سهم ایران در نظم جهانی

تاریخ انتشار: ۲۱م اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۱۶:۴۲ | نسخه چاپی

یوری کروپنوف روز ۱۵ فوریه ۲۰۰۶ در میز گرد «انقلاب اسلامی ایران: نگاهی از قرن ۲۱» در چارچوب همایش بین المللی «ایران – فرهنگ، تاریخ، سنت» (مسکو، دانشگاه دولتی علوم انسانی روسیه) سخنرانی کرد. در ذیل متن سخنرانی وی آورده شده است.
سهم ایران در برقراری نظم عادلانه جهانی
اهمیت انقلاب اسلامی ایران بدان است که به برکت این انقلاب در جهات قدرت نیرومندی به وجود آمد که اصول بنیادین نظم عادلانه جهانی را معرفی کرد. ادعاهای متداولی که ایران کشوری «بسته» و «ملی‌گرایی» است، فاقد اعتبار به نظر می‌آیند. محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران تنها اصل فراگیر «گفتگوی تمدن‌ها» را به جهانی معرفی کرد که مطابق آن، صلح و شکوفایی بشریت از احترام به تمدن‌های هزارساله و گفتگوی علنی و باز آنها سرچشمه می‌گیرد. این اصل با اصول «برخورد تمدن‌ها» و یکسان‌سازی جهان در چارچوب روند جهانی‌سازی کاملاً مغایر است. به همین دلیل برگزار کنندگان همایش اجتماعی بین المللی «گفتگوی تمدن‌ها»، اصل پیشنهادی ایران را در مبنای مجمع منحصر به فرد خود برای طراحی مبانی نظم عادلانه نوین جهانی قرار دادند.
در سال‌های اخیر تنها ایران بوده است که در فضای خاور میانه و آسیای مرکزی پروژه بزرگ گفتگوی تمدن‌ها و فرهنگها را برقرار می‌کند. این پروژه، تنها آلترناتیوی برای پروژه سیاسی و جغرافیایی «خاور میانه بزرگ» پیشنهادی آمریکاست. پروژه آمریکایی دربرگیرنده سرزمینی از سودان تا پاکستان و از شمال هند تا رشته کوه‌های قفقاز بزرگ است و هدف تبدیل این منطقه به «پمپ بنزین» برای آمریکا، تأمین نفت و گاز برای این کشور و کنترل قاره اورآسیا را دنبال می کند.
روسیه هم نظریه خاور میانه بزرگ را آینده‌دار محسوب نمی کند. تصادفی نیست که روسیه همراه با آلمان و فرانسه از تجاوز ایالات متحده و بریتانیا به عراق در ماه مارس سال ۲۰۰۳ حمایت نکرده و اخیراً اول از همه سازمان حماس را که برنده انتخابات مجلس فلسطین است. برای مذاکرات مستقیم دعوت کرد. ولی روسیه فعلاً برای این منطقه هیچ پروژه فراگیری سیستمی ندارد. یکی از پی‌آمدهای این امر، از دست دادن بی‌دلیل مواضع روسیه در قفقاز است.
ایران ثابت کرد که توسعه مستقلانه هر «دولت-تمدنی» در جهان معاصر می تواند فقط بر اساس نظریات، برنامه‌ها و طرح‌های اصیل توسعه صورت گرفته و نمی تواند بر اصل مدرنیزه‌سازی استوار باشد. انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در واقع نسبت به برنامه مدرنیزاسیون موسوم به «انقلاب سفید» که بعد از سرنگونی دولت مصدق در سال ۱۹۵۴ و تحت ریاست شاه ایران اجرا می‌شود، نقش ضد انقلاب را بازی می کرد.
این امر برای همه کشورهای جهان و از جمله برای روسیه اهمیت فراوانی دارد. ما باید به وضوح بفهمیم که دعوت‌های چندین ساله به مدرنیزه کردن روسیه، در بهترین فرصت نشانه بی‌سوادی طرفداران این اندیشه است ولی به احتمال قوی بخشی از راهبرد از بین بردن روسیه به عنوان عضو فعال روابط بین الملل است. مدرنیزه‌سازی ناظر بر جایگزینی اصالت تاریخی و فرهنگی کشور با مبانی کاملاً متفاوت توسعه به بهانه ترویج نوآوری‌های اقتصادی و تکنولوژیکی است. ولی در نهایت امر، سلول‌های بیگانه پیوند نخورده و طرد می‌شوند. توسعه به معنی سازماندهی پیشرفت جهشی تمدنی و فنی بر اساس سنت هزارساله است.

