روسیران- اگر چه روسیه و اروپا چالشهای مهمی در روابط خارجی خود دارند، ولی به خاطر چند عامل اساسی در روابط خارجی خود، همسایگان استراتژیکی برای یکدیگر محسوب میشوند. یکی از عوامل مهمی که در روابط خارجی این کشورها از اهمیت اساسی برخوردار است، فاکتور انرژی است. صدور انرژی نقش قابل توجهی را در روابط روسیه با غرب و به خصوص با اروپا بازی میکند. به نظر میرسد که این تنها حوزه ای است که روسیه در آن قدرت خود را در برابر غرب حفظ کرده و از این اهرم، هم در راستای اهداف سیاسی و هم در راستای اهداف اقتصادی استفاده میکند.
در حال حاضر، کشورهای اروپایی هم به گاز روسیه و هم به خطوط لوله انتقال گاز روسیه که گاز کشورهای آذربایجان و ترکمنستان از طریق این خطوط روانه بازار اروپا میشود، وابسته هستند. البته، اروپا به خصوص بعد از اختلال در صادرات گاز در اوایل سال ۲۰۰۹ به روشنی پی برده است که روسیه شریکی مطمئنی نیست. به همین خاطر، کشورهای اروپایی در صدد تنوعبخشی به منابع تامین انرژی خود هستند. مطرح شدن کریدور جنوبی و خط لوله ناباکو نیز در این راستا است. ولی کریدور جنوبی به دلیل نداشتن توجیه اقتصادی به خصوص در حوزه دریای سیاه فعلا مسکوت مانده است. از طرف دیگر، روسیه با غرب بر سر حوزه نفوذ خود در اروپای شرقی و جمهوریهای سابق اتحاد جماهیر شوروی، و گسترش ناتو به شرق تضاد منافع دارد و با هر اهرمی که بتواند در پی تجدید نظر در نظم حاکم بر این جمهوریها در راستای منافع خود است. در همین رابطه، یوشکا فیشر، وزیر خارجه سابق آلمان در مقاله ای با عنوان «بازی بزرگ روسیه با گاز» که در روزنامه «دیلی استار» منتشر شد، به بررسی این چالش پرداخته است.
فیشر می نویسد: تا زمانی که اقتصاد و جامعه روسیه بازسازی نشده، روسیه باید از ادعاهای خود مبنی بر قدرت جهانی بودن در قرن ۲۱ صرف نظر کند و همچنان پشت سر قدرتهای بزرگ فعلی و نوظهور باقی بماند. این یک مساله واضحی است که روسیه برای نوسازی و بازسازی اقتصاد خود به کمک نیاز دارد. زیرا جامعه و اقتصاد روسیه کوچکتر از آن است که بتواند با اتکا به خودش نقش مهمی را در نظم جدید جهانی در حال ظهور بازی کند. سلاحهای هستهای استراتژیک روسیه هم برای تضمین جایگاه روسیه در میان قدرتهای برتر طراز اول جهانی کافی نیست.
اما روسیه به کجا و کدامین سو میتواند روی آورد؟ به سوی آسیای شرقی؟ یا به جنوب و جهان اسلام؟ هیچ یک از اینها گزینه نمیتوانند به صورت جدی مطرح باشند. در چنین شرایط و اوضاعی روسیه فقط می تواند به غرب و به خصوص به اروپا روی آورد.
از طرف دیگر نقش روسیه در منطقه پساشوروی برای اروپا از اهمیت حیاتی و استراتژیک برخوردار است. حتی یک تجدید نظر جزئی در نظم پساشوروی در جهت افزایش نفوذ روسیه در جمهوریها و اقمار شوروی سابق، به شدت سیاستهای امنیتی و استراتژیک غرب را تحت تاثیر قرار می دهد.
فیشر میافزاید: هر دو طرف ادعا میکنند که خواهان بهبودی روابط دو جانبه هستند. اما شکی نیست که هر دو طرف با شرایط مشابه و از یک چشم انداز به روابط دو جانبه نگاه نمیکنند. به نظر می رسد در ورای شعارهای دوستانه و صمیمی، تفاوتها و اختلافنظرهای عمیقی نهفته است .
به عنوان نمونه، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری سابق و نخست وزیر فعلی روسیه چند سال پیش اعلام کرد که بزرگترین فاجعه قرن بیستم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بود. این فقط حرف پوتین نیست، بلکه نظر اکثریت قریب به اتفاق نخبگان سیاسی روسیه است. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق اروپایی ها هم از فروپاشی شوروی خرسند هستند و به روز فروپاشی شوروی به عنوان روز جشن نگاه میکنند.
فیشر در ادامه تاکید میکند: در واقع، روسیه امروزی آشکارا به دنبال تغییر دادن وضعیت منطقه پساشوروری به منظور کاستن از نفوذ اروپا در منطقه است. البته این سیاست بعد از سالهای ۱۹۹۰- ۱۹۸۹ شروع شده است. در حالی که در طرف مقابل، کشورهای اروپایی خواهان حفظ وضع موجود به هر قیمتی هستند. تا زمانی که مسکو این تفاوتهای بنیادین و یک برداشت درست از این تفاوتها را درک نکند، اروپا درهای فرصتها را به روی روسیه باز نخواهد کرد . نگاه روسیه به اروپا همیشه توام با بی اعتمادی بوده است. اما با این حال این وضعیت مانع همکاریهای عملگرایانه روسیه و اروپا در زمینه های متعدد نشده است.
