گزینه ای برای آمریکا و روسیه

تاریخ انتشار: ۱۸م اسفند ۱۳۸۴ ساعت ۷:۰۴ | نسخه چاپی

به مرور ارتش آمریکا و متحدین وی نیروی انسانی عراق را نابود میکند. در نتیجه سرنگون شدن عراق راه برای پیشروی شیعیان به مقام رهبری در منطقه خاور نزدیک باز میشود. شیعیان که همیشه در دنیای اسلام در اقلیت بودند به دلیل ایجاد شرایط ویژه به مقام فرماندهی در منطقه دست یافتند. گروه های میان ملیتی اسلامی در حال حاضر به سمت ایران به عنوان راهنما نگاه میکنند بخصوص که همزمان با دسترسی به مقام کشور هسته ای قدرت آن بمراتب بالا خواهد رفت.
از طرفی، ایران رقیبی ندارد. عربستان سعودی از لحاظ ژئواستراتژیکی ضعیف است و باضافه خانوار پادشاهی ضعف خود را درک میکند و بخاطر حفظ خاندان خود حاضر است عقب نشینی کند. ریاض نمیتواند به ادامه سیاست خودکامگی قانع شود و مجبور است به اصلاحات سیاسی بپردازد. مصر در اثر نارضایتی های داخلی میلرزد. پاکستان دارای جمعیت بزرگ و سلاح هسته ای میباشد ولی اهالی این کشور بی انضباط و غیر قابل کنترل اند که در نتیجه ادعاهای منطقه ای دولت اسلام آباد پایدار نمیباشد. ترک ها مجبور خواهند شد ” یک کشور داخل کشور را بپذیرند» کردستان شمالی دارای جمعت معادل ۵/۴ میلیون نفر در عراق نوین. اهالی سنی در عراق میتوانند تحت حمایت عربستان سعودی قرار گیرند با اینکه خطر انتقال “جزیره انتفاضه ” ممکن است موجب پرهیز سعودی ها گردد.
تنها ایران میتواند تحولات منطقه خاور نزدیک را به این یا آن سو هدایت نماید، فقط این کشور میتواند بطور موثر از طریق قویترین سازمان های با نفوذ اسلامی مانند حزب الله و حماس بر قدس و بغداد تاثیر گذارد. تنها ایران میتواند جریان نفت از خلیج فارس را متوقف سازد. تهران است که تعیین میکند که چه مقدار نفت از تنگه هرمز حمل شود و فقط تهران “حرف خود را در دریای خزر دارد. اصولا مهمترین موضوع این است که جریان نفت به چین و هندوستان در اختیار ایران میباشد. بعد از سال های سال در وضعیت یک کشور منزوی شده ایران به اهمیت موافقت نامه های دوجانبه با چین و هندوستان پی برد.
هندوستان ظاهرا برای خود مانعی نمیبیند که نسبت به ایران به عنوان حامی خارجی ویا ” مرشد طبیعی” ایران شود. طرح ایجاد لوله گاز از طریق خاک پاکستان موجب نزدیک شدن دو کشور میگردد در صورتی که موضع پاکستان در چنین “ساندویچی” اجبارا تضعیف میشود. چین نیز سعی خواهد کرد به همکاری استراتژیک با ایران برسد چرا که در مورد امنیت مسیر انتقال انرژی و بدست آوردن دسترسی تضمین شده به خلیج فارس و آسیای مرکزی نگران میباشد. در هر صورت با وجود “بلوک جهانی” جدید – چین، هندوستان، پاکستان و ایران – ایالات متحده آمریکا بناچار مجبور میشود نسبت به ایران احترام بیشتری را از خود نشان دهد.
واشنگتن: مبادله بمب با دوستی
یادآوری میکنیم: شاه ایران ترجیح میداد روی آمریکا تکیه نماید. در واشنگتن این موضوع را بهیچوجه فراموش نمیکنند و معتقدند که این برخورد یک مورد ساده وزودگذر رابطه بین شاه پهلوی و نیکسون رئیس جمهور نبود. در واشنگتن مایل هستند برای چنین رابطه موجبات مشخصی را ببینند. طی مدت طولانی ایران طرف ترجیحی همکاری ایالات متحده در خاور نزدیک بود.
