مسكو در آغاز دهكده كوچكي از ايالت سوزدال بود. از آنجا كه در محل تلاقي چند ايالت واقع شد و در كنار رودخانه قرار داشت بتدريج توجه كسبه و بازرگانان را به خود جلب كرد. در آن زمان نه كرمليني وجود داشت و نه ميدان سرخ، در اين منطقه ماهيگيران، شكارچيان، پيشهوران مختلف مانند سفالگران، چرمگران، آهنگران، كفاشان و حتي زرگران فعاليت داشتند.
آهسته آهسته در بين آنان بازرگاني رونق گرفت، از هر طرف به سوي آنها راهها باز و در رودخانه مسكو قايقهاي باربري پيدا شدند. قايقها سير حركت خود را به آن سوي رودخانه باز كردند و به اين ترتيب بود كه تجارت عمده در زمينه توليدات جنگلي آغاز گرديد.
به اين ترتيب، حدود صد-صدوپنجاه سال قبل از پيدايش اسمي مسكو، شهر كوچكي بوجود آمد. رشد و توسعه مسكو جوان باعث شد پيشهوران و بازرگانان به مسكو روآورند كه خودبهخود توجه غارتگران را جلب و حمله به مسكو را شروع كردند. به همين دليل بود كه ضرورت دفاع از مسكو و داشتن دژ مستحكم احساس شد. در سال 1156 ميلادي در تپههاي باراويتسكي ديوارها و برجهاي چوبي را بنا كردند.
مسكو هميشه با تاخت و تاز بيگانگان و يا خانهاي بخشهاي ديگر مواجه بود اما بدترين حمله در سالهاي 1236 توسط تاتارها به سركردگي باتهيه، نوه چنگيزخان بود. آنها كشتار وحشتناكي به راه انداختند، آنچه را كه ميسوخت آتش زدند، و آنچه را كه ميشد فروخت با خود بردند، هر چه را ميشد دزديد، غارت و هر زنده جان، حتي كودكان و پيرمردان را قتل عام كردند.
در سالهاي 1340-1339 شاهزاده مسكو، ايوان كاليته، اطراف كرملين را كه محوطه اصلي مسكو بشمار ميرفت ديواري از چوب بلوط كشيد. از آبادي جديد هنوز ربع قرن نگذشته بود كه آتشسوزي كرملين چوبين را به خاك و خاكستر تبديل كرد. اين حادثه باعث شد كه در ساخت مجدد كرملين از سنگ استفاده شود.
مسكو وسعت پيدا ميكرد، استحكام مييافت و قامت ميكشيد، اما از آرامش هنوز خبري نبود. تاتارها هر چند يكبار به آن حمله ميكردند. يك بار در زمان بازگشت، دشمن شكست خورده آتشي برپا نمود كه ديوارهاي سنگي هم در برابر آن نتوانست مقاومت كند و شهروندان مسكو قادر نشدند به آساني اين آتش را خاموش سازند. شهرهاي كهن ديگر روسيه هم مانند مسكو جنگ، آفت، غارت و آتشسوزي را ديدند، اما حاصل آنچه بر سر مسكو آمد تلخترين بود: هزاران نفر كشته و هزاران كودك يتيم محروم و بينوا.
پاييز سال 1380 حاكمان روسيه تصميم گرفتند دست تاتارها را براي هميشه از مسكو كوتاه كنند و بعد از يك نبرد شديد، دشمن را شكست دادند و در مسكو جشن بزرگي برپا شد. گرچه باز هم تاتارها گاهگاهي حملاتي به مسكو داشتند و قريب يكصد سال باج دادن به آنان ادامه داشت، اما آرامش نسبي حكمرفا بود.
در جريان پادشاهي ايوان سوم كه روسيه از حالت ملوكالطايفي درآمد و به كشور واحدي تبديل گشت، مسكو رسماً به عنوان پايتخت پذيرفته شد و كرملين شكل گرفت.
