محور مسکو- تهران. سناریوهای آینده

تاریخ انتشار: ۱۰م خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۱ | نسخه چاپی

روسیران- پس از بروز تنش دیپلماتیک اخیر در روابط ایران و روسیه این روزها شاهد هستیم که این روابط بیش از پیش در کانون توجه کارشناسان و رسانه ها قرار گرفته و از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته می شود. مقاله زیر به قلم ولادمیر ایوانویچ یورتایف، استاد تاریخ و عضو انجمن ایران شناسان اروپا نگاشته شده که در سایت رسمی کرملین (kreml.org) منتشر شده است.

امضاء قرارداد سه جانبه تبادل سوخت اتمی با ترکیه و برزیل توسط ایران تلاشی است برای فرار از انزوای بین المللی با تکیه بر استراتژی منطقه گرایی.

همزمان، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران که در مرکز “بحران اتمی” جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، سوم می سال ۲۰۱۰ در کنفرانس قرارداد عدم اشاعه سلاح اتمی در نیویورک از جامعه جهانی خواست که قرارداد متناسب در جهت “خلع سلاح و عدم اشاعه سلاح اتمی” انعقاد کنند. رئیس جمهوری ایران علل چنین پیشنهادی را حاکمیت سیاسی بر آژانس بین المللی انرژی اتمی توسط کشورهایی که دارای سلاح اتمی هستند و دیگران را توسط این سلاح ها تهدید می کنند، خواند. او اظهار داشت که این موضوع اثر منفی بر فعالیت آژانس گذاشته است، از جمله بر بندهای ۴ و ۶ ان پی تی. علاوه بر آن، احمدی نژاد بر ضرورت ایجاد گروه بین المللی مستقل برای آماده سازی قوانین و مقررات تحقق بند شش قرارداد ان پی تی تاکید کرد و خواستار تعیین اولتیماتوم برای خنثی سازی همه سلاح های اتمی در جهان شد.
خاطر نشان می سازیم که یکی دیگر از موضوعاتی که رئیس جمهور ایران در رابطه با مسئله اتمی بیان کرد، موضوع “سیاست استانداردهای دوگانه” بود  که در مقابل آن وی ایده “برنامه های عادلانه” در خصوص خلع سلاح اتمی و جلوگیری از اشاعه سلاح اتمی با شعار “انرژی هسته ای برای همه، سلاح هسته ای برای هیچ کس” را مطرح کرد.  این امر باید از تغییر ساختار شورای امنیت سازمان ملل انجام گیرد چرا که ساختار کنونی شورای امنیت سازمان ملل از نقطه نظر رئیس جمهوری ایران کاملا ناعادلانه و غیر موثر است و در خدمت کشورهای دارنده سلاح اتمی قرار دارد. در ضمن وی خواستار تحقق سریع و بی قید و شرط قطعنامه خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای که در کنفرانس ۱۹۹۵ به تصویب رسید، شد.

۶ می ۲۰۱۰ محمود احمدی نژاد بار دیگر تاکید کرد که تهران برنامه هسته ای خود را ادامه خواهد داد. پیشتر، مشخص شد که ایران دارای ۵ کیلوگرم اورانیوم ۲۰٪ است. کارشناسان معتقدند که ایران اجزای لازم بری تولید یک تا سه بمب اتمی را در اختیار دارند. اختلاف کارشناسان تنها در زمان تحقق این موضوع است که از یک ماه تا یک سال ممکن است به طول بکشد. دمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه روز ۱۲ آوریل ۲۰۱۰ در مصاحبه خود با کانال تلویزیونی آمریکایی  ABC News اظهار داشت که حمله اسرائیل به ایران ممکن است منجر به آغاز جنگ هسته شود و “این موضوع  مصیبت بزرگی و فاجعه انسانی عظیم نه تنها برای خاورمیانه بلکه دیگر نقاط جهان خواهد بود “.

در این زمینه مذاکرات در واشنگتن در خصوص چگونگی تاثیرگذاری بر ایران ادامه دارد.  بر طبق اطلاعات فاکس نیوز، ۴ می ۲۰۱۰ شایعات در خصوص اینکه کاخ سفید خواستار آن است که کنگره اقدامات تنبیهی تدوین شده برای منزوی کردن ایران را تعدیل نماید، تایید شد. تحلیلگران تاکید می کنند که دولت باراک اوباما با تلاش در جهت یافتن “نقاط ضعف” رژیم جمهوری اسلامی ایران، به شکل قابل توجهی فشار سیاسی را افزایش داده است. جیم والش، کارشناس برجسته دانشگاه ماساچوست در مسائل ایران، معتقد است که فشار سیاسی، موثرتر از فشار اقتصادی است چرا که رهبران ایران نمی خواهند نسبت به کشورهایی چون روسیه و چین در انزوا قرار گیرند. حقیقتا، مسئله موقعیت بین المللی یکی از اولویت های حاکمان کنونی ایران به حساب می آید. از یک سو این موضوع به دلیل تلاش تاریخی مسلمانان شیعه ایرانی برای بازگرداندن دوباره ابهت و عظمت گذشته خود هستند تا در خصوص حقوق خود در جهان اظهار نظر کنند و بتوانند در ساخت تمدن جدید جهان نقش داشته باشند و یا حداقل، مدعی حضور در توسعه تمدنی باشند. دلیل دیگر تنشی است که در مرزهای جهان اسلام در خصوص برنامه هسته ای ایران به وجود آمده و نیز در پی اشاعه تروریسم جهانی که توسط “القاعده” در بین مسلمانان سنی ایجاد شده است.

