بازی روسیه در خاورمیانه

تاریخ انتشار: ۲۹م اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۳ | نسخه چاپی

روسیران- خاور میانه و موضوعات معطوف به آن از جمله مسائلی است که روسیه به خصوص از دوره دوم ریاست جمهوری پوتین به بعد توجه زیادی به آن داشته و در تلاش است تا با کاربست راهبردی چند وجهی بر نفوذ خود در این منطقه بیفزاید. همچنین، روسها به خوبی به این نکته واقفند که امنیت این کشور متاثر از تحولات این منطقه حساس است. رهبران روسیه با نگرشی امنیتی، سیاسی و اقتصادی در حال توسعه روابط خود با کشورهای خاورمیانه هستند. در عین حال مسکو می کوشد تا از یک سو، تعادل را در روابطش با کشورهای منطقه حفظ کرده و از سوی دیگر، به نوعی این روابط را در چارچوب روابطش با آمریکا تعریف نماید. در این خصوص ماشا فوگل، ژورنالیست و کارشناس مسائل روسیه در انستیتو روابط بین الملل فرانسه (ifri.org) در مطلبی قابل تامل به تحلیل بازی روسیه در خاورمیانه پرداخته است:

“دیدگاه های روسیه و آمریکا در خصوص ایران تا کنون به این اندازه نزدیک نبوده است”. آیا این بدان معناست که بالاخره جنگ سرد در خاورمیانه پایان خواهد پذیرفت؟ به گفته دانیل راسل، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، واشنگتن از موضع جدید روسیه مبنی بر عدم انعطاف در خصوص مسئله هسته ای ایران، رضایت دارد. ۲۷ آوریل، دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه و ینس استولتنبرگ، نخست وزیر نروژ در اسلو بیانیه مشترکی امضاء کردند که خواستار “مسئولیت پذیری” ایران  و تلاش این کشور برای “احیای اعتماد جامعه جهانی” شدند.

اگرچه روسیه در کل هیچگاه حقیقتا از برنامه هسته ای ایران حمایت نکرده (روسیه در خصوص قطعنامه های سازمان ملل علیه ایران مخالفتی نکرده و حتی رای موافق داده است)، چنین موضع روشنی در خصوص ایران در واقع موضع جدیدی محسوب می شود. این موضع بعد از چندین سال نوسان موجود در روابط دو کشور به وجود آمده است.

چندین سال است که روسیه در خاور میانه از یک تاکتیک ثابتی استفاده می کند. روسیه  از یک سو به ایران و سوریه تسلیحات و موشک می فروشد و از سوی دیگر، از قطعنامه های سازمان ملل در رابطه با این دو کشور حمایت می کند. همزمان با توسعه صنایع فوق مدرن و همکاری نظامی با اسرائیل، روسیه پذیرای هیات حماس در مسکو می شود. در عین برقراری روابط جدید با متحدان سنتی آمریکا (اسرائیل، ترکیه و عربستان صعودی)، روسیه روابط خود با کشورهای سوریه، عراق و ایران را نیز حفظ می کند. براستی واقعیت بازی روسیه در خاورمیانه چیست؟

از زمان روی کارآمدن ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهوری روسیه (۲۰۰۸-۲۰۰۰)، مسکو در تلاش است تا جایگاه خود به عنوان قدرت بزرگ جهانی را احیا نماید. کرملین برای رسیدن به این هدف، همزمان از چندین استراتژی استفاده می کند. در منطقه خاور میانه که عرصه رقابت بسیاری از قدرت ها و جریان هاست، قبل از هر چیز مسکو از ظرفیت امکان ایجاد موانع برای دیگران برخوردار است.
می توان روسیه را قدرت “مساله دار” نامید که هنوز نمی تواند جهان بینی ناشی از دوران جنگ سرد خود را فراموش نماید. در واقع، هنوز در سخنان رهبران کرملین می توان به روشنی نظرات ضد غربی آنها را احساس کرد.

در حال حاضر، بسیاری از کشورهای غربی روسیه را کشور قدرت طلبی می دانند که در سال ۲۰۰۸ به صورت یک جانبه جنگ علیه گرجستان را آغاز نمود. آنها مسکو را به نقض حقوق بشر متهم می نمایند و معتقدند که روسیه با کارت ایران بازی می کند. اما به هر حال با سرآمدن دوران شوروی، در برخی از مسائل تغییرات قابل ملاحظه ای به وجود آمده است. اگرچه دولتمردان فعلی روسیه نیز همانند سردمداران آمریکا در شرایط جنگ سرد تربیت شده اند، اما دیگر نباید به روسیه منحصرا از نقطه نظر کشوری ضد غرب نگاه شود.

بر اساس عوامل زیر می توان پیچیدگی های حضور روسیه در خاورمیانه را ارزیابی کرد:

قبل از هر چیز، مسئله تمامیت ارضی روسیه مطرح است. پرستیژ ولادیمیر پوتین به میزان زیادی مرهون سیاستهای او در قبال چچن است. رهبری درست پوتین، در پیروزی او بر جدایی طلبان قفقاز شمالی نقش بسزایی داشته است.

