلي بين روسيه و ايالات متحده، موضوع كذايي پدافند ضد موشكي در مقام اول قرار دارد. ما طي مدت زيادي سعي ميكرديم به واشنگتن بفهمانيم كه ساخت چتر هستهاي در اروپا براي دفاع در برابر كشورهاي «مطرود» معني ندارد. ولي به ديوار خورديم. آنگاه وانمود كرديم ك حرف آمريكا را باور كرديم و به آنها پيشنهادي كرديم كه آنها درصورت نگراني واقعي از خطر ايراني و كره شمالي نمي توانستند رد كنند. منظورم استفاده مشترك از رادار واقع در خاك آذربايجان است. ولي اين پيشنهاد آنها را ترسانده و آنها به تته پته افتاده و موضوع جغرافيا و هندسه را مطرح كردند. ما آنها را وادار كرديم كه دروغهاي شاخداري بگويند كه الآن فقط كور يا كر نمي فهمد كه آنها دروغ ميگويند.
در حقيقت امر، روسيه تنها هدف پدافند ضد موشكي آمريكاست. آنها مي خواهند در صورت آغاز جنگ امكان وارد كردن ضربه هستهاي متقابل را از ما سلب كنند تا بتوانند بيجواب شهرهاي ما را بمباران كنند.
در حقيقت امر، آمريكاييها به بلبشو افتاده و سعي ميكنند با تأخير پيروزي خود را در«جنگ سرد» تثبيت كنند. آنها درزمان خود تأمين قسمت نظامي و سياسي اين پيروزي را فراموش كرده بودند. آمريكاييها اعتقاد داشتند كه ما با دست خود توان نظامي خود را ويران خواهيم كرد. اين اميد آنها بياساس نبود. ولي آنها تغييرات در جهتگيري سياست روسيه در هزاره سوم را پيشبيني نكرده بودند. ولي ما مدتهاست كه در مورد آنها هيچ خيال واهي نداشتيم. ظهور موشك «توپول-پلوس» كه دستور طراحي آن 6 سال پيش داده شده بود، بر همين امر گواهي دارد.
همه ميفهمند كه اين موشك با كلاهكهاي شكافنده فقط عليه دشمني قابل استفاده است كه از چتر هستهاي برخوردار است. براي اهداف ديگر احتياجي به آن نيست. چند موشك از اين قبيل ميتوانند كارآيي پدافند ضد موشكي را برابر صفر بكنند. ولي هزينه ساخت اين موشكها با هزينههاي ساخت پدافند ضد موشكي آمريكا قابل مقايسه نيست.
روزنامه «تريبونا»