ایران بمب اتم می سازد یا نه؟

تاریخ انتشار: ۲۰م اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۶:۵۸ | نسخه چاپی

مسکو در آغاز دهکده کوچکی از ایالت سوزدال بود. از آنجا که در محل تلاقی چند ایالت واقع شد و در کنار رودخانه قرار داشت بتدریج توجه کسبه و بازرگانان را به خود جلب کرد. در آن زمان نه کرملینی وجود داشت و نه میدان سرخ، در این منطقه ماهیگیران، شکارچیان، پیشه‌وران مختلف مانند سفالگران، چرمگران، آهنگران، کفاشان و حتی زرگران فعالیت داشتند.

آهسته آهسته در بین آنان بازرگانی رونق گرفت، از هر طرف به سوی آنها راه‌ها باز و در رودخانه مسکو قایق‌های باربری پیدا شدند. قایق‌ها سیر حرکت خود را به آن سوی رودخانه باز کردند و به این ترتیب بود که تجارت عمده در زمینه تولیدات جنگلی آغاز گردید.

به این ترتیب، حدود صد-صدوپنجاه سال قبل از پیدایش اسمی مسکو، شهر کوچکی بوجود آمد. رشد و توسعه مسکو جوان باعث شد پیشه‌وران و بازرگانان به مسکو روآورند که خودبه‌خود توجه غارتگران را جلب و حمله به مسکو را شروع کردند. به همین دلیل بود که ضرورت دفاع از مسکو و داشتن دژ مستحکم احساس شد. در سال ۱۱۵۶ میلادی در تپه‌های باراویتسکی دیوارها و برج‌های چوبی را بنا کردند.

مسکو همیشه با تاخت و تاز بیگانگان و یا خان‌های بخش‌های دیگر مواجه بود اما بدترین حمله در سال‌های ۱۲۳۶ توسط تاتارها به سرکردگی باته‌یه، نوه چنگیزخان بود. آنها کشتار وحشتناکی به راه انداختند، آنچه را که می‌سوخت آتش زدند، و آنچه را که می‌شد فروخت با خود بردند، هر چه را می‌شد دزدید، غارت و هر زنده جان، حتی کودکان و پیرمردان را قتل عام کردند.

در سال‌های ۱۳۴۰-۱۳۳۹ شاهزاده مسکو، ایوان کالیته، اطراف کرملین را که محوطه اصلی مسکو بشمار می‌رفت دیواری از چوب بلوط کشید. از آبادی جدید هنوز ربع قرن نگذشته بود که آتشسوزی کرملین چوبین را به خاک و خاکستر تبدیل کرد. این حادثه باعث شد که در ساخت مجدد کرملین از سنگ استفاده شود.

مسکو وسعت پیدا می‌کرد، استحکام می‌یافت و قامت می‌کشید، اما از آرامش هنوز خبری نبود. تاتارها هر چند یکبار به آن حمله می‌کردند. یک بار در زمان بازگشت، دشمن شکست خورده آتشی برپا نمود که دیوارهای سنگی هم در برابر آن نتوانست مقاومت کند و شهروندان مسکو قادر نشدند به آسانی این آتش را خاموش سازند. شهرهای کهن دیگر روسیه هم مانند مسکو جنگ، آفت، غارت و آتشسوزی را دیدند، اما حاصل آنچه بر سر مسکو آمد تلخ‌ترین بود: هزاران نفر کشته و هزاران کودک یتیم محروم و بینوا.

پاییز سال ۱۳۸۰ حاکمان روسیه تصمیم گرفتند دست تاتارها را برای همیشه از مسکو کوتاه کنند و بعد از یک نبرد شدید، دشمن را شکست دادند و در مسکو جشن بزرگی برپا شد. گرچه باز هم تاتارها گاهگاهی حملاتی به مسکو داشتند و قریب یکصد سال باج دادن به آنان ادامه داشت، اما آرامش نسبی حکمرفا بود.

در جریان پادشاهی ایوان سوم که روسیه از حالت ملوک‌الطایفی درآمد و به کشور واحدی تبدیل گشت، مسکو رسماً به عنوان پایتخت پذیرفته شد و کرملین شکل گرفت.

مسکو سال‌ها نسبتا آرام بود اما در سال ۱۶۱۰، لهستانی‌ها به آن حمله کرده و آنرا به تصرف در آوردند. اما مردم در ۱۶۱۲ به رهبری دو تن به نام‌های مینین و پاژارسکی قیام کرده و لهستانی‌ها را به عقب راندند.

