در سال 1922 روسيه كوچكترين شانسي نداشت كه تجاوز طبيعي جامعه ترقيخواه اروپايي را دفع كند. در آن زمان نه قدرتهاي جهاني بلكه كشورهايي چون لهستان، روماني و ژاپن ما را تهديد ميكردند زيرا ما نه ارتش خوب داشتيم و نه صنايع دفاعي و بخش كشاورزي توسعه يافته. در عين حال در اروپا كشور آلمان وجود داشت كه به وسيله پيمان صلح ورساي تحقير شده و مي خواست از تمام جامعه اروپايي ترقيخواه و نيز از لهستان انتقام بگيرد.
در نتيجه اين اشتراك منافع، در سال 1922 معاهدهنامه شوروي-آلماني «راپالو» درباره همكاري اقتصادي و نظامي-فني منعقد شد. به عبارت ديگر، لازم بود كه يك مسأله واقعي توجه قدرتهاي بزرگ وقت را از نفت باكو، معادن اورال، جنگل سيبري، ذغال سنگ دونباس و ساير لقمههاي لذيذ «بلشويستي» منحرف كند.
همه مي دانند كه بعد از آن در خاك روسيه كارخانهها، ميدانهاي نظامي و مراكز آزمايشي ساخته شدند كه آنجا ارتش آلمان احيا شده و ارتش سرخ تشكيل شد. آلمانيها رفتند ولي كارخانهها، فناوريهاي و مهارت نظامي باقي ماند. اروپا هم طي مدتي به ما كاري نداشت.
در حال حاضر «شبح راپالو» باعث ميشود كه رويارويي همهجانبه سياسي و اقتصادي با روسيه براي آمريكا بسيار نامطلوب باشد. نگهداري نظم جهاني معاصر در بعضي زمينههاي مهم به همكاري دوستانه ما با غرب بستگي دارد. حتي امتناع مسكوت روسيه از اجراي وظايف خود در بعضي زمينهها ميتواند براي منافع ايالات متحده عواقب بسيار منفي داشته باشد.
رژيم عدم اشاعه موشكها با برد بيش از 300 كيلومتر و بار مفيد بيش از 500 كيلوگرم به كشورهاي در حال توسعه اجازه نمي دهد تنها اسلحهاي را بخرند كه مي تواند عامل بازدارنده آمريكا و متحدانش محسوب شود. موشكهايي كه هند، ايران، كره شمالي و پاكستان به تنهايي طراحي ميكنند، ابتدايي بوده و نميتوانند از پدافند ضد موشكي آمريكايي رد شوند. بعضي كشورهاي در حال توسعه كه در گذشته موشكهاي باليستيكي ميانبرد را طراحي ميكردند، تحت تأثير مشكلات فني و فشار سياسي مجبور شدند از اين موشكها دست بكشند. سهلانگاري كوچك روسيه كافي است تا اوضاع در اين زمينه تغيير كند.
روسيه مانند سابق در زمينه همکاري نظامي فني منافع آمريكا را رعايت ميكند. صادرات سلاحهاي روسي به كشورهايي چون سوريه و ايران، با مقادير كوچك سيستمهاي ضد هوايي برد كوتاه، اسلحه براي نيروي زميني و كمك به نوسازي جنگافزاري كه اتحاد شوروي در گذشته بسيار دور صادر كرده بود، محدود شده است.
روسيه در صورت آغاز رويارويي واقعي ميتواند همه محدوديات را از روي همکاري نظامي فني با كشورهاي مشكلزا (از نظر آمريكا) در همه نقاط جهان رفع كند و در بعضي موارد حتي به خريداران اسلحه وام بدهد. گسترش هدفدار موشكهاي مدرن عملياتي-تاكتيكي، وسايل ضدهوايي، سلاحهاي ضد تانك، موشكهاي ضدناو و مين دريايي و زميني مي توانست بر تناسب نيروهاي منطقهاي اثري مثبتي بگذارد. تأثير احتمالي اقتصادي اين اقدامات (رشد قيمت نفت) ميتوانست هر ريسك صادرات از طريق وام صادراتي را جبران كند.
