روسیران- نشست اخیر روسای جمهوری ایالات متحده آمریکا و روسیه در واشنگتن و دیدار رسمی وزیر خارجه آمریکا از کشورهای اروپای شرقی و جمهوریهای شوروی سابق، آن هم درست پس از این نشست، فرصت خوبی برای ارزیابی وضعیت فعلی و چشم انداز روابط روسیه و آمریکا به دست می دهد. در همین راستا، آندرانیک میگرانیان، مدیر انستیتو “دموکراسی و همکاری” در نیویورک، استاد انستیتو روابط بین الملل مسکو و عضو سابق شورای ریاست جمهوری روسیه در زمان یلتسین طی مقاله ای که در نشریه الکترونیکی “منافع ملی” مرکز مطالعاتی نیکسون منتشر شد، می نویسد:
اگر کمی به گذشته برگردیم، دولت اوباما به محض به روی کار آمدن اعلام کرد که به دنبال تنظیم مجدد روابط آمریکا با روسیه است. بر اساس نظر معماران این ایده، عنصر اصلی برای بهبودی روابط آمریکا با روسیه، “از سرگیری” آن است. ولی این بهبود رابطه به بهای تخریب رابطه آمریکا با شرکای اروپای شرقی و جمهوری های سابق اتحاد جماهیر شوروی و از دست دادن منافع آمریکا در این منطقه نیست.
میگرانیان در تحلیل سفر اخیر کلینتون به حیات خلوت روسیه می نویسد: علیرغم برخی اظهار نظرهای تند هیلاری کلینتون علیه روسیه در این سفر، مسکو واکنش تندی نسبت به اظهارات وی نداشت. به این دلیل که تا حدودی برای روسیه مشخص بود که سفر وزیر خارجه آمریکا به حوزه نفوذ روسیه واکنشی به انتقادات منتقدان داخلی اوباما از سیاست “reset” در رابطه با روسیه بود.
این عضو سابق شورای ریاست جمهوری روسیه در ادامه مقاله خود به مقایسه سفر جو بایدن، معاون ریاست جمهوری آمریکا بعد از اجلاس مسکو با سفر هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا بعد از اجلاس واشنگتن می پردازد و می نویسد: سال گذشته اوباما بعد از دیدار با مدودف در مسکو، برای فراتر رفتن از یک بیانیه شفاهی و نشان دادن اهمیت سیاست تغییر خود، جو بایدن را با ماموریت تشریح دقیقتر سیاست جدید “reset” به منطقه فرستاد.
دستور کار بایدن در این سفر توجیه متحدان آمریکا در منطقه به این که بهبودی روابط با روسیه به هیچ عنوان به معنی رها کردن متحدان منطقه ای آمریکا در دامان روسیه نیست. بایدن در سفرش خاطر نشان کرد که تعلیق طرح سپر دفاع موشکی در جمهوری چک و لهستان و متوقف ساختن گسترش ناتو به شرق و همچنین مسکوت ماندن دعوت از اوکراین و گرجستان به عضویت در ناتو، به این معنا نیست که آمریکا به منافع و روابط خود با کشورهای منطقه بی توجه است و به روسیه اختیارات نامحدودی در منطقه داده و دست روسیه را در منطقه باز گذاشته است.
دیدار بایدن از منطقه به خاطر شخصیت و سابقه سیاسی اش تا حدودی جنجالی بود. به طوری که بعد از سفر وی بسیاری از تحلیلگران هم در روسیه و هم در آمریکا در مورد سیاست “reset” اوباما دچارتردید شدند. بنا بر این، کارشناسان سیاسی منتظر بودند که این سیاست اوباما در عرصه عمل از طریق انتخابات اوکراین، موضع اوباما در مورد قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل در مورد ایران، روابط آمریکا و روسیه در افغانستان و دیگر حوزه های چالش بر انگیزی که مسکو و واشنگتن اغلب در خصوص آنها اختلاف نظر داشتند، به محک آزمایش گذاشته شود.
میگرانیان در ادامه می نویسد: بر خلاف اجلاس مسکو، اجلاس واشنگتن در یک محیط کاملا متفاوت برگزار شد. چرا که دیگر، “reset” اوباما امتحان خود را پس داده بود؛ معاهده کنترل تسلیحات بین روسیه و آمریکا امضاء شده بود؛ انتخابات در اوکراین بر خلاف انتخابات ریاست جمهوری قبلی، نه تنها موجب تنش بین آمریکا و روسیه نشد، بلکه بر عکس، نشان داد که دو کشور حاضرند با هم کار کنند. در ادامه همین همکاریها بود که روسیه از چهارمین دور قطعنامه های شوارای امنیت سازمان ملل علیه ایران حمایت کرد.