تصور امکان گفتگوی مستقیم ایران با دولت های قدرتمند جهان حداقل در رابطه با توسعه شکل منفی “اسلام اتمی” و “ایران اتمی” آن هم بعد از ۳۰ سال انزوای این کشور در صحنه بین الملل بسیار دشوار به نظر می رسد. ایده گفتگوی تمدن ها که از سوی محمد خاتمی مطرح شده بود، برای اهداف جمهوری اسلامی ایران موثر نبود و به همین خاطر “دیپلماسی عدالت محور” احمدی نژاد جایگزین این ایده شد. تهران در تلاش برای ورود به جمع رهبران جهانی سازی است و برای رسیدن به این هدف سعی دارد تا از شرایط گذار به وجود آمده و یا از منطقه گرایی در اوراسیا استفاده نماید.

احمدی نژاد تاکید می کند که در جمهوری اسلامی ایران ساخت بمب اتمی امکان پذیر نیست چرا که «” آیت الله خامنه ای، رهبر دینی ما” اعلام کرده است که ساخت چنین بمبی در تناقض با اسلام  و حرام است». این ممنوعیت شامل استفاده و نگهداری این بمب نیز می شود. طبیعتا، هر گونه ممنوعیتی که مرجع صلاحیت دار شیعی اعلام می کند، دیر یا زود باید توسط جانشین او نیز تایید شود. اما حتی برژینسکی، سیاستمدار برجسته و مشاور اسبق رئیس جمهوری آمریکا در مسائل امنیت ملی معتقد است که اگر چه دستیابی ایران به بمب اتمی عواقب منفی برای همه منطقه دارد، اما احتمال حمله ایران به اسرائیل ناچیز است و “تهدیدی برای موجودیت اسرائیل” وجود ندارد.

رویهمرفته، در حال حاضر فعال کردن کشمکش ها در همه ابعاد آن تنها به القاء وجهه منفی “عامل اسلام” در سیاست جهانی منجر می شود. اما روابط قدرتها در صحنه جهانی را به شکل قابل توجهی تغییر نمی دهد.  از نقطه نظر سطح توسعه تمدن جهانی، چنانچه مجموع قدرت دولت های مورد نظر و سازمان های بین المللی و بین دولتی مختلف را در نظر بگیریم، فضای جهان اسلام تنها مکان سوم یا چهارم را اشغال می کند و تنها از “کشورهای ملتهب جنوبی” پیشی می گیرد. بازیگران بزرگ در مناطق “شمال” همکاری متقابل دارند.  بین قدرتهای بزرگ در فضای “غرب”، جایی که اروپای بزرگ قرار دارد، تقسیم بندی مشخصی وجود دارد و در “شرق”، جایی که کشورهای منطقه اقیانوس آرام واقع شده اند، می توانند بین چین و یا آمریکا یکی را انتخاب نمایند. همه این فضاها را تنها افزایش قدرت روند جهانی سازی مرتبط می کند، که نقطه آغازین آن سرنگونی جهان دو قطبی در سال ۱۹۹۱ بود. به این دلیل، یافتن راه های اصلاح اداره کشور، یکی از مهمترین مسائلی است که در دستور روز پیش روی ایران قرار دارد.

این راه تا چه اندازه می تواند در آینده نیز در جمهوری اسلامی ایران با اصول ایده “ولایت فقیه عادل” مشخص شود؟ در شرایط جهانی سازی آیا زمان آن فرا رسیده است که اصول جدید حکومت را انتخاب کرد؟ و آیا این امر بازگشت به سیاست نوسازی خواهد بود؟

ایران آلترناتیو به وجود آمده توسط اصول جدید همکاری بین المللی در شرایط جهانی سازی را در اختیار دارد. ماهیت این راه در حفظ اصول حکومت در داخل جمهوری اسلامی ایران و برقراری گفتگوی موثر با جهان خارج در چارچوب همگرایی منطقه ای است.  و این جا نیاز است که مرز مشخصی بین شرایط جمهوری اسلامی ایران در ” انقلاب اسلامی جهانی” و حضور کشور در روند منطقه گرایی در فضای اوراسیا برقرار شود. انجام این کار ضروری است چرا که عملا همه کشورهای منطقه در حوزه روابط بین الملل بر اصل سکولاریسم اتکا می کنند. راهبرد ژئوپلیتیکی که در اساس دیپلماسی آمریکا قرار دارد نیز اهمیت خود را حفظ می کند. اصل پراگماتیسم در همکاری اقتصادی منطقه ای بسیار گسترش یافته است. تجربه همکاری تجاری- اقتصادی روسیه و ایران شاهدی است بر این مدعا.