همانگونه که قبلاً گفته شد، پس از به قدرت رسیدن پتر کبیر در سال ۱۶۸۹ وی تصمیم گرفت پایتخت را به نقطه‌ای نزدیکتر به اروپا منتقل کند و به این ترتیب سن‌پیترزبورگ به همت او ساخته و در سال ۱۷۱۲ به عنوان پایتخت روسیه معرفی شد.

در نخستین سال‌های دهه دوم قرن نوزدهم روسیه مورد تهاجم نیروهای فرانسه قرار گرفت. این در حالی بود که سن پیترزبورگ در آن زمان پایتخت روسیه بشمار می‌رفت اما ناپلئون اعتقاد داشت که: «اگر کیف را نابود کنم. پای روسیه قطع شده، اگر سن‌پیترزبورگ را بگیرم تنها سر روسیه در دست من است اما اگر مسکو را فتح کنم، قلب روسیه را به چنگ آورده‌ام.»

ارتش فرانسه در سپتامبر ۱۸۱۲ تا قلب مسکو پیشروی کرد. اما این نقطه پایان بود. آنها همینجا زمینگیر شدند. یک ماه بعد ژنرال کوتوزف به فرانسوی‌ها حمله کرد، زمستان و سرما هم به کمک مردم مسکو آمد و نیروهای ناپلئون سرشکسته راه بازگشت را در پیش گرفتند.

عصر جدید

در آغاز قرن بیستم طوفان انقلاب روسیه را تکان داد. گرچه در آن زمان سن‌پیترزبورگ پایتخت روسیه بود اما مسکو همچنان اهمیت داشت.

انقلابیون پس از پیروزی، مسکو را به عنوان پایتخت خود برگزیدند و به این ترتیب تاریخ جدید این شهر آغاز گشت.

قریب ربع قرن بعد از انقلاب، مسکو بار دیگر مورد حمله دشمن واقع شد. این بار نوبت آلمان بود که مسکو را ویران کند!

گرچه قبلاً در مورد جنگ جهانی دوم صحبت شد، اما بد نیست به آماری چند در مورد لشکریان آلمانی که به مسکو حمله کرده بودند نگاهی بیندازیم:

۲۳ لشکر موتوریزه و مسلح به مسکو حمله آوردند که شامل یک میلیون و هشتصد نظامی، ۱۷۰۰ تانک، ۱۴ هزار توپ، ۱۳۹۰ هواپیما مجهز بود.

نیروی هوایی آلمان بیش از ۱۲ هزار بار برفراز مسکو پرواز تهاجمی انجام داد.

در مورد سرنوشت شوروی قبلاً سخن گفتیم و نیازی به تکرار نیست پس از نابودی شوروی، روسیه به عنوان کشور محور شوروی سابق، با نام «فدراسیون روسیه» به جهانیان معرفی شد و طبیعتاً مسکو پایتخت این کشور همچون گذشته اهمیت خود را حفظ کرد و حتی بر این اهمیت افزوده شد چون به یکی از قطب‌های علمی، هنری، اقتصادی و جهانگردی دنیا تبدیل گردید.

اینک روزانه ده‌ها هواپیما از نقاط مختلف جهان در فرودگاه‌های پنجگانه آن برزمین می‌نشینند و هزاران جهانگرد و بازرگان را به مسکو می‌رسانند.

تغییر و تحولات روسیه باعث شد که سیاست‌های این کشور دچار دگرگونی‌های شگرفی شده و پای هزاران شرکت خارجی و میلیون‌ها علاقه‌مند به هنر، علم و دیدنی‌های روسیه به این کشور باز شود.

امروزه بیش از ۴۰ شرکت حمل و نقل هوایی بین‌المللی در مسکو دفتر دارند. جدای فعالیت این شرکت‌ها، روزانه صدها قطار و اتوبوس افراد را از شهرهای مختلف روسیه و یا جمهوری‌های شوروی سابق به مسکو می‌رسانند.

مطالب تصادفی

۱۶ آذر ۱۳۹۰: نتایج اولیه انتخابات دومای روسیه

۱۳ تیر ۱۳۹۰: ایجاد اعتماد و فهم مشترک؛ قدم بعدی در ریست

۲۳ شهریور ۱۳۹۰: ايران فقط اصل طرح گام به گام را پذيرفته است

۲۶ تیر ۱۳۸۹: جشن ميلاد امام حسين، حضرت ابوالفضل و امام سجاد در مسكو

۱۹ مرداد ۱۳۹۰: مواضع و ملاحظات روسيه پيرامون تحولات منطقه

ديدگاه كاربران

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.

    1. (required)
    2. (valid email required)
    3. Captcha
    4. (required)