پس از ملاقات روسای جمهوری روسیه و آمریکا در واشنگتن، هیلاری کلینتون با لحن و دستور کار کاملا متفاوت با بایدن، به منطقه سفر کرد. در زمانی که دولت اوباما بعد از اجرای سیاست “reset” به شدت به پاسخگویی و کاستن از انتقادات داخلی از سیاستهایش نیاز داشت، کلینتون به منطقه فرستاده شد. وی با این سفر و سخنرانیهای خود در ورشو، کیف، تفلیس، ایروان و باکو سعی داشت به تمام انتقادات مخالفان دولت اوباما در واشنگتن جواب دهد. در همین راستا، کلینتون در سخنرانیهایش به نگرانی کاخ سفید در مورد نقض حقوق بشر در روسیه و چین اشاره کرد. در عین حال، نسبت به نقض حقوق بشر و سرنوشت کشورهای اروپای شرقی بی تفاوت بود. امضاء معاهده استقرار سیستمهای سپر دفاع موشکی در لهستان؛ اعلام اینکه درهای ناتو به روی اعضای جدید یعنی اوکراین، گرجستان و کشورهای دیگر منطقه باز است؛ تاکید بر این مساله که روسیه حق وتو کردن طرح گسترش ناتو به شرق و حق دخالت در تصمیم گیری دولتهای مستقل منطقه در پیوستن به ناتو را ندارد؛ اینکه ایالات متحده همچنان از ایجاد تنوع در راههای انتقال نفت و گاز به غرب حمایت می کند (که این رویکرد به نفع خط لوله ناباکو برای انتقال گاز به اروپا از طریق ترکیه است)؛ اینکه آمریکا هنوز به طور فعالانه به حل و فصل تنشها و درگیری های در منطقه پساشوروی (از جمله، دخالت جدی در حل و فصل مساله قره باغ) متعهد است و در جهت عادی سازی روابط ترکیه و ارمنستان تلاش می کند. همه این اظهارات در راستای پاسخگویی به منتقدان داخلی سیاستهای اوباما بود.
در اینجا باید این نکته را متذکر شد که اگر چه هیچ یک از اعضای دولت اوباما علنا به این موضوع اشاره نکردند، ولی تغییر در رویکرد واشنگتن، در اصل از توصیه های مندرج در گزارش گروهی از کارشناسان در مرکز نیکسون تحت رهبری سناتورهای سابق، چاک هگل و گری هارت نشئت گرفته است.
از این تحلیلها به این نتیجه می رسیم که هر کشوری دو نوع منافع دارد؛ منافع عادی و منافع حیاتی. بنا بر این، ممکن است بعضی اوقات در یک مرحله خاص، برخی از منافع یک کشور کاملا در تضاد با منافع دیگرش باشد. در این صورت، آن کشور مجبور می شود برخی از منافع خود را قربانی کند و یا به منافع ثانویه توجه کمتری کند.
هیلاری کلینتون در طول سفرش منافع عادی آمریکا در منطقه را اعلام و روشن ساخت. در عین حال، دولت اوباما نیز همزمان منافع حیاتی کشورش را اعلام کرد و آمادگی کشورش برای همکاریهای سازنده بین مسکو و واشنگتن را اعلام کرد. ادامه دادن این سیاستها توسط اوباما آسان نخواهد بود. زیرا جمهوری خواهان و نومحافظه کاران انتقادات جدی از دولت اوباما دارند و دولت وی را به دادن امتیازات بیش از حد به روسیه در مورد طرح های سپر دفاع موشکی، نادیده گرفتن نقض حقوق بشر، نادیده گرفتن فضای پساشوروی و حوزه نفوذ آمریکا در منطقه و مهمتر از همه، پذیرفتن اینکه روسیه می تواند گسترش ناتو به شرق را وتو کند، متهم می کنند.
پایگله خبری- تحلیلی “روسیران”، ۲۹ تیر ۸۹
مطالب مرتبط
۲۷ دی ۱۳۹۰: سفیر جدید آمریكا در مسكو و نقش آن در آینده روابط دو کشور
۲۱ دی ۱۳۹۰: همکاری روسیه و آمریکا در حوزه آسیا و اقیانوس آرام
۱۲ دی ۱۳۹۰: روسیه در سال 2011 – از انتظارها تا واقعیت
۲۸ آذر ۱۳۹۰: کارشناس ارشد روس: زمان تجدیدنظر در روابط با آمریکا فرا رسیده است.
۲۶ آذر ۱۳۹۰: آمریکا و انتخابات دومای روسیه؛ مواضع و منافع

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.