روسیران- تغییر استراتژی مسکو در قبال موضوع هسته ای ایران و نزدیکتر شدن روسیه به غرب موضوع داغ چند ماه اخیر رسانه های خبری بوده است. به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، این تغییر استراتژی مسکو در قبال ایران، به دلیل نیاز اقتصادی روسیه برای بازسازی ساختارهای اقتصادی خود و احیا مجدد وجهه از دست رفته خود و نیز پاسخ متقابلی به امتیازاتی است که از غرب دریافت کرده است. در عین حال، برخی نیز معتقدند که بین تهران و مسکو مجموعه ای از روابط تجاری مسلم و محرز وجود دارد که این همکاریها برای شرکتهای روسی و بخشهایی از اقتصاد روسیه، به خصوص برای صنایع نظامی آن حیاتی است و به همین خاطر روسیه حاضر نمیشود که منافع بلند مدت خود را فدای وعده وعیدهای نامعلوم غرب کند. این کارشناسان، امضا سند «نقشه راه» برای همکاریهای ۳۰ ساله در حوزه انرژی، مخالفت روسیه با اقدامات یکجانبه غرب علیه ایران و عدم فسخ قرارداد فروش اس- ۳۰۰ به ایران را شاهدی بر این مدعا میدانند. در همین رابطه نیکولاس گوسدف(Nikolas K. Gvosdev)، استاد دانشگاه جرج تاون، عضو کالج جنگ نیروى دریایى آمریکا و سردبیر مجله اینترنتی «نشنال اینترست»(منافع ملی) وابسته به مرکز نیکسون، طی مقاله ای که در مجله اینترنتی «نشنال اینترست» منتشر شد، به بررسی سیاست دو پهلوی روسیه در قبال غرب و ایران می پردازد.
نیکولاس می نویسد: ماه گذشته رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد که سیاست خارجی روسیه دربرابر ایران دچار اسکیزوفرنی شده است. ولی من معتقدم که سیاست خارجی روسیه در قبال ایران را نمی توان اسکیزوفرنی خواند. رویکرد سیاست خارجی روسیه در برابر غرب و ایران بیشتر بازتابی از این واقعیت است که سیاست خارجی روسیه یک بعدی نیست. بلکه چند بعدی و چند لایه است. این مساله ریشه در تاریخ روسیه دارد و در مورد سیاست داخلی روسیه نیز صادق است. برای مثال، در روسیه تزاری از طرفی تزار قدرت مطلق و برتر بود و از طرفی دیگر، او در تصمیم گیریها باید نظر مراکز قدرت در داخل روسیه را جلب میکرد. حتی در دوران حاضر نیز با اینکه به نظر می رسد رویه حکومت روسیه بیشتر استبدادی است تا دموکراتیک، ولی همزمان ما شاهد این هستیم که حکومت روسیه در زمان تصمیم گیری به صورت پلورالیستی عمل میکند.
ایگن اسچیلر، دیپلمات آمریکایی در قرن نوزدهم در مورد روسیه می نویسد: «هر وزیر مستقل از وزرای دیگر بود و تنها در برابر تزار مسئولیت داشت….. هیات وزیران نمی توانستند مستقلا سیاست واحدی را اتخاذ کنند. همچنین، نمیتوانستند در مورد مسائل سیاسی و جزئیات با هم بحث و گفتگو کنند. از طرفی حل هر مسئله ای وابسته به حضور دو یا سه وزیر بود…..». در نظام فعلی روسیه نیز طبق قانون اساسی رئیس جمهوری عالیترین مقام در هرم سیاستگذاری است. اما این اختیارات موجب مستبد شدن رئیس جمهوری نشده، بلکه رئیس جمهوری اغلب مجبور است از اختیارات خود برای برای برقراری موازنه بین منافع مختلف و گاه متضاد گروهای سیاسی فعال استفاده کند.
بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۸ ظهور دو مرکز قدرت تقریبا برابر (دیمتری مدودف، رئیس جمهوری و ولادیمیر پوتین، نخست وزیر) در روسیه وضعیت مبهمی را به وجود آورده است. همانطور که دیمتری سیمز و پل ساندز اشاره کردند، هم پوتین و هم مدودف به طور مداوم فراتر از اختیارات قانونی خود عمل می کنند. به عنوان مثال، مدودف هیات وزیران را که به پوتین در مورد مسئله دستورالعمل اقتصادی گزارش داده بودند احضار کرد. همچنین، پوتین نیز اغلب نقش قابل توجهی در مورد مسائل امنیتی و سیاست خارجی ایفا می کند. کریل راگوف، کارشناس سیاسی در تحلیل وضعیت فعلی روسیه به روزنامه روسی «نوایا گازیه تا» گفت که روسیه با فقدان دولت مواجه نیست، بلکه در روسیه ما شاهد وجود حداقل سه دولت هستیم. گروهای مختلف در روسیه با پایه های قدرت سازمانی متفاوت ایفای نقش میکنند.
بنابر این، در مرکز قدرت، پوتین و مدودف باید رویکردی را اتخاذ کنند که پاسخگوی نیازها و در عین حال نگرانی ها بلوک های مختلف قدرت باشد. ولی در عین حال به منظور اجتناب از هر نوع رقابت مخرب و همچنین، برای حفظ یکپارچگی در ساختار قدرت حاکم بازیگران دگراندیش معمولا از دور خارج میشوند.
اما در مورد ایران بازیگران مختلفی با دیدگاه های متفاوت در عرصه تصمیم سازی روسیه تاثیر گذارند. نوگراها، «یعنی کسانی که معتقدند روسیه برای توسعه بخش اقتصادی و اجتماعی خود به سرمایه گذاری و تکنولوژی غرب نیاز دارد»، به کرملین جهت پذیرش نگرانی های آمریکا از ایران فشار میآورند. همچنین، جهت تسهیل روند همکاریهای تکنولوژیکی با آمریکا به ویژه در حوزه تکنولوژی برتر، این گروه بر کرملین فشار میآورند که سیاست «reset» اوباما نیاز به حمایت جدی دارد. در نتیجه، به نظر میرسد که امضا توافقنامه «۱۲۳» توسط دولت اوباما در مورد همکاریهای هسته ای صلح آمیز با روسیه و همچنین، شکست ابتکار دیپلماتیک ترکیه و برزیل در مورد مساله هسته ای ایران تصادفی نیست. واضح است که این اقدامات برای جلب موافقت روسیه با تحریمات شدیدتر در سازمان ملل علیه ایران است. علاوه بر این، شرکتهای روسی فعال در آمریکا به خاطر تصویب تحریمهای تازه توسط کنگره آمریکا علیه ایران، شروع به کاستن از همکاریهای خود با ایران کرده اند.
از طرفی، اگر از بعدی دیگر به مسئله بنگریم، شاهد هستیم که فقط وعده همکاریهای نزدیک با آمریکا تنها عامل گرایش مسکو به سمت نزدیکی مواضع با آمریکا است. در حالی که بین تهران و مسکو مجموعه ای از روابط تجاری مسلم و محرز وجود دارد که این همکاریها برای شرکتهای روسیه و بخشهایی از اقتصاد روسیه به خصوص برای بخش دفاعی روسیه حیاتی است. در همین رابطه، سرگی اشماتکو، وزیر انرژی روسیه نقشه راه همکاریهای دو کشور در حوزه انرژی را با همتای ایرانی خود امضا کرد. این قرارداد، همکاری و سرمایهگذاریهای مشترک ایران و روسیه تا ۳۰ سال آینده در زمینه تبادل دانش فنی، انتقال فناوری و تبادل تجربه در بخشهای نفت، گاز و پتروشیمی، به ویژه در حوزه های استخراج نفت و گاز، پالایش منابع هیدروکربنی و اکتشافات دریایی و پژوهش در چاههای نفت و گاز، پیگیری برای تاسیس بانک مشترک، همکاریها در حوزه های برق، انرژی هسته ای و انرژی های نو و تجدیدپذیر، همکاری در زمینه ترانزیت و سوآپ نفت و گاز و افزایش تولید نفت خام را شامل میشود. علاوه بر آن، فروش سامانه دفاع هوایی اس-۳۰۰ هم هنوز کاملا لغو نشده و فقط تحویل آن به ایران به تعویق افتاده است.
