روسیران- شنبه بیست و چهار دی مایکل مک فال، به عنوان چهارمین سفیر آمریکا در روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی وارد مسکو شد. ۱۴ سپتامبر، مایکل مک فال، مدیر امور روسیه و اوراسیای شورای امنیت ملی آمریکا و دستیار ویژه رئیس جمهوری آمریکا در مسائل امنیت ملی از سوی باراک اوباما به عنوان سفیر جدید آمریکا در روسیه به کنگره معرفی شد. وی معمار سیاست نوسازی روابط روسیه و آمریکا موسوم به «ری ست» لقب گرفته و مدت ها مشاور اوباما در امور روسیه بوده است.
مک فال در مسکو به جای جان بایرلی، می نشیند که ماموریت چهار ساله بسیار دشوار و متناقضی را در کسوت سفیر آمریکا در روسیه تجربه کرد. بایرلی در دوره تیرگی روابط روسیه و آمریکا در اواخر دوره ریاست جمهوری بوش پسر ماموریت خود را در مسکو آغاز کرد و سپس در اوایل ریاست جمهوری اوباما تجدید روابط سیاسی دو کشور رخ داد که این وضعیت نیز از نیمه دوم سال ۲۰۱۱ جای خود را به دور جدیدی از تنش ها در روابط مسکو و واشنگتن داد.
مایکل مک فال ۴۷ ساله، دیپلماتی باسابقه نیست و تجربه خدمت دیپلماتیک را ندارد. او فردی آکادمیک است که در دانشگاههای استنفورد و آکسفورد تحصیل کرده است. در جوانی (در سال ۱۹۸۳)، مک فال برای اولین بار به روسیه سفر کرد و از آن زمان، مرتب از روسیه دیدار میکند. در سالهای ۱۹۹۵-۱۹۹۳ او ریاست مرکز کارنگی در مسکو را بر عهده داشت و ارتباطات وسیعی را در مسکو دارا است. وی برجستهترین کارشناس آمریکایی در زمینه روسیه محسوب میشود. او استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد و همکار انستیتو هوور، نویسنده و ویراستار بیش از ۲۰ کتاب در خصوص ساختار دولتی دموکراتیک است.
با آمدن باراک اوباما به کاخ سفید، مک فال یکی از چهرههای کلیدی نهاد ریاستجمهوری شد. او معمار سیاست «reset» روابط مسکو- واشنگتن و طرفدار سرسخت سیاست اوباما محسوب میشود.
مایکل مک فال در گروه به اصطلاح «عقابهای لیبرال»، نمایندگان حزب دموکراتیک آمریکا که حول انستیتو سیاستهای مترقی شورای رهبری حزب جمعشدهاند، قرار دارد. اما خود تاکید میکند که نقطه نظرات او با مواضع نئومحافظهکاران به شدت تفاوت دارد. وی میگوید: «آنها معتقدند که منابع را باید به پنتاگون تزریق کرد، اما من معتقدم که منابع را باید به دانشگاهها تزریق کرد و جوانان روسیه، عربستان و یا ایران را به دانشگاهها دعوت کرد، چرا که این کار موثرتر از صادر کردن دموکراسی است.»
اصول اساسی راهبرد سیاست خارجی مک فال، در مقالهاش با عنوان «دکترین آزادی» که در سال ۲۰۰۲ منتشر شده، بیان شده است. در مقاله مذکور او مینویسد که باید از مرکزیت دولتی در سیاست خارجی آمریکا صرف نظر کرد، چرا که از این پس، این حوزه نه تنها حوزه تقابل دولتها، بلکه تقابل ایدهها، رژیمها، جنبشها و اشخاص خواهد بود. آمریکا در این سیستم نه به عنوان دولت، بلکه به عنوان یک قطب آزادی مطرح میشود که دوستان آن در همه جا وجود دارند.
مک فال در کارهای خود، دعوت به ترکیب عملیاتهای نظامی برای تغییر رژیمهای غیر دموکراتیک با سیاست نرم پیشبرد دموکراسی در خارج از مرزها میکند و اولویت را به دومین گزینه میدهد. در این ضمن، لازم است به استراتژیهای سابجکتهای غیر دولتی و استراتژیهای شبکهای توجه کرد.
