همه تحلیلگران همیشه به روابط روسی-آمریکایی توجه فراوانی میکنند. در زمان اخیر بسیاری از آنها به بحث درباره تیرگی مناسبات مسکو-واشنکتن پرداختند. حتی گفته شد که روسیه و ایالات متحده نزدیک است به دوران جنگ سرد برگردند.
یوگنی پریماکوف آکادمیسین آکادمی علوم روسیه و رئیس اطاق بازرگانی و صنعتی روسیه در این مصاحبه به تفسیر وضعیت کنونی و دورنمای روابط روسی-آمریکایی پرداخت.
سئوال: اخیراً در رسانه های گروهی روسی و غربی بیش از پیش مقالات تحلیلی درج شدند که گویا روابط روسی-آمریکایی به دوران جنگ سرد بر میگردد. آیا واقعاً نشانههای رویارویی جدی مشاهده میشود؟ اگر جواب مثبت باشد، این وضع تقصیر کیست؟
پریماکوف: باید گفت که در بسیاری از مقالات مطبوعات غرب اوضاع واقعی روسیه درست منعکس نشده است. درست است که ما نارساییها و اشتباهات زیادی داریم که نباید مستور شوند. متأسفانه، در رسانه های گروهی آمریکا مقالات منفی درباره کشورمان فراوان هستند. سئوال این است که چه چیزی در ورای این مقالات قراردارد و آیا این ارزیابیهای منفی سزاوار ما هستند؟ واقعاً روسیه و ایالات متحده با هم اختلاف نظرهای جدی دارند که نباید پنهان شوند.
سئوال: ممکن است در این مورد توضیحاتی بفرمائید؟
پریماکوف: با پایان گرفتن جنگ سرد، به طور عین برقراری نظم جهانی چندقطبی شروع شده و دو ابرقدرت شوروی و آمریکا از بین رفتند. این ادعا اشتباه نیست. درست است که ایالات متحده، نیرومندترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان امروز است که از نفوذ سیاسی بالایی برخوردار است. ولی تنها معیارهای کمی مخصوص ابرقدرتهای جنگ سرد نبود. فرق آنها با سایر کشورها این بود که این قدرتهای نیرومند دور خود تعدادی از کشورهای دیگر را متحد کرده و ضمن تأمین امنیت آنها، نحوه رفتار آنها را تنظیم می کردند. در حال حاضر چنین وضعیتی نیست و نمی تواند باشد. فرق مشخص سیاسی و عقیدتی بین دو اردوگاه کمونیستی و سرمایهداری از بین رفته و احتیاجی به تأمین امنیت متحدان خود در برابر عوامل جهانی نیست. البته، منظورم تروریسم بین المللی نیست.
ولی در زمان حکومت دولت فعلی کاخ سفید، در رفتار آمریکا یک نوع «ابرقدرتگرایی» حفظ شده است. ممکن است این نیروی جبر سیاسی یا نفوذ محافظهکاران جدید آمریکایی باشد. آنها خیال می کنند که در جهان یک مرکز وجود دارد و همه کشورهای دیگر باید دور آن گروهبندی شوند و بی چون و چرا خط سیاسی این مرکز را قبول کنند.
سئوال: نشانههای این سیاست کدامند؟
پریماکوف: قبل از همه باید به عراق اشاره کرد. ایالات متحده به صورت مستقل و تا حدودی با نادیده گرفتن تلاشهای دستهجمعی و بدون اجازه شورای امنیت سازمان ملل متحد، عملیات جنگی به عمل آورد. همه و از جمله متحدان واشنگتن با چشم خود نتایج این رفتار را مشاهده میکنند.
سئوال: از قرار معلوم، واکنش مسکو به عملیات در عراق منفی بود.
پریماکوف: روسیه با وجود عدم موافقت با این سیاست و انتقادات از واشنگتن در این رابطه، هیچ کاری نکرد که نشاندهنده علاقهمندی ما به تضعیف ایالات متحده باشد. هیچ واقعیتی در دست نیست که نشان دهد که ریاست روسیه سعی کرده است از وضعیت دشوار آمریکاییها برای آغاز بازی ژئوپلتیکی دوران جنگ سرد استفاده کرده باشد.
