ما در آینده نزدیک در خاور میانه بزرگ بازیهای بزرگی در پیش داریم. مفهوم «خاور میانه بزرگ» که دربرگیرنده کشورهایی از مراکش تا پاکستان است، توسط محققان آمریکایی به گردش انداخته شد. این مفهوم نسبتاً کاربردی است چرا که علم ژئوپلیتیک در زمینه نقشهبرداری و تحدید حدود راهکارهای خاص خود را دارد. به احتمال قوی اوضاع این منطقه شدت خواهد یافت. مناقشات این منطقه سالهاست که ادامه دارند و همه آنها سیستمی هستند. در این منطقه منافع کشورهای زیادی با منابع ایالات متحده برخورد میکند. برخورد منافع در نقاط تشنجات ژئوپلتیکی ناظر بر فعالگرایی ویژه سیاست خارجی کشورهای شریک در این برخورد است. دولتهایی که فعالیت از خود نشان نمیدهند، امنیت خود را به خطر میاندازند. اگر کشوری مدعی نقش رهبر جهانی است، ناگزیر باید در بازی ژئوپلتیکی در خاور میانه بزرگ شرکت کند.
همینطور بود که نظریه آمریکایی گسترش دمکراسی در این منطقه به وجود آمد. این نظریه به هنگام انتشار، کاملاً منطقی به نظر میآمد. ولی زندگی آن را تصحیح کرده است. ایالات متحده آمریکا در تلاش خود برای رسیدن به سلطه جهانی اشتباهات فراوانی را روا داشته است. واشنگتن در عراق شکست سیاسی خورد و حالا اختلالات در اقتصاد آمریکا برای تمام نظام اقتصادی جهانی خطرناک هستند. ولی ایالات متحده با وجود همه ناکامیهای خود رهبر جهانی باقی مانده است.
کنترل خاور میانه بزرگ کارآیی مبارزه با تروریسم را بالا میبرد. طبق پیشبینیهای نظریهپردازان آمریکایی، اگر در این منطقه دمکراسی بر پا میشد، جایی برای افراطیون باقی نمیماند. ولی واقعیت عملی این است که تلاشها برای صدور دمکراسی فقط به رادیکالها الهام می دهند. تعداد شبه نظامیان زیر پرچم سبز اسلام مرتباً رشد میکند. این یکی از آن موارد است که دمکراسی شفا نمی کند بلکه باعث تشدید بیماری میشود.
کنترل خاورمیانه بزرگ امکان اعمال نفوذ در روندهای سیاسی آسیای مرکزی، مناطق ساحلی دریای سیاه و قفقاز جنوبی را می دهد که مناطق منافع سنتی روسیه هستند. آسیای مرکزی و حوزه دریای خزر، از نظر تولید نفت و گاز اهمیت دارند. روسیه به هیچ عنوان نباید از این مناطق مهم ژئوپلتیکی خارج شود. ولی اکنون روسیه به دلیل عینی نمی تواند از روشهای اتحاد شوروی استفاده کند.
برخورد منافع ما و ایالات متحده و اختلاف نظر موجود به هیچ عنوان «جنگ سرد» نیست. به همین دلیل نباید در میان افراطیون اسلامی خاور میانه دنبال متحدان بگردیم و بنیاد سعی کنیم با آنها علیه آمریکا ائتلاف تشکیل دهیم. آنها در هر حال به ما اعتماد نمی کنند و ما نمی توانیم به وفاداری آنها امیدوار باشیم. از این نظر، وضعیت ما در منطقه ساده نیست: غرب روسیه را کشور کاملاً غربی محسوب نمی کند و شرق ما را شرقی محسوب نمیکند. با این حال، ما نمی توانیم از نقش میانجی در خاور میانه بین جهان اسلام و غرب دست بکشیم. ما باید در سیاست خود در خاورمیانه در همین زمینه تمرکز کنیم چرا که این نقش برای روسیه مسیحی-مسلمان کاملاً طبیعی است.
برنامه هستهی ایران یکی از مسایل حاد خاور میانه باقی مانده است. اطمینان ندارم که مواضع روسیه و ایالات متحده در این زمینه زمانی یکسان شود. واشنگتن به اعمال فشار بر ایران ادامه داده و اعتقاد دارد که نه تنها برنامه هستهای باید متوقف شود بلکه رژیم حاکم بر این کشور باید سرنگون شود. آمریکا ترجیح می دهد با توسل به روشهای دیپلماتیک به این هدف دست یابد ولی جنگجویان آمریکایی راه حل زورگویانه را هم مد نظر دارند. ولی از نظر روسیه، عملیات جنگی در ایران بدترین سناریو است. این کشور به مرزهای ما نزدیک است. جنگ در ایران باعث خروج انبوه آوارگان از کشور، رشد جهشی قیمتهای نفت و ایجاد لانه جدید تروریسم خواهد شد. کشورهای هممرز با ایران با عنایت به رویارویی میان تهران و واشنگتن زرادخانههای خود را نوسازی و تکمیل میکنند. به عبارت دیگر، مسابقه تسلیحاتی در کار است و اعضای جدید می خواهند وارد کلوپ هستهای شوند. ایران به غنیسازی اورانیم ادامه می دهد. کارشناسان معتقدند که این کشور ظرف ۱۰ سال آینده می تواند بمب هستهای بسازد. اگر اینطور شود، همسایگان ایران نیز به فکر دریافت این نوع سلاحها خواهند افتاد. در این شرایط خطر تروریسم هستهای کاملاً واقعی میشود.
مطالب تصادفی
۲۱ دی ۱۳۹۰: حوادث اخیر روسیه؛ راهبرد آمريكا و سناریوهای احتمالی
۲۰ مهر ۱۳۸۹: صرف 26 میلیون دلار برای تبلیغات میهنپرستانه در روسیه
۹ فروردین ۱۳۹۰: خزر- حوزه توسعه منطقهاي
۱۴ مهر ۱۳۸۹: روسیه خواستار پرهیز از استانداردهای دوگانه در مبارزه با تروریسم است
۹ اسفند ۱۳۸۸: مدودف از اوضاع قفقاز شمالي اظهار نگراني كرد

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.