تقریبا، تمامی کارهای علمی منتشر شده مک فال در ده سال اخیر، به روسیه و سیاست آمریکا در قبال آن اختصاص داشته است که در اکثر آنها مک فال از «رژیم پوتینی» انتقاد کرده است. در همان آغاز ریاستجمهوری پوتین، مک فال در مقاله «یک گام به جلو، دو گام به عقب» (سال ۲۰۰۰) اظهار داشت که پوتین ممکن است «میلوشویچ روسیه» شود. در سال ۲۰۰۵ مک فال مقالهای را برای مجله Weekly Standart تحت عنوان «روح خودکامه پوتین» نوشت. وی در ژانویه ۲۰۰۸ در مقاله «افسانه مدل استبدادی» به شدت از پوتین و عمود حکومتی ساخته شده توسط او انتقاد کرد. مک فال این وضعیت را مانع «پیشرفت دموکراسی» در روسیه میدانست و «مدل حاکمیت پوتین» را غیرموثر میخواند.
مک فال که پوتین و مدل سیاسی ایجاد شده توسط او را قبول ندارد، مستقیما با به اصطلاح جامعه شهروندی روسیه ارتباطاتی دارد. در ژوئن ۲۰۰۹، با تصمیم مشترک روسای جمهور روسیه و آمریکا، گروه کاری مک فال- سورکوف در زمینه مسائل جامعه شهروندی ایجاد شد که به لطف آن، دستیار اوباما امکان نفوذ بیواسطه بر سیاست داخلی روسیه را پیدا کرد. در شرایط امروز، سران آمریکا حضور دائمی مک فال در مسکو را ضروری میدانند. به نظر میآید که این انتصاب جدید برای تسریع روند «دمونتاژ مدل سیاسی پوتین» انجام گرفته است؛ چیزی که «شرکای غربی» روسیه، مدتهاست که آرزوی آن را دارند.
در سپتامبر ۲۰۰۸، بعد از اتفاقات جنگ روسیه- گرجستان، زمانی که برای واشنگتن روشن شد که برای فشار موثر بر روسیه، استفاده از ساختارهای شبکهای قدرتمندی که ریشه محلی دارند، ضروری است، مک فال گزارش خود با عنوان «روابط روسیه- آمریکا بعد از بحران گرجستان» را در کنگره قرائت کرد. در این گزارش، مک فال استراتژی جدید همکاری متقابل آمریکا و روسیه را پیشنهاد داد: این پیشنهاد شامل «وارد کردن فشار بر روسیه بدون استفاده از زور و تهدید و استفاده از همه ابزارهای نفوذ بدون استفاده از زور است». به اعتقاد مک فال، مهمترین چیز در تحقق استراتژی جدید آمریکا در خصوص روسیه، حمایت جهانی از اشخاص، گروهها، اتحادیههای اجتماعی، مراکز علمی و تحلیلی و کارمندان دولتی است که بر مدنیزهسازی سیستم اقتصادی و سیاسی در روسیه تاکید دارند.
به بیان دیگر، مایکل مک فال نه تنها دشمن رهبر روسیه است، بلکه طرفدار ایجاد تنش میان عوامل بانفوذ و اشخاصی که از لحاظ روانی طرفدار و عامل غرب محسوب میشوند، محسوب میشود. ارتباطات گسترده او در روسیه که در طی سالهای ریاست بر مرکز کارنگی در مسکو به دست آمده است، به او امکان موفقیت در این جهت را میدهد.
مک فال که طرفدار «ساختار دولتی دموکراتیک» است، خود را به عنوان «طرفدار مبارزه سخت با فساد در ساختارهای دولتی» مطرح میکند و از آنجا که فساد، «پاشنه آشیل» دولت روسیه است، دقیقا تحت همین شعار، به نظر میآید که در آینده نزدیک عملیاتهای رسانهای بزرگ علیه روسیه انجام خواهد شد.
بر طبق برخی اطلاعات، مک فال تجربه عملی دمونتاژ موفقیتآمیز ساختارهای دولتی پایدار را داشته است: او در گروه مشاوران اوباما در طراحی خط استراتژی آمریکا در حوادث «بهار عربی» قرار داشت.
