يلنا سوپونينا خبرنگار روزنامه «ورميا نووستي»، در13 مارس 2006 مصاحبه خود با سرگی لاوروف را منتشر کرده است .
سرگي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در اين مصاحبه مواضع روسيه در قبال مسأله پرونده هستهاي ايران را تشريح كرده است. وي همچنين درباره علت سفر وزير امور خارجه سوريه به مسكو و چگونگي روند مذاكرات با ايالات متحده در باره عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني توضيحاتي داده است.
سئوال: شما در جريان سفر اخير خود به ايالات متحده به جرج بوش شطرنج هديه كرديد. آيا اين كنايهاي بود كه رئيس جمهور آمريكا بايد حركتهاي خود را به خصوص نسبت به ايران بهتر بسنجد؟ يعني بايد بداند بعد از حركت اول چكار كند؟
لاوروف: فكر كردم كه كنايه را در سايز شطرنج كشف كردهايد. ولي شما سئوال ديگري كرديد. خير، چنين كنايهاي وجود نداشت. حتي اگر ميخواستيم اين كار را بكنيم، احتياجي نبود زيرا خود جرج بوش ضمن اشاره به طرز رفتار نسبت به ايران گفت كه بايد احتياط به خرج داد و قبل از برداشتن گام اول بايد همه گامهاي ديگر را تا آخر پيشبيني كرد. اين مواضع با سياست روسيه صد در صد مطابقت دارد. خوشحال شدم كه نظر رئيس جمهور ايالات متحده با نقطه نظر ما مطابقت كامل دارد. ما درباره چگونگي طراحي خط جامعه جهاني در مورد ايران صحبت كرديم، چنانچه بخواهيم در اين زمينه تشريك مساعي بكنيم. قبل از آن شركاي غربي ما اين منطق را قبول نداشتند و پيشنهاد مي كردند كه اين مسأله در دستور روز شوراي امنيت سازمان ملل گنجانده شود، سندي تصويب شود تا وضع بعدي روشن شود.
سئوال: آيا مي توان نتيجه گرفت كه جامعه بين المللي نسبت به ايران هيچ راهبردي ندارد؟
لاوروف: خير. ما در زمان اخير درباره همين موضوع بحث مي كنيم. تأكيد ميكنم كه ما مي دانيم چگونه بايد در آژانس رفتار كنيم. ولي نمي دانيم خارج از آژانس بايد چكار كنيم. آژانس، سازمان حرفهاي است كه در ايران فعاليت نسبتاً پيشرفتهاي انجام مي دهد. اين سازمان پرونده عظيم كاملاً حرفهاي را تشكيل داده است كه كارشناسان بر اساس آن مي توانند درباره وجود خطر عدم اشاعه (سلاحهاي هستهاي) بر اثر چگونگي اجراي برنامه هستهاي ايران، نتيجهگيري كنند. آيا اين خطر وجود دارد يا ندارد؟ اين سئوال از همه مهمتر است.
ما مي خواهيم جواب اين سئوال را دريافت كنيم. ما با كساني موافق نيستيم كه به عقيده ما مي خواهند از اوضاع پيرامون ايران براي حل و فصل مسايل سياسي با رژيم حاكم بر تهران استفاده كنند. آژانس پرونده و دانش اندوخته شدهاي دارد و مي داند چه چيزي بايد در آينده روشن شود. اين سئوالات كاملاً مشخص به اطلاع ايران رسيدهاند. ايران از كار روي اين سئوالات امتناع نمي كند كه در اين زمينه همه چيز كمابيش روشن است. ولي راهبرد فعاليت در شوراي امنيت كه تمام كار در زمينه ايران را به انتقال به اين نهاد دعوت مي كنند، وجود ندارد. فقط الآن به تدريج درك و فهم شيوه عمل در شوراي امنيت بروز مي كند. سه كشور اروپايي (آلمان، فرانسه و بريتانيا) پيشنهاد كردهاند در اين هفته مشورتهايي با شركت روسيه، ايالات متحده و چين جهت بررسي اين راهبرد برگزار شود. ما اين مشورتها را مفيد مي دانيم. بسيار مهم است كه محمد البرادعي مدير كل آژانس هم در اين جلسه شركت كند.
سئوال: رايزنيها در وين يا در نيويورك برگزار خواهد شد؟
لاوروف: انتخاب وين منطقيتر است. طرفهاي غربي ميفهمند كه اين مسأله در هر حال نمي تواند بدون آژانس حل شود. ولي آنها مانند سابق يك نوع دوگانگي (فكري) دارند. آنها مي گويند كه كار در شوراي امنيت بايد شروع شود و در آژانس ادامه يابد. ما فعلاً نمي فهميم اين تاكتيك با راهبردي كه هنوز مورد بحث و بررسي قرار نگرفته است، چگونه سازش خواهد كرد. لذا ما بر اولويت هماهنگي خط راهبردي تأكيد مي كنيم.