در حال حاضر، روسیه، تنها به عنوان صادر کننده انرژی و دیگر منابع طبیعی قدرت خودش را حفظ کرده است. بنا بر این، جای تعجب نیست که پوتین در صدد استفاده از این اهرم برای بازسازی قدرت روسیه و تجدید نظر در نظم منطقه پساشوروری است. در این زمینه صادرات گاز طبیعی به اروپا نقش حیاتی را بازی می کند. زیرا روسیه در بازار گاز بر خلاف بازار نفت از موقعیت چانهزنی خیلی قوی برخوردار است. حتی مهمتر از آن همسایگان نزدیک روسیه مثل اوکراین و بلاروس کاملا به صادرات گاز روسیه وابسته هستند و آذربایجان و ترکمنستان هم برای صادرات گازشان به خارج به سیستم خطوط لوله روسیه وابستهاند.
مطمئنا، هدف روسیه از سیاستها و بازیهای گازی (gas game) در وهله اول، رسیدن به منافع اقتصادی خودش است؛ حتی زمانی که قیمت گاز سیر نزولی داشته باشد. در وهله دوم، مسکو در صدد گسترش نقش خود در بازار گاز اروپا و تشدید وابستگی اروپا به صادرات گاز خود است. اما تشدید وابستگی اروپا به روسیه بعید به نظر میرسد. زیرا اختلال در صادرات گاز روسیه در ژانویه ۲۰۰۹، برای اروپا روشن ساخت که وضعیت صادرات گاز روسیه به اروپا، هر چند که قیمتش هم پرداخت شده باشد، مطمئن و قابل اتکا نیست. به همین دلیل متنوع کردن منابع تامین گاز مصرفی بعد از آن جزئی از سیاستهای اروپا شد. از جمله در درجه اول پروژه خط لوله ناباکو که بین دریای خزر، آسیای مرکزی، شمال عراق، و اروپا کریدور جنوبی برای انتقال گاز را باز میکند. این خط لوله که از طریق ترکیه به اروپا میرود، هم از وابستگی کشورهای صادر کننده گاز حوزه دریای خزر به خطوط لوله روسیه و هم از وابستگی کشورهای جدید جنوب شرق اروپا به صادرات گاز روسیه میکاهد. بنا بر این، نباید از تلاشهای مسکو برای جلوگیری از اجرایی شدن خط لوله ناباکو تعجب کرد.
در نتیجه، اروپا جهت کاهش وابستگی خود به صادرات گاز روسیه همزمان در حال پیگیری دو راهبرد کلان است:
- تنوع بخشی به منابع واردات گاز مایع به اروپا
- آزادسازی بازار گاز اروپا و گذار از توافقات بلند مدت برای تامین گاز .
با این وجود، هدف اصلی روسیه از برنامه های گازی خود سیاسی است و نه اقتصادی؛ یعنی از این طریق به دنبال تجدید نظر در نظم منطقه پساشوروی و افزایش نفوذ خود است. البته، این تلاش روسیه بیشتر به اوکراین مربوط میشود تا اروپا. میکولا آزاروف، نخست وزیر جدید اوکراین زمانی که پوتین در کنفرانس مطبوعاتی مشترک پیشنهاد ادغام شرکتهای گاز روسیه و اوکراین را داد، متعجب شد. بر خلاف دولت اوکراین که با گسترش ناوگان نظامی روسیه در دریای سیاه موافقت کرد، تصمیمگیری در این خصوص در پارلمان اوکراین به درگیری و خشونت کشیده شد. این به معنی اعتراض به وضع موجود و خواست عمومی برای تجدید نظر در آن است.
روسیه در صدد است از طریق خط لوله «جریان شمالی» (نورث استریم) در بالتیک ارتباط گازی مستقیم بین خود و اروپا جهت تضعیف طرح خط لوله ناباکو ایجاد کند. هزینههای زیاد خط لوله «جریان جنوبی» در دریای سیاه این اقدام روسیه را تقویت میکند. هدف اصلی روسیه تحت فشار قراردادن اوکراین و نیز، آذربایجان و ترکمنستان است که در صدد صادرات گاز خود به اروپا بدون وابستگی به روسیه هستند. به نظر میرسد کریدور جنوبی به خاطر نداشتن توجیه اقتصادی کنار گذاشته شده است و این به معنای رسیدن روسیه به یکی از اهدافش است.
فیشر در پایان مینویسد: اروپا و آمریکا به روشنی به این مساله پی بردهاند که تامین منابع انرژی یکی از چالشهای اصلی است که با آن مواجه هستند. بنا بر این، در حال حاضر باید از کسانی که در اوکراین به آینده اروپایی برای کشورشان و باز شدن کریدور جنوبی از طریق خط لوله ناباکو و تسریع گسترش یک بازار انرژی اروپا می اندیشند، حمایت شود. تنها اتخاذ سیاستهای قاطع از سوی اروپا می تواند روابط با روسیه را بهبود ببخشد، زیرا سیاستهای اروپا هم روشن است و هم قابل پیشبینی.
ترجمه: جعفر خاشع
پایگاه خبری- تحلیلی «روسیران»، ۱ شهریور ۸۹
مطالب مرتبط
۲۹ مهر ۱۳۸۹: مدودف: غربیها به روسیه همانند کشوری مستبد مینگرند
۲۵ آذر ۱۳۹۰: كمك 20 میلیارد دلاری روسیه به اروپا
۲۲ آذر ۱۳۹۰: انتقاد لاوروف از غرب
۱۹ شهریور ۱۳۹۰: روسیه: گاز اروپا را تضمین می كنیم
۵ شهریور ۱۳۹۰: تحول در سیاست خارجی روسیه: کرملین در تکاپوی نقشی مستقل

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.