در ایالات متحده یک گفتگو و بحث های وسیع بوقوع پیوست در این خصوص که “گویا ایران نمیتواند حامی یا دستیار نهضت نوع سلفی جهاد گرا مشابه “القاعده” باشد”. بجهت اینکه ایران یک دولت شیعه میباشد این کشور پدیده “انقلاب” را بشکل دیگری تعبیر میکند. حکومت خودکام ایران هیچ وقت قصد نداشت جای توتالیتاریسم سلفی را بگیرد. در آمریکا تا آنجا رسیدند که “سیاست خشک خودکامه بعد از دوران استالین” رهبران ایرانی را با جهش انقلابیون عربی متمایل به ” ایده های مائو و تروتسکی” مقایسه نمایند. البته ایران کنونی مانند اتحاد شوروی زمان برژنف در صورت امکان میتوانست از نهضت های تروریستی میان ملیتی استفاده نماید ولی هدف از چنین اقدامات ” آرزوی خیالی تغییر تمام جهان نبود بلکه پیروی از اهداف حساب شده ملی بود.”
به عقیده بعضی از کارشناسان سیاسی آمریکائی، روحیه انقلابی تشیع در ایران خیلی وقت است که “فوت کرده” و بجای آن نظام سیاسی حساب شده باقی مانده است که در این نظام ملایان ادعای مقام رهبری عالیه را مینمایند و مردم این کشور متمایل به اطاعت کردن هستند و دولت مدعی نقش اصلاح گرایی در جهان کاملا جوان ایران میباشد که جوانان آن خواستار زندگی بهتر و بدور از پرستش و هواخواهی آیت الله ها میباشند. در محافل غربی جامعه ایرانی را با جامعه دوره آخر حکومت برژنف مقایسه میکنند که خاصیت اصلی آن افت ایدئولوژی و رواج فلسفه زندگی از طریق حساب سود خالص بود.
ایران برخلاف مقابله بین المللی قادر خواهد شد سلاح هسته ای بسازد. پس از آنکه دولت بوش اعضای طالبان را در مرز های شرقی ایران و رژیم صدام را در مرزهای غربی ایران متلاشی کرد ایران نتوانست از وسوسه هسته ای خودداری نماید و خیلی تند اقدام نمود در حالی که ایالات متحده آمریکا مشغول افغانستان و عراق بود. به نظر میرسد که ایران حتی احساس رضایت نمود که دو کشور همسایه آن شکست خوردند و شکست آنها موجب افزایش وزن نسبی تهران گردید.
در آمریکا چنین تفکری قوی میشود که ایران میتواند پر ارزش ترین متحد ایالات متحده آمریکا شود – فقط کاری که میماند – کنار زدن آیت الله ها است. توماس بارنت در پنتاگون سئوال میکند: “آیا این تصور باور نکردنی است؟ چنین تصوری نسبت به تصور مبنی بر دریافت موافقت روسیه در مورد حکم روائی آمریکا چه در خلیج فارس و چه در آسیای مرکزی و چه بسا در اروپای شرقی که اکنون به عضویت ناتو و اتحادیه اروپا درآمده است چندان از واقعیت دور نیست. در زمان خود ما در اوایل سال های۱۹۷۰ از سیاست پائین آوردن تشنج در روابط با رژیم “بسیار فاسد” اتحاد شوروی (ایدئولوژی ورشکست شده، دستیار تروریسم بین المللی، انگشت روی دکمه هسته ای) که با رژیم ایران شباهت زیاد داشت پیروی میکردیم و نتیجتا موفق شدیم این رژیم را سرنگون کنیم و آن را به متحد خود تبدیل نمائیم.”
