قتل گريبايدوف - June 10, 2006 08:32 AM

24 رجب 30 /1244 ژانويه 1829

اولين تجربه شوراندن مردم به‏وسيله روحانيت در دوره قاجار

دکتر بهزاد کشاورزی

حمله به سفارت روس و قتل کليه اعضای آن( بجز سه نفر) به‏وسيله مردم عنان گسيخته تهران، اولين تجربه دوران قاجار است که بدان طريق روحانيت به ارزيابی قدرت خويش در بين مردم پرداخته است. اهميت اين پيش‏آمد در اين است که فقهای شيعه برای اولين‏بار ياد گرفتند که علی‏رغم مخالفت دولت و حکومت، می‏توانند خشم مردم را برانگيزانند، دست به اعتراض قهرآميز بزنند و آنان را به‏دنبال خويش به خيابان‏ها بکشانند و اين خود سابقه‏ای گرديد برای روحانيان بعدی.

داستان از اين قرار بود که پس از خاتمه جنگ‏های ايران و روس، ضمن عقد معاهده ترکمنچای، ماده‏ای در آن گنجانده شد که براساس آن طرفين تعهد کردند که در يک زمان معين کليه اسرا و تابعين کشور مقابل را به زادگاه خويش بازپس فرستند. دولت روسيه شخصی به‏نام "الکساندر سرگی نيويچ گريبايدوف" را تحت عنوان وزير مختار روسيه مأمور خدمت در ايران کرد. وی خواهرزاده پاسکويچ (سردار فاتح جنگ) اشراف‏زاده روسی و يکی از نويسندگان سرشناس آن کشور بود. وی که در تمام مراحل جنگ پاسکويچ را همراهی کرده بود، اغلب امور سياسی جنگ به‏عهده او بود. از همان ابتدا موضع کينه‏توزانه نسبت به ايرانيان گرفته بود به‏طوری که در گفت‏وگوهای دهخوارگان و ترکمان‏چای مخالفت خودش را با صلح ابراز داشته، اصرار می‏کرد که جنگ تا آخرين مرحله (نابودی ايران – م) ادامه پيدا کند. يکی از ناظران خارجی که خود در ملاقات بين عباس‏ميرزا و گريبايدوف حضور داشته است، می‏نويسد: "آقای گريبايدوف تنفر عميقی نسبت به ايرانيان دارد که در پنهان کردن آن به‏خود زحمت نمی‏دهد". در مقابل، به‏لحاظ اين که همسری از گرجستان انتخاب کرده بود و به وی علاقه فوق‏العاده داشت، به اين دليل نسبت به گرجيان همدردی زياد نشان می‏داد (و اين امر بالاخره موجب نابودی خود و همکارانش گرديد).

چنين شخصيتی با اين همه کينه و عداوت نسبت به ايرانيان، برای اجرای معاهده ترکمان‏چای بخصوص استرداد اسرا و پناهندگان روسی و دريافت غرامات جنگ وارد ايران شد. موقعيت کاملاً برتر ارتش دشمن که هنوز در داخل خاک ايران استقرار داشت و هر لحظه حکومت ايران را تهديد به فتح همدان می‏کرد، موجب گرديده بود که دولت‏مردان ايرانی با سرافکندگی تحقيرآميزی نسبت به اعمال ناشايست نمايندگان کشور مهاجم، سر تسليم فرود آوردند و اين خود علت ديگری بود بر خيره‏سری و انجام بی‏حرمتی هرچه بيش‏تر گريبايدوف نسبت به سران کشور ايران.

وی قبل از ورود به تهران، به آزار مردم قزوين پرداخته بود، تا آنجا که مردم آن شهر بر وی شوريده، قصد جان‏اش را کرده بودند و بدين‏دليل کارگزاران دولت ناچار شده بودند او را به سرعت از قزوين خارج سازند و به تهران برسانند. وی پس از ورود به تهران، هنگام باريابی به‏حضور شاه، تشريفات باستانی دربار ايران را ناديده گرفته از کندن پوتين‏هايش خودداری کرده بود. پيرامونيان او نيز تخلفاتی را مرتکب شده بودند، "زيرا که تلافی نمی‏شد و قزاقان مست در کوچه‏ها می‏گشتند".

