تنش هایی که در روابط میان روسیه و آمریکا در این اواخر به چشم می خورد موجب نگرانی تعداد بسیاری از مردم روسیه و خارج از آن شده است. آیا بودجه هنگفت پنتاگون که نیمی از تمام هزینه های نظامی دنیا را تشکیل می دهد می تواند کاتالیزاتوری برای این روابط باشد؟ آیا واقعا کسی ایالات متحده را به این شدت تهدید می کند که باید این همه هزینه برای تامین امنیت خویش مصرف کند؟
به این سئوال و دیگر سئوالات "ویکتور لیتوفکین" مفسر سیاسی خبرگزاری «نووستی»، "سرگی روگوف" مدیر انستیتو آمریکا و کانادا پاسخ خواهد داد.
- سئوال: برای بسیاری معلوم نیست که چرا آمریکا چنین بودجه هنگفت نظامی ( 512 میلیارد دلار) دارد؟ برای چه آنها پایگاه های نظامی خود را در نزدیکی مرزهای روسیه برپا می کنند؟
-جواب: جهان در اوائل قرن بیست و یکم به مرحله جدیدی از مسابقه تسلیحاتی وارد شد. ضمنا ایالات متحده این مرحله را مدت ها قبل از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 آغاز کرده بود. در دهه 90 قرن گذشته بعد از پایان جنگ سرد حجم هزینه های نظامی در دنیا به طور محسوسی تقلیل پیدا کرد. این هزینه های تقریبا 40 % کاهش پیدا کردند و تا سال 1998 ادامه داشتند.
از سال 1999 زمانی که ناتو و آمریکا جنگ در کوزوو را آغاز کردند هزینه ها دوباره افزایش پیدا کردند. بعد از بر روی کار آمدن "جرج بوش" (پسر) این روند یک دینامیک جدید پیدا کرد. امروزه هزینه های نظامی در جهان تقریبا به دوران جنگ سرد باز گشته است.
چرا آمریکا در این مسابقه تسلیحاتی در زمانی که رقیبی چون شوروی سابق وجود ندارد چنین هزینه هایی باید داشته باشد؟
هدف استراتژی اصلی آمریکا بعد از جنگ سرد حفظ موقعیت تنها ابرقدرت، تنها محور در جهان تک محوری بود. این استراتژی بر مبنای آندسته از اهرم های قدرتی است که آمریکا از آنها برخوردار می باشد. در ترکیب آنها نه تنها توان نظامی بلکه پتانسیل های غیر نظامی نیز حضور دارد. در وحله اول توان اقتصادی است. بیش از بیست درصد از تولیدات ناخالص ملی جهان در اختیار آمریکا می باشد. بعبارت دیگر ما شاهد استراتژی حساب شده ای می باشیم که ضمن آن توان اقتصادی آمریکا با افزایش توان نظامی مستحکم تر می شود. ضمن این که واشنگتن بر توان نظامی تکیه بیشتری نسبت به دیگر پتانسیل های خود می کند.
- سئوال:از نظر بودجه آمریکا این به چه صورت است؟
- جواب:از نظر بودجه، دولت آمریکا سهم کمتری از تولید ناخالص ملی را نسبت به دیگر کشورهای پیشرفته هزینه می کند یعنی بودجه فدرال آمریکا تقریبا 21 درصد از تولید ناخالص ملی این کشور می باشد. در کشورهای اروپایی این شاخص در حدود 35-40-45 درصد است. ضمنا در روسیه این رقم 17 درصد از تولید ناخالص ملی را تشکیل می دهد.
- سئوال: این به چه دلیل است؟
- جواب: پایه تصمیم برای افزایش هزینه های نظامی دکترینی بود که آمریکا باید از اوضاع بوجود آمده بعد از فروپاشی شوروی برای جلو زدن از کل جهان از لحاظ توان نظامی استفاده کند و این که هیچ کشور دیگری به آن نرسد و این توان برای همیشه برای این ابرقدرت باقی بماند.
اما معلوم می شود که حتی چنین کشور قدرتمندی مثل آمریکا با موانع معین و محدودیت هایی از نظر افزایش هزینه های نظامی برخورد می کند. بحث بر سر این است که امروز دو سوم بودجه دولتی آمریکا به موارد دیگر از جمله تامین اجتماعی، بهداشت و درمان پزشکی و آموزش تخصیص داده می شود که این هزینه ها سالانه کمتر می شوند. کنگره برای تخصیص بودجه برای این اهداف رای گیری نمی کند. بودجه به صورت خودکار تخصیص داده می شود. بنابراین یک سوم بودجه فدرال سالانه مورد تقسیم مجدد قرار می گیرد. و این یک سوم بودجه تقریبا به طور مساوی میان هزینه های دفاعی و غیر نظامی تقسیم می شود.
بوش در دولت اول خود حقیقتا روش "توپ و روغن" را اختیار کرده بود زمانی که هزینه های جانبی نظامی فقط به اندازه ناچیزی از هزینه های اجتماعی بیشتر می شدند. این تفاوت وی با ریگان بود. در زمان ریگان مسابقه تسلیحاتی در جریان بود و هزینه های اجتماعی کاهش پیدا کرده بودند. در آن زمان شعار "شوروی- محور شرارت" کمک می کرد. امروزه این موضوع وجود ندارد و بوش به شدت هزینه های آموزشی را بالا برده است برنامه تخصیص داروی رایگان برای بازنشستگان را وضع کرد که از خدمات گرانبها بشمار می آید که بالغ بر صدها میلیارد دلار می شود.
بی دلیل نبود که در انتخابات کنگره پاییز سال جاری، آینده جمهوری خواهان بیش از هر وقت دیگر مخدوش می باشد. امروز ریسک جمهوری خواهان ممکن است به ارزش از دست دادن کنترل در مجالس کشور منتهی شود. به همین اندازه برای این حزب انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008 تحت سئوال می باشد.
- سئوال:یقینا اوضاع در افغانستان و عراق تاثیر منفی بر آینده جمهوری خواهان خواهد گذاشت؟
- جواب: بوش امروز از شعار "توپ و روغن" در سیاست بودجه خود منصرف شده است و تلاش می کند با انعقاد و یا کاهش هزینه های اجتماعی هزینه های نظامی را افزایش دهد. سیستم سیاسی آمریکا به صراحت جلو این اقدامات قد علم کرده است. همچنین فاکتور جنگ در عراق نیز که مسئله شماره یک محسوب می شود در آن بی تاثیر نبوده است. امروز اکثر قریب به اتفاق آمریکایی ها اعتقاد دارند که جنگ در عراق اشتباه بود. در مجموع نظرخواهی ها مردم نظری مانند پایان جنگ در ویتنام را دارند و همین امر برنامه ادامه افزایش هزینه های نظامی که برنامه جنگ بر علیه ایران هم از همین خانواده می باشد را با دشواری روبرو نموده است.