مواضع آن عده افراد مستحکم میشود که معتقد هستند که وقت آن رسیده است که وضعیت ناگوار امروز را وقتی که دولت ایران از ایالات متحده آمریکا نفرت دارد و محافل بسیار وسیع جامعه به آنها ارادت دارند باید تغییر داد. باید یک نوع مبادله انجام داد: به ایران اجازه داده میشود که بمب را بدست آورد روابط دیپلماسی برقرار میشود مجازات لغو و بازرگانی گسترش میابد یعنی ایران از لیست آمریکائی “محور شر” حذف شود. در عوض ایران موظف میشود یک برنامه اقدامات مربوط به حل و فصل بحران اسرائیل و فلسطین را به ایالات متحده آمریکا پیشنهاد نماید، از ارائه کمک به سازمان های تروریستی دست بردارد، بر سوریه فشار آورد تا از فشار بر لبنان دست بردارد و اسرائیل را برسمیت بشناسد.
دولت بوش در برابر تصمیم ایرانی ها در مورد ادامه تحقیقات هسته ای از گنگره در خواست نمود مبلغ ۷۵ میلیون دلار را برای هدف “پشتیبانی از آرزو های ملت ایران” تخصیص دهد. در حالی که ایرانی ها تائید نمودند که به عملیات دمیدن اورانیوم فلورین شش به سانتریفوژ های گازی در کارگاه نطنز پرداختند. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا از کنگره تقاضا نمود اعتبارات بمظور “حمایت از دمکراسی در ایران” را تقریبا ده برابر افزایش دهد. دولت آمریکا تصمیم گرفت برنامه های تلویزیونی بزبان فارسی را بطور شبانه روزی پخش نماید. همچنین پخش برنامه های فارسی زبان “صدای آمریکا” و بعضی از “شبکه های خصوصی” گسترش خواهد یافت. هزینه های مربوط به آموزش دانشجویان ایرانی در خارج از محل بودجه دولت آمریکا تامین خواهد شد، سایت های اینترنتی ویژه ایران ایجاد خواهد شد.
اگر دقیقا بگوئیم در این مورد هیج انتخابی وجود ندارد. بدون آرام کردن ایران آمریکا نمیتواند به پیاده نمودن سیاست ویژه خود در مورد تحولات آینده خاور نزدیک امید داشته باشد بطوریکه امنیت اسرائیل تامین گردد و رژیم های محافظه کار پاکستان، مصر و عربستان سعودی در زیر سایه نیزه های آمریکائی قرار گیرند. بهای پرداختی ایران بابت بمب معادل حکمروائی بدون قید و شرط آمریکا در منطقه خواهد بود. تا کنون برتری تکنولوژیکی اسرائیل بخوبی میتوانست نماینگر برتری آن در مقابله با جهان اعراب باشد. تسلیحات استراتژیک ایران از شدت این مقابله به نفع آمریکا کاهش خواهد داد. عقیده توماس بارنس چنین است: ” بدست آوردن اسلحه هسته ای از طرف ایران مقابله طرفین را متوازن خواهد ساخت و اجازه میدهد که خاور نزدیک اسلامی به عنوان طرف مساوی پشت میز مذاکرات با اسرائیل بنشیند. این موضوع یک شرط حیاتی میباشد. موجود بودن دو طرف دارای نیروی تقریبا مساوی در نتیجه یک معادله ثبات بیشتری ایجاد میکند تا یک حالت عدم توازن دایمی داشته باشیم.”
اروپای غربی: فشار جدید به خاور نزدیک
بعد از دوران بی علاقگی معین در سال های ۱۹۹۰ اروپا از “زهره” به “مریخ” مبدل میشود. فرانسه،انگلیس و آلمان در مذاکرات هسته ای با ایران مقام راهبردی گرفتند. اروپا هنوز از افزار جادوگرای خود – “اسلام اروپائی” دست نکشید و کوشش میکند ثابت نماید که بین اسلام و دمکراسی “دیوار بزرگ چین” وجود ندارد و حد اقل اختلاف غیر قابل حل وجود ندارد و مقررات شرعی و قرآن دو مطلب متفاوت است.