مسكو سالها نسبتا آرام بود اما در سال 1610، لهستانيها به آن حمله كرده و آنرا به تصرف در آوردند. اما مردم در 1612 به رهبري دو تن به نامهاي مينين و پاژارسكي قيام كرده و لهستانيها را به عقب راندند.
همانگونه كه قبلاً گفته شد، پس از به قدرت رسيدن پتر كبير در سال 1689 وي تصميم گرفت پايتخت را به نقطهاي نزديكتر به اروپا منتقل كند و به اين ترتيب سنپيترزبورگ به همت او ساخته و در سال 1712 به عنوان پايتخت روسيه معرفي شد.
در نخستين سالهاي دهه دوم قرن نوزدهم روسيه مورد تهاجم نيروهاي فرانسه قرار گرفت. اين در حالي بود كه سن پيترزبورگ در آن زمان پايتخت روسيه بشمار ميرفت اما ناپلئون اعتقاد داشت كه: «اگر كيف را نابود كنم. پاي روسيه قطع شده، اگر سنپيترزبورگ را بگيرم تنها سر روسيه در دست من است اما اگر مسكو را فتح كنم، قلب روسيه را به چنگ آوردهام.»
ارتش فرانسه در سپتامبر 1812 تا قلب مسكو پيشروي كرد. اما اين نقطه پايان بود. آنها همينجا زمينگير شدند. يك ماه بعد ژنرال كوتوزف به فرانسويها حمله كرد، زمستان و سرما هم به كمك مردم مسكو آمد و نيروهاي ناپلئون سرشكسته راه بازگشت را در پيش گرفتند.
عصر جديد
در آغاز قرن بيستم طوفان انقلاب روسيه را تكان داد. گرچه در آن زمان سنپيترزبورگ پايتخت روسيه بود اما مسكو همچنان اهميت داشت.
انقلابيون پس از پيروزي، مسكو را به عنوان پايتخت خود برگزيدند و به اين ترتيب تاريخ جديد اين شهر آغاز گشت.
قريب ربع قرن بعد از انقلاب، مسكو بار ديگر مورد حمله دشمن واقع شد. اين بار نوبت آلمان بود كه مسكو را ويران كند!
گرچه قبلاً در مورد جنگ جهاني دوم صحبت شد، اما بد نيست به آماري چند در مورد لشكريان آلماني كه به مسكو حمله كرده بودند نگاهي بيندازيم:
23 لشكر موتوريزه و مسلح به مسكو حمله آوردند كه شامل يك ميليون و هشتصد نظامي، 1700 تانك، 14 هزار توپ، 1390 هواپيما مجهز بود.
نيروي هوايي آلمان بيش از 12 هزار بار برفراز مسكو پرواز تهاجمي انجام داد.
در مورد سرنوشت شوروي قبلاً سخن گفتيم و نيازي به تكرار نيست پس از نابودي شوروي، روسيه به عنوان كشور محور شوروي سابق، با نام «فدراسيون روسيه» به جهانيان معرفي شد و طبيعتاً مسكو پايتخت اين كشور همچون گذشته اهميت خود را حفظ كرد و حتي بر اين اهميت افزوده شد چون به يكي از قطبهاي علمي، هنري، اقتصادي و جهانگردي دنيا تبديل گرديد.
اينك روزانه دهها هواپيما از نقاط مختلف جهان در فرودگاههاي پنجگانه آن برزمين مينشينند و هزاران جهانگرد و بازرگان را به مسكو ميرسانند.
تغيير و تحولات روسيه باعث شد كه سياستهاي اين كشور دچار دگرگونيهاي شگرفي شده و پاي هزاران شركت خارجي و ميليونها علاقهمند به هنر، علم و ديدنيهاي روسيه به اين كشور باز شود.
امروزه بيش از 40 شركت حمل و نقل هوايي بينالمللي در مسكو دفتر دارند. جداي فعاليت اين شركتها، روزانه صدها قطار و اتوبوس افراد را از شهرهاي مختلف روسيه و يا جمهوريهاي شوروي سابق به مسكو ميرسانند.
http://ipc.aspu.ru