آینده هسته‌ای ایران
آیا می توان تعجب کرد که نقش جهانی ایران که به سرعت افزایش می‌یابد، با برنامه‌های آمریکایی ساخت امپراطوری جهانی و بازسازی کره زمین و بشریت بر اساس قوانین جهانی‌سازی به تضاد در آمده است؟
بلبشویی که آمریکا و متحدانش پیرامون به اصطلاح «برنامه هسته‌ای» ایران بر پا کرده‌اند، باعث تعجب زیادی می‌شود. و این در حالی است که دولت‌ها و محافل اجتماعی همه کشورهای معتبر جهان باید قبل از همه با کارهای گستاخانه ایالات متحده مخالفت ورزند که دولت این کشور در همین روزها از کنگره درخواست «عادی» ۸۵ میلیون دلار را کرده است. به گفته کندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا، این پول برای «حمایت از شبکه زیربنایی حمایت از اصلاح طلبان، مخالفان سیاسی و مدافعین حقوق بشر در ایران لازم است».
چرا سران کشورها و وزیران امور خارجه از کاربرد این زبان که بیشتر شایسته رئیس بخش عملیات مخفی تخریبی است، اظهار انزجار نمی کنند؟ چرا به تزویر ریاست آمریکا که به «حمایت از آمال ملت ایران» اشاره می کنند، اعتراض نمی کنند؟
در جریان بررسی مسایل مربوط به توسعه بخش هسته‌ای ایران نیز منطقی به همین اندازه وحشتناک و غیرقابل قبول به جامعه جهانی تحمیل می‌شود. در این زمینه اظهارات سرگئی کاراگانوف رئیس شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه و معاون مدیر انستیتوی اروپای آکادمی علوم روسیه که در شماره ۶ فوریه روزنامه «روسیسکایا گازتا» مقاله‌ای درج کرد، بسیار گویا به نظر می‌آید.
وی ابتدا با آب و تاب ثابت می کند که «ایرانیان حق اخلاقی دارند که داشتن سلاح‌های هسته‌ای را بخواهند. آنها در منطقه بسیار خطرناکی به سر می‌برند. در جنوب پاکستان هسته‌ای قرار دارد که هر موقعی می تواند منفجر شود. در غرب، عراق با نیروهای آمریکایی و بعد از آن اسراییل هسته‌ای قرار دارد… ایرانیان بر حق از برخورد ناعادلانه جامعه بین المللی شکایت می کنند».
ولی بعد از آن کاراگانوف به جای اینکه به موضوع پاکستان، عراق بی‌ثبات و اسراییل هسته‌ای رسیدگی کند، ناگهان به ترساندن روسیه با ایران پرداخت: «کسب سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران برای دولت‌های منطقه و قدرت‌های بزرگ، از جمله برای روسیه قابل قبول نیست که در نزدیکی ایران واقع شده و در دسترس وسایل حمل کننده بالقوه سلاح‌های هسته‌ای ایران واقع شده است».
بعد از آن می‌خوانیم: «هسته‌ای شدن ایران به احتمال قوی موجب ساخت بمب هسته‌ای عربی توسط عربستان سعودی و مصر خواهد شد. در این صورت باید مفهوم ثبات راهبردی را فراموش کرد که قدرت‌های هسته‌ای قدیمی بعد از آنکه چند بار بین مرگ و بقای بشریت رد شده بودند، برقرار کردند. احتمال بروز جنگ هسته‌ای با عواقب مجهول به مراتب بیشتر خواهد شد. کسی نمی داند تهران هسته‌ای چگونه رفتار خواهد شد. ممکن است در ریاست این کشور عناصری برنده شوند که هم اکنون به نابودی دولت‌های دیگر و مسدود کردن خلیج فارس دعوت می کنند. پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای نهایتاً بی‌اعتبار خواهد شد. حتی قبل از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، خطر وقوع ضربات مختلف پیشگیرانه رشد خواهد کرد».
البته، کسی که مجله «روسیه در سیاست جهانی» (کاراگانوف مؤسس و رئیس هیأت مدیره این مجله است) او را به عنوان تنها نمایند روسیه که در فهرست روشنفکران جهانی گنجانده شده است، تبلیغ می کند، می تواند به خود اجازه دهد چنین اظهار نظر کند. با چنین عقل و خرد نیرومند به آسانی می توان قضیه را به گونه‌ای جلوه داد که ایران موشکها را مخصوصاً می‌خرد یا تولید می کند که از آنها علیه روسیه استفاده کند. همچنین می توان به این نتیجه رسید که ایجاد بمب هسته‌ای عربی، نتیجه ساخت بمب در ایران و نه در اسراییل خواهد بود.