مسکو: شریک وهمکار اصلی در منطقه
روسیه ایران را با جمعیت ۷۰ میلیونی آن به عنوان پل اصلی برای دستیابی به خزانه نفت جهان تلقی میکند. روسیه عقیده دارد که موضع گیری دوستانه ایران پشتوانه برتری روسیه در دریای خزر و مانع نفوذ افراطیون به قفقاز شمالی میباشد. حاصل معاملات روسیه با ایران ارز خارجی میباشد. بواسطه ساخت نیروگاه هسته ای در بوشهر روسیه صنایع اتمی خودرا نجات میدهد.
نمیشود گفت که معامله و همکاری با ایران کار ساده ای میباشد. در اواسط فوریه ۲۰۰۶ تهران مذاکرات با مسکو را در مورد تاسیس شرکت مشترک ویژه غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه به تعویق انداخت و خود به غنی سازی سنگ اورانیوم پرداخت. در نتیجه تاج گل مورد انتظار شخصیت صلح ساز در خاور نزدیک از طرف تهران نصیب رئیس جمهور روسیه نشد.
روسیه یکپارچه نیست. تعدادی از رجال غرب گرای آن اهالی کشور را بوسیله امکان بوجود آمدن رژیم مذهبی مسلح به اسلحه هسته ای در مرزهای جنوبی میترسانند که بگفته آنها این رژیم از اوضاع پیش آمده در منطقه بنفع خود استفاده میکند و قویترین دولت اسلامی مستقل را ایجاد مینماید.
اما گروه دیگر امید خودرا به ایران میبندند. فروش ۷ رآکتور هسته ای به ایران ممکن است ۱۰ میلیارد دلار را نصیب روسیه سازد و نیز یک موضع گیری منسجم در منطقه فوق العاده مهم فراهم سازد. با توجه به این موضوع مسکو از حرکت آمریکا و غرب بطور کلی در جهت تحویل پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری نمود و همچنین نگذاشت آژانس بین المللی انرژی اتمی مصوبه مربوطه را صادر نماید. در دوره سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۶ فروش اسلحه از طرف روسیه به ایران معادل مبلغ ۵ میلیارد دلار بود ولی بعدا تحت فشار ایالات متحده آمریکا از فروش اسلحه روسیه به ایران بطور فاحش کاسته شد. سپس در سال ۲۰۰۰ در نتیجه اقدامات رئیس جمهور جدید فروش اسلحه روسیه به ایران از سر گرفته شد. در اکتبر سال ۲۰۰۵ معامله فروش موشک های زمین به هوا به مبلغ ۷۹۰ میلیون دلار انجام گرفت. ارزش بازار فروش اسلحه روسیه به ایران بطور کلی معادل ۱۰ میلیارد دلار میباشد. رهبری مسکو اعتقاد دارد که ایران پروژه غنی سازی مشترک اورانیوم را برای رآکتور های هسته ای ایران قبول کند. بخصوص که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در این مورد مجری اوامر شورای عالی امنیت ملی ایران میباشد که ریاست آن بعهده آیت الله علی خامنه ای رهبر عالی کشور میباشد. ظاهرا ایشان مایل است با مسکو همکاری نماید.
موضع گیری مستقل روسیه از طرف نماینده سازمان فلسطینی حماس چنین مورد ارزیابی قرار گرفت: ” این اوضاع به معنی شکاف برداشتن موضع گیری غرب میباشد که از طرف ایالات متحده آمریکا تنظیم و هماهنگ میشود.”
ایران تهدید نمود که از قرارداد عدم توسعه سلاح هسته ای خارج شود (اظهارات احمدی نژاد رئیس جمهور در ارتباط با بیست و هفتمین سالگرد انقلاب ایران). در مرکز تحقیقاتی نطنز کارهای مربوط به برنامه غنی سازی اورانیوم از سر گرفته شد. شکی نیست که احمدی نژاد نه تنها به روابط دوستانه با روسیه و چین تکیه میکند بلکه روی موقعیت بد آمریکا در عراق نیز حساب میکند. تهران اطمینان دارد که ایران و عراق در یک زمان نمیتوانند مورد هدف گیری ایالات متحده آمریکا قرار گیرند – چنین اقدامی بیش از قدرت آمریکا خواهد بود. علاوه بر این، رسما ایران حق دارد صنایع اتمی را با اهداف صلح جویانه گسترش دهد.
