کندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا در زمان تشديد روابط مسكو-واشنگتن از روسيه ديدار به عمل آورد. وي در آستانه اين ديدار اعلام كرده بود كه با وجود اختلاف نظر بين ايالات متحده و روسيه در مورد بعضي مسايل، روابط بين دو كشور به ورطه جنگ سرد نخواهد غلتيد. در جريان گفتگوي رايس با ولاديمير پوتين رئيس جمهور فدراسيون روسيه توافق حاصل شد كه از شدت شعارهاي متقابل كاسته شده و دو كشور در امور عملي تمركز كنند.
فكر ميكنم كه رايس حقيقتاً نگران «بحثهاي غيرسازنده» بين دو كشور باشد. سالهاست كه او را ميشناسم و فكر مي كنم كه او به جناح جنگجوي دولت آمريكا تعلق ندارد. يك بار ديگر در جريان ملاقات او با به تاريخ 15 مي در مسكو به اين واقعيت پي بردم. رايس تكرار كرد كه احتمال از سرگيري جنگ سرد براي باور نميكند و افزود كه تفاوت برخوردهاي طرفين با مسايلي چون آينده كوزوو، استقرار عناصر سيستم پدافند ضد موشكي آمريكا در اروپاي شرقي و مسايل ديگر به رايزنيهاي مشترك احتياج داشته و نبايد روابط دوجانبه را به بنبست بياندازد. موفقيت در زمينه مبارزه با اشعه سلاحهاي هستهاي، مبارزه با تروريسم بين المللي، برقراري ثبات و امنيت در قسمتهاي مختلف جهان در گرو اين روابط است. با وجود اينكه رايس نقطه نظر خود را درباره تأكيد بعضي سياستمداران بر اتهام روسيه به استفاده از سلاحهاي انرژتيك، سلطهجويي، انحراف از دمكراسي و غيره ابراز نكرد، معلوم بود كه او از اين حرفها راضي نيست. كنه سخنان او چنين بود: «آنچه كه از همه خطرناكتر است، احتمال گسترش خصومت متقابل به تودههاي مردمي است». من در اين زمينه با او هم عقيده هستم زيرا در اين صورت وقت زيادي لازم خواهد شد كه روابط بين ايالات متحده و روسيه از اين راه ناهموار به جاده صاف برده شود.
بهتر است كه مسايلي را بررسي كنيم كه براي دو كشورمان را نگران مي كنند و باعث حساسيت ميشوند. از نظر روسيه اين نكات نگران كننده به قرار ذيل هستند.
ايالات متحده بيش از پيش عدم تمايل متكبرانه خود را به گفتگوي برابر با روسيه به نمايش ميگذارد. درست است كه روسيه امروزي با اتحاد شوروي سابق فرق ميكند كه با ايالات متحده رويارويي مستقيم داشت، به موازنه هستهاي رسيده و اجتناب از گفتگوي برابر با آن كشور مقرون به جنگ جهاني ميشد. ولي روسيه مانند سابق بزرگترين كشور جهان است كه در دو قاره اروپا و آسيا واقع شده و از منابع عظيم طبيعي و فكري برخوردار است و مي تواند در حل و فصل بعضي مناقشات بين المللي نفوذ كند. مگر روسيه تنها كشور جهان نيست كه از نظر استفاده صلحآميز از فضاي كيهاني و در زمينه سلاحهاي هستهاي با آمريكا قابل مقايسه است؟ مگر رشد پايدار اقتصادي و توان علمي فني، آينده روسيه را به عنوان قدرت بزرگ تضمين نميكند؟ مگر فقط درجه رويارويي خطرناك با كشور ديگر، از نظر آمريكا معيار مشاركت برابرحقوق ميباشد؟
بايد با اين وضع سازش كرد كه روسيه و ايالات متحده در مورد بعضي مسايل اختلاف نظر داشته و راهحلهاي متفاوتي پيشنهاد خواهند كرد. مهم اين است كه اين اختلاف نظر به طراحي سياستي عليه همديگر تكامل نيابد. روسيه قطعاً اين كار را نميكند. يك نمونه بارز: روسيه با عمليات جنگي آمريكا در عراق شديداً مخالفت كرده بود ولي مگر كاري كرد كه مشكلات آمريكا را در اين كشور مضاعف كند؟ مگر كاري را ميكند كه ايالات متحده در زمان حضور نيروهاي شوروي در افغانستان كرده بود كه به مجاهدين مخالف نيروهاي ما اسلحه ميداد؟ اين هم مهم است كه روسيه سعي ميكند ايران و سوريه، كشورهاي همسايه عراق را از آمريكا دور نسازد بلكه بر عكس، موجبات نزديكي روابط آنها را با آمريكا فراهم كند.
به نظر ميآيد كه ايالات متحده از آن ناراحتاست كه روسيه از نقش ««زيردست» در روابط با آمريكا كه در نيمه اول سالهاي1990 در سياست خارجي ما گسترش يافته بود، دست كشيده است. ولي بايد بفهمند كه آن زمان سپري شده و بر نخواهد گشت.
بايد اين واقعيت را هم بفهمند كه روسيه سعي ميكند از نكات تاريك زندگي خود در دوران شوروي دوري جويد ولي اين بدان معنا نيست كه اكثريت مردم ما بايد از فروپاشي قدرت بزرگ راضي باشند. بازنگري در تاريخ جنگ جهاني بزرگ كه مردم شوروي با خون خود اين پيروزي را به دست آوردند، باعث حساسيت مردم ما ميشود. ولي ابراز همبستگي واشنگتن با دولت استوني در مناقشه آن با دولت روسيه بر سر جابجايي مجسمه و مقبره سربازان آزاديبخش، نشان ميدهد كه آمريكا ذهنيت ما را درك نمي كند. نمي خواهم فكر كنم كه اين همبستگي عمداً و با پيشبيني درست واكنش مردم روسيه اعلام شده باشد.
حمايت از گرايشات ضد روسي در سياست بعضي جمهوريهاي شوروي سابق نيز باعث حساسيت ما ميشود. نبايد تصور كرد كه افكار عمومي روسيه مخالف استقلال كشورهاي جامعه مشترک المنافع و توسعه همكاري آنها با كشورهاي ديگر باشد. ولي اين بدان معنا نيست كه ما بايد از كشانده شدن آنها به راستاي سياست ضد روسي خوشحال باشيم. ولي مگر ايالات متحده آنها را به اين راه نميكشاند؟
فكر ميكنم كه بالاخره بايد از هر دو طرف مسايلي را بررسي كرد كه روابط ما را تيره ميكنند. اين كار در آستانه مبارزه انتخاباتي در دو كشور كه ممكن است احساسات را داغتر سازند، اهميت خاصي دارد.
یوگنی پریماکوف