سئوال: ولی بعضی سیاستمداران ما به همین امر دعوت میکردند.
پریماکوف: ولی آنها فراموش کردند که نتیجه بازیهای آن زمان همیشه صفر بود. آنچه که به نفع ما بود، به ضرر آمریکاییها تمام میشد و بالعکس. الآن این نوع بازی در کار نیست که هم مسکو این واقعیت را درک می کند و هم واشنگتن.
سئوال: در حال حاضر مواضع ما در قبال اوضاع عراق چگونه است؟
پریماکوف: ریاست روسیه معتقد است که در شرایط کنونی نیروهای آمریکایی باید تا زمانی در عراق باقی بمانند که یک نوع راه حل بنبست دشوار پیدا شود. ما توجه محافل جهانی را به این اشتباه بزرگ تاریخی ایالات متحده که وارد عراق شد، جلب نمیکنیم. ما با علاقه به حل مسأله در باره راههای عادیسازی اوضاع بحث میکنیم. همین امر اهمیت دارد.
سئوال: آیا ارزیابی ما از اوضاع پیرامون برنامه هستهای ایران یکسان است؟
پریماکوف: اختلاف نظر معینی در امور تاکتیکی وجود دارد. مگر ما مخالف مواضع آمریکا هستیم که نمی خواهد که ایران صاحب سلاحهای هستهای شود؟ نخیر. ولی مسکو معتقد است که با توسل به زور و اتمام حجت نمی توان تهران را به امتناع از داشتن سلاحهای هستهای وادار کرد. ما بهتر از آمریکاییها با اوضاع این کشور آشنا هستیم و اعتقاد داریم که فشار شدید از سوی واشنگتن باعث یکپارچگی هم آن نیروهای جامعه ایرانی خواهد شد که درباره داشتن این سلاحها مردد هستند و هم نیروهایی که تصمیم گرفتند صاحب آن شوند. رهبران روسیه خوب میفهمند که اکنون بدون ایالات متحده نمی توان با اشاعه سلاحهای هستهای مبارزه کرد.
سئوال: بعد از آزمایشات هستهای اخیر کره شمالی این مسأله دوباره شدت یافته است.
پریماکوف: پیونگیانگ فعلاً در سطح غیررسمی اعلام کرده است که حاضر است از داشتن بمب اتم و برنامه هستهای خود دست بکشد ولی فقط در صورتی که مذاکرات مستقیم با واشنگتن شروع شود. معلوم است که این فرار اطلاعات با اجازه ریاست کره شمالی به عمل آمده است.
سئوال: آیا دولت بوش حرکات سیاسی فعلی کرملین را درست درک می کند؟
پریماکوف: ما را متهم میکنند که ما بیش از پیش از امکانات انرژتیک خود به صورت سلاح انرژتیک علیه کشورهای دیگر استفاده میکنیم که آنها را تحت فشار قرار داده و به راستای سیاست مسکو و نفوذ روسیه بکشانیم یا از حرکتهای این کشورها که برای روسیه مناسب نیستند، جلوگیری کنیم. ولی واقعیت اینطور نیست. ما واقعاً طی مدتی به جمهوریهای شوروی سابق گاز و نفت را به قیمتهای پایینتر از صادرات به اروپا میفروختیم. ولی قیمتهای جهانی توسط بازار تعیین میشوند. چرا ما را سرزنش می کنند که ما برای توسعه اقتصاد خود شرایط بازاری ایجاد میکنیم؟ بله، ما واقعاً به فروش این مواد خام به قیمتهای بازاری پرداختهایم. چرا روسیه باید به کسی تخفیف و امتیاز بدهد، به خصوص به آنهایی که در ساخت فضای مشترک اقتصادی شرکت نمی کنند؟ قبلاً کسی ما را به قیمتهای دامپینگ نفت و گاز متهم نمی کرد ولی می توانستند این موضوع را هم مطرح کنند.