آندرانیک میگرانیان استدلال می کند که همه ذینفعان از روابط روسیه و تهران، با تغییر عمده در سیاست خارجی روسیه در قبال ایران به نفع موضع آمریکا موافقت کردهاند. وی معتقد است که آمریکا با یک حربه (انتقال تکنولوژی و سرمایه گذاری در روسیه) به مراتب مهمتر و با ارزش تر از امتیازاتی که در روابط فعلی روسیه و ایران وجود دارد، وارد بازی شده است. ولی، به دلیل اینکه احزاب حاکم در کرملین از ادامه و پیگیری روابط روسیه با ایران حمایت میکنند، اگر آمریکا وعده هایش را عملی نکند، دیگر نمیتواند بر فرایند سیاستگذاری در روسیه به نفع خود فشار وارد کند. در این صورت، ما همچنان با همان چیزی که ولادیمر رادیاخین «رویکرد زیگ- زاگ» (zig-zag approach) نامید، مواجه خواهیم بود.
بنابر این، نگاه روسیه به ایران شیزوفرنیک نیست. بلکه روسیه از یک موضع موازنه گرا در رابطه با ایران و غرب پیروی میکند. از طرفی، تحریمات سازمان ملل علیه ایران و محدودیتهای ایجاد شده توسط غرب بر تعاملات و روابطش با تهران، از جمله ممنوعیت ادامه همکاریهای نظامی – تکنولوژیکی را میپذیرد. از سوی دیگر، تحریمات یکجانبه آمریکا علیه ایران را نمیپذیرد و همکاریهای خود با ایران را در زمینه انرژی ادامه میدهد. در این رابطه، شماتکو هفته گذشته تاکید کرد «تحریمات یکجانبه آمریکا از همکاریهای ما در حوزه منابع هیدروکربنی جلوگیری نمیکند و همکاری ما در این حوزه نه با حقوق بین الملل و نه با تحریمات شورای امنیت سازمان ملل در تضاد است.» سیاستمداران محاسبهگر در روسیه از قراردادهای موجود با ایران در برابر وعده های فرضی سرمایه گذاری آمریکا در روسیه حمایت میکنند و هنوز هم درصدد حفظ بعضی فرصتهای تجاری خود در تهران هستند.
این رویکرد موازنه گرا (از نگاه روسیه) تا زمانی که یکی از این چند سناریوی زیر اتفاق بیفتد، میتواند ادامه داشته باشد:
۱) ایران خودش به خاطر اینکه روسیه در جهت تائید و حمایت از موضع آمریکا قدم بر میدارد، توافقاتش با روسیه را لغو کند.
۲) کنگره آمریکا تلاشهای دولت اوباما در جهت نزدیکی بیشتر به روسیه را بلوکه کند.
۳) یا اینکه ایران هستهای شود (به سلاح هستهای دست یابد).
بنابر این، مسکو مجبور است به طور مشخص انتخاب کند که آیا از تقابل حمایت میکند یا از توافق. به همین دلیل، نتیجه مذاکرات ماه سپتامبر بین ایران و گروه «۱+۵» برای مسکو مهم است. اگر آن مذاکرات منجر به توافق ایران و «۱+۵» بر سر مبادله سوخت هستهای برای راکتور تحقیقاتی تهران شود و در پی آن توافقنامه اجرا شود، در آن صورت این توافق منجر به شروع یک دوره طولانی از فرایند سیاسی پایدار میشود که به تبع آن، کرملین هم میتواند به رویکرد مصالحه خود ادامه دهد.
پایگاه خبری- تحلیلی «روسیران»، ۱۳ مرداد ۸۹
مطالب تصادفی
۱۴ اسفند ۱۳۸۹: اهداف سفر جو بایدن به مسکو
۱۶ آذر ۱۳۸۹: سفر رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه به هند برای برگزاری رزمایش
۲۰ آذر ۱۳۸۹: دورویی فرانسه در رابطه با روسیه
۱۳ بهمن ۱۳۸۸: ما به مدودوف و پوتين ايمان داريم
۲۵ آذر ۱۳۹۰: روسیه و چالشهای دموکراسی هدایت شده

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.