روسيه در تلاشهاي بين المللي در زمينه اعمال فشار بر ايران و كره شمالي شركت فعالي ميكند و بين آنها و ايالات متحده ميانجيگري ميكند. در شرايطي كه ايران و كره شمالي سرسختي بيش از حدي از خود نشان مي دادند، حمايت مستقيم روسيه از اين رژيمها ميتوانست به شكست كامل سياست ايالات متحده در جهت منزوي و سرنگون كردن آنها منجر شود.
روسيه با توجه به اوضاع داخلي قرقيزستان، مي توانست آخرين پايگاه نظامي آمريكايي در منطقه (پايگاه گانسي در فرودگاه ماناس) را از بين ببرد. بدين وسيله به تأمينات لجستيكي نيروهاي امريكايي در افغانستان ضربه محكمي وارد ميشد. روسيه ميتوانست از امكانات خود براي مخل كردن ترانزيت بارهاي نظامي از طريق منطقه از راه زميني به افغانستان استفاده كند.
در عين حال، روسيه در برابر ايالات متحده چندان آسيبپذير نيست. ضعف اقتصاد روسيه در صورت رويارويي با آمريكا به قوت آن تبديل خواهد شد. اقتصاد فعلي روسيه تقريباً تحريمناپذير است زيرا مشكل بتوان تحريم صدور نفت و گاز روسي را تصور كرد (تنها ضعف ذهني و نه عيني اقتصاد روسيه با نحوه نگهداري ذخاير عظيم ارزي و سياست مالي وابسته به دلار ارتباط دارد). در حال حاضر اتكاي اقتصاد روسيه بر صادرات نفت و گاز خطرات كمتري دارد تا در سالهاي 1970. در آن زمان غرب مصرف كننده انحصاري منابع انرژتيك بود ولي اكنون مصرف اين مواد در هند و چين نيز بايد در نظر گرفته شود (طبق برآوردهاي وزارت انرژي آمريكا تا سال 2030 ايالات متحده و اين دو كشور 50% رشد مصرف جهاني نفت را تأمين خواهند كرد).
ابتكارات آمريكايي در زمينه گسترش استفاده از انواع جايگزين سوخت بر صادرات روسي اثر مثبتي ميگذارد. گسترش توليد ماده «بيو اتانول» در ايالات متحده باعث گران شدن غله در جهان شده و بر چشمانداز صادرات كشاورزي آمريكا به روسيه اثر منفي گذاشته است. ابتكارات آمريكا در زمينه توسعه انرژي هستهاي در جهان ناگزير به روسيه سودي از محل خدمات در زمينه غنيسازي اورانيم و صدور فناوريهاي هستهاي خواهد داد.
البته، روسيه در صورت بروز مناقشه با ايالات متحده خساراتي متحمل خواهد شد. برنامههاي شركتهاي روسي در زمينه افزايش سرمايهگذاريهاي خارجي و جلب سرمايه و فناوريهاي غربي زير علامت سئوال خواهند رفت. عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني به تعويق خواهد افتاد (كه اين عامل مثبتي است). ولي در هر حال، هيچ فاجعهاي روسيه را تهديد نمي كند.
مناسبات بين روسيه و آمريكا تلفيقي از رويارويي و همكاري باقي مانده است. رقابت شديد در جامعه مشترک المنافع مانع از آن نميشود كه دو كشورمان در زمينه مسايل متعدد جهاني با هم همكاري كنند و تجارت و سرمايهگذاريهاي متقابل را افزايش دهند. تشديد لحن گفتگو و گسترش كارزار تبليغاتي ضد روسي در مطبوعات غرب، نشانه ناتواني آمريكا در ممانعت از پيشبرد سياست جديد روسيه است.
از زمان رياست جمهوري ريگان، شيوه ترساندن رياست شوروي بارها كارآيي خود را به اثبات رسانده است. و حالا شركاي غربي ما بايد طي مدت معيني بفهمند كه مقالات روزنامهاي و حرفهاي مزورانه درباره دمكراسي روسي براي آنها نفوذ مكمل در سياست خارجي روسي و دسترسي به منابع طبيعي و بازار داخلي روسيه را تأمين نخواهد كرد.
مجله «پروفيل»، 18 ژوئن 2007،