سئوال: در جامعه روسی بحث گستردهای درباره عضویت یا عدم عضویت در سازمان تجارت جهانی جریان دارد. نظر شما در این مورد چیست؟
پریماکوف: ما میفهمیم که اقتصاد ما نمی تواند خارج از سازمان تجارت جهانی باقی بماند. روسیه بدون شک عضو این سازمان خواهد شد که ۹۵-۹۳% جریانهای کالاهای جهانی از کشورهای عضو آن میگذرد. این سازمان شرایط رفتار در بازارهای جهانی را تعیین میکند. ولی ما باید از منافع خود هم دفاع کنیم. همه از شرکتهای داخلی دفاع می کنند. ایالات متحده با تأکید براینکه سهمیههای مشخص انواع مختلف کالاها به نفع آمریکاییها تعیین شوند، همین کار را میکند، از جمله در زمینه واردات گوشت مرغ. ما باید همینطور رفتار کنیم. مسکو با حل مسأله صادرات فلزات به ایالات متحده به موفقیت معینی دست یافته است.
سئوال: آیا در روسیه و ایالات متحده نیروهایی وجود دارند که می خواهند دو کشورمان را به دوران جنگ سرد برگردانند؟
پریماکوف: فکر نمیکنم که بتوان این نیروها را در آمریکا و روسیه برابر دانست. آنها در آمریکا در کنگره و دولت نفوذ دارند که این واقعی انکارناپذیر است. در روسیه هم نیروهایی هستند که مایلند ما را به دوران جنگ سرد برگردانند. ولی آنها نمی توانند در سیاست کشور نفوذ مستقیم داشته باشند. آنها در افکار عمومی نفوذ دارند و از این طریق بر سیاست کشورمان تأثیر غیرمستقیم میگذارند. در ایالات متحده، افکار عمومی در سیاست دولتی نفوذ مستقیم دارد که این نفوذ از سوی محافظهکاران جدید کاملاً مشهود است. ولی فعلاً عقل سلیم در سیاست آمریکا بیشتر است.
سئوال: در زمان اخیر غرب بیش از پیش ما را به سیاست ضد دمکراتیک، خودکامگی و فقدان آزادی مطبوعات و نواقص دیگر متهم کرده است. جواب شما به این اتهامات چیست؟
پریماکوف: دولت به قدرت احتیاج دارد. اگر کشور عظیمی چون روسیه با جمعیتی که برای این سرزمین کافی نیست به حال خود و بدون اداره باقی بماند، این وضع به نفع هیچ کس و از جمله جامعه جهانی و ایالات متحده نخواهد بود. فراموش نکنید که روسیه بزرگترین قدرت هستهای است. نظارت معینی لازم است که الآن بر سراسر کشور برقرار میشود.
در عین حال، دمکراسی در کشورمان توسعه مییابد که این واقعیت نیز انکارناپذیر است. ببینید چه تظاهراتی علیه فشار بیش از حد بر گرجستان بر پا شده است. هر روزنامه روسیه مقالاتی درج می کند که باب طبع کرملین نیستند. این نشانه آشکار توسعه دمکراسی در روسیه است.
سئوال: چه باید کرد که روابط اقتصادی ما با ایالات متحده اصلاح شود؟
پریماکوف: در اینجا باید به توسعه مثبت اشاره کنم. حتی با وجود مطالب منفی رسانه های گروهی غرب، کارفرمایان آمریکایی به طور فزایندهای در اقتصاد روسیه سرمایهگذاری میکنند.
سئوال: ناکامل بودن نظام بانکی روسیه، یکی از موانع اساسی بر سر راه همکاری محافل کاری غرب و روسیه محسوب میشود. صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، بانک اروپایی ترمیم و توسعه و تمام جامعه بانکی جهانی طی بیش از ۱۰ سال اخیر به تنظیم هرچه زودتر نظام بانکی روسیه دعوت کردهاند. در این زمینه چه کاری انجام شده است؟
پریماکوف: در حال حاضر روند رشد ارزش بازاری بانکهای فدراسیون روسیه جریان دارد. ولی نظام بانکی و تجاری کشورمان هنوز ضعیف است. و این در حالی است که روسیه از نظر ذخایر ارز و طلا در مقام سوم جهان بعد از چین و ژاپن قرار دارد در ۱ اکتبر این رقم برابر ۲۶۶ میلیارد و ۱۹۷ میلیون دلار بود.