گريبايدوف بر اساس فصل سيزدهم معاهده صلح:

"... به جستجوی تمام زنان گرجی و ارمنی پرداخت. گماشته‏های او به زور داخل خانه‏ها می‏شدند تا زنان گرجی يا ارمنی تبار را پيدا کنند. اين زنان را به اقامتگاه مأمور سياسی روسيه که حوالی دروازه شاه‏عبدالعظيم بود می‏بردند و از آنها می‏پرسيدند که آيا می‏خواهيد در تهران بمانيد يا به قفقاز بازگرديد. گهگاه آنها را به‏طور غيرقانونی شبانه آنجا نگه می‏داشتند."

گفته می‏شد که تعدادی زن و يا دختر خارجی با جبر و زور به ايران آورده شده بودند و به عادت آن زمان به ديگران فروخته يا به زور عقد اين و آن درآورده بودند و در بين آنان زنانی از سرزمين‏های ارمنستان و گرجستان نيز وجود داشت.

اين‏گونه اعمال متأسفانه جزو حرکات ناشايست و حتی نفرت‏آوری بود که برخی از مردم ناانصاف و طمع‏کار، در آن دوره به انجام آن می‏پرداختند. معهذا اقدامات مستقيم مأمورين يک سفارتخانه خارجی در اين مورد و داخل شدن آنان در حريم خانه‏های مردم عمل ناپسندی بود که با هيچ‏گونه موازين اخلاقی و قانونی و يا بين‏المللی سازگار نبود و خودبخود موجب خشم و نفرت مردم می‏گرديد. شايد اگر گريبايدوف از طريق مذاکره با کارگزاران دولت، انجام اين امر را به‏عهده پليس ايران واگذار می‏کرد، جلوی اعتراض مردم خودبخود گرفته می‏شد.

گريبايدوف آن چنان مست باده غرور بود که تصور اين امر که ممکن است مردم تهران برعليه وی قيام کنند هرگز بر مخيله‏اش خطور نمی‏کرد. غافل از اين که ملت به حد کافی از چپ و راست تحقير شده بود! ارتش کشور نابود گرديده بود، سرزمين‏های ماوراء ارس (بر اساس معاهده صلح) از پيکر ايران جدا شده بود. مناطق آذربايجان تا ميانه هنوز زير سلطه چکمه‏پوشان دشمن بود و اينک مشتی قداره‏بند اوباش بيگانه به‏نام نماينده ارتش فاتح تمام رسوم و آداب‏شان را به مسخره گرفته بودند! چنين حرکاتی موجب کينه و عداوت متقابل مردم نسبت بدانان می‏گرديد. روشن است که در اين‏گونه موارد، به کوچک‏ترين بهانه‏ای، عقده‏ها می‏شکند و تبديل به فرياد خشم‏آلود می‏گردد! و بزودی بهانه پيدا شد و عقده‏ها شکست!

آغا يعقوب ارمنی، يکی از خواجه سرايان فتحعلی‏شاه که اسرار زياد را از دربار می‏دانست بدين بهانه که اصليت‏اش از سرزمين ايروان است، به سفارت روسيه پناهنده شد و درخواست نمود تا او را به‏اصطلاح به وطن اصلی خويش بازپس فرستند. علی‏رغم نارضايتی دربار، گريبايدوف او را تحت حمايت خويش گرفت و به فتحعلی‏شاه پس نداد. اين شخص در مدت اقامت خويش در سفارت روسيه از وجود گروهی از زن و مرد غيرايرانی در خانه بزرگان کشور پرده برداشت. در بين آنان دو زن گرجی تبار (و يا ارمنی تبار) وجود داشت که پس از مسلمان شدن به‏نکاح اللهيارخان آصف‏الدوله درآمده، از وی صاحب فرزند نيز شده بودند و در خانه نامبرده می‏زيستند (اين همان کسی است که در زمان فتح تبريز به‏وسيله ارتش روسيه، والی آن شهر بود و همان‏طوری که گفتيم در نتيجه خيانت حاجی ميرفتاح، شهر گشوده شد و او به اسارت قوای روس در آمد و به‏قول بعضی از منابع کينه شديدی از روس‏ها در دل داشت).