ولی حتی «تنها روشنفکر شناخته شده جهانی» در روسیه نباید واقعیات آشکار را تا این حد تحریف کند و از منطق سوءاستفاده کند.
اولاً، چرا سرگئی کاراگانوف همراه با مخالفان دیگر «هسته‌ای‌سازی» بر خلع سلاح هسته‌ای اسراییل تأکید نمی کند؟ خلع سلاح اسراییل می توانست نه تنها نقش برهان قاطع برای هر گونه اقدام علیه هسته‌ای شدن ایران را بازی کند بلکه حالت عادلانه و مؤثر رژیم عدم اشاعه را به اثبات برساند.
ثانیاً، آیا کسی که عقل سلیم دارد، می تواند به رشادت ریاست و ملت ایران شک کند («کسی نمی داند تهران هسته‌ای چگونه رفتار خواهد کرد و آیا احتمال می‌رود که در ریاست آن عناصری برنده شوند که به نابودی کشورهای دیگر دعوت می کنند»)، می تواند درباره سیاست اسراییل چنین سئوالی را نکند؟ مگر این نشانه مطلق آن نیست که کاراگانوف و سیاستمداران و کارشناسان دیگر و حتی رهبران بعضی کشورها، نسبت به ایران پیشداوری شدیدی دارند و شریک برخورد تحقیرآمیز و اهانت‌آمیز با این کشور هستند؟ این برخورد بر واقعیات عینی استوار نیست و با اصول بنیادین تمدن ایرانی مغایرت دارند.
ثالثاً، چرا کاراگانوف فقط حدس می‌زند و فرضیه‌هایی مطرح می کند ولی به تنها مورد رفتار غیرمسئولانه در منطقه خاور میانه طی ۱۵ سال اخیر اشاره نمی کند؟ طبیعتاً، منظور ما تجاوز ایالات متحده و چند کشور دیگر به عراق در ماه مارس سال ۲۰۰۳ است. یادآوری می‌شود که تجاوز به عراق به بهانه وجود سلاح های کشتار دسته جمعی در این کشور صورت گرفته بود.
رابعاً، چرا کاراگانوف در باره برنامه رسمی دمکراتیزه سازی خاور میانه که اوایل سال‌های۱۹۹۰ طراحی شد بود و سپس به نظریه «خاور میانه بزرگ» تبدیل شد، صحبت نمی کند؟ این نظریه، مبنای بنیادین فعالیت‌ها و «احساسات» ایالات متحده و پایگاه نظری جلوگیری از موجودیت ایران (و عراق) مستقل را تشکیل می دهد. این موضوع به دانشجویان سال اول دانشگاه تدریس می‌شود. ولی کاراگانوف در این مورد سکوت اختیار کرده است.
خامساً، مگر کاراگانوف نمی فهمد که اظهارنظرهای وی در روزنامه «روسیسکایا گازتا»، یکی از عناصر راهبرد ضد روسی جلوگیری از فعالیت صنعت اتمی ما در بازارهای جهانی و از جمله در ایران است؟
روزنامه «شیکاگو تایمز» چاپ آمریکا به ولادیمیر پوتین «راه خوبی برای دفاع از خود» پیشنهاد کرده است:«روسیه سال‌هاست که رآکتور اتمی بوشهر را می‌سازد. ایالات متحده سال‌هاست که بر قطع ساخت این رآکتور تأکید می کند. رآکتور تقریباً ساخته شده است. چگونه می توان توجه تهران را به خود جلب کرد؟ باید پروژه بوشهر را کنار گذاشت و همه روسها اعم از دانشمندان، مهندسین و حتی منشی ها را فوراً‌ از ایران به روسیه برگرداند». این نصیحت به ویژه در شرایطی خوب است که در جهان «رستاخیز هسته‌ای» گذشته و رقابت شدید بین رهبران صنعت اتمی جهانی بر سر سفارش‌های ساخت نیروگاه‌های اتمی شروع شده است. یکی از آنها، روسیه است که نه تنها «روشنفکران جهانی» بلکه دولت‌هایی که به آنها امکان ساخت نیروگاه در ایران داده نمی‌شود. از این وضع ناراضی هستند.

مطالب تصادفی

۲۸ مهر ۱۳۸۵: پایان جنگ سرد و از بین رفتن ابرقدرت ها

۲ مرداد ۱۳۹۰: بیست نهمین نشست کارگروه خزر؛ رویکردها و نتایج

۱۳ شهریور ۱۳۹۰: اولتیماتوم اوکراین به روسیه

۸ بهمن ۱۳۸۸: دولت ايران انرژي هسته اي را براي خدمت به مردم مي خواهد

۲ بهمن ۱۳۸۹: برنامه هسته‌اي ايران ماهيت شفافي دارد

ديدگاه كاربران

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.

    1. (required)
    2. (valid email required)
    3. Captcha
    4. (required)