درسهای یوگسلاوی برای ایران

تاریخ انتشار: ۲۵م اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۹ | نسخه چاپی

در این ایام، شکست نخورده مردن، افتخار بزرگی است، به خصوص برای یک رئیس جمهور سرنگون شده. این مرگ، درسی برای سیاستمداران معاصر دیگر است. به نظر می‌آید که ایران بهتر از همه این درس را یاد می‌گیرد.
میلوشویچ تا آخر عمر دادگاه کشورهایی را که بازمانده‌های کشور او را تکه تکه کردند، به رسمیت نشناخت. او طی چهار سال از ملت خود دفاع کرده و آمریکا و اروپا را که در مراحل مختلف زندگی به آنها اعتماد می‌کرد، متهم می نمود. طبق معمول همه رسانه های گروهی جهان غیر از رسانه‌های روسی، سخنان میلوشویچ را منعکس می کردند. جنگ و مرگ میلوشویچ به سیاستمداران بهانه خوبی می‌دهد که درباره این سئوال فکر کنند: «آیا امروزه رهبر واقعی یک ملت می تواند مقابل نیروهای برتر خارجی مقاومت کند؟» چطور می تواند از عهده این کار برآید؟ آیا باید در مرداب توافقات بی‌پایان با غرب که در هر حال خیانت می کند، گیر کند یا با ارج نهادن به حق حاکمیت جواب ضربه را با ضربه بدهد؟
اروپا از فروپاشی اتحاد شوروی سوء استفاده کرد. اروپا به یوگسلاوی واحد فدراتیو احتیاجی نداشت. ژان پل دوم، پاپ رم سابق که نزدیک است «مقدس» اعلام شود، الهام دهنده اصلی فروپاشی یوگسلاوی بود. او از فرط خوشحالی به خاطر خروج کرواسی کاتولیک از یوگسلاوی که با اخراج اقلیت‌های ارتدوکس و مسلمان توأم بود، در پوست خود نمی‌گنجید.
ادامه فروپاشی، مسأله زمان بود. در شرایط کمک نظامی بی‌وقفه غرب به همه شرکت کنندگان در کشتار بالکان، میلوشویچ از ضعیف‌ترین عامل یعنی عامل ملی‌گرایی صربی استفاده کرد. ولی کشور او که از تصفیه‌های قومی وحشت زده بود، فریاد می‌زد: «تیتو، برگرد!». صربها بایستی از تیتو که کروات بود، تنفر داشته باشند ولی آنها ا ورا به عنوان مدافع ملت در برابر استالین و غرب به یاد داشتند. او به مردم یوگسلاوی وحدت، دمکراسی، بهروزی و امکان رفت و آمد بلامانع از جهان را داده بود.
در سال ۱۹۹۹ میلوشویچ به روسیه امید بسته بود ولی روسیه موشک نداد. میلوشویچ امیدوار بود که در قرن ۲۰ کسی نتواند با استفاده از فرمول «مردم پاسخگوی رئیس جمهور منتخب خود هستند»، شهرهای صلح‌جو را بمباران کند. آمریکا او را به توری از وعده‌ها انداخت و ناتو بر سر مردم غیرنظامی بمب ریخت. میلوشویچ با پیروی از انسان‌دوستی اروپایی رفتار کرد: زمانی که صربها در برابر دیدگاه ناتو آلبانی‌تبارها را می‌کشتند و سپس، زمانی که آلبانی‌تبارها صربها را می‌کشتند، به صلح دعوت کرد. او می توانست جواب ضربه را با ضربه بدهد و در واشنگتن و پایتخت‌های کشورهای دیگری که به بمباران مردم غیرنظامی رضایت دادند، انفجارهایی بر پا کند. ولی او انسان دوست باقی ماند.
بعد از حوادث ۱۱سپتامبر۲۰۰۱ پیشکسوتان سرویس‌های ویژه درباره عوامل این انفجارها بحث می کردند. عده‌ای به انتقام ژاپنی‌ها از هیروشیما و ناکازاکی اشاره کردند و دیگران به انتقام نمایندگان یوگسلاوی. ولی میلوشویچ تا آخر انسان دوست باقی ماند. در نتیجه، صدها هزار شهروند سابق یوگسلاوی کشته شدند و هزاران نفر در سراسر جهان دنبال پناهندگی می گردند. از بعضی از آنها برای قتل سیاسی کسانی استفاده می کنند که به تقسیم کشور آنها ربطی نداشت. مردی به نام میخایلویچ آنا لیند وزیر امور خارجه سوئد را با چاقو به قتل رساند.
آنهایی که میلوشویچ را محاکمه می کردند، در ازای ۲۸۰۰ نفر کشته شده در نیویورک، افغانستان و عراق را ویران کردند و آنها را به مرداب جنگ داخلی می اندازند. طی ۱۵ سال اخیر نیروهای غرب در سراسر جهان ۱۰ برابر بیشتر انسانهای بی‌گناه را کشتند تا آنهایی که به جنایت علیه انسانیت متهم می شوند. الآن نوبت ایران است. ولی به نظر می‌آید که محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران از موفقیت‌های انسان‌دوستی غربی نومید شده است. او به غرب، روسیه و قراردادها اعتماد نمی کند. در صورت ضربه به شهرهای ایران جواب متقارن به صورت ضربه به شهرهای متجاوزین داده خواهد شد.
زمانی رهبرانی فرا رسیده است که به وسیله زور با زور مقابله خواهند کرد. ممکن است این شیوه عمل بهتر از «انسان‌دوستی» به حفظ هزاران جان انسانی در سراسر جهان کمک کند.

مطالب تصادفی

۴ مهر ۱۳۸۹: آغاز سفر رسمي مدودف به چين

۱۸ اسفند ۱۳۸۸: روسيه بر تشكيل هرچه سريعتر دولت عراق تاكيد كرد

۱۴ شهریور ۱۳۹۰: آندری تاركوفسكی، بهترین كارگردان تاریخ سینمای روسیه

۵ خرداد ۱۳۹۰: روسیه و چین پالایشگاه نفت احداث می‌کنند

۲۱ بهمن ۱۳۸۹: درخواست روسیه برای بررسی فوری وضعیت غزه در شورای امنیت

ديدگاه كاربران

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.

    1. (required)
    2. (valid email required)
    3. Captcha
    4. (required)