گريبايدوف استرداد اين دو زن را خواستار شد و اللهيارخان بدون مقاومت، آنان را به سفارت فرستاد. در شهر شايع شد که سفارت روسيه آن دو نفر را به زور نگاه داشته، مجبور به ترک اسلام کرده است. می‏توان حدس زد که اين شايعه از سوی آصف‏الدوله پراکنده شده است، زيرا می‏دانيم که او در همان زمان از علمای تهران تقاضای استمداد نموده بود.

علمای تهران به رهبری "حاج ميرزا مسيح استرآبادی" (شاگرد ميرزا ابوالقاسم قمی) به سفارت روس پيغام فرستادند و بازپس‏دادن دو زن مذکور را درخواست کردند و ضمن همين پيغام، خطرات ناشی از نگاهداشتن آنان را به گريبايدوف گوشزد کردند. سفارتيان نماينده علما را بدون ملاقات و دست خالی باز گرداندند.

در اين ميان فتحعلی‏شاه نيز (که از پيش‏آمدهای ناگوار وحشت داشت)، حاجی ميرزا ابوالحسن‏خان وزير امور خارجه را به ديدار گريبايدوف فرستاد و خطرات ناشی از اين عمل را يادآور شد و از او خواست تا به نحوی غائله را بخواباند. گريبايدوف حل مشکل را به فردا موکول کرد. ولی ديگر دير شده بود!

حاجی ميرزا مسيح فتوا داد که "نجات دادن زنان مسلمان از چنگال مشرکان مجاز است. فردای آن روز بازار بسته شد و مردم به سوی اقامتگاه گريبايدوف به‏طرف دروازه حضرت عبدالعظيم سرازير شدند. تعداد جمعيت به‏قدری زياد بود که کنترل آن ديگر به‏وسيله احدی ممکن نبود. گريبايدوف دستور داد تا دو زن گرجی و يعقوب‏خان را تحويل مردم بدهند. زنان را به حرم آصف‏الدوله فرستادند و ميرزا يعقوب‏خان را به‏دست مردم قطعه قطعه شد. در اين ميان تيری از سوی سفارتخانه رها گرديد و يک تن از شورشيان به‏هلاکت رسيد. مردم او را به مسجدی بردند و آنگاه (نه فقط به‏خاطر دفاع از حيثيت‏شان) بلکه به‏خاطر انتقام از کشته شدن هم‏وطنی که به‏وسيله عمال بيگانه در قلب مملکت آماج گلوله قرار گرفته بود، بيش‏تر از پيش به‏سوی سفارتخانه بازگشتند و به محاصره آنجا پرداختند و در مقابل تيراندازی مدافعان، با سنگ و چماق و چنگ و دندان حمله کردند. تمام افراد موجود در سفارتخانه (به‏جز مالتسوف منشی اول و دو نفر از مخاطبين) به‏قتل رسيدند. قوای امدادی شاه زمانی رسيد که آتش خشم مردم وجود همه سفارتيان را به‏خاکستر تبديل کرده بود.

حادثه خطرناکی روی داده بود. هنوز آتش توپخانه روسيه به سردی نگراييده بود که نماينده‏اش به‏همراهی کليه مأموران سفارتخانه‏اش قتل عام شده بودند! شاه به‏وحشت افتاد، عباس‏ميرزا نيز همين‏طور! اين‏بار سرتاسر خاک ايران در خطر تهاجم بود. شاه و ولی‏عهد هر دو به‏دست و پا افتادند. به‏دستور عباس‏ميرزا کليه مأموران دولتی (کشوری و لشکری) در آذربايجان لباس سياه پوشيدند و مغازه‏ها را به‏رسم عزاداری سه روز بستند. آنگاه نامه‏ای به پاسکويچ نوشت و شهادت‏نامه مالتسوف را نيز (مبنی بر گناهکاری گريبايدوف) ضميمه کرد. سپس هيئتی به رياست فرزندش خسروميرزا و به‏همراهی مالتسوف به تفليس فرستاد تا ضمن ملاقات با پاسکويچ و شرح کامل ماجرا و شهادت روياروی مالتسوف مبنی بر خلاف‏کاری گريبايدوف، با کمک وی به ملاقات تزار نايل آيند. هيئت مذکور پس از ديدار پاسکويچ در شانزدهم شوال 1244/ اواسط آوريل 1828 عازم سن‏پترزبورک گرديد.

