عجيب است كه روند سريع تيرگي روابط بين روسيه و غرب از اجلاس گروه 8 در سن پترزبورگ شروع شد، اجلاسي كه به خوبي كارگرداني شده و بايستي روابط روسيه با قدرتهاي دمكراتيك جهان را به سطح جديدي ارتقا دهد. يك سال بعد از آن اجلاس بايد اعتراف كرد كه نتيجه آن بر عكس انتظارات از آب در آمد. روابط به غرب به عقب انداخته شده است كه فقط ميتوان درباره ميزان «عقبافتادگي» بحث كرد.
الآن بحث زيادي درباره علت اين تحول صورت ميگيرد ولي كسي نمي تواند جواب قانع كنندهاي بدهد. توضيحات طرف روسي چنين است: غرب آمادگي نداشت كه بعد از روسيه ضعيف دوران يلتسين، روسيه نيرومند ولاديمير پوتين را به عنوان شريك اصولاً جديد خود قبول كند. بعد از آنكه روسيه از نقش وابسته استعماري و شاگرد مطيع كلاس دمكراسي ليبرال كه در سالهاي 1990 به آن تحميل شده بود، دست كشيد، مشكلات جاري در روابط با غرب شروع شدند.
ولي اين تعبير يك عيب دارد. مخاطبين روس كه از دوران شوروي انديشه توطئه سلطهگران جهان عليه مسكو در ذهنشان نقش بسته است، از اين تعبير استقبال ميكنند. ولي در عصر جهاني شدن ما نميتوانيم به فهم قبلي جهان متمسك شويم.
ويژگي روابط بين المللي معاصر اين است كه ما بايد به گونه حقانيت خود را براي شركاي راهبردي خود ثابت كنيم. ولي اصطلاحاتي چون امپرياليسم، استعمار، مسابقه تسليحاتي و «دمكراسي مستقل» كه براي روسها قابل فهماند، بر مخاطبين خارجي اثر معكوسي ميگذارند. آنها تعجب ميكنند، شگفتزده ميشوند، اين انديشهها را رد ميكنند ولي درك نميكنند. در نتيجه، ديوار بيگانگي بين روسيه و غرب رشد مي كند. حركات شديدي كه مسكو به منظور «تصحيح» روابط خود با غرب به كار گرفته است، كارگر نشدهاند. رهبران اروپايي ميتوانند از انديشه نه چندان مناسب جرج بوش درباره استقرار عناصر سيستم پدافند ضد موشكي آمريكا در اروپا ناراضي باشند. كمپانيهاي ژاپني مي توانند بر سر بازار آمريكايي مبارزه شديد بكنند. ولي كسي از رهبران گروه 8 همديگر را به تلاشها براي متزلزل كردن امنيت يا قدرت اقتصادي خود متهم نمي كنند زيرا «دمكراسي با دمكراسي نميجنگد».
هر اظهار نظري كه حاوي شك و ترديد در صحيح بودن عضويت روسيه در گروه 8 باشد، با عصبانيت مسكو روبرو ميشود. دو سال قبل اينطور بود و الآن هم همينطور است. معلوم است كه روسيه را از گروه 8 اخراج نخواهند كرد. ولي اگر روسيه به عنوان كشوري بيگانه كه به زبان ديگري صحبت مي كند، باقي بماند، اين وضع از اخراج رسمي بدتر خواهد بود. اين يك نوع شكنجه با عضويت در گروه 8 خواهد بود كه هر اجلاس جديد به عنوان «آخرين نبرد» تلقي خواهد شد.
کامرسانت