بعد از بحران سال ۱۹۹۸ اصلاحات معینی در نظام بانکی به عمل آمد ولی کافی نبود. در مجموع، نظام بانکی ما از نظر محتوا بازاری نیست و شکل آن نیمهدولتی است. سرمایه جمعی آن از سرمایه بانکهای بزرگی چون بانک آلمان کمتر است. رقابت به سه سطح تقسیم شده است: بین بانکهای دولتی و بانکهای بزرگ تجاری بر سر پول بودجه (که برنده این رقابت از قبل روشن است)، بین بانکهای بزرگ و سایر بانکها (اینجا هم برنده مشخص است) و بین بانکهای کوچک و متوسط بر سر سپردههای مردم. سیستم دقیق ضمانت حفظ سپردهها در بانکها وجود ندارد که همین امر باعث بیاعتمادی مردم به بانکها میشود. یک شاخص منفی دیگر، حضور بسیار محدود بانکهای خارجی در روسیه است.
بخش تجاری ما و به خصوص شرکتهای کوچک نمی توانند از نظام بانکی داخلی وامهای کافی دریافت کنند. وامها معمولاً کوتاهمدت با بهره بالایی هستند. بانکهای آمریکایی میتوانستند در این زمینه به ما کمک زیادی بکنند زیرا کسی مانع از کارشان در روسیه نمی شود.
یک مانع وجود دارد: بانک مرکزی فعلاً مخالف افتتاح شعبههای بانکهای غربی است. البته در سال ۲۰۰۲ می خواستند به بانکهای تابع بانکهای خارجی اجازه دهند بدون هیچ محدودیتی شعبههای خود را باز کنند. ولی ریاست بانکهای بزرگ روسیه مخالفت ورزید. آنها از رقابت میترسند. به علاوه، شعبه بر اساس قوانین وطن خود رفتار میکنند و زیر نظر قانونگذاران روس نیستند.
بانکهای آمریکایی به قدری نیرومند که در صورت تمایل می توانند در روسیه تعداد هر چه بیشتر شعبههای خود را باز کنند و با پول و بهره پایین اعتبارات خود، بانکهای ملی را از بین ببرند. بنا بر این، نگرانیهای بانکداران داخلی بیاساس نیست. گفتنی است که در قانون ما «درباره بانکها و فعالیت بانکی» امکان افتتاح شعبهها پیشبینی شده است.
وضعیت مالی روسیه یک ویژگی دارد: از یک سو، ما بدهیهای دولتی شوروی و روسیه را قبل از موعد بازپرداخت می کنیم و این کار را تقریباً به پایان رساندیم ولی از سوی دیگر بدهی ما به شرکتها و بانکهای خارجی رشد می کند. در همین حال ذخایر قابل توجه ارز و بنیادهایی چون بنیاد تثبیت اقتصاد تکمیل میشوند. ولی این پول بدون حرکت افتاده است که این وضع بر توسعه اقتصاد کلان روسیه اثر منفی میگذارد.
مطالب تصادفی
۱۶ شهریور ۱۳۸۹: سفر وزرای امور خارجه و دفاع روسيه به فرانسه
۲۰ آذر ۱۳۸۹: آشتي بلاروس و روسيه
۲۵ آذر ۱۳۹۰: كمك 20 میلیارد دلاری روسیه به اروپا
۱۶ آذر ۱۳۸۹: توافق تهران و گروه 1+5 در مذاکرات ژنو
۲ خرداد ۱۳۸۹: نقش روسيه در كاهش نفوذ آمريكا و تثبيت مثلث جديد قدرت در منطقه

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.