از طرف دیگر، روسیه و چین ظاهرا از بحران ایران بمنظور تضعیف مواضع آمریکا در خاور نزدیک استفاده میکنند. کارشناسان امر عقیده دارند که روسیه مانند چین مایل نیست ایران یک قدرت هسته ای شود ولی برتری آمریکا در خاور نزدیک برای روسیه بمراتب بدتر است. رئیس دفتر نمایندگی آژانس خبری روسیه “ریا نوستی” در واشنگتن اظهار نمود که ایالات متحده آمریکا نباید به همکاری مسکو امید داشته باشند: “ده سال پیش وقتی که روسیه از لحاظ مالی ضعیف تر بود روسیه قادر بود پاداش کوچکی را قبول نماید. ولی اکنون – خیر. روسیه همراه با اروپا اقدام نمیکند، روسیه مستقل اقدام میکند. روسیه قصد دارد موقعیت قدرت جهانی را مجددا بدست آورد و مایل نیست که آن را به عنوان شریک کوچولو تلقی نمایند که در برابر غرب دریوزگی میکند… مسکو ایران را به عنوان بازار سود آور اسلحه میبیند و مایل است این بازار را حفظ نماید.”
نظریه ژنرال استیون بلانک: خودداری روسیه از همکاری نزدیکتر با ایالات متحده آمریکا در مورد مسئله ایران به معنی کوشش روسیه در جهت بدست آوردن موقعیت قطب متقابل میباشد و از این لحاظ هدف آن تخریب طرح های آمریکا در منطقه میباشد.” کارشناسان آمریکائی عقیده دارند که تقریبا در سال ۲۰۰۸ ایران میتواند به موقعیت قدرت هسته ای دست یابد. آمریکائی ها تاکید میکنند که در آن زمان در نتیجه تحولات پیش آمده در خاور نزدیک ترکیه نیز میتواند مبتلا به وسوسه هسته ای گردد.
“حزب الله” و مشابه آن
آیا تهران بمب را به دست تروریست ها میدهد؟ فقط در صورتی که تهران نتواند در مذاکرات با غرب به اهداف خود برسد. تنها در صورتی که “حزب الله” و سازمان های تروریستی دیگر آن چیزی را به تهران بدهند که غرب نتواند بدهد. و بطور کلی چه فایده دارد تهران را خشمگین کنند در صورتی که تهران در هر صورت به مقاصد خود خواهد رسید. برخورد آرام از طرف ایالات متحده آمریکا نسبت به برنامه مسلح شدن ایران موجب خواهد شد که شریک قدرتمند اسلامی برای آمریکا بوجود آید. امنیت اسرائیل را فراهم خواهد نمود. یک سئوال دیگر هم هست: در چه موردی تهران اقدام به تحویل سلاح کشتار جمعی به عاملین جهاد خواهد نمود؟ در صورتی که چیزی را برای از دست دادن نداشته باشد ویا یک چیزی را داشته باشد که موجب ریسک از دست دادن آن شود؟
اگر آمریکا علاقه داشته باشد که اقدامات ایران با مسئولیت باشد در این صورت واشنگتن ایران را باید عهده دار مسئولیت تحولات پر اهمیت خاور نزدیک سازد. در عین حال، وقتی که واشنگتن بجای امنیت هسته ای مورد نظر آیت الله های دارای تمایلات جنگ جویانه یک به اصطلاح “هویج اقتصادی” را پیشنهاد میکند در این صورت آمریکا بر ضد منافع خود اقدام میکند. ولی میتوان به وضعیتی رسید که به نفع هر دو طرف باشد. ایالات متحده آمریکا میتوانند یک شریک اسلامی را در زمینه تامین امنیت در منطقه بسیار حساس بدست آورند بطوریکه این شریک بتواند موقعیت متقابل مصر (به عنوان “شخصیت مریض جهان اعراب”) بدست آورد و حتی جای مافیای پادشاهی عربستان سعودی را بگیرد.
خیلی وقت است که واشنگتن مشغول جستجوی یک سناریوی مورد قبول برای خاور نزدیک میباشد. دو جنگ سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ این تصور را ثابت میکند. در شرایطی که متحدین اروپائی موفق نشدند یک فشار حسابی به تهران وارد نمایند و روسیه و چین راه خود را می روند گروه های محافظه کار جدید و امپریالیست های دمکراتیک در پایتخت آمریکا سراغ یک راه حل جدید میباشندچون برای جنگ سوم نیروی کافی ندارند.

مطالب تصادفی

۱۹ بهمن ۱۳۸۸: معاون نخست وزیر روسیه: تحریم نباید علیه اقتصاد ایران باشد

۱۲ دی ۱۳۸۸: آمريکا و متحدانش بايد سياست خود در قبال ايران را تغيير دهند

۲۶ مهر ۱۳۸۹: ترس اسرائیل از رسیدن اس-۳۰۰ به ایران

۲۱ بهمن ۱۳۸۸: روسيه 12 فروند جنگنده سوخو-30 به ويتنام مي فروشد

۷ تیر ۱۳۹۰: آزمايش «بولاوا»

ديدگاه كاربران

هنوز ديدگاهي ارسال نشده است.

    1. (required)
    2. (valid email required)
    3. Captcha
    4. (required)