فرمت همگرایی اوراسیایی در حال حاضر وابسته به سرنوشت جمهوری اسلامی ایران است. قبل از هر چیز این مربوط به “جهان سوم جدید” در قرن ۲۱ می شود. مبارزه برای رهبری در این جهان بین چین و اروپا و بین آمریکا و روسیه در جریان است.

نه ایران و نه روسیه نمی توانند بدون یکدیگر طرح های استراتژیکی که در شرایط  فعال سازی روزافزون در مسیر راه ابریشم به وجود می آیند را تحقق ببخشند. حقیقتا، همه کشورهای حاشیه دریای خزر که به دریای آزاد راه ندارند، علاقمند به ایجاد حداکثر تعداد ممکن کریدورهای ترانزیتی جایگزین هستند. از سوی دیگر، در آینده نزدیک در کشورهای عضو پیمان شانگهای افزایش همگرایی منطقه ای بازار داخلی و رشد متناظر حمل و نقل های داخلی و ترانزیتی پیش بینی می شود. در این شرایط، گستره جغرافیایی و طیف خدمات در حوزه های حمل و نقل و ارتباطات باید در پیوند با مناطقی که دارای کوریدورهای بین المللی و منطقه ای هستند، رشد اقتصادی مبتنی بر تکنولوژی های نوین و برتر را موجب شود.

در روابط ایران و روسیه هرگز تنفر متقابل و تلاش برای حل همه موضوعات با یک ضربه وجود نداشته است. دمیتری مدودف، در سخنرانی خود در مراسم دریافت استوارنامه سفرای کشورهای خارجی در ژانویه ۲۰۰۹ خاطرنشان ساخت که روسیه قصد دارد ” توسعه روابط دوستانه خود با جمهوری اسلامی ایران را ادامه بدهد. ما شرایط برای رشد حجم مبادلات تجاری، سرمایه گذاری و افزایش ارتباطات انسانی را محقق خواهیم کرد. همچنین، مصرانه خواستار حل دیپلماتیک مسئله هسته ای ایران هستیم”. روسیه و ایران شانس تاریخی حضور مشترک در ایجاد مدل جدید همکاری منطقه ای را دارا هستند. آن طور که بر می آید، سخن از اتحاد ژئوپلیتیک دو کشور نیست. ریسک های سیاسی بسیار بزرگ هستند. اگرچه این سناریو کنترل بر بخش قابل توجهی از “فضای بزرگ” ایران، از دریای مدیترانه تا افغانستان و آسیای مرکزی را به روسیه می دهد. البته، سناریوی شراکت با ایران در چارچوب اتحاد با جهان اسلام برای روسیه به دلیل آرمان گرایی مشخص آنها بعید است.

در کل، چنانچه ایران حداقل تا ابتدای سال ۲۰۱۱ با جنگی مواجه نشود، چند سناریو برای آن قابل پیش بینی است که در همه این سناریوها ایران با روسیه، چین، هند، سوریه، عراق و اتحادیه اروپا شانس افزایش مستمر جایگاه بین المللی خود و تحکیم نقش رهبری خود در منطقه را دارد. در جهان شکل جدیدی از منطقه گرایی به وجود می آید که می تواند اساس ترکیب جدید جهان سوم نیز قرار گیرد. برای حضور کامل در این ترکیب، ایران بایستی مدل آتی حکومتی خود را ایجاد نماید. اما در حال حاضر بایستی آزمایش “اغوای اتمی” را تحمل کند.

پایگاه خبری- تحلیلی “روسیران”، ۱۰ خرداد ۸۹

مطالب مرتبط

۱۲ تیر ۱۳۸۹: توسعه روابط مسکو- تهران ادامه دارد

۱۰ دی ۱۳۹۰: سفیر روسیه در تهران: حمله به ایران، اشتباه بسیار بزرگی است

۳ دی ۱۳۹۰: پیام تبریک صالحی به لاوروف به مناسبت سال نو

۲۸ آذر ۱۳۹۰: سفر معاون وزیر خارجه ایران به روسیه

۱۲ آذر ۱۳۹۰: ايران و روسيه در منطقه داراي تهديدات و منافع مشترك هستند

ديدگاه كاربران

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.

    1. (required)
    2. (valid email required)
    3. Captcha
    4. (required)