در حالی که حزب کمونیست شوروی تردیدی نداشت که امپراطوری خود را حفظ خواهد کرد، اما در روسیه کنونی چنین اطمینانی وجود ندارد. به همین خاطر است که این کشور تمام توجه خود را به همسایگان نزدیک (اکراین، بلاروس، آسیای مرکزی، قفقاز شمالی و گرجستان) و مناطقه مناقشه خیز، از جمله خاورمیانه متمرکز کرده است. روسیه با در نظر گرفتن نفوذ اسلام در کشورهای همسایه و نیز، مسائل داخلی خود که مرتبط با اسلام و مسلمانان است، برای توسعه روابط با جهان اسلام به خصوص کشورهای واقع در منطقه خاورمیانه تلاش می کند.

تاکتیک پوتین در خاورمیانه قطع حمایت مادی و معنوی است که کشورهای مسلمان مدت زمان طولانی از مبارزان چچنی داشته  و دارند. پوتین با استفاده از دو روش در این کار موفق بوده است:
۱- برقراری روابط با جوامع مسلمان روسیه و ارائه کمک مالی به آنها
به این ترتیب این جوامع بسیار به حکومت متمایل می شوند و کمتر به تبلیغات سازمان های مذهبی خارجی توجه نشان می دهند.
۲- ایجاد تصویر مثبت در کشورهایی که شرایط مسلمانان چچنی برای آنها حائز اهمیت است
این مسئله موضوع بسیار پیچیده ای بود. متقاعد کردن جهان اسلام  به روابط دوستانه روسیه نسبت به اسلام و پذیرفتن روسیه در سال ۲۰۰۳ در جمع کشورهای سازمان کنفرانس اسلامی به هیچ وجه کار آسانی نبود. بعد از حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر، روسیه با “مواضع بوش” که در چارچوب آن غرب مبارزه ضدتروریستی(ضد اسلامی) را در مقیاس وسیع آغاز کرده بود، پیوست. این مبارزه ضد تروریستی، نابودی تروریست های چچنی را نیز در بر داشت. نتیجه آن شد که انتقاد غربی ها از جنگ در چچن دیگر مفهوم خود را از دست داد. این در حالی بود که کشورهای مسلمان از این مواضع بسیار خشمگین بودند.
اما فاجعه آمریکا در عراق در این خصوص به مسکو کمک کرد. کشورهای مسلمان توجهات خود را بر روی بغداد متمرکز کردند. علاوه بر آن شرایط ضد غربی (ضد آمریکایی) ایجاد شده باعث شد که روسیه بتواند روابط خود را با جهان اسلام بهبود ببخشد. اظهاراتی نظیر “مرگ بر قدرت طلبی آمریکا!”، “اجازه نخواهیم داد که غرب دیدگاه خود را از دموکراسی بر همه جهان تحمیل کند!”، در کشورهای اسلامی گسترش پیدا کرد. این امر شانس دیگری بود برای مسکو که بتواند خود را در نقش امپراطوری اوراسیایی با جمعیت بسیار زیاد مسلمان و تنها کشوری که قادر است از برخورد تمدن ها اجتناب کرده و به عنوان پلی بین ارزش های غربی و شرقی باشد، مطرح کند.

ولادیمیر پوتین پس از رسیدن به قدرت اظهار داشت که روسیه به لطف اقتصاد خواهد توانست تا جایگاه قدرت بزرگ خود را اعاده کند. به این ترتیب، ژئواکنومیک باید نسبت به ژئوپلیتیک در اولویت قرار گیرد. از این منظر، کشورهای خاورمیانه که در معرض تحریمات غربی قرار گرفته اند، بازارهای بسیار خوبی برای روسیه محسوب می شوند.

در عین حال هیچکس در کرملین در فکر قطع همکاری با “دشمنان” سابق شوروی (به عنوان مثال، اسرائیل) نیست. یکی از اولین اقدامات در این خصوص سفر پوتین به فلسطین اشغالی در سال ۲۰۰۵ بود. این سفر به نظر شروع نزدیکی نامحسوس اما موثر روسیه و اسرائیل بود. ارتباطات جدید مسکو- تل آویو بر سه گرایش اساسی استوار است. اولا، بحث همکاری در مبارزه با تروریسم گرفته تا تولید سلاح مطرح است. ثانیا، میلیون ها روس یهودی و غیر یهودی در اسرائیل زندگی می کنند (علاوه بر آن، نیروهای ویژه روس شاغل در ارتش اسراییل که از سوی تل آویو به فلسطین فرستاده شدند، به صورت گسترده از تجربه دوران پساشوروی استفاده می کردند). سوما، طرفین تجارت بین خود مخصوصا در زمیته تکنولوژی های برتر را توسعه می دهند.