با تحلیل علل انتصاب مک فال، باید به نقش وی در انعقاد موفقیتآمیز قرارداد جدید استارت توجه کرد که مک فال یکی از مولفان متن این قرارداد بود. این قرارداد دارای پارامترهای پنهانی است که قادر به بیثبات کردن تاثیر امکانات استراتژیکی روسیه است. در حال حاضر، آمریکا مرحله جدیدی از حملات رسانهای خود را در خصوص خلع سلاح اتمی روسیه در حوزه تسلیحات اتمی تاکتیکی به راه انداخته است. بعد از گذشت ۱۰ روز از روند تبادل اسناد به تصویب رسیده، یکی از پارامترهای مخفی قرارداد کاهش تسلیحات تهاجمی شروع به کار کرد. بر اساس اصلاحیه ۴/S.AMDN.4908 پذیرش اسناد به تصویب رسیده (و از همین زمان، پیمان استارت جدید به صورت کامل معتبر میشود) باید پس از موافقت طرف روسی برای مذاکرات در خصوص مسئله به اصطلاح از بین بردن نقض توازن در سلاح اتمی تاکتیکی روسیه و آمریکا، انجام گیرد (بخوانید: موافقت با کاهش تسلیحات اتمی تاکتیکی روسیه!). در فوریه ۲۰۱۱، اوباما در نامهای به برخی از سناتورهای کلیدی، از آغاز مذاکرات با روسیه در جهت از بین بردن عدم توازن میان تسلیحات تهاجمی تاکتیکی روسیه و آمریکا در آینده نزدیک خبر داد.
کاملا روشن است که یکی از ماموریتهای اساسی مک فال در مسکو، سازماندهی روند کاهش تسلیحات اتمی تاکتیکی روسیه با تکیه بر حمایت «اشخاص، گروهها، اتحادیههای اجتماعی، مراکز علمی، تحلیلی و کارمندان دولتی» است. این موضوع برای آمریکا از اهمیت بالایی برخوردار است. نقش روسیه بعد از فروپاشی شوروی به عنوان فروشنده مواد خام انرژی برای کشورهای پیشرفته مشخص شده است و کشورهای غربی نمیخواهند که روسیه جایگاه ژئوپولیتیکی بالایی داشته باشد و دارای تسلیحات اتمی تاکتیکی نیز باشد. در شرایط تغییرات فراگیر در نظام جهانی، غرب نمیتواند نسبت به امکانات اتمی «قدرتهای انرژی» بیتفاوت باشد؛ مخصوصا در صورتی که این قدرتها دارای پتانسیل ژئوپولیتیکی بالایی نیز باشند.
نتیجه گیری
با توجه به تشدید تنش ها در روابط روسیه و آمریکا بر سر بی توجهی کامل واشنگتن به منافع مسکو در اجرای طرح سپر دفاع موشکی و نیز آشکار شدن دست های پنهان غرب به سرکردرگی آمریکا در ا عتراض های انتخاباتی مسکو پیش بینی می کنند که مک فال ماموریت دشورای را در پیش رو داشته باشد.
پیروزی پوتین در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری برای روابط دو کشور تبعات سنگینی را به دنبال خواهد داشت و اوباما مجبور خواهد بود تحت فشار جمهوری خواهان سیاست خود را در قبال روسیه سخت تر کند. از این دیدگاه، در این شرایط ماموریت مایکل مک فال در مقام سفیر آمریکا در روسیه با دشواری های پیچیده ای همراه خواهد بود و وی نیز همانند سلف خود در این مقام فراز و نشیب های سختی را در ماموریت مسکو تجربه خواهد کرد.
پایگاه خبری- تحلیلی «روسیران»، ۲۷ دی ۹۰
مطالب مرتبط
۳۰ بهمن ۱۳۹۰: روابط تجاری روسیه و آمریکا در سال 2011
۲۱ دی ۱۳۹۰: همکاری روسیه و آمریکا در حوزه آسیا و اقیانوس آرام
۱۲ دی ۱۳۹۰: روسیه در سال 2011 – از انتظارها تا واقعیت
۲۸ آذر ۱۳۹۰: کارشناس ارشد روس: زمان تجدیدنظر در روابط با آمریکا فرا رسیده است.
۲۶ آذر ۱۳۹۰: آمریکا و انتخابات دومای روسیه؛ مواضع و منافع

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.