ابتدا به نظر ميآمد كه كسي در روسيه هيچ وقت نام رئيس جمهور جديد تركمنستان را ياد نخواهد گرفت. ولي قربانقلي برديمحمدوف تلاش زيادي كرده است كه هيچ وقت اينطور نشود. اين شخص باعث ميشود كه «گازپروم» اعصابش ناراحت شود.
در زمان نيازوف، روابط بين گازپروم و تركمنستان پيچيده ولي قابل پيشبيني بود. آلكسي ميللر هميشه مي توانست اميدوار باشد كه وضعيت منطقهاي تغيير نكند و اينكه گازي كه الله امكان توليد آن را بدهد، به روسيه منتقل شود. روسيه به عنوان خريدار اصلي معرفي ميشد، اوكراين گاز خود را دريافت مي كرد و قيمتي كه بابت حفظ ثبات پرداخت ميشد، قابل قبول بود.
ولي در زمان برديمحمدوف كه نيم سال است كه حكومت ميكند، اوضاع مبهمتر شده است. معلوم نيست او مايل است بابت گاز تركمني چه قيمتي دريافت كند. در واقع، همه ديدارهاي وي از كشورهاي خارجي طي 3 ماه اخير يك حراج بيوقفه سياسي گاز بود.
قيمت پولي گاز تركمني براي گازپروم تقريباً تغيير نمي كند. اولين ملاقات سران تركمنستان و گازپروم به اعلام تعهد تركمنستان مبني بر اجراي همه قراردادهاي گازي منجر شده بود. ولي تماسهاي بعدي برديمحمدوف با الهام علييف رئيس جمهور آذربايجان (كه به تدريج به رهبري اپوزيسيون نفتي و گازي ضد روسي در فضاي شوروي اسبق ميرسد) و نيز با نورسلطان نظربايف رئيس جمهور قزاقستان، نمايندگان اوكراين و چين نشان داد كه تركمنستان نمي خواهد به روسيه وابسته بماند. وي در جريان ديدار ولاديمير پوتين از شهر تركمنباشي اعلام كرد كه انديشه ساخت خط لوله زيردريايي خزر مانند سابق مبرم و حياتي است. با توجه به اينكه هدف ديدار ولاديمير پوتين، جلوگيري از اجراي اين پروژه بود، اين رفتار برديمحمدوف بسيار تند به نظر آمد. آيا اين فقط آغاز كار است؟
در حقيقت امر، مواضع «ضدروسي» برديمحمدوف اغراقآميز است. او را خوب درك نكردهاند. اگر برداشت ما درست باشد، او ميفهمد كه تركمنستان براي مابقي جهان چيزي جز كاريكاتور روسيه نيست كه سياست آن در زمينه انرژي انفعالي و غيرفعالانه است. برديمحمدوف فقط با تغيير اين وضع مي تواند كاري بكند كه از دست صفرمراد نيازوف بر نيامده بود. او را نه به عنوان حاكم مستبد شرقي كه با او مي توان فقط درباره گاز صحبت كرد بلكه به عنوان رهبري تلقي خواهند كرد كه بايد با او درباره گاز و درباره مسايل ديگر به توافق رسيد.
کامرسانت