سياست خارجي روسيه از زمان دوران اتحاد جماهير شوروي سابق، همواره بر حفظ منافع ملي به هر قيمتي استوار بوده است. روسها در دوران جنگ سرد و پس از آن نيز براي حفظ موقعيت و جايگاه منطقهاي و جهاني خود، هميشه متحدانشان را قرباني كردهاند. حمله آمريكا به يوگسلاوي سابق و عراق و عدم حمايت از اين دو كشور كه به عنوان شركاي نزديك روسيه محسوب ميشدند، مستنداتي هستند كه تنها اندك زماني از تاريخ وقوع آنها گذشته است.
كارشكني در بوشهر
نيروگاه بوشهر كه قرارداد آن در زمان رژيم گذشته و در سال 1975 با شركت آلماني زيمنس منعقد شده بود، بعد از پيروزي انقلاب در تداوم كارشكنيهاي جهان غرب با جمهوري اسلامي ايران، متوقف شد. در طول جنگ تحميلي نيز به جهت بمبارانهاي مداوم هوايي نيروهاي عراقي، صدمات جدي به تأسيسات اين نيروگاه وارد آمد.
اما ضرورت تأمين بخشي از برق مورد نياز كشور، مسؤولان وقت را مجاب كرد تا در جهت تكميل اين نيروگاه، تلاش كنند. اما اين بار به جاي آلمانيها، روسها آمادگي خود را براي تكميل نيروگاه بوشهر اعلام كردند و در نهايت، در تاريخ هشتم ژانويه 1995، طي قراردادي در تهران، تكميل اين نيروگاه به روسها واگذار شد.
بر اساس اين قرارداد، روسيه موظف شد با نصب و راهاندازي يك رآكتور مدل “ وي وي اي آر1000،” تأمين سوخت هستهاي مورد نياز و تربيت كادر متخصص ايراني نيروگاه بوشهر را بر عهده بگيرد. ارزش اوليه اين قرارداد مبلغ 800 ميليون دلار تعيين شد كه قرار بود بخشي از اين مبلغ بعد از تكميل نهايي نيروگاه پرداخت گردد.
اين در حالي است كه اكنون و بعد از گذشت بيش از 12 سال، نه تنها نيروگاه بوشهر تكميل نشده است، بلكه ميزان پرداختيهاي ايران به ميزاني بيش از قرارداد اوليه رسيده و هنوز هم روسها طلبكارانه، وجوه بيشتري را به بهانههاي مختلف درخواست ميكنند. زمان راهاندازي نيروگاه و تحويل سوخت مورد نياز نيز عليرغم توافقات انجام گرفته، مكرّرا از سوي روسها تغيير كرده و به بهانههاي مختلف، به عقب انداخته شده است.
قول پوتين به اعراب
حال سؤال اين است كه با اين رفتار روسيه، نيروگاه بوشهر كي به بهرهبرداري خواهد رسيد؟ در جواب اين سؤال بايد گفت كه هماكنون نيروگاه بوشهر به عنوان وجهالمعاملهاي ميان آمريكا و روسيه درآمده است و روسها به بهانههاي مختلف از ايران و آمريكا در قبال تكميل و يا تأخير در راهاندازي نيروگاه، اخاذي ميكنند.
به نظر ميرسد اين روند تا زماني كه براي ايران و آمريكا مسأله نيروگاه بوشهر اهميت و ارزش داشته باشد، ادامه خواهد يافت. البته بايد اين مسأله را هم متذكر شد كه روسها به جهت دكترين امنيت ملي خود، هرگز راضي به ظهور كشوري با قابليت غنيسازي مستقل اورانيوم همچون ايران در حوزه مرزهاي جنوبي خود نخواهند بود. لذا آنها در اين قضيه با آمريكا و اروپا وجه اشتراك دارند.
راي مثبت روسيه به قطعنامههاي 1696، 1737 و 1747 شوراي امنيت عليه كشورمان، مبين اين واقعيت است. به علاوه، روسها با درك مشكلات ايالات متحد در عراق و موقعيت بوش در داخل آمريكا، سعي دارند از پرونده هستهاي ايران به عنوان اهرمي جهت اخذ امتياز و تقابل ظاهري با ايالات متحد جهت احياي وجهه جهاني و زنده كردن ابرقدرت بودن خود استفاده كنند.
اوج اين ادعا، در سفر ولاديمير پوتين، رييسجمهور روسيه، به كشورهاي عربي منطقه و عقد قراردادهاي نظامي و حتي پيشنهاد ساخت نيروگاه اتمي به آنها و نيز قول ضمني وي در خصوص تأخير در راهاندازي نيروگاه بوشهر به اعراب، ديده ميشود.
در نهايت، ميتوان گفت كه روسها در شرايط فعلي هرگز اقدام به راهاندازي نيروگاه بوشهر نخواهند كرد و تا زماني كه مسأله هستهاي ايران به طور كامل در مجامع بينالمللي حل و فصل نگردد، اين سياست از طرف روسها ادامه خواهد يافت. بنابراين به هيچ وجه نميتوان به حمايت روسها در زمينه تكميل نيروگاه بوشهر خوشبين بود - اين درسي است كه تاريخ آن را به كرّات به ايرانيها و ساير ملل جهان آموخته است.
سازمان خبری اقتصادی ایران