به اعتقاد من، حوادث تروریستی اخیر در روسیه به صورت مستقیم مرتبط با عملیات هایی هست که در چند ماه اخیر در قفقاز انجام گرفته و طی آنها چندین تن از رهبران برجسته گروه های شورشی از جمله استمیرف و سعید بوریاتسکی کشته شدند. سرویسهای ویژه و نهادهای انتظامی نسبتا فعال عمل کردند. می توان گفت که از یک سو انگیزه انتقام از سوی آنها مطرح بوده و از سوی دیگر، آنها می خواستند نشان دهند که شبه نظامیان هنوز قدرتمند هستند و توانایی انجام عملیات های تروریستی حتی در مرکز روسیه را دارا می باشند. کاملا روشن است که ریشه این حملات از قفقاز سرچشمه می گیرد. یکی از انفجارها در ایستگاه مترو «لوبیانکا» صورت گرفت که آن نیز کاملا به صورت سمبولیک انجام شد.
مصونیت روسیه ظرف ۲۰ سال اخیر
آیا سازمان دهندگان این حملات بر روی بی ثباتی اوضاع در کشور حساب باز کرده اند؟ من معتقدم که اینگونه نیست. علی رغم همه هراسناکی این تراژدی، می توان ادعا کرد که روسیه ظرف ۲۰ سال اخیر مصونیت خوبی را در قبال چنین حوادثی بدست آورده است. بنابر این بی ثبات کردن اوضاع در مقیاس همه کشور توسط چنین حملات تروریستی عملا غیر ممکن می باشد. به همین خاطر به اعتقاد من در این عملیات ها انگیزه اصلی انتقام بوده است.
من فکر نمی کنم که بعد از دو جنگ چچن و بسیاری از عملیات های تروریستی در شهرهای دیگر روسیه (از جمله در مسکو) تروریستها بتوانند بر روی حملات تروریستی اخیر (هر قدر که آنها وحشتناک باشند) جهت بی ثبات کردن اوضاع روسیه حساب باز کنند. یا اینکه بتوانند مخافان را برای فشار آوردن به کرملین برای گرفتن تصمیمات در جهت منافع جدایی طلبان بر انگیزند. این زنجیره غیر ممکنی می باشد و من فکر می کنم که اگر کسی طور دیگری فکر می کند، در اشتباه است.
به اعتقاد من انگیزه سوم خرج کردن پول هاست. چرا که افرادی که در قفقاز در این گونه باندهای زیرزمینی حضور دارند، بی هیچ تردیدی با سازمان های تروریستی بین المللی و بسیاری از سرویس های ویژه مرتبط هستند. پول ها بایستی خرج شوند. باید نشان دهند که سازمان در حال فعالیت است و کمک های مالی را بیهوده دریافت نمی نماید و حتی از بین رفتن برخی رهبران آن بر کارآمدی آن تاثیر نگذاشته است.
همه رهبران جهان با جامعه روسیه در خصوص این حملات تروریستی وحشتناک ابراز همدردی کردند. به اعتقاد من این ریاکاری و دورویی است. بی پرده سخن بگوییم: ایالات متحده آمریکا که با کمک سرویس های ویژه خود (و در وحله اول سیا) در افغانستان مشغول عملیات است، به اشکال مختلف از برخی جنبش های افراطی از جمله جنبش هایی که با جدایی طلبان چچن در ارتباط هستند، حمایت می کند. این یکی از پروژه های سازمان سیا می باشد. آنها این کار را در جنگ اول و دوم چچن انجام می دادند و هم اکنون نیز به این کار ادامه می دهند.
مواد مخدر- منبع درآمد خوب برای تروریستها
به عنوان نمونه پرونده عبدالمالک ریگی (یکی از رهبران گروهک «جندالله» ) که اخیرا در ایران دستگیر شد را مورد توجه قرار می دهیم. ریگی در اعترافات خود مستقیما به اینکه سیا از شکل گیری باندهای تروریستی در ایران که با «طالبان» و همچنین باندهای واقع در فضای پساشوروی (با گروهک های واقع در آسیای مرکزی و از جمله در چچن) ارتباط مستقیم دارند، حمایت می کند. اگر چه این ادعای بزرگی محسوب می شود، اما حقایقی وجود دارند که آن را تایید می کنند. این تروریست اعتراف کرد که قرار بود وی ملاقاتی با ماموران مخفی آمریکا در بیشکک داشته باشد و نه در جای دیگر.این بدان معناست که این موضوع مربوط به فضای پساشوروی و ازجمله چچن است.
نمونه دیگری که می توان بدان اشاره کرد این است که آمریکایی ها سرسختانه از شروع جنگ واقعی با تولیدکنندگان مواد مخدر در افغانستان سر باز می زنند. کاملا مشخص است که مواد مخدر منبع درآمد خوبی برای تروریستها و از جمله «طالبان» که گویا آمریکایی ها با آن در جنگ می باشند و بسیاری از سازمان های تروریستی دیگر می باشد. اگر چنین منبع درآمدی نبود بسیاری از تروریستها و جدایی طلبان منابع لازم برای فعالیت خود را در اختیار نداشتند. علاوه بر آن خود سازمان سیا با استفاده از این پول ها «بنیادهای سیاه» تشکیل می دهد که از این پول ها برای انجام عملیات های ویژه که با بودجه رسمی تامین مالی نمی شوند (بودجه آنها غیر شفاف است) استفاده می کنند.
این تکنولوژی معروفی می باشد که در سال های ۷۰ طرح ریزی شد. آمریکایی ها در «هلال نقره ای» در آسیای جنوب شرق از آن استفاده کردند. آنها در ضمن از رشد تولید مواد مخدر در افغانستان حمایت می کردند. چرا که با استفاده از تجارت مواد مخدر می توان «صندوق سیاهی» داشت که هیچ کس نمی تواند بر آن کنترلی داشته باشد. آمریکایی ها علارغم اینکع روسیه مستقیما در این خصوص به آنها مراجعه کرد از مبارزه با مواد مخدر امتناع می کنند. آمریکا خواستار از سرگیری روابط با روسیه هست و از او می خواهند که به ایران فشار وارد نماید. اما چنین چیز ساده ای مانند مبارزه با تولید مواد مخدر در افغانستان که از لحاظ منطقی در جنگ آنها با تروریستها کاملا موجه می باشد برای آنها در اولویت قرار ندارد.
سرگی میخییف معاون رییس مرکز فناوری های سیاسی روسیه
مطالب مرتبط
۱۲ مهر ۱۳۹۰: تیمهای ترور روسیه در خارج
۳ مرداد ۱۳۹۰: كشته شدن 3 جنگجو در داغستان
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰: روسیه آماده همکاری با پاکستان در زمینه مبارزه با تروریسم است
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۰: دستگيري باند متهم به عمليات تروريستي در روز پيروزي روسيه
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰: كشته شدن بن لادن و تبريك مدودف به اوباما

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.