مجري: ماتفي گاناپولسكي
مهمان برنامه: ميخاييل لئونتيف
گاناپولسكي: سئوالي از اوكراين داريم: «آيا شما فكر مي كند كه مجازاتهاي اقتصادي عليه گرجستان، اوكراين و مولداوي مي توانند بر سياست اين كشورها اثر جدي بگذارند؟ شايد اين اقدامات بر عكس موجب تسريع عضويت آنها در ناتو و اتخاذ تدابير عليه شركتهاي روسي در خاك كشورهاي مذكور شود؟»
لئونتيف: به عنوان مثال مي توانيم وضعيت مولداوي را بررسي كنيم. مولداوي 3 ميليون و 300 هزار شهروند در همه سنين دارد. 600 هزار نفر از اين تعداد در روسيه كار مي كنند تا خانوادههاي خود را تأمين كنند. آنها حدود يك سوم كل نيروي كار اين كشور را تشكيل مي دهند. تنها شاخه صنعتي مولداوي كه هنوز كمابيش زنده و فعال است، بخش شرابسازي است. بيش از 300 هزار نفر در اين بخش كار مي كنند. آنها نصف نيروي كار شاغل را تشكيل مي دهند. وقتي كه واردات شراب از مولداوي به روسيه قطع شد، اين افراد بي كار ميشوند. در مجموع، مولداوي نمي تواند بدون روسيه زندگي كند. مسأله اين است كه روسيه از مولداوي چيز خاصي نمي خواهد. ما سعي نمي كنيم آن را به مدار نفوذ روسيه باز گردانيم و فقط مي خواهيم كه مولداوي با ملاحظه بيشتري رفتار كند و به كارهاي وحشيانه عليه منطقه كرانه رود دنستر دست نزند كه روسيه در برابر آن تعهدات معيني دارد. لذا مسأله مولداوي مي تواند به آساني حل شود. ولي مولداوي بدون روسيه نمي تواند وجود فيزيكي داشته باشد.
مولداوي مي تواند عضو ناتو شود. فكر مي كنم كه اگر نصف جمعيت اين كشور از بين برود، آقاي وارونين راحت تر مي تواند آن را به ناتو و اتحاديه اروپا ببرد. بزرگترين مانع بر سر راه عضويت مولداوي، اوكراين و گرجستان در ناتو، وجود مردمي است كه نمي خواهند عضو ناتو شوند يا براي عضويت در آن خصوصيات اخلاقي لازم را ندارند. به خصوص براي اتحاديه اروپا مناسب نيستند. براي رهبران اين كشورها بهتر است كه مردم بميرند يا پراكنده شوند. آنگاه به راحتي مي توان پايگاههاي نظامي ناتو را مستقر كرد. ولي من فكر مي كنم كه مردم اين كشورها فهم و شعور دارند. آنها براي مدتي مي توانند از دست روسيه عصباني شوند ولي بعداً خواهند فهميد كه وضعيت نابسامان فعلي، نتيجه فعاليت نيروهاي شديد ضد روسي است كه در انتخابات بعدي نبايد به آنها رأي داد.
مجري: هيأت نمايندگي گرجي به مسكو آمد و در يكي از هتلهاي معتبر مسكو اقامت گزيد. هدف آنها، مذاكرات درباره مسأله واردات شراب است. آنها مي خواستند در همان هتل مراسم معرفي شراب گرجي را برپا كنند. ميز گذاشتند و روي آن شراب چيدند. ولي بعد رياست هتل هشدار دادند كه اگر شراب گرجي برداشته نشود، آنها را تحت پيگرد كيفري قرار خواهند داد زيرا پخش شراب گرجي در روسيه ممنوع است.
لئونتيف: اين دستور كاملاً عادلانه و بر حق است زيرا اقدامات مربوط به منع واردات و فروش شراب گرجي حالت همگاني دارد.
مجري: يكي از شنوندگان ما مينويسد: «ميهمان شما بدون احترام درباره همسايگان روسيه صحبت مي كند».
لئونتيف: من با عشق و محبت درباره همسايگان روسيه صحبت مي كنم زيرا به فكر سرنوشت آنها هستند. ولي رهبران رژيمهاي دست نشانده درباره ملتهاي خود فكر نمي كنند. براي مثال، آقاي يوشنكو مليگراي اوكرايني نيست زيرا يك مليگراي اوكرايني حاضر نميشد منطقه كرانه رود دنستر را مورد تحريم اقتصادي قرار دهد كه آنجا تعداد شهروندان اوكراين از تعداد شهروندان روسيه كمتر نيست.
مجري: چند سئوال درباره روابط بين روسيه و آمريكا داريم. عدهاي به ازسرگيري رقابت بين روسيه و آمريكا دعوت مي كنند و ديگران مي نويسند كه تنها در ماه مارس سال جاري هزينههاي دفاعي آمريكا برابر 250 ميليارد دلار بود كه از تمام ذخيره ارزي روسيه (200 ميليارد دلار) بيشتر است. لذا در اين شرايط بهتر است كه روسيه به مسايل داخلي خود بپردازد و سعي كند مسايل فساد مالي، فوتبال و بيگانهستيزي را حل كند تا اينكه با آمريكا رقابت كند.