سئوال: آيا شما در رابطه با پرونده هستهاي ايران سئوالاتي داريد؟ در مورد تأسيسات ايراني در اصفهان، لويزان و نطنز؟ آيا اينكه فقط آمريكاييها سئوالاتي دارند؟ روسيه هم سئوالاتی دارد؟
لاوروف: بله، دارد. ما درباره همه تأسيساتي كه در گزارش مدير كل آژانس برشمرده شدهاند (كه شما هم آنها را ذكر كرديد) سئوال داريم. همه اين تأسيسات مورد توجه دقيق ما قرار ميگيرند و ما مي خواهيم امكان ديدن و دانستن تحولات در داخل آنها را حفظ كنيم. اين امكان از طريق ادامه كار آژانس در ايران حاصل ميشود زيرا بازرسان آژانس به صورت دائمي نظارت مي كنند. متأسفانه، ايران به يك سري گامهاي شديد متوسل شده و از جمله از اجراي داوطلبانه ترتيبات پروتكل الحاقي موافقتنامه پادمانهاي آژانس خارج شد. ايران از نظر حقوقي از چيزي تخلف نكرد زيرا ايران اين سند را امضا كرده ولي تصويب نكرده بود ولي ما اين اقدام را از نظر سياسي اشتباه مي دانيم (ايران در نوامبر سال 2003 پروتكل الحاقي را امضا كرد –«ورميا نووستي»). ما از ايران دعوت ميكنيم نه فقط به رعايت پروتكل الحاقي برگردد بلكه آن را از تصويب پارلماني بگذراند و اين تعهدات را بر مبناي حقوقي استوار كند.
سئوال: اگر ما از ايران سئوال داريم، پس ما هم سوءظن داریم كه ايرانيان سلاح هستهاي ميسازند؟ آيا مي توان موضوع را اينطور مطرح كرد؟
لاوروف: ما درباره كارهاي ايران در سالهايي كه محتواي برنامه هستهاي خود را اعلام نمي كرد، اطمينان نداريم. عناصر كشف شده اين برنامه براي ايجاد چرخه كامل سوخت هستهاي اهميت مستقيم دارند. منظورم غنيسازي اورانيوم، راكتور آب سنگين و فنآوريهاي پلوتونيومي هستند. اين كار ضد قانوني نيست زيرا از همه اين وسايل مي توان براي توليد سوخت نيروگاه اتمي استفاده كرد. ولي با استفاده از اين امكانات مي توان اورانيوم كلاهك رزمي را نيز توليد كرد. هيچ دليلي مستند نظامي كردن برنامه اتمي يا وجود اين گونه تمايلات در دست نيست. ولي اطميناني نميست كه چنين واقعياتي وجود نداشته باشند. آژانس طبق اعتبارنامه خود بايد همه جنبههاي فعاليت هستهاي ايران را روشن كند. در گزارشي كه منبع در اجلاس اخير شوراي حكام ارائه داد، آمده است كه فعلاً نمي توان به طور تصميم شده گفت كه جنبه نظامي وجود ندارد. ولي دليلي براي تأكيد بر موجوديت جنبه نظامي هم وجود ندارد. به همين دليل ما تأكيد مي كنيم كه آژانس به كار حرفهاي خود ادامه دهد. ولي گاهي شركاي غربي ما پيشنهاد مي كنند كه منطق رفتار اينطور باشد: حالا كه وضع روشن نيست، بايد فشار را شدت بخشيم و تحريم اعلام كنيم.
سئوال: يعني اول دعوا را شروع كنيم تا ببينيم چه بشود. اگر به موضوع شطرنج برگرديم، شما خودتان مرا به ياد اصل «مبادله» انداختيد.
لاوروف: وقتي شما به اين موضوع اشاره كرديد، منظورتان را حدس زدم.
سئوال: شايعاتي پخش شد كه گويا روسيه حاضر است مسأله ايران را با موافقت آمريكا با عضويت ما در سازمان تجارت جهاني مبادله كند.
لاوروف: ما چيزي را كه بر حق مال ماست، با هيچ چيزي مبادله نخواهيم كرد. اگر به زبان امروزي صحبت كنيم، موافقت آمريكا با عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني، بدهي مشخص و انكارناپذير آمريكاست و اصلاحيه جكسون-ونيك نيز همينطور. وضعيت ناپسندي ايجاد ميشود كه محدودياتي كه اصلاحيه جكسون-ونيك معرفي كرد، در شرايط جديد تاريخي اعمال ميشود كه علت معرفي اين محدوديات از بين رفته است. در زمينه اوكراين همه تصميمات فوراً گرفته شدند. مشكل بتوان از اين نتيجهگيري اجتناب كرد كه اين تصميم با انتخابات قريب الوقوع در اوكراين (26 مارس – روزنامه «ورميا نووستي») ارتباط دارد. ولي مبادله كردن چيزي با سازمان تجارت جهاني و به خصوص ايران؟ حتي چنين فكري وجود ندارد. شركاي ما موظف هستند مسايل سازمان تجارت جهاني را بر اساس قواعدي حل كنند كه براي پذيرش اعضاي جديد وجود دارند. ما حاضريم اين قواعد را اجرا كرده و حتي كاري بيش از حد لازم انجام دهيم. ولي از ما مي خواهند كه شرايط مكمل عضويت را رعايت كنيم. آمريكاييها هر دفعه بر مسايلي پافشاري مي كنند كه ما به ظاهر اصولاً تنظيم كردهايم. ازجمله در زمينه افتتاح شعبههاي مستقيم بانكهاي خارجي در روسيه. بانكداران آمريكايي از شرايطي كه ما پيشنهاد ميكنيم، راضي هستند كه رؤساي «سيتي بانك» و كرپراسيونهاي بانكي بزرگ ديگر ايالات متحده اين را به ما گفتهاند. بانكداران راضي هستند ولي دولت چيز بيشتري ميخواهد ولو اينكه بايستي به فكر بانكداران خود باشد.