پوزش‏خواهی ايران مورد قبول واقع شد و خسروميرزا به بهترين وجهی از جانب نيکلای اول استقبال گرديد. جنگ روسيه با کشور عثمانی نيز موجب شده بود که روسيه از يک درگيری ديگری پرهيز کند. در ملاقات خسروميرزا قرار بر اين شد که مسببين اين عمل مورد مواخذه و تنبيه قرار گيرند و حاجی ميرزا مسيح از تهران تبعيد شود.

فتحعلی‏شاه در بن‏بست قرار گرفت. از سويی به‏خاطر رضايت روسيه ناگزير از تبعيد ميرزا مسيح بود ولی از سويی ديگر به‏خاطر اعتقادی که نسبت به علما داشت: "پنداشت که پذيرفتن آن شرط مغاير با شريعت است". شايد اطاعت کامل مردم تهران از فتوای علما در شورش بر عليه سفارت نيز شاه را از اخراج وی دل‏نگران می‏ساخت، زيرا گمان می‏کرد که با اين عمل باعث طغيان جديدی خواهد شد. خود ميرزا مسيح نيز از خارج شدن از تهران خودداری می‏کرد، زيرا اطرافيان‏اش به او گفته بودند که به‏محض بيرون رفتن از شهر او را تحويل روس‏ها خواهند داد تا اعدام گردد.

بالاخره دولتيان با زور و تهديد فقيه را به مسجد شاه کشاندند تا از خانواده و مريدان‏اش خداحافظی کند. با اين عمل گمان شاه به يقين تبديل شد، زيرا مردم به‏خاطر حمايت از وی و جلوگيری از اخراج‏اش دست به آشوب زدند و دامنه آن تا بدانجا کشيد که شاه به سرباز و اسلحه و توپ متوسل شد و مردم را تهديد به قتل عام کرد و حاجی ميرزا مسيح با پادرميانی حاجی محمد ابراهيم کلباسی با لباس مبدل از تهران خارج شد.

با تبعيد ميرزا مسيح ماجرای سفارت روسيه پايان يافت ولی فصل تازه‏ای در روابط روحانيت و مردم و حکومت پديدار گرديد. همان‏طوری که گفتيم، اين حادثه اولين برخورد جدی بين حکومت و مردم، تحت رهبری روحانيت شعيه بود. از اين به بعد تغييراتی در رابطه حکومت با روحانيت به‏وجود آمد. بدين شرح که روحانيت با استفاده از تضاد دائمی بين حکومت و ملت، رفته رفته فاصله‏اش را با مردم نزدک‏تر ساخت و با استفاده از اعتقادات صادقانه عوام، نسبت به روحانيت، خود را به‏عنوان تنها رهبر ملت در مقابل شاه و حکومت مطرح ساخت.
http://ipc.aspu.ru/Web/Items/Gribayedev.htm

 
 

 تحليلگران: روسيه از صادرات گاز به عنوان يک ابزار قدرتمند استفاده مي کند

 

 اوکراين خواستار از سرگيري مذاکرات گازي با روسيه شد

 

 اروپا خواستار حل و فصل فوري اختلاف گازي روسيه و اوکراين شد

 

 روسيه صادرات گاز به اوکراين را به طور کامل قطع کرد

 

 روسيه به بهبود روابط با امريکا اميدوار است

 

 روسيه احتمالا با کسري بودجه روبرو مي شود

 

 با جدي شدن تهديدهاي روسيه به قطع گاز اوکراين اروپا نگران شد

 

 روسيه براي تمديد ماموريت سازمان امنيت و همکاري اروپا در گرجستان امادگي دارد

 

 مردم روسيه به ادامه تجاوزگريهاي رژيم صهيونيستي اعتراض كردند

 

 گرجستان:روسيه در تلاش برا مخفي کردن جنايات جنگي خود است

 

 محمود عباس وارد مسکو شد

 

 پليس روسيه صدها معترض را در شرق اين کشور دستگير کرد

 

 خشم روسيه از تقويت روابط امريکا و اوکراين

 

 نشست مقامات بلند پايه روسيه و ناتو برگزار مي شود

 

 روسيه 149 جاسوس در سال 2008 دستگير کرده است

 

 

 

 صفحه اصلی

موضوعات

مقالات و تحلیل ها
مراکز
مصاحبه
گالری تصاویر
ایران در روسیه
احزاب سياسي
اخبار
روسیه
شخصیت ها

روسیران

 در باره ما

تبلیغات