لئونتيف: ما با آمريكا فقط رقابت اخلاقي داريم. ما از آمريكا چيزي نميخواهيم. اگر فردا آمريكا از بين برود، ما بزودي آنها را فراموش خواهيم كرد. ما در ايالات متحده حتي منافع اقتصادي چنداني نداريم. عدهاي از دوستان روي مسايل همكاري بازرگاني بين روسيه و آمريكا كار مي كنند و سعي مي كنند اين همكاري را تنظيم كنند. به آنها ميگويم كه اين كار بيهوده است زيرا كسي به اين همكاري احتياجي ندارد. فقط ممكن است بعضي تجار روي در اين زمينه منافع شخصي خاص خود را داشته باشند. ما با آمريكا منافع مشترك نداريم ولي با آسيا و اروپا پيوندهاي محكمي داريم كه ما را به هم نزديك مي كنند. ولي با آمريكا اين پيوندها را نداريم. هزينههاي دفاعي ما زير حد نصاب معقول است ولي هزينههاي آمريكايي از حد نصاب معقول تجاوز مي كند. ايالات متحده مي خواهد همه جا برتري داشته باشد. شوراي سياست خارجي روسيه تا كنون هيچ گزارشي تحت عنوان «كژراهه آمريكا» تدوين نكرده است. من چنين گزارشي را نديدهام. و اين در حالي است كه ما هم از بعضي جنبههاي سياستآمريكا در رابطه با روسيه راضي نيستيم.
مجري: سئوال ك. سدوف از مسكو: «آقاي لئونتيف، تأسيسات هستهاي ايران چه زماني مورد حمله قرار خواهند گرفت؟ در اين صورت قيمت نفت به بيش از 100 دلار خواهد رسيد. البته، روسيه ايران را نمي خواهد ولي از اين امر سود خواهد برد. از جنگ عراق هم سود نفتي برده است. شايد اين كار سازمان اطلاعات خارجي ما باشد؟» سئوال اين است كه آيا ضربات نقطهاي آمريكا به ايران براي ما خوب است يا بد؟
لئونتيف: اين امر در بلند مدت به نفع ما نيست زيرا وابسته شدن ايران به آمريكا با منافع ما مطابقت ندارد. ايالات متحده مي خواهد ايران و تمام منطقه خليج فارس را تابع خود سازد. منظورم تصرف اين منطقه است.
مجري: فكر نمي كنم كه تصرف امكانپذير باشد.
لئونتيف: تصرف ميتواند به گونههاي مختلف صورت بگيرد، نه تنها به صورت نظامي. نيروهاي آمريكايي در همه كشورها به مقداري مستقر شدهاند كه از توان نظامي هر يك از اين كشورها بيشتر است. به عبارت ديگر،اين كشورها اشغال شدهاند. تمام خليج فارس اشغال شده است و فقط ايران را كم دارند تا آمريكا همه منابع نفت و گاز منطقه را كنترل كند. اين امر براي روسيه بسيار خطرناك است زيرا در اين صورت نقش ما به عنوان قدرت انرژتيك ارزش خود را از دست خواهد داد.
نكته دوم با اوضاع منطقه ارتباط دارد. ايران وضعيت منطقه را تثبيت مي كند. ايران با روسيه هيچ اختلاف نظر جدي ندارد. ما در اكثر زمينهها با ايران اتفاق نظر داريم و اكثر كشورهايي كه شريك نزديك ما هستند، دوستان خوب ايران هم هستند. به عنوان مثال، مي توان به ارمنستان اشاره كرد. ايران مانع از محاصره ارمنستان، متحد ما ميشود.
يك مسأله ديگر، احتمال ايجاد هرج و مرج و بينظمي در منطقه است. آمريكا مي تواند كار را شروع كند ولي آن را به پايان نبرد و از منطقه خارج شود. البته، آمريكا مي تواند تا حدودي اين هرج و مرج را كنترل كند و بعضي عوامل نفوذ خود را در منطقه باقي بگذارد. اين امر براي ما مسأله بزرگي ايجاد خواهد كرد. بنا بر اين، ايالات متحده در صورت افتادن به ورطه جنوب يا به خاطر بحران شديد اقتصادي مي تواند به اين حمله دست بزند.
بحران اقتصادي آمريكا، بحران داخلي نيست زيرا اقتصاد آمريكايي، اقتصاد جهاني است. اقتصاد جهاني از اقتصاد آمريكا جداييناپذير است. كسي كه هزينههاي بودجه آمريكا را ذكر كرده بود، نبايد كسري بودجه اين كشور را فراموش كند. همچنين بدهي جمعي 800 ميليارد دلاري بودجه فدرال قابل ذكر است. بدهي جمعي اقتصاد آمريكا معادل 45 تريليون دلار است. شكاف بزرگي بين تعهدات دولت فدرال و امكانات نظام بازنشستگي آمريكا وجود دارد كه برابر 50 تريليون دلار است. آمريكا تا سال 2008 ورشكست خواهد شد. الآن بدهكار بزرگي است و بعداً ورشكست خواهد شد زيرا نخواهد توانست بدهيهاي خود را بپردازد. اخيراً «بن برنانكه»، شخص نزديك به جرج بوش به رياست سيستم فدرال ذخيره (بانك مركزي) آمريكا منصوب شد. او اولين رئيس اين نهاد است كه غيروابسته نيست و حاضر است دستورات رئيس جمهور را اجرا كند. فكر مي كنم كه در شرايط رياست اين شخص، آمريكا مي تواند ورشكستگي خود را اعلام كند و تعهدات مالي خود را بيارزش سازد. ولي براي اينكه جهانيان به اين كار آمريكا كمتر توجه كنند، واشنگتن بايد در جهان وضعيت بر آشفتهاي ايجاد كند كه در اين صورت كسي به مسايل مالي توجه نخواهد داشت.
برنامه راديو «اکو مسکو»، 14 آوريل 2006