همچنین، روابط شراکتی با دیگر متحدان سنتی آمریکا، یعنی ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس توسعه می یابد. در سال ۲۰۰۷ در کنفرانس امنیتی در مونیخ، پوتین در سخنرانی خود، سیاست های یک جانبه گرایانه آمریکا را محکوم کرد. بعد از این کنفرانس او راهی کشورهای عربستان صعودی و قطر شد. پوتین با رهبران قطر در خصوص امکان ایجاد اوپک گازی گفتگو کرد. در عین حال، چنین اقدامی موجب هراس در همه جهان، به ویژه، اروپا که وابسته به گاز روسیه است، خواهد شد.

علاوه بر این باید عامل مهم دیگری را نیز به خاطر داشت: جنگ سرد از مدت ها قبل به پایان رسیده است و در روسیه دیگر سوسیالیسم وجود ندارد. ایدئولوژی ضد غربی دیگر اساس سیاست خارجی روسیه نیست و این موضوع به روسیه این امکان را می دهد که استراتژی خاورمیانه ای خود را بسته به شرایط تغییر دهد.

افزایش گرایشات ضد غربی در روسیه از سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ تا حدود زیادی نتیجه آن است که اروپا و آمریکا از شورش هایی که در خاک همسایگان روسیه رخ می داد، حمایت می کردند. حمایت غربی ها از انقلاب های رنگی در اکراین و گرجستان و نیز گسترش ناتو از جمله مسائلی است که به این گرایشات دامن زد. به خاطر همه این مسائل، کرملین  خود را منزوی و محاصره شده  توسط قدرت های دشمن (همانند دوران شوروی) احساس می کرد. چنین شرایطی خاطرات جنگ سرد را تداعی می کرد. در این رابطه، در خاورمیانه که از مدت ها پیش صحنه مرکزی بازی های برد و باخت قدرتها شده است، روسیه می خواهد دشمنان خود را تهدید کرده و ظرفیت های خود را به رخ دیگران بکشد. به این ترتیب، کرملین با هراس از عکس العمل غرب نسبت به جنگ گرجستان در آگوست ۲۰۰۸، از بشار اسد، رئیس جمهور سوریه  دعوت کرد تا در خصوص اسقرار سپر موشکی روسی در خاک سوریه با وی مذاکره نمایند. علاوه بر آن، کرملین نشان می دهد که  با ایران روابط نزدیکی دارد و این موضوع موجب شده است که سامانه های موشکی اس-۳۰۰ خود را به این کشور بفروشد.

در حقیقت، نشستن بر دو صندلی به عنوان یک عادت در سیاست روسیه محسوب می شود. از یک سو، روسیه همانطور که اشاره شد نمی خواهد روابط سودمند خود را با کشورهای غربگرای خاور میانه قطع کند و از سوی دیگر، روابطش با کشورهای “ضد غرب” منطقه نیز ایده آل نیست. در خصوص ایران چنین وضعیتی برقرار است. واقعیت روابطه روسیه و ایران چنین است که دو کشور به یکدیگر اطمینان ندارند. مسکو معتقد است که تهران سیاست اقتصادی فرصت طلبانه را اجرا می کند و به اصطلاح، نان را به نرخ روز می خورد. به اعتقاد روسها، چنانچه ایران به هر صورت به واشنگتن نزدیک شود، از همه قراردادهای خود با روسیه صرف نظر خواهد کرد.

رونالد دنرویتر، رئیس بخش روابط بین الملل دانشگاه وست مینستر خاطر نشان می سازد: ایرانی ها هم به نوبه خود عقیده دارند که روسیه خائنانه از منزوی شدن ایران استفاده می کند تا شریک قدرتمند خود در حوزه انرژی را تضعیف نمایند.

روسیه در خاورمیانه سعی دارد تا تعادل را در روابطش با کشورهای مخالف هم در منطقه حفظ نماید و تلاش می کند تا با همه کشورهای این منطقه طرح دوستی ریخته و ضمنا، از کاربست ایدئولوژی به عنوان ابزار انتخاب سیاست خارجی اجتناب ورزد. در حالی که دولت آمریکا خواستار انقلاب بزرگ در خاورمیانه بود، روسیه بر حفظ وضع موجود در منطقه تاکید می کند.

آنچه که ذکر شد، روسیه را به عنوان یک بازیگر پیچیده ای مطرح می کند که در تلاش برای استفاده از راهبرد چند وجهی  در حل مناقشات منطقه ای است.

پایگاه خبری- تحلیلی “روسیران”، ۲۹ اردیبهشت ۸۹

مطالب مرتبط

۱۹ دی ۱۳۹۰: سیاست خاورمیانه ای روسیه در سال 2011

۱۱ مهر ۱۳۹۰: روسيه و تحولات جهان عرب، مواضع و منافع

۱۲ شهریور ۱۳۹۰: کلکسیون شکست‌های روسیه در خاورمیانه

۱۹ مرداد ۱۳۹۰: مواضع و ملاحظات روسيه پيرامون تحولات منطقه

۱۰ مرداد ۱۳۹۰: روسیه و تحولات خاورمیانه؛ هم‌سویی با دو سو

ديدگاه كاربران
  1. (required)
  2. (valid email required)
  3. Captcha
  4. (required)