اين امر باعث نگراني ميشود كه من به سفارش رئيس جمهور روسيه، در اين مورد با جرج بوش صحبت كردم. او در حضور من دستور داد كه اين مسأله روشن شود و هر ده روزي يك بار به او گزارشي در اين مورد داده شود. ولي ما نمي توانيم از جنبه سياسي مواضع مذاكره كنندگان آمريكايي غافل بمانيم. شما در رابطه با اصل «مبادله» ايران را ذكر كرديد. ولي مبادله چطور مي تواند صورت بگيرد؟ مثلاً به اين صورت كه ما عضو سازمان تجارت جهاني شويم و بعد از آن به آمريكاييها اجازه دهيم ايران را بمباران كنيم؟ منظورتان همين است؟
سئوال: ظاهراً همينطور است.
لاوروف: خير، مبادلات تنها در صورت وجود منافع متقابل عيني امكان پذير هستند. آنگاه شما مي توانيم چيزي را با شركاي خود مبادله كنيد كه به شما لطمه نميزند. يعني چيزي مي دهيد يا به چيزي رضايت مي دهيد كه با منافع شما مغايرت ندارد. تشديد اوضاع پيرامون ايران مستقيماً با منافع ما مغايرت دارد. ايران به منطقه و مرزهاي ما نزديك است و ما آغاز عمليات جنگي را غير قابل قبول مي دانيم. ما در زمينه ايران هيچ مبادلهاي انجام نمي دهيم. ما درباره ايران و رفتار بعدي خود تبادل نظر به عمل ميآوريم. راهبردي طراحي ميكنيم كه امكان اجتناب از منفجر كردن اوضاع، منزوي كردن ايران و به بنبست انداختن اين كشور را بدهد. كسي كه در بنبست قرار بگيرد، رفتارش مي تواند غيرمعقولانه باشد. اگر ماگاته كار خود را در ايران قطع كند، ما امكان درك اوضاع اين كشور را از دست خواهيم داد. ما مي خواهيم از اين امر اجتناب كنيم. همزمان دلمان ميخواهد كه ايران از گامهاي غيرمعقولانه نسبت به ماگاته دست بكشد. منظورم پروتكل الحاقي و از سر گيري تعليق همه فعاليتها در زمينه غنيسازي اورانيوم در طور مدت روشن كردن مسايل برنامه هستهاي است. به عبارت ديگر، اين دو مسأله داراي ارزش مطلق خاص خود هستند. هر يك از آنها با منافع ملي ما در ارتباط است.
سئوال: شما روز دوشنبه با وليد معلم وزير امور خارجه سوريه مذاكراتي خواهيد داشت. هدف سفر وي به مسكو چيست؟
لاوروف: وي قبلاً به عنوان معاون وزير به مسكو آمده بود و ما در نيويورك ملاقات داشتيم. اين يك عرف عادي است. هنگامي كه در كشورهايي كه ما با آنها روابط منظم و نزديكي داريم، وزير جديد امور خارجه منصوب ميشود، ما او را دعوت ميكنيم. من به سوريه سفر كردم و حالا نوبت طرف سوريه است. ما بدون شك درباره همكاري سوريه با شوراي امنيت سازمان ملل متحد و كميسيون بين المللي به رياست سرژ برامرتس در زمينه تحقيق در قتل رفيق حريري صحبت خواهيم كرد. همه جنبههاي روابط روسي-سوري نيز مورد بحث و بررسي قرار خواهند گرفت.
سئوال: آيا خطر تحريم سوريه رفع شده است؟
لاوروف: ما فعلاً براي بحث در اين مورد دليلي نميبينيم. تحقيقات در جريان است و سوريه همكاري مي كند. ما همكاري كامل سوريه را تشويق خواهيم كرد. در آينده نيز دليلي براي تحريم نميبينيم.
همگامي كه مقامات آمريكايي در واشنگتن به موضوع سوريه و لبنان اشاره كردند، سئوال كردم كه آيا در زمينه اتهامات گذشته مبني بر استفاده از خاك سوريه براي انتقال شبه نظاميان به عراق پيشرفتي حاصل شده است. همصحبتان آمريكايي جواب دادند كه تحولات مثبتي مشاهده ميشود. ما در آينده نيز رياست سوريه را تشويق خواهيم كرد كه به جلوگيري از استفاده از سرزمين خود توسط نيروهايي كه مي خواهند در كشورهاي همسايه كار ناباب انجام دهند، توجه بيشتري بكنند.